مقالات گوناگون – دیجی رو https://digiro.ir دنیای تکنولوژی | آخرین اخبار تکنولوژی Sun, 24 May 2020 09:20:16 +0000 fa-IR hourly 1 دستگاه تلگراف تایتانیک بعد از گذشت بیش از یک قرن بیرون آورده می‌شود؟! https://digiro.ir/titanic-telegraph-machine-recovery/ https://digiro.ir/titanic-telegraph-machine-recovery/#respond Sun, 24 May 2020 09:19:34 +0000 https://digiro.ir/?p=171022 دستگاه تلگراف تایتانیکدر سال 1912 پس از اینکه کشتی تایتانیک به کوه یخ برخورد کرد، پیام‌های متعددی از طرف کشتی به وسیله یک دستگاه تلگراف ارسال شد. دستگاه تلگراف بی‌سیمی که به دلیل نقش آن در ارسال پیام‌های پریشان کننده در آن شب شوم در سال 1912، به “صدای تایتانیک” هم معروف شده است. حال تعدادی از […]]]> دستگاه تلگراف تایتانیک

در سال 1912 پس از اینکه کشتی تایتانیک به کوه یخ برخورد کرد، پیام‌های متعددی از طرف کشتی به وسیله یک دستگاه تلگراف ارسال شد. دستگاه تلگراف بی‌سیمی که به دلیل نقش آن در ارسال پیام‌های پریشان کننده در آن شب شوم در سال 1912، به “صدای تایتانیک” هم معروف شده است. حال تعدادی از محققان به فکر افتاده‌اند که این دستگاه تلگراف را از اعماق آب‌های آتلانتیک شمالی بیرون بکشند. اما برخی با این طرح به شدت مخالفند و همین مسئله یکی از چالش‌های اصلی پیش روی محققان خواهد بود.

دیوید گالو (David Gallo)، اقیانوس شناسی که قبلاً در موسسه اقیانوس شناسی کار می‌کرد و در حال حاضر مشاور بازیابی و نجات دادن کشتی تایتانیک در شرکت قانونی RMS Titanic است، گفت: پیشنهاد مطرح شده تلاشی برای نجات آثاری است که در معرض نابودی همیشگی هستند.

وی افزود که شرکت تاحدودی انتظار داشت که مخالفت‌هایی با برنامه بازیابی ابراز شود، اما هرگز فکر چنین واکنش‌های تند و گاهی ظالمانه‌ای را که بر پایه اطلاعات نادرست هستند، نمی‌کرد. گالو ادامه می‌دهد: “من را شکارچی حریص گنج و یا دزد مقبره می‌خوانند و من کاملا این صحبت‌ها را توهین‌آمیز می‌دانم.”

نسخه شبیه سازی شده دستگاه تلگراف بی‌سیم مارکونی که در کشتی تایتانیک برای ارسال پیام استفاده می‌شد.

دستگاه تلگراف بی سیم مارکونی (مارکونی مهندس برق ایتالیایی و برنده جایزه نوبل بود که در گسترش سیستم بی‌سیم تلگرافی یا همان رادیو تأثیر به سزایی داشت) در شب‌های 14 و 15 آوریل 1912 (25 و 26 فروردین 1291)، پس از برخورد کشتی به کوه یخ در اقیانوس اطلس شمالی، پیام‌های دلخراشی را ارسال کرد. تنها حدود 700 نفر از بیش از 2300 نفری که در کشتی تایتانیک بودند زنده ماندند.

گالو می‌گوید: فیلمی از زیر آب که سال گذشته گرفته شده است نشان داده که بخش‌هایی از اتاق مارکونی روی عرشه کشتی تایتانیک به دلیل زنگ‌زدگی و فرسایش فرو ریخته است و با ادامه این روند دستگاه تلگراف به زودی دیگر قابل بازگشت نخواهد بود و برای همیشه از دست خواهد رفت.

شرکت RMS Titanic پیشنهاد داده است تا در اواخر سال جاری یک کشتی به همراه ربات‌های پیشرفته به منظقه اعزام شود تا دستگاه تلگراف را از اعماق اقیانوس بیرون بکشد. اما طبق گزارش سی ان ان پیشنهاد این شرکت برای گرفتن تأیید از دادگاه فدرال ایالات متحده، توسط دولت‌های ایالات متحده و انگلیس رد شده است و گفته شده که کشتی تایتانیک اکنون طبق توافقی بین دو کشور آمریکا و انگلیس، محافظت می‌شود.

بیشتر بخوانید:

شرکت RMS Titanic در سال 1994 در دادگاه فدرال آمریکا به عنوان نجات دهنده و مسئول رسیدگی به تایتانیک و آثار باقی مانده از آن، تأسیس شد اما دادگاه در سال 2000 دستور داد که هیچ چیزی نباید از لاشه کشتی غرق شده تایتانیک جدا شود. این شرکت اکنون از دادگاه خواسته تا این دستور را برای نجات و بازیابی دستگاه تلگراف اصلاح کند و قاضی منطقه‌ای آمریکا ربکا بیچ اسمیت (Rebecca Beach Smith) برای فکر کردن بر روی طرح پیشنهادی درخواست زمان بیشتری کرده است.

به گزارش یکی از منابع آگاه، وکلای اداره ملی اقیانوسی و جوی به عنوان یکی از آژانس‌های دولتی ایالات متحده، به دادگاه گفته‌اند که احتمال موفق بودن این پروسه بدون صدمه زدن به لاشه کشتی بسیار پایین است. آن‌ها همچنین نامه‌ای از کمیته مشترک باستان شناسی دریایی که یک نهاد غیر دولتی است، ارائه داده و گفته‌اند که بازیابی دستگاه تلگراف بعد از این همه سال تقریبا غیر ممکن است.

طبق گفته گالو شرکت RMS Titanic مسئولیت خود را حفظ میراث تایتانیک می‌داند و ذره‌ای انگیزه مالی ندارد. وی افزود که با استفاده از ربات‌های پیشرفته زیر آب بازیابی دستگاه تلگراف بین 5 تا 7 میلیون دلار هزینه خواهد داشت و آن‌ها تا حدی امیدوارند که پس از بازیابی بتوانند مقداری از هزینه صرف شده را از طریق دریافت هزینه ورود برای مشاهده آثار به دست بیاورند. دانشمندان خاطر نشان کرده‌اند که کشتی تایتانیک هم اکنون بیش از 100 سال است که به عمق بیش از 3 کیلومتری آب فرو رفته است و به دلیل فعالیت‌ میکرو ارگانیزم‌ها به سرعت در حال تجزیه شدن و از بین رفتن است.

در سال 1985 یک سفر اکتشافی توسط فرانسه و آمریکا به رهبری روبرت بالارد، اقیانوس شناس موسسه جهانی اقیانوس شناسی موجب کشف تایتانیک شد. گالو چند سال بعد به موسسه اقیانوس شناسی پیوست و در ابتدا نیز مخالف نجات دادن و بازیابی اشیاء کشتی تایتانیک بود و عقیده داشت که باید لاشه کشتی تایتانیک را به حال خود رها کرد. اما وی پس از بازدید از یکی از نمایشگاه‌های آثار تایتانیک نظر خود را تغییر داد، او گفت: “من از آنچه که شاهدش بودم شگفت زده شدم. تمام خانواده‌ها از این نمایشگاه بازدید می‌کردند و من فهمیدم که آثار هنری و باستانی به شکلی وسیع می‌توانند قوه تخیل را فعال و انسان را به سوی آینده راهنمایی کنند.

پس از آنکه شرکت اصلی اعلام ورشکستگی کرد و دارایی آنها توسط سرمایه‌گذاران جدید که متعهد به حفظ میراث تایتانیک بودند خریداری شد، گالو از سال 2009 به عنوان مشاور در شرکت RMS Titanic شروع به کار کرد.

وی تصریح می‌کند: پیشنهاد بازیابی دستگاه تلگراف در صورت انجام، تنها چند فوت مربع از فلز بدنه کشتی را جدا می‌کند و یکپارچگی کشتی تهدید نمی‌شود و با این کار می‌توان دستگاه تلگراف را برای آیندگان حفظ کرد. وی می‌گوید: “ما دو انتخاب داریم. دستگاه تلگراف را به اقیانوس بسپاریم و شاید صدای تایتانیک برای همیشه از دست برود و یا اینکه دستگاه تلگراف را بازیابی کنیم تا صدای تایتانیک زنده بماند.” وی همچنین گفت صحبت‌هایی مبنی بر اینکه کشتی باید به عنوان یک گور دسته جمعی برای همیشه دست نخورده باقی بماند کاملا غلط و دور از واقعیت است. بیش از 1500 نفری که در غرق شدن تایتانیک جان خود را از دست دادند، بر روی سطح آب یخ زده و در عمق اقیانوس فرو رفتند؛ همچنین تاکنون هیچ بقایای انسانی درون کشتی یافت نشده است. به طور کلی، گروه‌هایی که تاکنون به محل کشتی تایتانیک اعزام شده‌اند با آن مانند یک قبرستان قدیمی بسیار با احترام برخورد کرده‌اند، اما این مسائل نباید مانع شود تا اشیا تاریخی و با ارزش تایتانیک که می‌توانند یادگاری ارزشمند برای آیندگان باشند، برای همیشه از بین بروند.”

]]>
https://digiro.ir/titanic-telegraph-machine-recovery/feed/ 0
کدام یک از ستارگان مشهور دنیا جزیره شخصی دارند؟ https://digiro.ir/celebrities-who-purchased-private-islands/ https://digiro.ir/celebrities-who-purchased-private-islands/#respond Sat, 23 May 2020 07:53:05 +0000 https://digiro.ir/?p=169705 کدام یک از ستارگان مشهور دنیا جزیره شخصی دارند؟بعد از گذراندن یک روز سخت و پرمشغله چه چیزی بیشتر از استراحت در یک جزیره‌ شخصی و لوکس و یا قدم زدن در ساحل زیبا و آرام آن می‌تواند خستگی را از ذهن و جسمتان بیرون کند؟ این سبک تعطیلات و سفرهای گران‌قیمت و پر زرق وبرق بین سلبریتی‌ها بسیار باب است البته ناگفته […]]]> کدام یک از ستارگان مشهور دنیا جزیره شخصی دارند؟

بعد از گذراندن یک روز سخت و پرمشغله چه چیزی بیشتر از استراحت در یک جزیره‌ شخصی و لوکس و یا قدم زدن در ساحل زیبا و آرام آن می‌تواند خستگی را از ذهن و جسمتان بیرون کند؟ این سبک تعطیلات و سفرهای گران‌قیمت و پر زرق وبرق بین سلبریتی‌ها بسیار باب است البته ناگفته نماند که برای تعدادی از آن‌ها رفتن به یک جزیره خلوت و دنج خیلی چیز پیش پا افتاده و ساده‌ای به نظر می‌رسد؛ آنقدر ساده که حتی به عنوان سرمایه‌گذاری برخی از این ستارگان مشهور جزیره شخصی خود را خریداری می‌کنند. در نگاه اول ممکن است خرید یک جزیره باورنکردنی به نظر برسد اما امروز در دیجی‌رو قصد داریم شما را با جزیره شخصی ستارگان مشهور آشنا کنیم، پس با ما در ادامه این مقاله همراه باشید.

جانی دپ (Johnny Depp)

جانی دپ در طول حرفه خود پیشرفت بسیار چشم‌گیری داشت به طوری که از یک آیدل نوجوان به یک ستاره مشهور جهانی تبدیل شد. یکی از معروف‌ترین و البته محبوب‌ترین فیلم‌های او دزدان دریایی کارائیب (The Pirates of the Caribbean) بود که تا کنون چندین قسمت از آن ساخته و روی بهترین پرده‌های سینمای جهان به اکران درآمده است. این سری‌ بسیار موفق تاکنون چهار و نیم میلیارد دلار تنها در آمریکا فروش داشته است. البته علاوه بر حرفه بازیگری، جانی دپ در اوقات فراغت خود به همراه آلیس کوپر (Alice Cooper) و جو پری (Joe Perry) در گروه راکی به نام خون‌آشام‌های هالیوودی (Hollywood Vampires) مشغول به تولید موسیقی و خوانندگی می‌شود.

بلاخره این هنرپیشه پولساز هالیوودی در سال 2004 جزیره‌ شخصی خود به نام Little Hall’s Pond Cay که در ساحل کارائیب واقع شده است را خریداری نمود. وی نام این جزیره را به هانتر اس. تامپسون (Hunter S. Thompson) خبرنگار، نویسنده و یکی از صمیمی‌ترین دوستان جانی و همچنین فرزندان خود تقدیم و منسوب کرد. همچنین دپ می‌گوید که تا به حال جایی به زیبایی و تمیزی این جزیره ندیده است!

جزایر شخصی ستارگان مشهور 1

استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg)

استیون اسپیلبرگ از جمله کارگردانان بسیار معروفی است که برای فیلم‌هایی که ساخته، از جانب دانشگاه کالیفرنیا تاکنون جوایز بسیار زیادی کسب کرده است. از جمله فیلم‌های معروف این کارگردان می‌توان به پارک ژوراسیک (Jurassic Park) و پادشاه سوم (Third Kind) اشاره داشت؛ همچنین وی دو جایزه اسکار را با عناوین بهترین کارگردان برای ساخت فیلم‌های لیست شیندلر (Schindler’s List) و نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan) از آن خود کرده است. اسپیلبرگ جزیره‌ شخصی خود را که واقع در مجمع‌الجزایر پرتغال است را از چشم مطبوعات مخفی نگه داشته و تنها اعضای خانواده و دوستان نزدیک او می‌توانند برای تعطیلات به این جزیره قدم بگذارند به همین منظور هم سیستم امنیتی بسیار قوی در آن کار گذاشته شده تا مانع از عبور افراد غریبه در آن شود.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 2

جولیا رابرتز (Julia Roberts)

این هنرپیشه معروف با ایفای نقش در فیلم زن زیبا (Pretty Woman) در میان مردم بسیار محبوب شد. همچنین وی در سال 2000 جایزه بهترین بازیگر زن را برای بازی در فیلم ارین براکویچ (Erin Brockovich) دریافت کرد و در ادامه در سال 2013 نیز با هنرنمایی بی‌نظیر خود در فیلم لبخند مونالیزا (Mona Lisa Smile) باعث فروش 25 میلیون دلاری آن شد.

جزیره‌ شخصی خریداری شده توسط جولیا رابرتز در باهاما واقع شده است و همان‌طور که انتظار می‌رود اغلب با فرزندانش در آن وقت می‌گذراند. در سال‌های اخیر ایفای نقش رابرتز در فیلم‌های سینمایی بسیار کم‌تر شده زیرا این بازیگر علاقه‌ دارد زمان بیشتری را برای تفریح در خانواده خود بگذراند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 3

لنی کراویتز (Lenny Kravitz)

این خواننده پس از انتشار آلبوم بازگشت خود با عنوان “Let Love Rule” سر و صدای زیادی در بیلیبوردها راه انداخت و تاکنون بیش از 40 میلیون نسخه از این آلبوم در سرتاسر جهان به فروش رفته است. همین موضوع نیز باعث شد تا کراویتز در سال 1989 یک قطعه زمین در جزیره الوترا خریداری کند. وی همچنین در این مورد به مجله سفر و تفریح (Travel + Leisure) می‌گوید: به عنوان فردی که در باهاما متولد شده در اینجا مردم من را به خوبی می‌شناسند اما اهمیتی به کاری که به عنوان یک هنرمند انجام می‌دهم، نمی‌دهند!

جزایر شخصی ستارگان مشهور 4

ادی مورفی (Eddie Murphy)

ادی مورفی پس از مجری‌گری در برنامه Saturday Night Live به عنوان بزرگ‌ترین ستاره کمدین هالیوود شناخته شد. از معروف‌ترین فیلم‌های مورفی می‌توان به 48 ساعت (48 Hrs)، پلیس بورلی هیلز (Beverly Hills Cop) و پرفسور دیوانه (The Nutty Professor) بهترین‌های باکس آفیس در زمان خود معرفی شدند. در سال 2006 نیز این کمدین معروف توانست نامزد دریافت اسکار برای فیلم Dreamgirls شود. تمامی این موفقیت‌ها باعث شد تا مورفی بلاخره بتواند در سال 2007 یک جزیره کوچک با نام Rooster Cay در نزدیکی ناسائو باهاما خریداری کند. این جزیره 15 هکتاری به مبلغ 15 میلیون دلار، محلی است تا ادی مورفی به همراه خانواده‌اش بتوانند تعطیلاتی بی‌نظیر را در آن سپری کنند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور

فیث هیل و تیم مک گرو (Faith Hill and Tim McGraw)

در دنیای موسیقی سبک کانتری هیچ زوجی به اندازه فیث هیل و تیم مک‌گرو معروف و پرطرفدار نیستند. از سال 2006 تا به امروز این زوج موفقیت بی‌نظیری در عرصه کاری خود داشتند. در سال 2007 یک آلبوم با عنوان بقیه عمرمان (The Rest of Our Life) را با هم‌کاری یک‌دیگر منتشر کردند که تا مدت‌ها در صدر چارت موسیقی کانتری قرار داشت. جالب است بدانید این زوج موفق در سال 2003 جزیره‌ای در باهاما خریداری کردند اما تا سال 2012 به طور رسمی به آن‌جا نقل مکان نکردند زیرا طبق گفته خودشان آماده کردن جزیره برای زندگی کار بسیار سختی برایشان بود. مک گرو در مصاحبه خود با Architectural Digest می‌گوید:  ما می‌خواستیم جوری جزیره را آماده کنیم تا وقتی دوستان و نزدیکانمان به آن‌جا می‌آیند دقیقا همان حسی را تجربه کنند که ما اولین بار با دیدن این جزیره داشتیم!

جزایر شخصی ستارگان مشهور 6

پاملا اندرسون (Pamela Anderson)

این بازیگر با ایفای نقش در فیلم Baywatch عملا به یک سوپراستار تبدیل شد. این هنرپیشه کانادایی حرفه خود را با بازی در برنامه تلویزیونی V.I.P. ادامه داد و سپسپ یا ایفای بازی در Scary Movie 3 و  Borat به اوج رسید. در سال 2006 این بازیگر موفق شد تا نام خود را در پیاده‌روی مشاهیر کانادایی به ثبت برساند.

قبل از این‌که رابطه عاشقانه تامی لی (Tommy Lee) با این هنرپیشه محبوب به پایان برسد، وی برای ادرسون جزیره‌ای واقع در دبی خریداری کرد و در سال 2008 پاملا تصمیم گرفت تا در این جزیره برای مسافران هتلی بساز. املا اندرسون در مصاحبه‌ای که با Arabian Business داشت اظهار داشت که این جزیره به دلیل داشتن محیطی دوستانه می‌تواند محلی مناسب برای ساخت هتل داشته باشد اما متاسفانه تمامی این نقشه‌ها در نهایت توقیف شدند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 7

دیوید کاپرفیلد (David Copperfield)

اگر علاقه‌مند به تردستی، شعبده‌بازی و همچنین کارهای جادویی هستید، حتما نام دیوید کاپرفیلد این جادوگر بزرگ را حداقل یک بار شنیده‌اید. کاپرفیلد از سال 1974 تا به حال شهرت جهانی و مخاطبین خاص خود را داشته‌ است. فروش اجراهای وی در نیوجرسی به 4 میلیارد دلار نیز رسیده است پس تعجبی ندارد که نام او را در لیست افرادی که جزیره خریده‌اند ببینیم.

البته ناگفته نماند که این شعبده‌باز دوست‌داشتنی تاکنون یازده جزیره در باهاما خریداری کرده است که با عنوان خلیج کوچک کاپرفیلد نام‌گذاری شده‌اند. جالب است که شما می‌توانید با پرداخت 75 هزار دلار یک شب، یکی از این جزیره‌ها را کرایه کنید!

جزایر شخصی ستارگان مشهور 8

دین کامن (Dean Kamen)

اسکوترهای برقی اختراع و ساخت خلاقانه دین کامن بودند که از سال 2001 وارد بازار شده و به سرعت مورد توجه همگان قرار گرفت؛ همین موضوع باعث شد تا این مخترع نیویورکی اکنون اعتباری به اندازه 500 میلیون دلار ار از آن خود کند. در سال 2013 وی توانست جایزه بشردوستانه جهانی جیمز سی مورگان (James C. Morgan Global Humanitarian Award) را برای این اختراع مفید و کابردی از آن خود کند.

برخلاف اکثر ستارگان و افراد ثروتمند که علاقه به خرید جزیره در باهاما دارند، این مخترع خلاق در سال 1986 جزیره North Dumpling واقع در نیویورک را خریداری کرد.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 9

فرانسیس فورد کاپولا (Francis Ford Coppola)

کاپولا این فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان قدر، خالق برخی از به یادماندنی‌ترین فیلم‌های دهه 70 است؛ از مهم‌ترین آثار خارق‌العاده او می‌توان به سری پدرخوانده (Godfather)، اینک آخرالزمان (Apocalypse Now) و مکالمه (The Conversation) اشاره داشت که مورد توجه بسیاری از کارگردانان موفق قرار گرفتند و توانست در سال 1974 جایزه بهترین کارگردان را برای فیلم پدرخوانده دو (The Godfather Part II) دریافت کند.

در ابتدا کاپولا جزیره کورال کی کارائیب را برای گذراندن اوقات فراغت و تفریح خریداری کرد اما سپس تصمیم گرفت تا این جزیره را به یک جاذبه گردشگری تبدیل کند. مردم می‌توانند برای گذراندن یک شب در این جزیره مبلغ 895 دلار پرداخت کنند. در حال حاضر این جزیره به عنوان یک تجارت خانوادگی با نام مخفیگاه خانواده کاپولا شناخته می‌شود.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 10

مایکل شوماخر (Michael Schumacher)

شوماخر، راننده معروف آلمانی که امتیاز تنها راننده‌ای که هفت بار مقام قهرمانی فرمول یک را از آن خود کرده است در سال 2012 بعد از بیست و یک سال خود را از این ورزش بازنشست کرد و سال بعد هنگام اسکی در کوه‌های آلپ دچار آسیب مغزی شد. اندکی بعد از بازنشستگی، شاهزاده دبی جزیره‌ای به عنوان پاداش به او اعطا کرد؛ این جزیره هفت میلیون دلاری در منطقه‌ای قرار دارد که اگر از ارتفاع به آن نگاه کنید تمام کشورهای جهان را مشاهده خواهید کرد!

جزایر شخصی ستارگان مشهور 11

رابین ویلیامز (Robin Williams)

ویلیامز یکی از کمدیان‌های معروفی است که طی بازی فوق‌العاده خود لبخند روی لب‌های بسیاری آورده است و تاکنون توانسته جوایز بسیار زیادی نظیر گلدن گلوبز(Golden Globes) ، گرمی (Grammys) و امی (Emmys) را از آن خود کند. متاسفانه این هنرمند محبوب در 11 آگوست سال 2014 در حالیکه تنها 63 سال داشت دار فانی را وداع کرد اما در طول حیات خود جزیره شخصی خود را در بریتیش کلمبیا خریداری کرده بود. تاکنون هیچ خبری مبنی بر این‌که بعد از مرگ این کمدین دوست‌داشتنی، جزیره به یکی از اعضای خانواده به ارث رسیده باشد، پخش نشده است.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 12

تد ترنر (Ted Turner)  

ترنر یکی از برنامه‌سازهای ماهری است که در بازگشایی شبکه‌هایی نظیر CNN و TBS نقش عمده‌ای داشته است. در سال 1979 وی جزیره جنوبی کارولینا را خریداری نمود اما در سال 2017 دوباره تصمیم به فروش این منطقه به قیمت 4.9 میلیون دلار کرد. مردم اکنون می‌توانند خانه ترنر که در این جزیره ساخته شده بود را به قیمت خیلی بالا اجاره کنند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 12

کریستیانو رونالدو (Cristiano Ronaldo)

کریستیانو رونالدو این ستاره فوتبال پرتغالی طرفداران بسیار زیادی دارد و جای تعجب نیست که بعد از گل‌های تاریخی و طلائی که به ثبت رسانده است اکنون یکی از جزایر خصوصی و لوکس با منظره فوق‌العاده را خریداری کند. در سال 2014 این مهاجم توانست لقب افسر بزرگ را از شاهزاده هنری دریافت کند و در سال 2015 یک جزیره یونانی را به عنوان هدیه عروسی به مدیربرنامه‌های خود یعنی جورج مندس (Jorge Mendes) تقدیم کرد. شروع همکاری این دو به سال 2003 برمی‌گردد.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 13

مایکل گریلز (Michael Grylls)

گریلز که متخصص برنامه انسان در مقابل حیات وحش (Man vs. Wild) بود توانست توجه عده زیادی را به این شوی تلویزیونی جلب کند، تا حدی که سلبریتی‌های متعددی را به برنامه دعوت کرد و از آن‌ها خواست تا در سفر به طبیعت با او همراه شوند. در سال 2001 گریلز جزیره Saint Tudwal واقع در ولز را خریداری کرد.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 13

ژن هکمن (Gene Hackman)

این بازیگر برای شش دهه یکی از عناصر اصلی سینمای آمریکا شناخته می‌شد و برای فیلم‌هایی نظیر The French Connection، Unforgiven و The Royal Tenenbaums جوایز زیادی برده است. در سال 2014 وقتی هاکمن از حرفه بازیگری بازنشسته شد تصمیم به نویسندگی در سبک رمان کرد. سپس در سال 2005 جزیره سن خوان (San Juan Island) واقع در ایالت واشینگتن را خریداری نمود. در حال حاضر این جزیره سه خانه دارد. البته در سال 2016 ژن هکمن به علت مشغله کاری و نداشتن وقت برای سپری کردن در این جزیره تصمیم به فروش آن گرفت!

جزایر شخصی ستارگان مشهور 14

جرج کلونی (George Clooney)

جرج کلونی از جمله بازیگران محبوبی است که حتما تاکنون نامش را در عرصه سینما بارها شنیده‌اید. بعد از اینکه بازیگر محبوب با امل علم الدین وکیل ازدواج کرد اقدام به خرید یک جزیره خصوصی در انگلستان نمود. خرید این جزیره برای کلونی حدودا 14 میلیون دلار هزینه به همراه داشت.

جزیره شخصی ستارگان مشهور 15

مارلون براندو (Marlon Brando)

مارلون براند اهل نبراسکا بود و توانست با چهار نامزدی اسکار با عنوان بهترین بازیگر مرد شهرت جهانی از آن خود کند. اما شهرت او با ایفای نقش ویتو کورلئون (Vito Corleone) در فیلم پدرخوانده برای همیشه جاودانه شد. خرید جزیره شخصی براندو زمانی اتفاق افتاد که به دنبال محلی برای فیلم‌برداری Mutiny on the Bounty می‌گشتند. بعد از مرگ مارلون براندو این جزیره برای بازدید عموم آزاد شد.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 16

ریکی مارتین (Ricky Martin)

ریکی مارتین یکی از خواننده‌های برتر لاتین است که در طول حرفه خوانندگی خود شهرت و محبوبیت بسیار زیادی را به همراه جوایز برتر از آن خود کرد. تاکنون بیش از 15 میلیون نسخه از آهنگ‌های ریکی مارتین در سرتاسر جهان به فروش رفته است. در سال 2008 این خواننده لاتین جزیره‌ای در برزیل خریداری کرد.

جزیره شخصی ستارگان مشهور 17

لری الیسون (Larry Ellison)

لری الیسون به همراه شرکای تجاری خود یعنی باب ماینر (Bob Miner) و اد اوتس (Oates) در سال 1997 کمپانی اوراکل (Oracle) را راه‌اندازی کردند. این شرکت به قدری رونق گرفت تا اینکه توانست لقب بزرگ‌ترین کمپانی نرم‌افزاری دنیا را از آن خود کند. ارزش دارایی الیسون تاکنون 69 بیلیون دلار تخمین زده شده و به عنوان یکی از ثروتمندترین مردان جهان شناخته می‌شود.

لری در سال 2012 جزیره‌ای در هاوایی به ارزش 300 میلیون دلار خریداری کرد و جالب اینجاست که بیل گیتس نیز در همین جزیره در سال 1994 ازدواج کرد. همچنین وی مبلغی معادل 500 میلیون دلار را پرداخت تا صرف تبدیل نواحی اطراف این جزیره به مکان تفریحی برای عموم مردم شود.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 18

بیانسه و جی-زی (Jay-Z and Beyonce)

بیانسه و جی-زی معروف‌ترین زوج دنیای موسیقی هستند که در سال 2018 آلبوم مشترکی با عنوان ” همه‌چی عشقه” (Everything Is Love) با همکاری یکدیگر منتشر کردند. این دو تاکنون روی هم رفته تاکنون بیش از 400 میلیون آلبوم در سرتاسر جهان فروخته‌اند.

جی-زی در سال 2010 به عنوان هدیه تولد برای همسرش بیانسه جزیره‌ای به نام کلید فلوریدا (Florida Keys) خریداری کرد و چند سال بعد این زوج تصمیم گرفتند تا جزیره دیگری هم در باهاما خریداری کنند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 19

لیندزی لوهان (Lindsay Lohan)

لیندزی لوهان برای ایفای نقش در Mean Girls و Freaky Friday به یکی از هنرپیشه‌های محبوب رده نوجوانان تبدیل شده است. در سال 2004 این هنرمند با انتشار آلبوم Speak پا به عرصه موسیقی نیز گذاشت.

این بازیگر جزیره‌ای در نزدیکی کرانه دبی خریده و قصد دارد تا آن را به یک مکان تفریحی برای عموم مردم تبدیل کند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 20

تایلر پری (Tyler Perry)

تایلر پری یکی از تهیه‌کننده‌های معروف اهل New Orleans بوده و در حال حاضر دو جزیره دارد. برخی می‌گویند او قصد داری یکی از جزیره‌ها را به یک مکان تفریحی به همراه 6 مهمان خانه تبدیل کند و دیگری نیز محلی‌ست برای او و دوستانش تا اوغات فراغت خود را در آن بگذرانند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 21

ریچارد بنسون (Richard Branson)

بنسون بنیان‌گذار گروه ویرجین بوده اما این تنها کارش نیست بلکه او در موسیقی و ارائه خدمات مسافرتی نیز دستی دارد و همیشه سعی بر آن داشته تا خدماتی با بهترین کیفیت را به مشتریان خود ارائه کند. با موفقیت و طبیعتا ثروتی که ریچارد بنسون از آن خود کرده مسلم است که تاکنون دو جزیره شخصی خریداری کرده باشد تا اوقات فراغت خود را به همراه خانواده در آن‌ها بگذراند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 22

لری پیج (Larry Page)

ممکن است اسم لری پیج خیلی برایتان آشنا نباشد، اما احتمالا کمپانی او را می‌شناسید. پیج بنیان‌گذار گوگل و یکی از موثرترین افراد در دنیای تکنولوژی به شمار می‌آید. بارها نام او را در فوربز (Forbes) و فورچون (Fortune) برای تشویق و تحسین چاپ کرده‌اند و امروز در لیست دیجی رو قرار گرفته است. بعد از اینکه پیج در جزیره دوست خود یعنی ریچارد برنسون ازدواج کرد، تصمیم به خرید جزیره‌ای در همان حوالی گرفت. این جزیره دارای عمارت بزرگی است که سه اتاق و یک وان گرم دارد. زمانی که اوضاع کار برای لری طاقت فرسا می‌شود، برای استراحت و آرامش به جزیره شخصی خود سر می‌زند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 23

نیکلاس کیج (Nicolas Cage)

نیکلاس کیج از جمله بازیگران معروفی است که تاکنون اسکارهای زیادی را از آن خود کرده. این بازیگر موفق در اواخر دهه 90 به عنوان تهیه‌ کننده فیلم‌های The Wicker Man و Stolen علاوه‌بر بازیگر، فعالیت داشت. او در سال 2006 تصمیم گرفت تا جزیره شخصی خود را در باهاما به مبلغ 6 میلیون دلار خریداری کند و سپس شروع به ساخت هتل در آن نمود. بعد از آن که مالیات سنگین هتل کیج را کلافه کرد تصمیم گرفت تا به سرعت آن را به فروش برساند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 24

شکیرا (Shakira)

شکیرا از جمله خواننده‌های معروفی است که نام او را حداقل برای آهنگ‌های جام جهانی یک بار شنیده‌اید. آلبوم اول وی در سال 2001 غوغایی در صنعت موسیقی آمریکا بود. تاکنون بیش از 70 میلیون نسخه از 9 آلبوم او در سرتاسر جهان به فروش رفته است. جالب است بدانید که در سال 2006 مجسمه‌ای از این خواننده در زادگاهش یعنی کلمبیا ساخته شد. بعد از اینکه حساب‌های بانکی او شروع به جمع‌ آوری پول‌های حاصل از محبوبیت و شهرت او کردند شکیرا تصمیم گرفت تا جزیره‌ای در باهاما برای خود خریداری کند.

او معمولا بعد از تورهای کنسرتش برای استراحت به همراه دو فرزندش یعنی ساشا و میلان برای استراحت به جزیره خصوصی خود می‌رود.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 25

مل گیبسون (Mel Gibson)

در دهه 80 مل گیبسون به خاطر ساخت Mad Max و Lethal Weapon به ستاره تبدیل شد. همچنین در سال 1995 اسکار بهترین کارگردان را برای فیلم Braveheart به او اهدا کردند. موفقیت‌های روز افزون این کارگردان سبب شد تا بتواند جزیره‌ای به مبلغ 15 میلیون دلار را در فیجی از آن خود کند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 26

سلن دیون (Celine Dion)

سلن دیون یکی از خواننده‌های خوب کانادایی بود تا اینکه در سال 1997 با انتشار آهنگ “My Heart Will Go On” فیلم تایتانیک استعداد و صدای بسیار زیبایش کشف و جهانی شد. این آهنگ به قدری در بین مردم محبوبیت داشت که به سرعت به پرفروش‌ترین آهنگ خواننده زن تبدیل شد. موفقیت‌های پی در پی این خواننده باعث شد تا بتواند در سال 2001 جزیره شخصی خود را خریداری کند. البته 15 سال بعد سلن دیون تصمیم گرفت تا این جزیره را به مبلغ 10 میلیون دلار بفروشد.

جزیره شخصی ستارگان مشهور 27

لئوناردو دی‌کاپریو (Leonardo DiCaprio)

در نهایت آخرین سلبریتی لیست لئوناردو دی‌کاپریو است. این هنرپیشه محبوب به خاطر ایفای نقش در فیلم تایتانیک به سرعت معروف شد و در سال 1993 نیز برای نخستین بار نامزد دریافت جایزه گلدن گلاب (Golden Globe) برای فیلم What’s Eating Gilbert Grape شد. جالب است بدانید این هنرپیشه جهانی در کنار بازیگری، از طریق بنیاد لئوناردو دی‌کاپریو، فعالیت‌های محیط زیستی نیز انجام می‌دهد.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 28

لئوناردو همچنین در سال 2015 جزیره‌ای در بلیز (Belize) خریداری کرد؛ با وجود اینکه انتظار می‌رفت دی‌کاپریو قصد داشته باشد تا این محل را برای فرار از شلوغی و ازدحام پاپاراتزی‌ها مورد استفاده قرار دهد، اما گفته می‌شود که او قصد دارد تا این جزیره را به یک پناهگاه زیستی تبدیل کند و این بدان معناست که عموم مردم می‌توانند با پرداخت مبلغی از این جزیره دیدن کنند.

]]>
https://digiro.ir/celebrities-who-purchased-private-islands/feed/ 0
10 روایت عجیب و ترسناک از دوران غرب وحشی https://digiro.ir/top-10-grisly-tales-from-wild-west/ https://digiro.ir/top-10-grisly-tales-from-wild-west/#comments Fri, 22 May 2020 08:37:24 +0000 https://digiro.ir/?p=169836 هیو گلساگرچه آمریکا در طول سال‌های گذشته به یک ابر قدرت تبدیل شده اما در سال‌های پیش از آن حوادث مرگ باری در این کشور اتفاق افتاده است. این حوادث نشان می‌دهد که بی‌قانونی و رفتار‌های وحشیانه در آمریکا از جمله مهم‌ترین عوامل مرگ و میر انسان‌ها بوده است. 10 مورد از حوادث و داستان‌های عجیب […]]]> هیو گلس

اگرچه آمریکا در طول سال‌های گذشته به یک ابر قدرت تبدیل شده اما در سال‌های پیش از آن حوادث مرگ باری در این کشور اتفاق افتاده است. این حوادث نشان می‌دهد که بی‌قانونی و رفتار‌های وحشیانه در آمریکا از جمله مهم‌ترین عوامل مرگ و میر انسان‌ها بوده است. 10 مورد از حوادث و داستان‌های عجیب و ترسناکی که امروزه بخشی از تاریخ این کشور شده‌اند در ادامه بیان شده است. با دیجی رو همراه باشید.

1. جان کالتر

 

جان کالتر

جان کالتر یک مرد افسانه‌ای بود  که بیشتر عمر خود را در بیابان و در مقابله با انسان‌های وحشی گذراند. او در سال 1803 به هیئت اعزامی لوییس و کلارک پیوست و در آن گروه به عنوان بهترین شکارچی شناخته شد. پس از آن به عنوان نماینده شرکت تجاری میسوری به مناطق مختلف آمریکا سفر می‌کرد. وی اولین مرد سفید پوستی بود که توانست دریاچه یلوستون را ببیند. بعداً افراد مختلف بر اساس گفته‌های جان و اطرافیانش این منطقه را جهنم سیاه نامیدند.

سال 1809 کالتر در این منطقه توسط بومیان محلی اسیر شد. جان هنگام اسارت متوجه شد که وارد چه بازی خطرناکی شده است. مردمان قبیله از شکار انسان برای ورزش و سرگرمی استفاده می‌کردند. جان برای فرار از بومیان تلاش بسیار کرد و سرانجام در حین فرار یکی از آن‌ها را کشت و در ساحل رودخانه مخفی شد.

کالتر 11 روز تمام مسافت 320 کیلومتری را برای نجات خود طی کرد تا بتواند با انسان‌های متمدن و در آرامش زندگی کند. او در زمان فرار خود از ریشه گیاهان تغذیه می‌کرد و انگیزه‌ای جز زنده ماندن نداشت.

2. دیوید لانت

 

اسلحه قرن 19

در سال 1877، دیوید لانت در رستوران ددوود (شهر مرزی آمریکا) در حال استراحت بود که ناگهان مردی با حالت مستی وارد رستوران شد. علی‌رغم تلاش نگهبانان او کنترل خود را از دست داده و همه‌جا را به هم ریخت. در همین حین اسلحه خود را بیرون آورد و به سمت سر دیوید شلیک کرد. برای اکثر مردم این موضوع به معنای پایان زندگی است ولی علی‌رغم تصور همگان، لانت دوباره بلند شد و بدون مراجعه به پزشک به خانه خود رفت!

لانت بعد از این حادثه به زندگی روزمره خود ادامه داد و به نظر می‌رسید هیچ مشکلی ندارد. پس از دو ماه شروع به شکایت از سر‌درد‌های خود کرد و کمی بعد در گذشت. کالبد شکافی نشان داد که گلوله در بافت‌های عمقی مغز باعث عفونت و در نهایت مرگ او شده است.

3. تراژدی گروه دونر

 

گروه دونر

داستان گروه دونر یک واقعیت هولناک از رنج و گرسنگی و آدم‌خواری است. در سال 1846، یک گروه 89 نفری به سرپرستی جیکوب و جورج دونر، شهر اسپرینگفیلد در ایالت ایلینویز را به قصد شروع یک زندگی جدید در کالیفرنیا ترک کردند.

این گروه در ابتدای سفر گاوها و مواد غذایی خود را از دست دادند. بعد از مدت زمانی به محدوده کوه سیرا نوادا رسیدند که با بارش شدید برف و مسدود شدن راه‌ها، گروه مجبور به زدن اردوگاهی در کنار دریاچه تراک شد و زمستان تلخی را گذراند.

در طول زمستان گروه دونر برای رهایی از گرسنگی و سوء تغذیه به آدم خواری روی آوردند و هم گروهی‌های مرده خود را می‌خوردند! 20 نفر از افراد گروه همراه با وسایل و امکانات برای یافتن کمک از اردوگاه خارج شدند که فقط تعداد محدودی از آن‌ها به طرف دیگر کوه رسیدند. اغلب افراد باقی‌مانده در اردوگاه نیز به خاطر گرسنگی و سرما ازبین رفتند. هنگامی که گروه دونر نجات یافت کمتر از 50 نفر آنان زنده بودند.

4. هیو گلس

 

هیوگلس

در سال 1823 هیوگلس در سفری به آمریکا مورد حمله خرس قرار گرفت. اگرچه وی توانست خرس را بکشد ولی پایش شکسته و بدنش به شدت مجروح شده بود. همراهان او، جرالد و بریجر، که امیدی به زنده ماندن هیوگلس نداشتند، او را در یک گودال بدون لباس و اسلحه رها کردند.

گلس بعد از چند روز شروع به راه رفتن کرد و با وجود تمام مشکلات، 320 کیلومتر را به سمت کشورش طی کرد و سرانجام به مقصدش رسید. پس از بهبودی، او انتقام خود را از همراهانش گرفت و آنها را مجازات کرد.

این داستان واقعی الهام بخش فیلمنامه بازگشته (The Revenant) بود که در سال 2015 اکران شد و جایزه اسکار را برای لئوناردو دی‌کاپریو به ارمغان آورد.

5. جوزیا ویلبرگ

 

جوزیا ویلبرگ

در سال 1827، جوزیا ویلبرگ مزرعه‌ای در کنار رودخانه کلرادو بنا کرد. یک روز، در حالی که او و دوستانش زمین‌ها را برای کشاورزی آماده می‌کردند ناگهان مورد حمله یکی از قبایل وحشی آمریکا قرار گرفتند. دو نفر از دوستان ویلبرگ در همان لحظه کشته شدند و دو نفر دیگر نیز فرار کردند.

ویلبرگ با وجود اصابت دو گلوله در پا و یکی در گردن، همچنان زنده ماند. وی در همان لحظه تصمیم گرفت خود را به مردن بزند تا شاید بتواند نجات پیدا کند.

یکی از افراد قبیله، سر ویلبرگ را گرفت و مو و پوست سرش را با دستانش جدا کرد. ویلبرگ درحالی که از درد به خود می‌پیچید، عکس العملی نشان نداد و بر روی زمین دراز کشید تا در نهایت او را همان جا رها کردند و رفتند. پس از این حمله، ویلبرگ به مدت 11 سال با کلاه و سربند مخصوص در همان مزرعه زندگی کرد.

6. سیل عظیم سال 1862

سیل عظیم سال 1862

یکی از بدترین بلایای طبیعی تاریخ آمریکا، سیل بزگ سال 1862 بود که جان هزاران نفر را گرفت. طغیان سیل در اثر 40 روز بارندگی مداوم اتفاق افتاد که بعد از آن تمام ساختمان‌ها و شهر زیر آب رفتند.

اگر چه تعداد کشته‌ها نسبتا کم، ولی پیامد‌های اقتصادی آن بسیار ناگوار بود. برخی از شهر‌ها بیش از 10 سال طول کشید تا خرابی‌های سیل را جبران کنند و هزاران نفر پس از آن هیچ‌گاه نتوانستند به فقر ناشی از سیل غلبه کنند.

7. جان هیت

 

جان هیت

در سال 1883، پنج مرد مسلح برای غارت بانک وارد شهر بیسبی آریزونا شدند. سارقین اطلاع داشتند بانک دستمزد صد‌ها معدنچی را که در شرکت معدن مس کار می‌کردند نگهداری می‌کند. آن‌ها در این عملیات ناموفق بودند چون دستمزد کارگران هنوز واریز نشده بود. با این وجود پس از خروج از بانک به مردم شهر تیراندازی کردند و حدود پنج نفر را کشتند و بلافاصله از شهر گریختند. جان هیت همراه با پلیس‌های شهر به تعقیب آن‌ها پرداخت و ظاهرا در این عملیات ناموفق بود.

پس از چند ماه، کاراگاهان دزدان را دستگیر کردند و به همکاری نفر ششم در این دزدی پی بردند. نفر ششم کسی نبود جز خود جان هیت! دادگاه پنج نفر را به اعدام محکوم کرد ولی جان هیت چون هیچ کدام از سارقان به همکاری او با آن‌ها اعتراف نکرده بودند به حبس ابد محکوم شد. مردم شهر که از این تصمیم دادگاه بسیار ناراضی بودند، در یک شب به زندان حمله کردند و جان هیت را به قتل رساندند.

8. مارگارت هندلی ارسکین

 

مارگارت هندلی ارسکین

در سال 1779، زن جوانی به نام مارگارت پائول (بعد ها به مارگارت هندلی اسکرین معروف شد) به همراه همسر و فرزند خردسالش به کنتاکی سفر کرد. در بین راه افراد قبیله شاونی به آن‌ها حمله کردند و همسر و فرزندش را در جلوی چشمانش کشتند.

مارگارت به مدت 5 سال با افراد آن قبیله زندگی کرد تا اینکه بالاخره یکی از افراد قبیله او را فراری داد. او پس از فرار توانست خود را به شهر ویرجینیا برساند. مارگارت سرانجام در آن شهر ازدواج و پس از مدت‌ها سختی و رنج بقیه عمر خود را در آرامش سپری نمود.

9. بوفالو بیل

 

بوفالو بیل

در سال 1876، سرهنگ جورج کاستر و افرادش در نبرد موسوم به بیگورن کوچک برابر بومیان قبایل لاکوتا سیوکس،‌ چایین شمالی و آراپاهو شکست شختی خوردند. پس از آن، ویلیام فردریک کودی با نام مستعار “بوفالو بیل” تصمیم گرفت انتقام کاستر و یارانش را از بومیان بگیرد.

وی در جریان حمله خود به بومیان آمریکایی موفق به کشتن جنگجویی به نام “زرد مو” شد و پس از کندن پوست سر او، شعار “اولین پوست سر برای کاستر” را سر داد. بوفالو بیل در سال‌های آخر عمر خود از این اقدامش اظهار پشیمانی می‌نمود.

10. همه‌گیری بیماری وبا

 

همه‌گیری بیماری وبا

در سال 1873، بیماری وبا در آمریکا همه گیر شد. این بیماری در شهرهای مرزی به علت امکانات بهداشتی محدود، تلفات بیشتری داد. در این زمان برخی اعتقاد داشتند که بیماری وبا توسط مهاجران به نیویورک آمده است.

اغلب شهرها برای محدود کردن بیماری مجبور به قرنطینه شدند. علاوه بر این تقریبا 50 الی 60 درصد از افراد مبتلا به وبا از بین رفتند و هزاران نفر در قرن 18 و 19 در اثر این بیماری درگذشتند.

]]>
https://digiro.ir/top-10-grisly-tales-from-wild-west/feed/ 1
حقایق جالب و باورنکردنی در مورد وایکینگ ها؛ قبیله‌ای وحشی یا متمدن؟ https://digiro.ir/unbelievable-facts-about-vikings/ https://digiro.ir/unbelievable-facts-about-vikings/#respond Sun, 17 May 2020 08:41:49 +0000 https://digiro.ir/?p=170244 حقایق جالب و باورنکردنی در مورد وایکینگ هاوقتی صحبت از وایکینگ‌ها می‌شود مطمئناً چیزهایی مانند بهداشت مناسب، برابری جنسیتی و اسکی کردن به ذهن خطور نمی‌کند، اما در عوض مردان قوی با ریش‌های بلند و شخصیت‌های خشن و بی‌رحم اولین ذهنیت هر فردی از این قبیله اصیل است که البته تمامی این ویژگی‌ها در کنارهم به وایکینگ‌ها معنا می‌دهد. فرهنگ این قبیله […]]]> حقایق جالب و باورنکردنی در مورد وایکینگ ها

وقتی صحبت از وایکینگ‌ها می‌شود مطمئناً چیزهایی مانند بهداشت مناسب، برابری جنسیتی و اسکی کردن به ذهن خطور نمی‌کند، اما در عوض مردان قوی با ریش‌های بلند و شخصیت‌های خشن و بی‌رحم اولین ذهنیت هر فردی از این قبیله اصیل است که البته تمامی این ویژگی‌ها در کنارهم به وایکینگ‌ها معنا می‌دهد. فرهنگ این قبیله بسیار پیچیده‌تر از چیزیست که عموم مردم درباره آن فکر می‌کنند، اما نکته جالب در موردشان این است که در واقع بخش قابل توجهی از فرهنگ و رسوم امروزی ما از وایکینگ‌ها نشات گرفته است. در ادامه با دیجی‌رو همراه باشید تا شما را بیشتر با حقایق شگفت‌انگیز در مورد این قبیله باستانی آشنا کنیم.

نامگذاری روزهای هفته با الهام از خدایان وایکینگ

به غیر از شنبه، یکشنبه و دوشنبه، بقیه روزهای هفته در زبان انگلیسی از خدایان نورس (خدایان قبیله وایکینگ) الهام گرفته شده است. تایریس (Tyris) خدای جنگ و بهشت الهام بخش نام‌ سه‌شنبه بوده که هم‌رده با آرس (Ares) در اساطیر یونان باستان می‌باشد. نام چهارشنبه نیز از وودن (Woden) خدای خدایان که برخی به او اودین (Odin) نیز می‌گویند، الهام گرفته شده است. ثور (Thor) خدای رعد و طوفان الهام بخش روز پنج‌شنبه در انگلیسی زبانان بوده و درنهایت جمعه هم از الهه عشق و زیبایی یعنی فریا (Freya) نشات گرفته است. بنابراین، بسیار جالب است که بیشتر روزهای هفته در زبان انگلیسی از اساطیر وایکینگ و فرهنگشان سرچشمه می‌گیرد!

وایکینگ‌ها 2

وایکینگ‌ همیشه وایکینگ نبوده!

از نظر تاریخ اسکاندیاوی قدیم، وایکینگ به معنای یورش دزدان دریایی است؛ یعنی هنگامی که اسکاندیناوی‌ها قصد حمله بی‌رحمانه به منطقه‌ای را داشتند از آن با عنوان وایکینگ رفتن یاد می‌کردند. در طول تاریخ شاهد حمله‌های سرسخت و مداوم اسکاندیناوی‌ها و پیروزی‌های مکررشان در این جنگ‌ها بودیم، همه این‌ها باعث شد تا سرانجام از خودشان یعنی جنگجویان اسکاندیناوی با عنوان وایکینگ یاد کنند. اگر در گذشته با این افراد رو به رو می‌شدید احتمالا آن‌ها نورسمن، نورس یا دانمارکی خطاب می‌کردید اما این روزها نام وایکینگ بسیار رایج شده به طوری که اکثر مردم به اشتباه فکر می‌کنند راجع به مردم دانمارک صحبت می‌کنید.

وایکینگ‌ها 3

کلاه‌های شاخ‌دار : افسانه یا واقعیت؟

احتمالا پیش خود فکر می‌کنید که وایکینگ‌‎‌‌ها مردانی قلدر و باجگیر با لباس‌های رزمی و شمشیر و تبر و کلاه‌های شاخ‌دار با ابهت هستند. اما حقیقت با چیزی که در تلویزیون مشاهده می‌کنید بسیار متفاوت است! هیچ مدرکی برای اثبات این‌که وایکینگ‌ها در حین جنگ کلاه‌های شاخ‌دار به سر می‌کردند، وجود ندارد به همین علت سریال‌ها و برنامه‌هایی که در موردشان ساخته می‌شود اندکی اغراق آمیز هستند.

اعتقاد بر این است که آثار و نقاشی‌هایی که در قرن نوزدهم از اروپای شمالی ترسیم شده تعابیر نادرستی از آن‌ها را به تصویر کشیده است. یونان و رم باستان اغلب از وایکینگ‌ها به شیوه‌های بسیار نفرت‌انگیزی یاد می‌کردند و همین باعث شده تا نقاشان و هنرمندان حرفه‌ای منابع درستی برای خلق آثار خود نداشته باشند، در نتیجه مردم در‌ قرون بعدی نیز این تفاسیر هنری را به عنوان حقیقت در نظر گرفتند.

وایکینگ‌ها 4

نورس‌ها از جمجمه دشمنان خود آب می‌نوشیدند!

شکی نیست که وایکینگ‌ها از کشتن و غارت هراسی نداشتند اما هیچ مدرک تاریخی مبنی برا اینکه وایکینگ‌ها از جمجمه قربانیان خود آب ‌خورده و از آن به عنوان لیوان استفاده می‌کردند، وجود ندارد. اولین‌ بار یک مورخ یونانی به نام هرودوتوس (Herodotus) بود که مدعی شد چادرنشینان اروپایی از جمجمه انسان به عنوان لیوان استفاده می‌کنند با این وجود نمی‌توان به طور یقین این اتفاق مخوف را در تاریخ به وایکینگ‌ها نسبت داد. همان‌طور که در تصویر زیر می‌بینید وایکینگ‌ها از شاخ حیوانات به عنوان لیوان استفاده می‌کردند شاید همین موضوع زمینه چنین حواشی‌ای را برای این قبیله اسکاندیناوی فراهم کرده است!

وایکینگ‌ها 5

وایکینگ‌ها به نظافت خود اهمیت نمی‌دادند

ممکن است فکر کنید چنین قبیله وحشی و غارتگری مدام به فکر حمله و جنگ بوده و برای همین اصلا به نظافت خود اهمیت نمی‌دادند اما ما اینجاییم تا به شما بگوییم کاملا اشتباه فکر می‌کنید! با توجه به شواهد و مدارکی که وجود دارد این قبیله از استانداردهای بهداشتی قابل توجهی برخوردار بودند و برای نظافت خود از وسایلی نظیر موچین، شانه، تیغ و حتی پاک کننده‌های گوش نیز استفاده می‌کردند! همچنین شواهدی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه وایکینگ‌ها هفته‌ای یک‌بار حمام آب داغ انجام می‌دادند که این موضوع باعث شده تا در مقایسه با قبایل مشابه بسیار تمیز محسوب شوند.

وایکینگ‌ها 6

دندان‌ها حقیقت را برملا می‌کنند

فرم و برجستگی‌ها، شیارها و آرایش دندانی در طول تاریخ بیانگر نماد و فرهنگ‌های بیشماری بوده است، به طوریکه هر قبیله‌ای تراش‌ها و شکل خاصی را به عنوان سمبل افراد خود قرار می‌داد که البته وایکینگ‌ها نیز از این قائنده مستثنی نیستند. اما انسان‌شناسان و باستان‌شناسان زمان بسیاری را برای درک مقصود تعابیر این قبلیه سپری کردند و هنوز هم به نتیجه قطعی دست پیدا نکرده‌اند. اسکلت‌های پیدا شده از شکاف‌های افقی روی دندان این قبیله خبر می‌دهد اما این شکاف‌ها و شیارهای افقی برای وایکینگ‌ها چه معنایی داشته است؟

برخی عقیده دارند که هر کدام از این شیارها نماد یک دستاورد و موفقیت و یا نشان‌دهنده مد بوده است. به هرحال هدف هرچه که بوده از آن به عنوان یک کشف جالب در باستان‌شناسی یاد می‌شود.

وایکینگ‌ها 7

سلطه برفراز آب‌ها

وایکینگ‌ها کشتی‌های قوی‌ و غیرقابل نفوذی داشتند که به خوبی آن را هدایت می‌کردند. حتی وقتی که با مه غلیظ و طوفان روبه رو می‌شدند به راحتی می‌توانستند مسیر خود را بر روی آب‌های متلاطم پیدا کنند. آن‌ها همیشه از موقعیت ستاره‌ها و خورشید به عنوان یک مسیریاب و قطب‌نما استفاده می‌کردند و هنگامی که گزینه‌های مسیریابشان در دسترس نبود مورخان بر این باورند که از یک صفحه سایه خورشیدی جهت رسیدن به مقصد کمک می‌گرفتند و به واسطه قدرتی که در اداره کشتی و موقعیت خود روی آب داشتند قادر به پیمودن مسافت‌های بسیار دور و طولانی برای تجارت بودند.

وایکینگ‌ها 8

جنگجویان زن وایکینگ

اگرچه جنگیدن زنان امری معمول در این قبیله نبوده اما شواهد موجود ادعا دارد که برخی اوقات خانم‌ها نیز در کنار مردان این قبیله برای جنگ به میدان مبارزه می‌رفتند. یکی از مورخان به این جنگجویان خانم لقب شیلدمیدنز (shieldmaidens) داده و می‌گوید آن‌ها نیز لباس‌های مردانه می‌پوشیدند و همچنین شمشیربازی و مهارت‌های رزمی می‌آموختند. این اطلاعات برگرفته از متون باقی مانده از وایکینگ‌ها و بقایای این قبیله می‌باشد. برخی از نوشته‌ها همچنین اعا دارند که به زنان جنگنده این قبیله والکایریز (Valkyries) گفته می‌شد. از این موضوع نتیجه می‌گیریم که وایکینگ‌ها بیشتر از سایر جوامع به برابری جنسیتی معتقد بودند.

وایکینگ‌ها 8
دوبلین؛ محل پایه‌گذاری وایکینگ

وایکینگ‌ها در واقع بنیان‌گذار شهر ایرلندی دوبلین بودند. افراد این قبیله در بخش‌هایی از کانادا و ایسلند مستقر بودند و در مسیر تجارتی خود بخش‌هایی از بریتانیای کبیر را هم به سلطه خود درآوردند. در اوایل قرن نوزدهم وایکینگ‌ها به ایرلند حمله کردند و پستی با عنوان دیفلین (Dyflin) بنا نهادند. این پست در وقع محلی برای تجارت و یک دژ محکم در ایرلند به حساب می‌آمد که در گذر زمان بر اثر تغیر و تحولات به وجود آمده نامش به دوبلین تغییر کرد. وایکینگ‌ها حدود 300 سال به این شکل حکمرانی کردند.

وایکینگ‌ها 9

تاریخچه قاچاق انسان

این قبیله برده‌های خود را “بنده” نامیده و آن‌ها را مجبور به انجام اموری نظیر مزرعه‌داری و کارهای خانه می‌کردند. این بنده‌ها عموما در طول حملات و شورش‌ها اسیر شده و مانند یونانیان، رومی‌ها و مصری‌ها وایکینگ‌ها نیز از قاچاق انسان برای معامله‌ها پرسود خود استفاده می‌کردند. بنده‌ها معمولا زنان و پسرانی بودند که از خانه‌هایشان دزدیده شده و در طول شورش به اروپی شمالی آورده می‌شدند. بسیاری از وایکینگ‌ها از داد و ستد انسان بسیار ثروتمند شده و مخارج خود را تامین می‌کردند.

وایکینگ‌ها 10

ترک کودکان نقص عضو و بیمار

اگر تا به این قسمت از مقاله با دیجی‌رو همراه بوده‌اید، حتماً متوجه شده‌اید که سلامت و قوای جسمی یکی از شاخصه‌های اصلی قبیله تندخو و جنگ طلب وایکینگ بوده و آن‌ها برای تمامی کارها از جمله جنگ و یورش، کشاورزی و دریانوردی نیازمند افراد سالم با نیروی بدنی مناسب بودند. به همین علت هم کودکانی که با بیماری و یا نقص عضو به دنیا می‌آمدند بلافاصله توسط والدین خود رها شده و در نهایت از دنیا می‌رفتند و این تنها نمونه‌ای کوچک از تمدن بی‌رحمانه و ظالمانه وایکینگ‌ها بوده است.

وایکینگ‌ها 11گسترش قلمرو برای تجارت بیشتر

تمدن وایکینگ‌ها به تجارت وابسته بود و در این حوزه نیز از پیشگامان به شمار می‌آمد. بسیاری از مسیرها و اتصالات تجاری به خاطر وجود وایکینگ‌ها ایجاد شدند و بدون حضور آن‌ها توسعه پیدا نمی‌کرد. عده زیادی معتقدند وایکینگ‌ها اولین اروپاییانی هستند که به آمریکای شمالی قدم گذاشتند. در محل دفن افراد این قبیله اجسام باورنکردنی از جمله سکه‌های عربی متعلق به دوره 750 تا 950 میلادی، ابریشم‌هایی چینی و جواهراتی از ایران یافت شده است. تنوع اشیاء یافت شده خبر از گستردگی قلمرو، پیچیدگی روابط و همچنین ارزش تجارت وایکینگ‌ها می‌دهد.

وایکینگ‌ها 12برقراری سیستم دادخواهی

برقراری عدالت در اجتماع وایکینگ‌ها حتما شما را شگفت‌زده خواهد کرد زیرا دست کمی از نحوه کارکرد این سیستم در جوامع مدرن امروزی ندارد! فرهنگ آن‌ها دولت و قانون را برقرار کرده و مردانی را نیز برای خلق قوانین و تصمیم‌گیری در مورد پرونده‌ها گردهم آورده بود. آن‌ها تجمعات عدالت‌خواهی را “صدای زنگ” می‌خواندند و جلسات آن از یک هیئت منصفه، متهم و شاکی تشکیل می‌شد.

وایکینگ‌ها 13رعایت حداقلی حقوق زنان

وضعیت زنان در بین وایکینگ‌ها بهتر از سایر جوامع بود. زنان اسکاندیناوی وایکینگی حق داشتند تا درخواست طلاق کرده و حتی درخواست مهریه داشته باشند. این زنان می‌توانستند ملک به نام خود تصاحب کرده و حتی بعد از مرگ همسر خود وظیفه سرپرستی خانواده را به عهده بگیرند. همین موضوع باعث می‌شد تا زنان بتوانند به بخش‌های خاصی از جامعه دسترسی پیدا کنند و از فرصت‌های اقتصادی‌ای که سایر زنان از آن محروم هستند، بهره ببرند.

وایکینگ‌ها 14

سوپی که سرنوشت یک جنگنده را رقم می‌زد.

وایکینگ‌ها روش جالبی را برای درمان جنگجویان زخمی به کار می‌بردند. برخی اوقات پرستارانی که از این سربازها مراقبت می‌کردند، از زنده ماندن آن‌ها اطمینان نداشتند به همین علت از ترفند جالبی برای تشخیص اینکه زخمشان کشنده است یا خیر استفاده می‌کردند. این زنان سوپی از تره‌فرنگی، پیاز و گیاهان تند پخته و آن را برای رزمنده آسیب دیده می‌بردند. اگر بعد از خوردن سوپ زخم‌های سرباز بوی پیاز و گیاهان تند را می‌داد به این معنا بود که سرباز طاقت نیاورده و خواهد مرد در غیر این صورت جنگنده زنده می‌ماند!

وایکینگ‌ها 15

قوی مثل بوفالو

فیلم‌ها و سریال‌هایی که در مورد این قبیله پخش می‌شود ناخودگاه ما را به این فکر می‌اندازد که احتمالا اکثر مردان آن شانه‌های پهن، ماهیچه‌های قوی و ریش‌هایی به بلندای عمرشان دارند! اما حقیقت چیز دیگریست. البته که مهاجمان و جنگجویان این قبیله احتمالا مردان بسیار قدرتمندی بوده‌اند اما اکثر نورس‌ها 5.7 تا 5.9 فوت قد داشته و بدنشان عضله‌ای نبوده! بیشتر وایکینگ‌ها را مردمان کشاورز و فروتن تشکیل می‌دادند که بیشتر وقت خود را روی زمین‌های کشاورزی سپری می‌کردند.

وایکینگ‌ها 16

ازدواج یا مذاکره؟

در زمان وایکینگ‌ها ازدواج به جای آن که تابع مسائل عشق و عاشقی باشد، معنای مذاکره داشت. همه آن را به چشم یک مذاکره نگاه می‌کردند که یک عمر ادامه‌دار خواهد بود و البته ناگفته نماند که زنان این قبیله نیز دوست نداشتند با مردانی که از نظر مالی قوی نیستند، بقیه زندگیشان را سپری کنند. اگر دو خانواده با وصلتی بین فرزندانشان موافقت می‌کردند، پسر باید مبلغی را به عروس که معمولاً بین 12 تا 15 سال داشت، تقدیم می‌کرد. از سوی دیگر پدر عروس هم به داماد جهیزیه می‌داد و اغلب دو خانواده در مورد شرایط طلاق فرزندانشان هم تصمیم می‌گرفتند!

وایکینگ‌ها 18

وایکینگ‌ها ملتی متحد نبودند

این قبلیه همیشه یک ملت متحد نبودند، اما با این حال اجتماعات کوچک و متحد زیادی را درون خود جای داده بودند. بعضی اوقات این اجتماعات به یکدیگر حمله‌ور شده و به نزاع و درگیری می‌پرداختند، در واقع، از آنجا که وایکینگ‌ها افراد غارتگری بودند و اگر امکان حمله به کشورهای دورتر را نداشتند، با همسایگان خود وارد جنگ و نزاع می‌شدند.

وایکینگ‌ها 21

کشاورزی؛ روشی برای امرارمعاش

اگرچه اکثر وایکینگ‌ها، زندگی به عنوان یک جنگنده و شورشی را انتخاب می‌کردند اما تعداد زیادی از آن‌ها نیز به زندگی ساده‌تر و کشاورزی مشغول بودند. اکثر آن‌ها به کاشت گندم و جو مشغول بوده و حتی تعداد کثیری از منابع معتقدند که نورس‌ها بیشتر از هرچیزی به کشاورزی و مزرعه‌داری علاقه‌مند بودند. این کشاورزان از حیواناتی نظیر مرغ، خوک، بز، گوسفند و غاز نگه‌داری کرده و در زمین‌هایشان کلم، لوبیا و پیاز پرورش می‌دادند. این دسته از افراد زندگی متفاوت و مهیجی نداشتند به همین علت هم خیلی در فیلم‌ها و سریال‌ها مورد توجه قرار نگرفتند.

وایکینگ‌ها 22

بازی با آتش به روش‌های خلاقانه

اگر تا به حال حتی یک بار هم که شده سعی کرده‌اید آتش روشن کنید، خوب می‌دانید که این کار اصلا آسان نیست؛ حتی با وجود اختراعات مدرنی نظیر فندک! در زمان وایکینگ‌ها هم که دسترسی به ابزارهای مدرن امروزی وجود نداشت، روشن کردن آتش با روش‌های خلاقانه‌ای صورت می‌گرفت. آن‌ها قارچ را چندین روز در ادرار (اوره) می‌جوشاندند و از آن برای بیشتر کردن عمر آتش‌های خود استفاده می‌کردند!

وایکینگ‌ها 23

اسکی سرگرمی موردعلاقه

اگرچه تصور وایکینگ‌ها در حال اسکی کردن کمی خنده‌دار به نظر می‌رسد اما تفریح مورد علاقه آن‌ها اسکی از روی تپه بوده و افراد محلی به این کار عادت داشتند. البته ناگفته نماند که وایکینگ‌ها اولین افرادی نبودند که از اسکی کردن لذت می‌بردند بلکه این اعتبار به روس‌ها اختصاص دارد که از سال 6000 پیش از میلاد از اشیاء مختلف برای انجام این سرگرمی استفاده می‌کردند.

وایکینگ‌ها 24

موش‌ها و وایکینگ‌ها

وایکینگ‌ها نقش اساسی در گسترش موش‌ها در سرتاسر جهان دارند. نتایج تحقیقات دی ان ای گزارش شده توسط نشنال چیوگرافیک نشان ‌می‌دهد که گونه خاصی از موش‌ها تنها به ناحیه وایکینگ نشین نروژ تعلق دارند. دانشمندان با وصل کردن شواهد به یکدیگر یقین یافتند که وایکینگ‌ها نقش اساسی در گسترش این گونه موش‌ها در خارج از مرزهای نروژ داشته‌اند. البته این قبیله تنها باعث گسترش موش در سرتاسر دنیا نشده، بلکه گربه‌‌های نروژی را هم به مناطق دیگر انتقال داده است.

وایکینگ‌ها 25

تعیین سرنوشت به دستان والکری‌ها

همان‌طور که در بالاتر اشاره داشتیم گاهی به جنگجویان زنی که حاضر به نبرد در میدان‌های جتگ می‌شدند والکری می‌گفتند. اسطوره‌شناسی نورس‌ها می‌گوید والکری‌ها سربازان اودین بوده و اغلب در نقاشی‌ها و تصاویر ترسیم شده از آن دوران با سپر و لباس‌های زنجیری پوشیده شده از پر دیده می‌شوند. این زنان در واقع کسانی هستند که به جنگجویان از پا افتاده اهمیت داده و تصمیم می‌گرفتند که آن‌ها را به والهالا (Valhalla) یا مزرعه فلکونگ (Folkvang) فریا (رب‌النوع عشق و جنگ) بفرستند. تنها والکری‌ها حق داشتند تا در این مورد تصمیم بگیرند و تنها شجاع‌ترین و قوی‌ترین‌ها عازم والهالا می‌شدند.

بیشتر بخوانید:

وایکینگ‌ها 26

مسیریابی به وسیله سنگ خورشید

وایکینگ‌ها به صورت ذاتی مسیریاب‌های ماهری بودند، حتی زمانی که دیدشان بسیار محدود بوده و این موضوع همیشه یک معمای حل نشده برای مورخان باقی مانده است. عده‌ای عقیده دارند که وایکینگ‌ها با استفاده از سان استون یا همان سنگ خورشید قادر به پیدا کردن مسیر خود در هر شرایط جوی بوده‌اند. گفته می‌شود که آن‌ها با گرفتن این سنگ کریستالی به آسمان و حرکت دادن آن، میزان پلاریزه شدن نور را در مسیرهای مختلف سنجیده و به این طریق محل قرارگیری خورشید را تعیین می‌کردند.

وایکینگ‌ها 27

]]>
https://digiro.ir/unbelievable-facts-about-vikings/feed/ 0
بابا ونگا و نوستراداموس در مورد ویروس کرونا چه پیشگویی‌هایی داشتند؟ https://digiro.ir/what-did-nostradamus-and-baba-vanga-say-about-the-coronaviurs/ https://digiro.ir/what-did-nostradamus-and-baba-vanga-say-about-the-coronaviurs/#respond Sat, 16 May 2020 16:30:12 +0000 https://digiro.ir/?p=170661 بابا ونگا و نوستراداموس در مورد ویروس کرونا چه پیشگویی‌هایی داشتند؟مقالات مختلفی در اینترنت دست به دست می‌شوند با این موضوع که چگونه بابا ونگا و نوستراداموس در زمان گذشته شیوع ویروس کووید-19 (COVID-19) را پیش‌بینی کرده بودند، اما آیا واقعاً این چنین است؟ و آیا کسی واقعاً می‌تواند آینده را پیش‌بینی کند؟ از نظر علمی این موضوع همانند سفر به گذشته و آینده حداقل […]]]> بابا ونگا و نوستراداموس در مورد ویروس کرونا چه پیشگویی‌هایی داشتند؟

مقالات مختلفی در اینترنت دست به دست می‌شوند با این موضوع که چگونه بابا ونگا و نوستراداموس در زمان گذشته شیوع ویروس کووید-19 (COVID-19) را پیش‌بینی کرده بودند، اما آیا واقعاً این چنین است؟ و آیا کسی واقعاً می‌تواند آینده را پیش‌بینی کند؟ از نظر علمی این موضوع همانند سفر به گذشته و آینده حداقل تا به امروز کاملا غیرممکن بوده است.

با این وجود، میلیون‌ها انسان در سراسر جهان به پیش‌بینی های نوستراداموس و بابا ونگا اعتقاد دارند و برخی حتی ادعا کرده‌اند که نوستراداموس و بابا ونگا هر دو شیوع ویروس کرونا را که جهان را به تعطیلی کشانده است، پیش‌بینی کرده‌اند.

بابا ونگا

خیلی‌ها بابا ونگا را نمی‌شناسند. این زن به عنوان پیامبر بالکان (شبه جزیره‌ای است در جنوب شرقی اروپا) شناخته می‌شد و گرچه ممکن است پیش‌گویی‌های او به اندازه نوستراداموس معروف نباشد اما او نیز پیش‌بینی‌های متعددی در مورد آینده داشته است. نام کامل او ونگلیا پاندوا گوشتروا (Vangeliya Pandeva Gushterova) بوده، اما همه او را با نام بابا ونگا می‌شناختند که در اصل به معنی مادربزرگ ونگا است. وی در مقدونیه شمالی امروزی در سال 1911 متولد و در سال 1996 درگذشت. او در سنین جوانی بینایی خود را در یک طوفان وحشتناک از دست داد و اگرچه او توانایی دیدن را از دست داده بود، بسیاری اعتقاد دارند که بابا ونگا از توانایی دیدن آینده برخوردار بوده است.

او یکی از برجسته‌ترین پیش‌گویان اروپا بوده و ظاهراً 69 درصد از پیشگویی‌های وی صحیح است و گفته می‌شود وی انتخاب باراک اوباما را به عنوان رئیس جمهور آمریکا پیش‌بینی کرده بود! ونگا گفته بود که چهل و چهارمین رئیس جمهور آمریکا یک آفریقایی-آمریکایی خواهد بود. همچنین گفته می‌شود که وی حملات تروریستی 11 سپتامبر را نیز پیش‌بینی کرده بود:

وحشت، وحشت! برادران آمریکایی (اشاره به برج‌های دو قلو) پس از حمله پرندگان فولادی (هواپیمای مسافربری ربوده شده) سقوط خواهند کرد. گرگ‌ها در بوته زوزه می‌کشند (تصور می‌شود که اشاره‌ به رئیس جمهور آن زمان آمریکا جورج بوش داشته است) و خون بی‌گناهان جاری می‌شود.

بسیاری اعتقاد دارند او به درستی سرنوشت غم‌انگیز زیردریایی روسی کورسک (Kursk) را نیز در سال 2000 پیش بینی کرده است:

در اواخر قرن، در آگوست سال 1999 یا 2000، کورسک با آب پوشانده خواهد شد و تمام جهان بر فراز آن گریه خواهند کرد.

بسیاری معتقدند که بابا ونگا پیش‌بینی‌هایی نیز در مورد شیوع کووید-19 (COVID-19) داشته است. مطابق روزنامه انگلیسی دیلی استار (DailyStar)، ژیمناستیک کار بلغار به نام نشکا روبوا ادعا کرده است که به بابا ونگا یا نوستراداموس بالکان، این بیماری همه‌گیر فعلی را اندکی قبل از مرگش در سال 1996 پیش بینی کرده بود. طبق ادعای نشکا بابا ونگا به وی گفته بود که کرونا تمام اطراف ما را احاطه خواهد کرد. خانم روبوا در مورد پیش‎‌بینی ادعا شده گفت: وقتی سال‌ها پیش بابا ونگا را دیدار کردم، پیش‌بینی کرد کرونا تمام جهان را درگیر خود خواهد کرد.

نوستراداموس

میشل دو نوستردام فرانسوی که در زبان لاتین به او نوستراداموس می‌گویند، نویسنده و پیش‌گوی فرانسوی، برخی از قابل توجه‌ترین پیش‌بینی‌ها را داشته است و میلیون‌ها انسان در سراسر جهان معتقدند که اگر یک نفر در جهان توانایی پیش‌بینی آینده را داشته است، آن فرد نوستراداموس بوده است. پیش‌بینی‌های وی در کتابی به نام “Les Propheties” در سال 1555 منتشر شد. این کتاب اساساً مجموعه عظیمی از چند صد قسمت بوده که کنار هم قرار گرفته‌اند و مجموعه پیش‌گویی‌های نوستراداموس که همگی نیز به شیوه‌های رمزآمیز نوشته شده‌اند را تشکیل داده‌ است.

در اینجا به ذکر مشهورترین پیش‌گویی‌های نوستراداموس از میان تمام پیش‌گویی‌های انجام شده وی می‌پردازیم.

فرود آپولو بر سطح کره ماه:

او خواهد آمد تا به گوشه‌ای از ماه سفر کند و در یک سرزمین بیگانه اسیر می‌شود. میوه‌های نارسی که نشان از یک رسوایی و سرزنشی عظیم می‌دهند، در حالی که برای برخی دیگر تحسینی بزرگ به همراه دارد.

بمباران هیروشیما و ناگازاکی:

در نزدیکی دروازه‌ها و در دو شهر بلایی فرود می‌آید که تا قبل از آن هرگز دیده‌ نشده و وجود نداشته است. قحطی بسیار بزرگ؛ مردم به وسیله فولاد از بین می‌روند و گریه می‌کنند تا خدای جاویدان درد آن‌ها را تسکین ببخشد.

او پیش‌بینی‌های بزرگ دیگری نیز انجام داده است اما آیا در مورد بیماری همه‌گیر کنونی هم چیزی گفته است؟ آیا نوستراداموس بیماری کووید-19 (COVID-19) را پیش‌بینی کرده بود؟

سرمایه‌گذاری‌های بیهوده و شکایت‌های بی‌مورد، قایق‌هایی که در میانه سرزمین‌های لاتین قرار گرفته‌اند، سرما، گرسنگی، امواج و نه چندان دور تر از رود تیبر (سومین رود طولانی ایتالیا)، زمین آغشته به خون می‌گردند و گرفتاری‌های گوناگون به بشر روی خواهند آورد.

بسیاری معتقدند که جملات بالا به شیوع کووید-19 (COVID-19) در ایتالیا اشاره کرده است. نظر شما چیست؟

جمع‌بندی

پیش‌گویی‌های نوستراداموس و همچنین بابا ونگا را می‌توان به طرق مختلفی تفسیر کرد. مخصوصا پیش‌بینی نوستراداموس در مورد ویروس کرونا چنان مبهم است که می‌توانیم آن را به شیوه‌های مختلفی تفسیر کنیم؛ احتمالا می‌توانیم آن را حتی به گونه‌ای تفسیر کنیم که با هر گونه‌ شیوع و گرفتاری که در تاریخ جهان اتفاق افتاده است، مرتبط باشد. اما نه تنها این نوشته بلکه دیگر نوشته‌های نوستراداموس را نیز می‌توان به گونه‌ای تعبیر و تفسیر کرد که با اتفاقات مختلف جهان مطابقت داشته باشد.

همان‌طور که قبلاً توضیح داده شد، از زمان انتشار اثر نوستراداموس با نام Les Propheties، بیماری‌های مسری و همه‌گیر بسیاری جهان را درگیر کرده‌اند و این پیش‌گویی می‌توانسته به هر کدام از آن‌ها اشاره داشته باشد. این مسئله تاحدودی در مورد پیش‌گویی‌های بابا ونگا هم صادق است. تنها نوشته‌ای که به بابا ونگا نسبت داده شده، کتابی است که در سال 2010  با نام “The Weiser Field Guide to Paranormal” منتشر شد. کتابی که ادعا می‌شود ونگا تجزیه اتحاد جماهیر شوروی، فاجعه چرنوبیل، تاریخ دقیق مرگ استالین و موارد دیگری را پیش بینی کرده است.

با تمام این تفاسیر و بررسی متون بازمانده توسط متخصصان، ویروس کووید-19 (COVID-19) توسط بابا ونگا و نوستراداموس پیش‌بینی نشده است.

نظر شما در مورد این پیش‌گویی‌ها چیست؟ آیا باور دارید که بابا ونگا و نوستراداموس توانایی پیش‌گویی آینده را داشته‌اند؟ دیدگاه‌های خود را با ما به اشتراک بگذارید.

]]>
https://digiro.ir/what-did-nostradamus-and-baba-vanga-say-about-the-coronaviurs/feed/ 0
دوندگان اولتراماراتن چگونه خود را برای این مسابقات سخت آماده می‌کنند؟ https://digiro.ir/ultramarathon-training-methods/ https://digiro.ir/ultramarathon-training-methods/#respond Fri, 08 May 2020 08:30:16 +0000 https://digiro.ir/?p=167638 دوندگان اولتراماراتندوی ماراتن دیگر برای بسیاری کافی نیست و آنها چیزی بیشتر از آن می‌خواهند! حدود یک میلیون نفر در مسابقه دوی اولتراماراتن سال 2018 که به مسافت 42.1 کیلومتر برگزار شد، شرکت کردند و این نشان می‌دهد محبوبیت مسابقات اولتراماراتن به سرعت در حال افزایش است. همچنین میزان مشارکت در این مسابقه‌ها طی دو دهه […]]]> دوندگان اولتراماراتن

دوی ماراتن دیگر برای بسیاری کافی نیست و آنها چیزی بیشتر از آن می‌خواهند! حدود یک میلیون نفر در مسابقه دوی اولتراماراتن سال 2018 که به مسافت 42.1 کیلومتر برگزار شد، شرکت کردند و این نشان می‌دهد محبوبیت مسابقات اولتراماراتن به سرعت در حال افزایش است. همچنین میزان مشارکت در این مسابقه‌ها طی دو دهه گذشته بیش از 1000 درصد رشد داشته که باز هم نشان دهنده پررونق‌تر شدن اولتراماراتن‌ها است.

طول مسافت این مسابقات از 50 کیلومتر تا صدها کیلومتر متغیر بوده و می‌تواند حتی تا چند روز ادامه داشته باشند! البته بعضی از مسابقات اولتراماراتن هم بدین صورت برگزار می‌شوند که شرکت کننده باید در طی 24 ساعت حداکثر مسافتی که در توان دارد را طی کند. برای برنده شدن در این مسابقه باید بتوانید تقریباً بیشتر از هر کس دیگری در دنیا بدوید!

مسابقه اولتراماراتن

در بالاترین سطح این ورزش، نسل جدیدی از دوندگان حرفه‌ای و تمام وقت قرار دارند که در دویدن مسافت‌های بالا تخصص دارند. آن‌ها ساعت‌ها با سرعتی می‌دوند که بسیاری از دوندگان تفریحی تنها می‌توانند به مدت پنج یا ده کیلومتر در آن سرعت بدوند. رکورد جهانی دوی 160 کیلومتر مردان، با سرعت متوسط هر کیلومتر در 4 دقیقه و 14 ثانیه ثبت شده است. برای مقایسه بد نیست بدانید که سرعت متوسط مسابقه دوی 5 کیلومتر انگلستان برای آقایان هر کیلومتر در 5 دقیقه و 50 ثانیه بوده است.

خانم کامیل هرون (Camille Herron)، دونده آمریکایی که رکورد دوی 80 کیلومتر، دوی 160 کیلومتر، دوی 12 ساعته و همچنین دوی 24 ساعته را در اختیار دارد، می‌گوید: “هیچ یک از رکوردهای جهانی‌ای که من در مسابفات به دست آوردم به نظر من بهترین نبوده‌اند.” در آخرین مورد، در پایان سال 2019 او بیش از 270 کیلومتر را با سرعت هر کیلومتر در 5 دقیقه و 20 ثانیه دوید. در هنگام آماده شدن برای چنین مسابقات طولانی‌ای، ورزشکاران اغلب تمرینات سبک‌تری را نسبت به شرایط اصلی مسابقه برای آمادگی خود انجام می‌دهند.

دوی اولتراماراتن

اما تمرین دوندگان اولتراماراتن‌ها بسیار بیشتر است. هرون پیش ازشکستن رکورد جهانی دوی 24 ساعته‌، بیش از 1600 کیلومتر را در طی دو ماه دویده و برای آماده شدن برای مسابقه، 15 هفته به تمرین پرداخته بود. او اولین ماه این تمریناتش را پس از یک دوره استراحت، به تمرینات تناسب اندام اختصاص داده بود. هرون می‌گوید طولانی‌ترین تمرین دوی خود را همیشه حدود 25 تا 35 کیلومتر در نظر گرفته است و اعتقاد دارد دویدن طولانی‌تر از این مقادیر برای تمرین، فایده زیادی برای او نخواهد داشت.

در کل، او حدود 160 تا 190 کیلومتر در هفته به تمرین پرداخته و دویده است. هرون موفقیت‌های خود را به تمرینات مکرر دوی سرعت که بین تمرینات دوی استقامتی خود جا داده بود، نسبت می‌دهد. او برای تقویت قدرت استقامتی خود، مدت زمان کوتاهی، مثلاً 90 ثانیه، با سرعتی بسیار سریع می‌دود و پس از آن استراحت کوچکی به خود می‌دهد. این روند تا 16 بار در یک تمرین قابل تکرار است و جلسات دیگر شامل مدت زمان طولانی‌تری هستند. همچنین در بخش‌هایی از تمرینات او ضربان قلبش را به 80 تا 90 درصد حداکثر ضربان قلب خود می‌رساند.

مسابقه دوی اولتراماراتن

اما چه دلیلی دارد که دوندگان با چنین سرعت‌های بالایی تمرین کنند، در حالی که در دوی طاقت‌فرسای اولتراماراتن، آن‌ها باید با سرعتی به مراتب پایین‌تر حرکت کنند؟ تحقیقات نشان داده است دونده‌هایی که در مسافت‌های کوتاه‌تر سرعت بیشتری دارند، شانس بیشتری برای پیروزی در اولتراماراتن نیز خواهند داشت. دو مطالعه در این زمینه نشان داده است که ارتباط تنگاتنگی بین سرعت بالا و توانایی حفظ عملکرد در مسافت‌های طولانی‌تر وجود دارد.

هرون می گوید: “این تمرینات کمک می‌کنند تا سقف عملکرد من همزمان با سرعت پاهای من بالاتر برود.” البته دلیل بزرگ دیگری نیز وجود دارد که دوندگان اولتراماراتن از انجام تمرینات بسیار شدید خودداری می‌کنند و آن هم تاثیر این فعالیت‌ها بر بدن است. طبق مطالعات انجام شده بر روی 700 دونده، تمرینات سنگین باعث آسیب‌های فیزیکی شدید در برخی نقاط بدن می‌شود. این موارد شامل مشکلات عضلانی و اسکلتی، قلبی، کبدی، کلیوی و به علاوه مشکلات ایمنی و تنفسی است. همچنین به پایان رساندن یک دوی اولتراماراتن فواید سلامتی‌ چندانی حداقل در کوتاه مدت ندارد. بر اساس نتایج مطالعات، مزایای فیزیولوژیکی دویدن مسافت‌های طولانی، پس از طی حدود 48 کیلومتر کاهش می‌یابد.

مسیر دوی اولتراماراتن

جیم والمسلی (Jim Walmsley)، دونده اولتراماراتن آمریکایی که احتمالا مسافت طی شده بیشتری را نسبت به هر دونده دیگری در کارنامه خود دارد، از اواخر ماه نوامبر 2019، کمترین مسافتی که در یک هفته طی کرده است 136 کیلومتر بوده است! با این حال، او بیشتر هفته‌ها به طور متوسط 190 کیلومتر را می‌دود. والمسلی می‌گوید: “من تمرینات و دویدن‌های طولانی را برتمرینات بیشتر و کوتاه‌تر ترجیح می‌دهم. این تمرینات شامل انجام چندین دو در هفته و در حدود مسافت کامل یک دوی ماراتن (42 کیلومتر) است. او می‌گوید: “شما باید قبل از مسابقه حسابی سر حال و آماده باشید و من هر هفته یک تا دو تمرین کاملاً قدرتی و مناسب را انجام می‌دهم.”

اگر دونده‌ها بخواهند تمرینات فوق سنگین انجام دهند حتما باید به یاد داشته باشند که مواد غذایی مناسب و کافی را در برنامه خود داشته باشند تا بتوانند عملکرد خود را حفظ کرده و ارتقا دهند. دوندگان حرفه‌ای معمولاً دو تا سه مسابقه در سال دارند و تمرینات خود را مطابق با این مسابقه‌ها انجام می‌دهند. والمسلی خود را برای دوی اولتراماراتن کومارد آماده می‌کند. این بزرگترین دوی اولتراماراتن در جهان است که حدود 25000 شرکت کننده دارد و برخلاف بسیاری از مسابقات سخت و سنگین، تمام طول 90 کیلومتری آن در جاده‌ها طی می‌شود.

اولتراماراتن

بر خلاف ماراتن‌های سنتی که بیشتر در جاده‌های آسفالت برگزار می‌شوند، مسابقات اولترا ماراتون می‌توانند بسیار متفاوت باشند. این مسابقات می‌توانند در سطوح گل آلود، شامل عبور از شن و ماسه‌ها و حتی گاهی اوقات عبور از رودخانه باشند. اگر یک ورزشکار در حال آماده سازی برای یک مسابقه کوهستانی باشد، برای ایجاد قدرت کافی در خود، تپه‌های متعددی را برای تمرینات خود انتخاب و از روی ‌آن‌ها می‌دوند. آن‌ها همچنین مسیرهایی را که در مسابقه پیش رو خواهند داشت، شبیه‌سازی می‌کنند.

دونده معروف انگلستانی، تام اوانز (Tom Evans) پیش از اولین مسابقه 161 کیلومتری خود، طول و شیب سه تپه در مسیر خود را شبیه‌سازی کرده بود و سرعت و نوع گام برداشتن‌های لازم برای پیروزی را تاحدودی محاسبه کرده بود. وی جزئیات را یادداشت می‌کرد، به عنوان مثال او روی برگه‌ای نوشته بود، یک کیلومتر با شیب 9 درصد و با سرعت 12 کیلومتر در ساعت و آن را در یک کمپ تمرینی در اتیوپی رویتردمیل انجام می‌داد. ایوانز می گوید: “این بدین معنی نیست که شما هر آنچه هست را شبیه‌سازی و پیاده می‌کنید، شما تنها به بدنتان مقداری از آنچه را که پیش رو خواهد داشت، نشان می‌دهید.”

مناظر طبیعی در اولتراماراتن

البته در مسابقات اولتراماراتن تنها مسئله فشارهای جسمی مطرح نیست. برای طی کردن مسافت 160 کیلومتری با پای پیاده یا طی یک مسیر 24 ساعته مداوم باید ورزشکار از نظر ذهنی هم در سطح بالایی قرار داشته باشد. به عنوان نمونه، هرون می‌گوید که در اولین دوی 12 ساعته خود، از نظر ذهنی آمادگی خوبی برای طی مسافت زیاد نداشت. اما او می‌دانست که باید همزمان با آماده‌سازی فیزیکی، در ذهن خود هم آمادگی لازم برای پیروزی در چنین مسابقه طاقت‌فرسایی را به دست بیاورد و برای این کار یک استراتژی ویژه طرح‌ریزی کرد. او سعی کرد در مسابقات و تمرین‌ها، روی ساعت مچی خود که قرار بود هر از گاهی یک بوق بزند، تمرکز داشته باشد. بوق زدن ساعت به او یادآوری می‌کرد که تغذیه خود را مصرف کند. همچنین او پی برد که باید حواس خود را در طول مسابقه پرت کند چون حواس پرتی به گذر زمان کمک می‌کند.

کورتنی دووالتر (Courtney Dauwalter) برنده مسابقه‌هایی شده که طول مسافت آن‌ها حتی تا 385 کیلومتر هم می‌رسد. او می‌گوید مسابقه‌هایی که در آن‌ها باید صدها بار یک مسیر مشخص را تکرار کنید، می‌توانند بار روانی زیادی را به شما وارد کنند. به گفته این دونده اولتراماراتن: “شما سعی می‌کنید از هر دقیقه برای حرکت به سمت جلو استفاده کنید اما هیچ منظره زیبا و خاصی برای پرت کردن حواس شما وجود ندارد و پس از چند دور همه چیز برای شما تکراری می‌شود.” حتی مواقعی وجود دارد که خستگی می‌تواند باعث ایجاد توهم در دونده شود! در یک مسابقه 265 کیلومتری، داوالتر دچار توهم شده بود. او می‌گوید توله سگ‌هایی را می‌دیده که اطراف او در حال چرخش بودند و اشیاء اطراف او همانند درختان و صخره‌ها را دارای چهره تصور می‌کرده است!

مسابقات طاقت‌فرسای اولتراماراتن

روش‌های زیادی برای مقابله با کمبود خواب و خستگی وجود ندارد، اما دووالتر می‌گوید در حال آزمایش کردن چرت زدن‌های کوتاه در برخی از مسابقات پیش رویش است. در تمرینات و مسابقهات اولتراماراتن، دوندگان وقت زیادی را به تنهایی می‌گذرانند و این هم می‌تواند یکی دیگر از مشکلاتشان باشد. دووالتر می‌گوید: “ساعت‌ها در مسیر باید فکر کنید و افکار زیادی به شما هجوم می‌آورند. گاهی اوقات اصلاً چیزی در ذهنم نیست و گاهی اوقات همه خاطرات، دغدغه‌ها و مشکلاتی که با آنها سر و کار دارم، ذهنم را پر می‌کنند. اما من واقعاً عاشق سکوت هستم و گاهی اوقات فقط اجازه می‌دهم که سکوت تمام ذهن من را در بر گیرد.”

]]>
https://digiro.ir/ultramarathon-training-methods/feed/ 0
با خطرناک ترین جاذبه های گردشگری جهان آشنا شوید (قسمت دوم) https://digiro.ir/deadliest-tourist-attractions-part-2/ https://digiro.ir/deadliest-tourist-attractions-part-2/#respond Mon, 04 May 2020 10:50:00 +0000 https://digiro.ir/?p=170530 خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان قسمت دومگردشگران را به طور کلی می‌توان به دو گروه عمده تقسیم‌بندی کرد: کسانی که هدف‌شان از سفر کردن به نقاط دیدنی جهان، تماشای مناظر طبیعی و آثار هنرمندان مختلف و رسیدن به آرامش است و عده‌ای که قصد دارند ماجراهای هیجان‌انگیز را تجربه کنند. در این بین، دسته دوم معمولاً‌ با خطرات و تهدیدهای جانی […]]]> خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان قسمت دوم

گردشگران را به طور کلی می‌توان به دو گروه عمده تقسیم‌بندی کرد: کسانی که هدف‌شان از سفر کردن به نقاط دیدنی جهان، تماشای مناظر طبیعی و آثار هنرمندان مختلف و رسیدن به آرامش است و عده‌ای که قصد دارند ماجراهای هیجان‌انگیز را تجربه کنند. در این بین، دسته دوم معمولاً‌ با خطرات و تهدیدهای جانی بیشتری مواجه هستند و باید نکات ایمنی را با دقت بیشتری رعایت کنند.

پیش‌تر در دیجی رو مقاله‌ای با عنوان خطرناک ترین جاذبه های گردشگری جهان را منتشر کرده بودیم که با استقبال خوبی از جانب کاربران سایت مواجه شده بود و در مطلب پیش رو نیز قصد داریم دومین بخش از این مقاله را خدمت شما ارائه کنیم. پس اگر دوست دارید بدانید گردشگران ماجراجو و هیجان‌طلب به چه نقاطی از این کره خاکی سفر می‌کنند، در ادامه با ما همراه باشید.

کوه اورست، نپال (Mount Everest, Nepal)

فتح قله‌ی اورست، آرزوی هر کوهنوردی است اما اکثر افراد هیچ‌گاه به بالاترین نقطه‌ی بزرگ‌ترین کوهستان جهان نمی‌رسند. در حقیقت بیش از 300 کوهنورد در شش دهه‌ی اخیر جان خود را در هنگام تلاش برای صعود از این کوه از دست داده‌اند.

کوه  اورست

تهدیداتی نظیر خستگی شدید، بیماری در ارتفاعات به دور از تجهیزات، تغییرات ناگهانی شرایط هوا، وزش بادهای شدید و همچنین بهمن‌های سنگین جان کوهنوردها را در طی این مسیر تهدید می‌کند. همچنین در صورتی که افراد جان خود را از دست بدهند، جسدهایشان در کوهستان باقی می‌ماند زیرا برگرداندن آن‌ها بسیار خطرناک بوده و همچنین گران تمام خواهد شد.

رودخانه‌ ادلاید، استرالیا (Adelaide River, Australia)

در شمال استرالیا، رودخانه‌ی آدلاید یک مکان پرطرفدارن برای شکار پرنده، قایقرانی و همچنین ماهیگیری است که متاسفانه کوسه‌های نر بسیار بزرگی نیز در آن زندگی می‌کنند. بیشتر افراد بومی این منطقه نگران حمله‌ی کروکدیل‌های غول پیکری هستند که در این محل زندگی می‌کنند. البته ناگفته نماند که حمله‌ی تمساح تاکنون در رودخانه‌ی آدلاید خیلی شایع نبوده است اما در سال 2009 یک پسربچه هنگام ماهیگیری مورد حمله‌ی تمساح قرار گرفت و جان خود را از دست داد این درحالیست که عده‌ای از قایق‌های توریستی نیز در گذشته، مورد حمله‌ی این تمساح‌ها قرار گرفته‌اند.

رودخانه‌ی ادلاید

یکی از بدنام‌ترین و خطرناک‌ترین این کروکدیل‌ها ” مایکل جکسون ” لقب گرفته است و در تاریخ زندگی خود موجب جراحات جدی‌ شده و حتی یک ماهیگیر را در سال 2014 کشته است.

دریاچه‌ جوشان، دومینیکا (Boiling Lake, Dominica)

این دریاچه یکی دیگر از مکان‌های بسیار خطرناک برای شنا به شمار می‌آید. حباب‌ها و رنگ آبی این دریاچه به همراه چاشنی ابرهایی که روی سطح آن ایجاد شده‌اند نظر هر توریستی را به خود جلب می‌کند اما نزدیک شدن بیش از حد به این مکان می‌تواند یک اشتباه غیرقابل جبران تبدیل شود.

دریاچه‌ی جوشان

در واقع در برخی از قسمت‌ها دمای آب این دریاچه به 197 درجه‌ی فارنهایت نیز می‌رسد. ممکن است بپرسید وسط دریاچه چه دمایی دارد؟ اما دانشمندان برای این سئوال، تاکنون جوابی به دست نیاورده‌اند زیرا تحقیق در مورد آن بسیار خطرناک است. وسط این دریاچه عملا در حال جوشیدن است بنابراین پیش‌بینی می‌شود دما حتی بیشر از 197 درجه باشد. اگر قصد از دست دادن دست و پایتان را ندارید، به مشا توصیه می‌کنیم حتما از این دریاچه‌ی جوشان فاصله بگیرید.

پارک ملی دره مرگ، کالیفرنیا (Death Valley National Park, California)

شاید حتی نام این پارک به قدری برایتان ترسناک بیاید که دوست نداشته باشید به آن نزدیک شوید. اما جالب است بدایند هر سال نزدیک به یک میلیون بازدید کننده به این منطقه رفته و از این تجربه لذت می‌برند.

پارک ملی دره‌ی مرگ

آسمان شب این پارک چشم‌هایتان را با ستاره‌های درخشان خود نوازش می‌دهد اما دلیل این‌که نام این پارک را دره‌ی مرگ گذاشته‌اند به این خاطر است که در طی سال‌های پیاپی عده‌ی زیادی در آن کشته شده و یا حتی ناپدید شدند. دمای این منطقه به 134 درجه‌ی فارنهایت هم می‌رسد و اغلب دارای آب و هوای گرم و شرجیست. مسیرهای ایزوله شده و همچنین نواحی چالش‌ برانگیز این پار آن را به مکانی خطرناک برای بازدید کننده‌ها تبدیل کرده است. در 15 سال اخیر بیشتر از دوازده نفر در این پارک به دلیل گرمازدگی کشته شدند.

گاوبازی، اسپانیا (Running of the Bulls, Spain)

گاوبازی در اسپانیا یکی از سنت‌های دیرینه‌ این کشور به شمار می‌آید. هر سال در طول تابستان در پمپلونا، ده گاو نر را در خیابان رها می‌کنند. در واقع هدف از این کار پیشی گرفتن انسان از گاوهاست اما اکثر مردم بعد از شرکت در این مراسم، این تجربه را بسیار سخت و چالش‌ برانگیز تلقی می‌کنند.

اجرای گاو نر

هر سال عده‌ی زیادی بر اثر حملات پی در پی حیوانات و یا حتی شلوغی جمعیت شرکت کننده به شدت آسیب می‌بینند. از سال 1910 میلادی تا به حال 15 نفر جان خود را بر اثر شاخ زدن گاوها از دست داده‌اند.

ساحل هاناکاپای، هاوایی (Hanakapiai Beach, Hawaii)

این ساحل با داشتن آب‌های تمیز و سواحل گرم و شنی وسوسه‌انگیز خود یکی از خطرناک‌ترین‌های لیست امروز به شمار می‌آید. هاناکاپای در امتداد ساحل ناپالی قرار گرفته و همچنین شاهد قدرتمندترین موج‌ها و جریان‌های شکاف در این منطقه هستیم. اگر هوس کنید در این دریا شنا کنید، برگشتن دوباره به ساحل خشک بسیار برایتان سخت خواهد بود زیرا نزدیک‌ترین و ایمن‌ترین ساحل حداقل شش مایل با شما فاصله دارد. تاکنون پانزده نفر در این دریا غرق شده‌اند.

ساحل هاناکاپای

سرزمین فرشته‌ها، یوتا (Angels Landing, Utah)

سرزمین فرشته‌ها در پارک ملی زیون در جنوب غربی یوتا واقع شده است. این قسمت در واقع قدمت دیرینه دارد و توریست‌ها و صخره‌نوردهای بسیاری را به خود جذب کرده است. از سال 2004 تا به حال هشت نفر به علت سقوط در این منطقه جان خود را از دست داده‌اند.

زمین فرشته‌ها

ساحل بوا ویاگم، برزیل (Praia De Boa Viagem, Brazil)

این مکان مقصد نهایی برای افرادی است که به رفتن به ساحل و البته کوسه‌ها علاقه‌ی زیادی دارند. 56 حمله‌ی کوسه بین سال‌های 1992 و 2012 گزارش شده که یک سوم آن‌ها به مرگ قربانیان منجر شده است. بیشتر این حمله‌ها توسط کوسه‌های نر و همچنین کوسه‌های ببری بوده. این ساحل به قدری خطرناک تلقی می‌شود که هیچ غریق نجاتی در آنجا به فعالیت نمی‌پردازد!

خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان 1

یوکاتان سنوت، مکزیک (The Yucatan Cenotes, Mexico)

این غار یکی از خطرناک‌ترین و ترسناک‌ترین مکان‌هایی است که امروز در این لیست به شما معرفی می‌کنیم. یوکاتان سنوت یکی از خطرناک‌ترین غارهای زیرآبی جهان است. غواصان از پیچ و تاب‌های به شدت تاریک آن رد شده و بعضا مجبور می‌شوند به سختی از فضای بسیار تنگی که در این غار وجود دارد خود را عبور دهند.

یوکاتان سنوت

مسیرهای این غار به قدری غمیق و گیج‌کننده است که شناگران ممکن است گم شده و مسیر خروجی را پیدا نکنند. در بدو ورود به این غار تابلویی نصب شده که به غواصان این هشدار را می‌دهد که ممکن است در آن کشته شوند!

پارک ملی یلوستون، وایومینگ، مونتانا و آیداهو (Yellowstone National Park, Wyoming, Montana and Idaho)

پارک ملی یلوستون واقع در وایومینگ، مونتانا و آیداهو اولین پارک ملی افتتاح دشه در آمریکا بود. این پارک وحشی به دلیل داشتن آبشارهای قدیمی و چشمه‌های آب گرم جوشانش بسیار معروف است. اما آیا واقعا این مناظر دلفریب و جذاب می‌تواند تهدیدی برای  جان توریست‌ها باشد؟

پارک ملی یلوستون

علائم هشدار بسیار در سرتاسر این پارک وجود دارد اما برخی از بازدیدکنندگان آن‌ها را نادیده گرفته و همین موضوع باعث سرگردانی و حتی گم شدن آن‌ها در طول مسیر ‌می‌شود. آب‌های این پارک تقریبا 250 درجه‌ی فارنهایت گرما دارند و تاکنون 20 بازدید کننده بر اثر سقوط در آب‌های جوشان این پارک ملی جان خود را از دست داده‌اند.

تور آتشفشانی، هاوایی (Volcano Tours, Hawaii)

بین سال‌های 1992 تا 2002 در پارک ملی آتشفشان هاوایی 40 مرگ و 35 مصدوم جدی گزارش شد. کوهنوردانی که به اندازه‌ی کافی مجهز نباشند به راحتی راه خود را گم کرده و قربانی خطرات موجود در راه می‌شوند.

تور آتشفشانی

همچنین توریست‌هایی که قصد بازدید از این منطقه را دارند باید مذاب‌های آتشفشانی را نیز در نظر بگیرند. ترکیب سمی هیدروکلریک اسید، هیدروژن سولفید و دی اکسید کربن ناشی از این گدازه‌ها می‌تواند باعث بروز مشکلات تنفسی، آسیب چشم و پوست شود.

حتی تورهای هلیکوپتری در این منطقه نیز بسیار خطرناک هستند زیرا با گدازه‌های ناشی از آتشفشان‌ها برخورد کرده و همین موضوع باعث سقوطشان می‌شود. در حقیقت تاکنون 60 هلیکوپتر سقوط کرده و 17 کشته به جای گذاشته است.

کوه واشینگتن، نیو همپشایر (Mount Washington, New Hampshire)

این کوه با داشتن 6288.2 فوت ارتفاع، در واقع بلند‌ترین قله‌ی شمال شرقی آمریکاست و در لیست خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان لیست دیجی‌رو قرار گرفته است. کوهنوردان، دوچرخه‌سواران و اسکی بازان زیادی تا به حال از این کوه دیدن کرده‌اند اما این سفر خطراتی را نیز به همراه دارد. از سال 1849 تا به حال 150 نفر جان خود را در این کوه به دلایلی نظیر سقوط، حمله‌ی قلبی و سرمازدگی از دست داده‌اند.

کوه واشینگتن

توریست‌های این منطقه حتما باید مراقب باد‌های خطرناک این منطقه باشند. سرعت این بادها به 231 مایل بر ساعت نیز رسیده است. همچنین سرعت تغییرات آب و هوایی در کوه واشنگتن بسیار زیاد بوده و هر ساله وقوع صد بهمن در این کوه به ثبت می‌رسد.

آبشار ویکتوریا، زیمبابوه (Victoria Falls, Zimbabwe)

هر سال یک توریست در آبشار ویکتوریا سقوط کرده و جان خود را از دست می‌دهد. بیشتر تلفات جانی در این ناحیه بر اثر از دست دادن تعادل در نزدیکی آبشار بوده، اگرچه که برخی از مرگ‌های گزارش شده نیز ناشی از شنا در آن گزارش شده است.

آبشار ویکتوریا

با هر بار شنا در استخر شیطان واقع در آبشار ویکتوریا، توریست‌ها با خطر مرگ روبه‌رو هستند. متاسفانه در سال 2009 یک راهنمای تور پس از نجات یکی از توریست‌هایش در این آبشار جان خود را از دست داد.

تور چرنوبیل، اوکراین (Chernobyl Tours, Ukraine)

فاجعه‌ی چرنوبیل سال 1986 یکی از بدترین حوادث هسته‌ای در طول تاریخ به شمار می‌آید. در نتیجه‌ی این اتفاق، اکنون شهر پریپات برای بازدید عموم بسته و تخلیه شد. انفجار در چرنوبیل بلافاصله موجب مرگ پنجاه و چهار نفر شد اما سازمان ملل بر این باور است که چهار هزار نفر در اثر تشعشعات ناشی از آن جان باختند.

تور چرنوبیل

به دلیل علاقه‌ی زیاد بازدید از این منطقه مقامات تصمیم گرفتند تا این منطقه را حفظ کنند. تورهایی که از این منطقه بازدید می‌کنند به شدت کنترل شده بوده و هیچکس مجاز به خوردن غذا و لمس گیاهان در فضای باز این منطقه نیست. آیا شما حاضر به ریسک بازدید از این منطقه هستید؟

ترولتانگا، نروژ (Trolltunga, Norway)

صخره‌گاه ترولتانگا با ارتفاع 3600 فوت بالای سطح دریا در شهرستان هوردالند قرار گرفته است. این محل یکی از محبوب‌ترین صخره‌های نروژ بوده و منظره‌ی نفس‌گیر و بی‌نظیر ارتفاعات آن قطعا برای هر گردشگری جذاب است. هر ساله 80 هزار کوهنورد طی یک سفر دوازده ساعته خودشان را به صخره‌های ترولتانگا می‌رسانند اما نکته‌ی قابل توجه در این سفر، مرگبار بودن آن است.

ترولتانگا

این صخره فاقد ریل ایمنی است به همین علت نیز ممکن است باعث سقوط افراد شود. هرساله چهل ماموریت نجات به این منطقه صورت می‌گیرد و متاسفانه در سال 2015 یک زن جان خود را بر اثر سقوط از دست داد. به نظر شما خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان کدام یک از موارد لیست بالا هستند؟ نظرات خود را با دیجی‌رو به اشتراک بگذارید.

]]>
https://digiro.ir/deadliest-tourist-attractions-part-2/feed/ 0
با خطرناک ترین جاذبه های گردشگری جهان آشنا شوید (قسمت اول) https://digiro.ir/deadliest-tourist-attractions-part-1/ https://digiro.ir/deadliest-tourist-attractions-part-1/#respond Sun, 03 May 2020 07:24:32 +0000 https://digiro.ir/?p=166085 خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان قسمت اولوقتی صحبت از تعطیلات و سفر به میان می‌آید، سلیقه‌‌ها با هم متفاوت است؛ برخی رفتن به شهرهایی با بافت قدیمی را ترجیح می‌دهند و عده دیگر علاقه‌مندند تا از طبیعت و فضای سبزش نهایت لذت را ببرند. به طور کلی اکثر افراد علاقه دارند تا در طول تعطیلاتشان با خانواده و عزیزان استراحت کرده […]]]> خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان قسمت اول

وقتی صحبت از تعطیلات و سفر به میان می‌آید، سلیقه‌‌ها با هم متفاوت است؛ برخی رفتن به شهرهایی با بافت قدیمی را ترجیح می‌دهند و عده دیگر علاقه‌مندند تا از طبیعت و فضای سبزش نهایت لذت را ببرند. به طور کلی اکثر افراد علاقه دارند تا در طول تعطیلاتشان با خانواده و عزیزان استراحت کرده و آرامش را تجربه کنند اما در این میان عده‌ای هم دوست دارند تا هیجان و آدرنالین ناشی از یک تعطیلات جذاب اما خطرناک را با تمام وجود لمس کنند. این ایده در نگاه اول هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد اما بروز کوچک‌ترین خللی در برنامه ممکن است به قیمت جان افراد تمام شود! پس اگر ایده رفتن به چنین تعطیلاتی را در ذهن دارید، توصیه می‌کنیم کمی بیشتر تامل کرده و همه جوانب آن را بررسی کنید.

جالب است بدانید با وجود داستان‌های ترسناک و ناراحت‌کننده از تجربه‌ی افراد در این زمینه، مسافران از رفتن به این مناطق به هیچ عنوان ابایی ندارند، به همین علت هم در ادامه قصد داریم خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان را به شما معرفی کنیم. با دیجی‌رو همراه باشید.

پارک ملی یوزمیت، کالیفرنیا (Yosemite National Park’s Half Dome, California)

این پارک در کوهستان‌های سیرا نوادا (Sierra Nevada) کالیفرنیا واقع شده و بیشتر به خاطر داشتن درختان غول‌پیکر سکویا، صخره‌های گرانیتی و  آبشار‌های چشم‌نوازش معروف است. همچنین این منطقه به علت داشتن سراشیبی نیمه گمبدی و شیب‌دار که حدود 5000 فوت ارتفاع دارد، به عنوان یکی از خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری نیز شناخته می‌باشد.

پارک ملی یوزمیت کالیفرنیا

12 نفر در بین سال‌های 2005 و 2015 میلادی در این محل فوت کردند، همچنین 290 تصادف و 140 ماموریت برای نجات افراد در این منطقه گزارش شده است. اگر قصد رفتن به این منطقه را دارید باید بدانید که بالا رفتن از این سراشیبی یک روز زمان می‌برد و 400 فوت پایانی آن تقریبا عمود است و برای بالا رفتن از آن حتما باید از کابل استفاده شود. در حال حاضر به این منطقه لقب ” تخت سنگ مرگ” را داده‌اند.

هنگامی که این سراشیبی گمبدی شکل بر اثر بارش باران مرطوب شود، احتمال این‌که کوهنوردان به راحتی سر خورده و بیوفتند بسیار بالا می‌رود اما با این حال احتمال خطر حتی زمانی‌که سطح کوه کاملا خشک است نیز وجود دارد. متاسفانه به تازگی در سال 2019 یکی از کوهنوردان بعد از افتادن از ارتفاع 500 فوتی این گنبد، جان خود را از دست داد.

باغ سمی، انگلستان (The Poison Garden, England)

پشت دروازه‌های سیاه باغ آلنویک (Alnwick Garden) پارکی با گیاهان کشنده قرار داد. صاحب این پارک دوشس امبرلند شمالی یعنی جین پرسی (Jane Percy) است که بر این باور بود که مردم به گیاهان سمی علاقه نشان خواهند داد که البته کاملا حق با اوست!

باغ سمی انگلستان

هر سال حدود 80 هزار نفر از این باغ دیدن می‌کنند و 100 نوع گیاه سمی و کشنده در آن پرورش پیدا می‌کند. افرادی که از باغ سمی دیدن می‌کنند به هیچ عنوان حق لمس کردن گیاهان را ندارند اما این گیاهان به هر حال گازهای بسیار سمی از خود متصاعد می‌کنند که به کررات باعث شده تا بازدیدکنندگان از حال بروند.

راه‌پله‌های رو به بهشت، هاوایی (Stairway to Heaven, Hawaii)

راه‌پله‌های بهشتی در جزیره‌ی اوهایو قرار گرفته و به عنوان یکی از جاده‌های پیاده‌روی سخت و خطرناک شناخته می‌شود که از 3922 عدد پله تشکیل شده است. در دهه‌ی 1940 این مکان در واقع یک پایگاه دریایی بوده اما در دهه‌ی 1950 این پایگاه به طور کامل از بین رفت، همچنین این مسیر و ایستگاهش در سال 1987 برای عموم بسته شد.

راه‌پله‌هایی رو به بهشت هاوایی

با وجود این‌که در سر در ورودی این محل تابلو “وارد نشوید” قرار داده شده اما این موضوع به هیچ عنوان مردم را از رفتن به این محل باز نمی‌دارد. رفتن به این محل کاملا غیرقانونی است اما پلیس 135 عدد بلیط اجازه‌ی عبور بین ماه‌های ژوئن و دسامبر سال 2014 برای مردم صادر کرد. تا به حال عده‌ی زیادی در طول این مسیر صدمه دیدن و برخی دیگر نیز حتی با مرگ دست و پنجه نرم کرده‌اند اما باز هم عده‌ی زیادی علاقه دارند تا از این محل بازدید کنند.

جزیره‌ی کمودو، اندونزی (Komodo Island, Indonesia)

این جزیره پر شده از مارمولک‌های غول‌ پیکر و سمی و به غیر از آن هم 6 هزار سوسمار کومودو در آن زندگی می‌کنند. این مکان بیشتر برای غواصی کردن و همچنین دیدن بزرگ‌ترین مارمولک دنیا معروف شده است. مسافران امکان بازدید پارک ملی کومودو را دارند اما بین سال‌های 1974 تا 2012، 24 مورد حمله‌ به انسان گزارش شده که 5 مورد از آن‌ها منجر به مرگ شد.

جزیره‌ی کمودو، اندونزی

نکته‌ی حائز اهمیتی که قبل از رفتن به جزیره‌ی کمودو باید بدانید این است که افرادی که به هر شکلی جراحت و خونریزی دارند باید بسیار احتیاط کنند زیرا سوسمارهای کمودو نسبت به خون حس بویایی بسیار قوی‌ای داشته و جذب آن می‌شوند.

رودخانه کلرادو، کلرادو (Colorado River, Colorado)

قایق سواری در رودخانه‌ی کلرادو یکی از مهیج‌ترین و محبوب‌ترین جاذبه‌های گردشگری است. قدرت آب این رودخانه بسیار زیاد بوده و همین موضوع باعث شده تا قایق سواری در آن برای مسافران ریسک‌پذیر بسیار جذاب تلقی شود؛ البته باید در نظر داشت که قدرت آن هنگام آب شدن برف روی کوه‌های کلرادو شدت گرفته و باعث هر چه سریع‌تر شدن جریان رودخانه می‌شود.

رودخانه‌ی کالرادو

متاسفانه تاکنون تصادفات، صدمات و تلفات بسیاری از این رودخانه به ثبت رسیده، در سال 2007، دوازده نفر جان خود را بر اثر قایق‌سواری در رودخانه کلرادو از دست داده و 176 نفر آسیب‌دیدگی‌های شدید داشتند. مقامات به مسافران توصیه می‌کنند که تا زمانی‌که از جریان‌ آب رودخانه‌ای اطلاعات کافی به دستشان نرسیده و نیروهای نجات اعلام آمادگی نکردند، هرگز به این محل نروند.

صخره‌های موهر، ایرلند (Cliffs of Moher, Ireland)

صخره‌های موهر، به خاطر داشتن زمین‌های سرسبز و منظره‌ی حیرت‌انگیز اقیانوس اطلس بسیار مورد توجه و علاقه‌ی گردشگران قرار گرفته است. این صخره‌ها در جنوب غربی ایرلند واقع شده‌اند و در آن زیبایی بسیار هم خطرناک هستند. ترکیب مرگ‌بار بادهای بسیار قدرتمند و ریل‌های بدون مانع جان بازدیدکنندگان را به شدت تهدید می‌کند.

صخره‌های موهر، ایرلند

در سال 2006 هنگامی که باد جسم یک مسافر را به شدت تکان می‌داد، باعث مرگ وی شد. بارندگی‌های شدید و مه‌های غلیظ سطح این صخره‌ها را به شدت لغزنده ساخته و باعث می‌شود به راحتی از روی آن سر بخورید.

الکامینیتو دل ری، اسپانیا  (El Caminito Del Rey, Spain)

الکامینیتو دل ری در ابتدا مسیری برای حمل و نقل کالا توسط کارگران بود. زمانی‌که پادشاه اسپانیا یعنی آلفانسو سیزدهم در سال 1921 از این مسیر عبور کرد، نام ” قلمرو کوچک پادشاه” را به این راه نسبت دادند و زمانی‌که احتیاج به تعمیر پیدا کرد برای یک دهه به صورت رسمی برای عبور عموم مردم آن را بستند.

الکامینیتو دل ری اسپانیا

بعد از تعمیرات پیاپی این گذرگاه در سال 2015 دوباره راه‌اندازی کرده و هم‌اکنون افراد زیادی از آن بازدید می‌کنند.

سواحل آکاپولکو، مکزیک (Beaches of Acapulco, Mexico)

اگر چه که آکاپولکو در زمان‌های قدیم محلی برای دورهمی‌ سلبریتی‌های نظیر جان اف کندی و الیزابت تیلور بود اما این روزها به عنوان ساحل زیبای مرگ‌بار شناخته می‌شود. همچنین این محل در حال حاضر با عنوان پایتخت قتل در مکزیک شناخته شده زیرا دائمان بین گروه‌های باندی که در آن مستقر هستند درگیری و اختلاف به وجود می‌آید.

سواحل آکاپولکو

این خشونت و درگیری گاهی به مناطق توریستی مکزیک هم راه پیدا می‌کند؛ در حال حاضر تعداد زیادی قتل و آدم‌ربایی در آکاپولکو گزارش شده که این رقم تنها در سال 2018، 874 قتل به ثبت رسیده است.

گذرگاه کوکودا، گینه‌ی نو پاپوا (Kokoda Trail, Papua New Guinea)

برای پیمودن مسافت طولانی این گذرگاه 96 کیلومتری باید شش روز کامل وقت گذاشته و چالش‌های پیش روی آن را به جان بخرید. آب و هوای این منطقه در طول روز گرم و شرجی است اما شب‌هنگام هوا بسیار سرد می‌شود. پس حتما قبل از قدم گذاشتن در این چالش به اندازه کافی لباس گرم همراه خود ببرید.

دنباله ی کوکودا

سفر به کوکودا شامل پیاده‌روی، کوهنوردی و شناست، البته نباید حضور پشه‌های مالاریای موجود در هوای این منطقه را هم نادیده گرفت. اگر جزو افرادی هستید که این شرایط شما را نمی‌ترساند بهتر است راجع به تحمل کم آبی، بیماری و یا شکستن استخوانتان در این گذرگاه نیز فکر کنید. برخی از مواقع نیز افراد محلی در این منطقه با نیزه و خنجر به توریست‌ها حمله ور می‌شوند! در سال 2013 دو نفر به وسیله بومیان این منطقه کشته و عده زیادی نیز زخمی شدند.

ساحل جدید اسمیرا، فلوریدا (New Smyrna Beach, Florida)

آب‌های ساحل اسمیرا یکی از مناطقی است که شما به هیچ عنوان نباید در آن شنا کنید زیرا کوسه‌های زیادی در آن وجود دارند. به عبارت دیگر بهتر است بگوییم این ساحل بیشتر با عنوان ” پایتخت گزیدن کوسه در جهان ” شناخته شده است.

ساحل اسمیرا

تاکنون 250 حمله‌ی کوسه در راین منطقه گزارش شده و بیشتر این گزارش‌ها نیز در سال 2007 و 2008 میلادی به ثبت رسیده‌اند. همچنین قابل ذکر است که در سی سال اخیر چهل حمله‌ی مرگبار در این مکان رخ داده است. البته بیشتر این حمله‌ی کوسه‌های این منطقه به مرگ ختم نشده است اما آیا با این حال شما حاضرید ریسک شنا در این ناحیه را به جان بخرید؟

منت بلانک، فرانسه (Mont Blanc, France)

منت بلک با داشتن ارتفاعی نظیر 16404 فوت ارتفاع، بزرگترین قله‌ی اروپا شناخته می‌شود و تا به حال بیش از 100 کوهنورد هر سال در این محل جان خود را به دلیل ارتفاع زیاد از دست می‌دهند. تغییر مداوم شرایط آب و هوایی منت بلانک و همچنین اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی در این کوهستان، دلیل اصلی مرگ افراد در آن می‌شود.

منت بلانک

نکته‌ی دیگری که کوهنوردان در این ناحیه باید به آن توجه داشته باشند احتمال سقوط صخره، وجود شکاف و درزهای پنهان و همچنین طوفان‌های شدیدی که سرعت آن به 60 مایل در ساعت نیز می‌رسد که همین موضوع شرایط را برای کوهنوردان بسیار دشوار می‌کند.

جاده مرگ، بولیوی (Death Road, Bolivia)

یکی از خطرناک‌ترین جاده‌های جهان واقع در جاده‌ی یونگاس شمالی قرار دارد که در برخی از مناطق ارتفاع آن به 2000 فوت نیز می‌رسد. رانندگی در این جاده تجربه‌ی هیجان‌انگیزیست که بدلیل عدم وجود هیچ عامل محافظتی، بسیار خطرناک تلقی می‌شود.

جاده‌ی مرگ

هر سال حدود 300 نفر جان خود را در جاده‌ی یونگاس شمالی از دست می‌دهند به همین علت نیز اکثریت نام آن را با عنوان جاده‌ی مرگ به خاطر سپردند. در امتداد این جاده تعداد زیادی صلیب وجود دارد که به یادبود جان باختگان در این جاده نصب شده است.

مسیر کوهی هوآشان، چین (Mount Huashan Plank Walk, China)

جاذبه‌های گردشگری چین تمامی ندارد اما برخی از آن‌ها نظیر سرزمین عجایب و شبه پاریس در حال حاضر ویران شده‌‌اند. با این حال خطرناک‌ترین جاذبه‌ی این کشور مسیر کوهی هوآشان نام دارد.

پیاده‌رو کوهی هوآشان

توریست‌هایی که حاضر به عبور از این مسیر شده‌اند حفظ ثبات روی تخته‌های چوبی معلق آن در ارتفاع 7000 فوتی را تقریبا غیر ممکن می‌دانند. با کوچک‌ترین لغزش و از دست دادن تعادل فرد قطعا به دره‌ سقوط خواهد کرد. تقریبا هر سال 100 نفر بر اثر رفتن به این پیاده‌روی هیجان‌انگیز جان خود را از دست می‌دهند.

گرند کانیون، آریزونا (Grand Canyon, Arizona)

گرند کانیون یکی از مقاصد توریستی آمریکاست که البته به عنوان خطرناک‌ترین جاذبه‌های آن هم به شمار می‌آید. اکثر توریست‌ها پیاده‎‌‌روی در این مکان را به خاطر وسعت و همچنین ارتفاع زیاد آن، بسیار خطرناک می‌دانند. عمق این دره 6093 فوت و وسعت آن 227 مایل تخمین زده شده است.

گرند کانیون

از اواسط قرن هجدهم، هفتصد و هفتاد نفر جان خود را در گرند کانیون از دست داده‌اند. بیشتر این مرگ‌ها نیز به خاطر سقوط بر روی لبه‌های این دره، کم آبی و همچنین سقوط هواپیما می‌باشد. با این حال اگر هنوز نیز قصد رفتن به این مکان را دارید حتما به میزان کافی آب به همراه خود ببرید.

آبشار بش بیش، ماساچوست (Bash Bish Falls, Massachusetts)

در آرام‌ترین نقطه‌ی کوه‌های ماساچوست، مرتفع‌ترین آبشار ناحیه را پیدا خواهید کرد. این آبشار زیبا دارای چند بخش مختلف می‌باشد که آخرین قسمت آن توسط یک صخره جدا شده است. ارتفاع بشبیش حدودا 80 فوت تخمین زده شده و توریست‌های زیادی را ترغیب می‌کند تا برای شنا از این ارتفاع به روی استخر زیر این آبشار بپرند.

آبشار بشبیش

اما حقیقت این است که عده‌ی زیادی از این افراد در هنگام پرش به شدت آسیب دیده و یا حتی جان خود را از دست می‌دهند. استخر زیرین این آبشار بسیار کم عمق بوده که همین موضوع باعث مرگ بسیاری از افراد در این منطقه شده است. در صد سال اخیر بیش از 25 نفر جان خود را در این آبشار به دلیل پرش سنگ، غرق شدن و صخره ‌نوردی از دست داده‌اند.

]]>
https://digiro.ir/deadliest-tourist-attractions-part-1/feed/ 0
مسافرت هوایی چه آسیبی به محیط زیست می‌رساند؟ https://digiro.ir/how-bad-is-flying-for-environment/ https://digiro.ir/how-bad-is-flying-for-environment/#respond Sat, 25 Apr 2020 09:27:59 +0000 https://digiro.ir/?p=167654 مسافرت هوایی چه آسیبی به محیط زیست می‌رساندهواپیماها از زمان اختراع‌شان شیوه مسافرت ما را تغییر داده‌اند. با استفاده از مسافرت هوایی می‌توانیم برای تعطیلات آخر هفته به جزیره‌ای دورافتاده برویم یا در صورت نیاز به قاره‌ای دیگر سفر کنیم. با وجود مسافرت هوایی، نقاط مختلف جهان به شیوه‌ای به هم متصل شده‌اند که پیش از این نمی‌توانستیم تصورش را هم بکنیم. […]]]> مسافرت هوایی چه آسیبی به محیط زیست می‌رساند

هواپیماها از زمان اختراع‌شان شیوه مسافرت ما را تغییر داده‌اند. با استفاده از مسافرت هوایی می‌توانیم برای تعطیلات آخر هفته به جزیره‌ای دورافتاده برویم یا در صورت نیاز به قاره‌ای دیگر سفر کنیم. با وجود مسافرت هوایی، نقاط مختلف جهان به شیوه‌ای به هم متصل شده‌اند که پیش از این نمی‌توانستیم تصورش را هم بکنیم. هر چقدر هم که این مسافرت‌های هوایی ضروری باشند، هواپیماها از زمان اختراع‌شان تا اکنون انتشار کربن بالایی داشته‌اند و در بسیاری از سایت‌ها می‌توانید خطوط هوایی مختلف را با یکدیگر مقایسه کنید تا ببینید کدام‌شان آسیب کمتری به محیط زیست وارد می‌کنند.

در ادامه مقاله، نگاه دقیق‌تری به این شیوه‌ی مدرن مسافرت می‌اندازیم تا ببینیم پروازهای هوایی راحت و سریع‌مان چه آسیبی به محیط زیست وارد می‌کنند. با دیجی رو همراه باشید.

هواپیماها سوخت زیادی مصرف می‌کنند

برای اینکه هواپیماهای مسافری، صدها مسافر را بر فراز آسمان‌ها به پرواز درآورند و آن‌ها را از اقیانوس‌ها بگذرانند به سوخت زیادی نیاز دارند. برای نمونه پرواز از ساحل غربی تا ساحل شرقی ایالات متحده 1 تن دی اکسید کربن تولید می‌کند و پروازی از ایالات متحده تا آسیا یا از آسیا به اروپا به تولید 5 تن دی اکسید کربن می‌انجامد. این مقدار معادل میزان متوسط دی اکسید کربن تولیدشده توسط هر انسان در طول سال است!

هواپیما

حتی پروازهای کوتاه هم دی اکسید کربن زیادی تولید می‌کنند

پرواز کوتاهی از لندن به رم (این پرواز آن‌قدر کوتاه است که می‌توانید به جای مسافرت هوایی، با استفاده از قطار مسافرت کنید و کم‌وبیش مدت مشابهی را در سفر باشید) 230 کیلوگرم دی اکسید کربن به ازای هر نفر تولید می‌کند که بیش از تولید سالیانه دی اکسید کربن یک فرد است. اگر اخبار بد بیشتری می‌خواهید باید بگوییم که انتظار می‌رود این رقم در 30 سال آینده سه برابر شود. حتی در صورتی هواپیماها بتوانند به شکل بهینه‌تری از سوخت‌شان استفاده کنند، باز هم انتظار می‌رود انتشار کربن خطوط هوایی تا سال 2050 دو برابر شود.

انتشار گازهای گلخانه‌ای نیز افزایش می‌یابد

8 درصد گازهای گلخانه‌ای (شامل دی اکسید کربن، بخار آب، متان و غیره) نتیجه مسافرت‌هایمان هستند (که از پروازها، هتل، غذا و غیره تشکیل شده است) که رقم بالایی است. گازهای گلخانه‌ای مانع از خروج گرمای کره زمین از طریق اتمسفر می‌شوند و به این ترتیب عامل گرمایش این سیاره خاکی می‌شوند. بد نیست بدانید در قرن بیستم دمای کره زمین 2 درجه افزایش یافته است.

اگزوز هواپیما نیز تأثیراتی دارد

انتشار موادی به غیر از دی اکسید کربن نیز برای کره زمین بد هستند. تا به حال به خط دود پشت هواپیماها دقت کرده‌اید؟ در ارتفاع زیاد این اتفاق می‌افتد و بخار هوای خروجی اگزوز منقبض می‌شود. این ابرهای منجمد، ممکن است تا ساعت‌ها باقی بمانند و می‌توانند به تسریع گرمایش کره زمین کمک کنند.

ایالات متحده پیشتاز آلودگی است

داده‌ها نشان می‌دهند پروازهای خروجی از ایالات متحده عامل یک چهارم آلودگی و انتشار دی اکسید کربن در پروازهای مسافرتی هستند. در مقام دوم این فهرست چین و پس از آن بریتانیا، ژاپن و آلمان قرار دارد.

مسافرت هوایی

چه کار می‌توان انجام داد؟

طبق گزارش‌ها، 25 درصد انتشار کربن هواپیماها هنگام بلند شدن از زمین و همچنین فرودشان است. حرکت هواپیماها روی باند و با نیروی موتور خودشان نیز از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان انتشار کربن در این چرخه است. شاید نتوان درباره انتشار کربن در این فرایندها کاری انجام داد، ولی استفاده از پروازهایی که کمترین بلند شدن، فرود و حرکت روی باند را دارند بهترین گزینه‌ای است که می‌توان به آن فکر کرد.

از ماه‌های تابستان صرف‌نظر کنید

طبق تحقیقات محققان دانشگاه کلمبیا، مسافرت هوایی در تابستان تأثیرات بد بیشتری نسبت به مسافرت هوایی در زمستان دارد. وقتی دما افزایش می‌یابد، تراکم هوا نیز افزایش می‌یابد و بلند شدن هواپیما از باند نیز سخت‌تر می‌شود. تعداد روزهای تابستانی که در آن‌ها چنین اتفاقی می‌افتد از سال 1980 افزایش یافته است و پیش‌بینی می‌شود با افزایش گرمایش کره زمین این روزها بیشتر و بیشتر شوند. این تحقیق خاطرنشان می‌کند که از سال 2050 تا 2070، تعداد روزهای افزایش سختی بلند شدن هواپیما از باند، بین 50 تا 200 درصد افزایش خواهد یافت. اگر می‌خواهید در روزهای تابستانی مسافرت هوایی داشته باشید، روزهایی را انتخاب کنید که زیاد گرم نباشد.

پرواز اقتصادی

طبق یکی از تحقیقات بانک جهانی، پروازهای درجه یک با پلن‌های آپگرید شده و فضای بیشتر صندلی‌ها، بین سه تا نه برابر انتشار کربن بیشتری را موجب می‌شوند. گرچه دراز کردن پاها در پروازهای درجه یک احساس بسیار خوبی دارد ولی باید تا جایی که می‌توانیم از آن‌ها اجتناب کنیم. این پروازها افراد کمتری را در خود جای می‌دهند ولی از میزان سوخت یکسانی استفاده می‌کنند.

]]>
https://digiro.ir/how-bad-is-flying-for-environment/feed/ 0
8 پیامد مخرب اعتیاد به گوشی هوشمند و شبکه‌های اجتماعی https://digiro.ir/8-ways-your-smartphone-is-ruining-your-life/ https://digiro.ir/8-ways-your-smartphone-is-ruining-your-life/#respond Fri, 24 Apr 2020 11:45:48 +0000 https://digiro.ir/?p=168715 پیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعیاین روزها تقریبا هر فردی یک گوشی در دست دارد. تعدادی از افراد هم به گوشی هوشمند خود معتاد هستند و نمی‌توانند بدون این دستگاه‌ زندگی کنند. گرچه دستگاه‌های هوشمند مزایای زیادی دارند و راه برقراری ارتباط ما با دیگران را تسهیل کرده‌اند، اما استفاده بیش از حد از آن‌ها بدون ضرر نخواهد بود. گاهی […]]]> پیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

این روزها تقریبا هر فردی یک گوشی در دست دارد. تعدادی از افراد هم به گوشی هوشمند خود معتاد هستند و نمی‌توانند بدون این دستگاه‌ زندگی کنند. گرچه دستگاه‌های هوشمند مزایای زیادی دارند و راه برقراری ارتباط ما با دیگران را تسهیل کرده‌اند، اما استفاده بیش از حد از آن‌ها بدون ضرر نخواهد بود. گاهی اوقات، گوشی‌های هوشمند نه تنها به روابط بلکه به جسم و روح ما آسیب می‌زنند و  زندگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند. اما آسیب‌های ناشی از اعتباد به گوشی همراه و همچنین شبکه‌های اجتماعی چیست؟ در زیر، به چند مورد از پیامدهای منفی اعتیاد به گوشی هوشمند و شبکه‌های اجتماعی اشاره می‌کنیم. با دیجی رو همراه باشید.

1. آخرین باری که خواب شبانه خوبی داشته‌اید چه زمانی بوده است؟

پیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعیتاکنون چند بار به تختخواب رفته‌اید و قبل از خواب گوشی خود را چک کرده و اخبار، ایمیل یا شبکه‌های اجتماعی را دنبال کرده‌اید؟ آیا تا به حال قبل از خواب بازی‌ اعتیاد آوری که تازه دانلود کرده‌اید را انجام داده‌اید؟ همه این برنامه‌ها خواب را از چشمان ما می‌دزدند. وقتی به تختخواب می‌رویم و استراحت می‌کنیم گوشی‌های ما هم باید به خواب روند و استراحت کنند اما این روزها کمتر این اتفاق می‌افتد. گوشی‌های هوشمند زندگی بسیاری از ما را به کنترل خود درآورده و با اطلاعات و بازی‌ها سرگرم کرده‌اند.

البته فقط اطلاعات، بازی و شبکه‌های اجتماعی نیست که خواب و خستگی ما را به تاخیر می‌اندازد. انعکاس نور آبی صفحه نمایش نیز ملاتونین را سرکوب کرده و مغز ما را تحریک می‌کند. به همین دلیل، ما دیگر احساس خستگی نمی‌کنیم و می‌توانیم بیشتر غرق در گوشی‌های خود شویم.

گاهی اوقات ایمیلی از سوی همکار خود دریافت می‌کنید و به شما خبر بدی می‌دهد شما دچار استرس می‌شوید و نمی‌توانید بخوابید. گاهی اوقات نیز خبر خوبی دریافت می‌کنید و آدرنالینتان بالا می‌رود. این اتفاق باعث می‌شود حتی وقتی کار خود را انجام دادید و گوشی را کنار گذاشتید ذهنتان آنقدر درگیری‌های فکری پیدا کند که نتوانید بخوابید. در نتیجه، دائم در رختخواب غلت می‌زنید و دوباره آنقدر کسل می‌شوید که به سراغ گوشی هوشمند خود می‌روید. نهایتا، خیلی زود روزی دیگر شروع می‌شود و باز همین روال ادامه می‌یابد.

2. عدم توجه به خانواده و عزیزان و دور شدن از آن‌ها

پیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

این پدیده تحت عنوان فابینگ شناخته می‌شود. فابینگ به حالتی گفته می‌شود که فردی در جمع عزیزان، خانواده یا دوستان خود حضور دارد اما بدون توجه به جمع، به گوشی خود مشعول شده است. در دنیای امروز به جای برقراری ارتباطی صمیمانه با عزیزان و خانواده خود توجه ما به گوشی همراه معطوف شده و این یکی از معضلات بزرگ دنیای امروز است. قرار بود گوشی‌های هوشمند مردم را به هم نزدیک کرده و دنیا را به هم وصل کنند.  اما گاهی اوقات ما با همکاران و دوستانی از هر جای دنیا ارتباط داریم اما از افراد خانواده و کسانی که در کنار ما هستند غافل می‌شویم.

نزدیک‌ترین افراد و اعضای خانواده می‌خواهند با ما ارتباط برقرار کنند اما نمی‌توانند ما را از گوشی هایمان ما دور کنند و از این بابت خوشحال نیستند. اگر زمان و توجه لازم را به عزیزترین افراد زندگی خود اختصاص ندهیم پس حق دارند از ما راضی نباشند. شاید امروز بیش از هر زمانی مردم از روابط خود ناراضی هستند و شاید بعضی آرزو کرده باشند کاش جای گوشی هوشمند بودند تا بیشتر به آن‌ها توجه می‌شد. به همین خاطر بسیاری از روابط امروز دوامی ندارد و قوی نیست. علاوه بر این، اگر به این مشکلات توجه نکنیم و به دنبال راهی برای برطرف کردن آن نباشیم آیا روابط انسانی ما دوام می‌آورد؟

3. این روزها واقعا با کسی حرف نمیزنیمپیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

در گذشته، مردم به صورت رو در رو با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند. با صمیمیت و پیوندهای حاصل از این نوع تعاملات اجتماعی، مردم با یکدیگر ارتباط قوی و محکمی داشتند. با گذشت زمان ، فناوری‌هایی چون ایمیل، پیام‌های متنی و یا شبکه‌های اجتماعی جای ارتباطات رو در رو را گرفت. در بسیاری از مواقع، مردم هیچگونه ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند. استفاده زیاد و اعتیاد به گوشی‌های هوشمند به تنهایی و کمرویی افراد ربط دارد. وقتی که شما تنها هستید و دوست دارید با دیگران تعامل داشته باشید اما آنقدر خجالتی هستید که بیرون نمی‌روید تا با دیگران دوست شوید و ارتباط برقرار کنید ممکن است به گوشی اعتیاد پیدا کنید. مطالعه روی 414 دانشجوی یک دانشگاه در چین نشان داد که افراد تنها و خجالتی بیشتر احتمال دارد که به گوشی هوشمند خود معتاد شوند.

4. آیا حقایق را به خاطر می‌سپاریم؟پیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

چند بار این اتفاق برای شما افتاده است: شما با یک گروه از افراد کار می‌کنید و یا دوست هستید و شخصی سؤالی را مطرح می‌کند. هیچ‌کس جواب آن را نمی داند، بنابراین همه گوشی‌های هوشمند خود را در دست می‌گیرند و خیلی سریع در گوگل به دنبال جواب می‌گردند تا اول از همه به سوال پاسخ دهند. ناگهان یک نفر فریاد می‌زند: فهمیدم…جوابش میشه… . و این فرد نه به خاطر هوش و اطلاعات بالایی که دارد بلکه در واقع به خاطر مهارت‌های گوگل مورد تحسین بقیه قرار می‌گیرد. چند دقیقه بعد، همه سراغ یک موضوع متفاوت می‌روند و پاسخ سؤال قبلی را کاملاً فراموش می‌کنند.

در گذشته، پیدا کردن جواب سوالات به کار و صرف وقت زیادی نیاز داشت. گاهی باید یک متخصص پیدا می‌کردیم و یا به کتابخانه می‌رفتیم و کتابی درباره‌ی آن می‌خواندیم. علاوه بر این، گاهی اوقات برای یافتن پاسخ سوالات باید آزمایش انجام می‌دادیم تا جواب آن را خودمان پیدا کنیم. تمام این کار تأثیر ماندگاری روی ذهن ما داشت و به همین خاطر  اطلاعات و جواب سوالات به حافظه بلندمدت منتقل می‌شد. این روزها اطلاعات به راحتی به دست می‌آیند و پیدا کردن آن دیگر به ماجراجویی نیاز ندارد.

در حالی که قبلاً برای به خاطر سپردن چیزها به خودمان و کسانی که با آنها رابطه‌ای داشتیم تکیه می‌کردیم و اطلاعات در حافظه بلندمدت ثبت می‌شد اما اکنون گوشی‌های هوشمند ما به اینترنت وصل هستند و این کار را برای ما انجام می‌دهند و شاید جواب خیلی سوالات را سریع‌تر از روش اول از یاد ببریم. اما اگر همین الان گوشی‌های ما را بگیرند و مجبور شویم جواب سوالات را پیدا کنیم چه می‌شود؟

5. شیوع اختلال نوموفوبیاپیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

اصطلاح نوموفوبیا که اختلال روانی شایعی هم هست به اضطراب و  ترس از دست دادن دسترسی به گوشی‌های هوشمند به دلیل تمام شدن شارژ باتری، از بین رفتن سیگنال یا خراب شدن خود گوشی گفته می‌شود. تحقیقات چهار علت اصلی این نوع ترس را فاش کرده است: عدم امکان برقراری ارتباط، عدم آنتن‌دهی گوشی، از دست دادن دسترسی به اطلاعات روزمره و احساس ناراحتی. در واقع، بسیاری از ما به گوشی‌های خود وابستگی زیادی داریم. این دستگاه امکان برقراری ارتباط با مردم را مهیا کرده و پاسخ بسیاری از سوالات را در اختیار ما قرار می‌دهد. این دستگاه‌ها همچنین تعداد زیادی از موانع و مشکلات را برطرف می‌کنند. حس از دست دادن این قابلیت‌ها منجر به ترس و اضطراب می‌شود.

در یک تحقیق انجام شده در امریکا، سی و هشت درصد از نوجوانان آمریکایی اذعان کردند که فکر نمی کنند بتوانند حتی یک روز را بدون گوشی‌های هوشمند خود زندگی کنند. هفتاد و یک درصد هم گفتند که بیش از یک هفته بدون گوشی دوام نمی‌آورند.

6. افزایش چشم‌ و هم چشمی‌هاپیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

این روزها، تقریبا همه‌ی افراد حداقل در یک شبکه‌های اجتماعی فعال هستند. بسیاری از افراد، از تک تک لحظه‌های زندگی خود، از خریدها، مناسبت‌ها و حتی ناهار و شام خود عکس گرفته و آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارند. برخی زندگی خود را شاد، پرزرق و برق و بهتر از دیگران نشان می‌دهند و اگرچه شاید برخی از این عکس‌ها و فیلم‌ها فقط یک شوآف باشند و واقعیت زندگی آن‌ها با عکس‌ها تفاوت زیادی داشته باشد اما گاهی حسادت دیگران را برانگیخته و باعث چشم و هم‌چشمی می‌شود. در نهایت، بسیاری افراد همین رویه را دنبال کرده و تلاش می‌کنند تا زندگی مشابه آن را به نمایش بگذارند.

در واقع، گوشی موبایل به وسیله‌ای برای به اشتراک گذاری اتفاقات زندگی و حتی خودنمایی تبدیل شده است. چشم و هم‌چشمی نیز به تبع وجود شبکه‌های احتماعی مانند اینستاگرام روز به روز بیشتر می‌شود. به طوری که حتی اگر شما بخواهید یک سبک زندگی ساده و راحت داشته باشید گاها می‌بینید که برخی دوستان و اطرافیان تمام تلاش خود را می‌کنند تا زندگی شما را بی‌ارزش، پوچ و بی‌هیجان بخوانند. در نهایت، شما فکر می‌کنید که واقعا از قافله زندگی دنیا عقب افتاده‌اید.

هر بار که صفحه اینستاگرام را باز کنید با سیلی از اتفاقات شگفت انگیز که برای مردم جهان رخ داده مواجه می‌شوید. شما به این تصاویر، پوشش و زندگی آن‌ها نگاه می‌کنید و واقعیت زندگی خود را با این عکس‌ها مقایسه می‌کنید و شایدحسادت کنید و غبطه هم بخورید. در نهایت، گاهی اوقات، چون فکر می‌کنید که نمی‌توانید مثل آن‌ها زندگی کنید به استرس و افسردگی دچار می‌شوید.

7. افزایش اختلال فومو پیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

در سال‌های اخیر در کنار افزایش چشم‌ و هم‌چشمی‌ها اختلال فومو نیز رایج شده است. اگر از آن دسته افرادی هستید که اگر از گوشی خود فاصله بگیرید دائم به این فکر می‌کنید که آیا پیام و یا تماس جدیدی دریافت کرده‌اید یا کسی پستی جدید در اینستاگرام به اشتراک گذاشته یا عکس شما را لایک کرده است باید بگوییم شما به سندروم فومو دچار شده‌اید.

در واقع، فومو به ترس از دست دادن چیزی جالب و خوشایند گفته می‌شود و این نوع ترس فقط به شبکه‌های اجتماعی و گوشی محدود نمی‌شود. برای مثال شما دوستان خود را در حال انجام کاری جذاب و هیجان‌انگیز یا خرید محصولی تازه مانند گلکسی فولد مشاهده می‌کنید و شما نیز تحت تاثیر آن‌ها می‌خواهید همین خرید را انجام دهید. در حقیقت، شما می‌ترسید که اگر اکنون این کار را انجام ندهید و یا این محصول را نخرید فرصت و چیزی جذاب را از دست داده باشید.

دنیای فناوری دیجیتال از طریق گوشی‌های هوشمند به طور مداوم محصولات جدید و جذابی را به ما نشان می‌دهد. مردم و شرکتهایی که این محصولات را می‌سازند می‌دانند که چگونه باید احساس فومو را تقویت کنند و محصولات یا خدمات خود را ویروسی کنند. همه این ترس‌ها می‌تواند به هزینه‌های سنگین برای خرید چیزهای غیرضروری منتهی شود. و هر بار چیز پر زرق و برق دیگری را ببینید و نتوانید آن را بخرید احساس افسردگی کنید.

8. از دست دادن زمان و عمر با ارزشپیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

آیا تا به حال حس کرده‌اید که وقت کافی برای انجام کارها و وظابف خود ندارید و یا نمی‌توانید پا به پای بقیه حرکت کنید؟ آیا تاکنون مجاسبه کرده‌اید که در طول روز چند ساعت از گوشی هوشمند خود برای بازی و جک کردن شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنید؟ دنیای امروز، ما را به گوشی‌های هوشمند خود وابسته کرده است. اما گاهی اوقات، همین وابستگی و اعتیاد به گوشی زمان و عمر با ارزش ما را از ما می‌گیرد. در نهایت، یک روز به گذشته خود نگاه می‌کنیم و متوجه می‌شویم چه ساعات گرانبهایی را پای گوشی گذرانده و صرف شبکه‌های اجتماعی، بازی و یا حتی مطالعه مطالبی سطحی و شاید دروغ کرده‌ایم.

شاید وقت آن رسیده که به جای صرف وقت خود پای گوشی هوشمند و شبکه‌های اجتماعی به تغییر عادت‌ها فکر کنیم. استفاده از گوشی هوشمند را محدود کرده و به فعالیت‌های مفیدتر و باارزش‌تر فکر کنیم.

]]>
https://digiro.ir/8-ways-your-smartphone-is-ruining-your-life/feed/ 0
10 سلبریتی برتر با گذشته‌ی غم‌انگیز https://digiro.ir/top-10-celebrities-with-tragic-pasts/ https://digiro.ir/top-10-celebrities-with-tragic-pasts/#respond Tue, 21 Apr 2020 09:25:41 +0000 https://digiro.ir/?p=167832 گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتربه‌سادگی می‌توان به زندگی سلبریتی‌ها نگاه کرد و گفت همه چیز زندگی‌شان عالی است. با آن همه شهرت و ثروت، به‌سادگی می‌توانند کاری کنند که تمام مشکلات از زندگی‌شان رخت بر ببندد. ولی حقیقت این است که سلبریتی‌ها هم مانند ما انسان‌هایی عادی هستند و هر کاری که بکنیم، برخی از مشکلات تا آخر عمر […]]]> گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

به‌سادگی می‌توان به زندگی سلبریتی‌ها نگاه کرد و گفت همه چیز زندگی‌شان عالی است. با آن همه شهرت و ثروت، به‌سادگی می‌توانند کاری کنند که تمام مشکلات از زندگی‌شان رخت بر ببندد. ولی حقیقت این است که سلبریتی‌ها هم مانند ما انسان‌هایی عادی هستند و هر کاری که بکنیم، برخی از مشکلات تا آخر عمر با ما می‌مانند. ده سلبریتی ادامه‌ی مقاله، شاید از مشهورترین افراد جهان باشند ولی همه‌چیز همیشه هم برای‌شان به این اندازه خوب نبوده است.

10. شارلیز ترون

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

شارلیز ترون به‌عنوان یکی از مستعدترین بازیگران هالیوود شناخته می‌شود. ایفای نقش او به‌عنوان آیلین وورنوس به دریافت جایزه‌ی اسکار و همچنین ماندگار شدن او در تاریخ سینما انجامید. ولی گذشته‌ی او کمی متفاوت با آن چیزی است که اکنون می‌بینیم، شاید هرگز چیزی درباره‌ی آن بچه‌ی عصبانی ساکن آفریقای جنوبی نشنیده باشیم که حالا به بازیگر محبوبی تبدیل شده است.

ترون در مزرعه‌ای همراه والدینش بزرگ شد، والدینی که در یک ازدواج بی‌عشق گیر افتاده بودند. پدرش همیشه مست بود و گرچه ترون می‌گوید پدرش هرگز به او آسیب فیزیکی نرساند، ولی چنین موضوعی درباره‌ی مادرش صدق نمی‌کند. یک شب، عمه‌اش با او تماس گرفت تا بگوید پدرش با حالتی عصبانی در مسیر آمدن به خانه است. به زودی سروکله‌ی پدرش به همراه برادرش پیدا شد و تهدید شارلیز و مادرش را شروع کردند، تهدید به اینکه با تفنگ به آن‌ها شلیک می‌کنند. بحث بالا گرفت و آشوب سختی بر پا بود تا اینکه پدرش از درون درب اتاق خواب به سمت مادر شارلیز تیراندازی کرد و اینجا بود که مادر شارلیز هم با تفنگ دستی‌اش پدر شارلیز را کشت و به برادرش هم شلیک کرد. خوشبختانه در دادگاه، مادر شارلیز به‌علت تیراندازی برای دفاع از خود تبرئه شد و ترون هم توانست در ادامه‌ی زندگی خود به دستاوردهای شگفت‌انگیزی برسد.

9. پیرس برازنان

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

سختی زندگی پیرس برازنان، کم‌وبیش از همان آغاز زندگی‌اش شروع شد. او در منطقه‌ای روستایی در ایرلند به دنیا آمد و به‌سرعت پدرش آن‌ها را ترک کرد؛ پدری که پیرس فقط یک‌بار دیگر در زندگی‌اش او را دید. مادرش مجبور بود او را برای زندگی به خانه‌ی پدربزرگش بفرستد و خودش به‌عنوان پرستار در بریتانیا کار کند، پیرس را سپس پیش خاله و شوهرخاله و سپس به اقامتگاهی عمومی فرستاد. مادرش دوبار در سال به او سر می‌زد و در نهایت پیرس نوجوان توانست در سن 11 سالگی به بریتانیا برود و البته که در بریتانیا هم زندگی مطابق میل او نبود، پیرس کوچک باید در مدرسه، قلدری‌های بچه‌های دیگر را تحمل می‌کرد.

در سال 1980 پیرس برازنان با کاساندرا هریس ازدواج کرد و 3 فرزند شوهر پیشین کاساندرا را به فرزندخواندگی پذیرفت. ولی در سال 1991 کاساندرا در سن 41 سالگی و پس از 4 سال مبارزه با سرطان تخمدان، از دنیا رفت؛ این بیماری این خانواده را رها نکرد و بعدها در سال 2013 جان دختر 41 ساله‌ی این خانواده را دوباره گرفت. همان زمان بود که برازنان از پسرش کریس دور شد، پسری که اعتیاد به مواد مخدر داشت و این اعتیاد به دعواهای خیابانی و دزدی و دوبار تصادف در حین مستی در طول دو سال انجامیده بود. شاید این تصادف‌های حین مستی، همان چیزی بودند که کاسه‌ی صبر برازنان را لبریز کردند، چون پیش از این نیز برازنان در حادثه‌ای نزدیک بود پسر خود، شان، را در 13 سالگی‌اش از دست بدهد، حادثه‌ای که تقصیر پسرعموی شان بود که در حین مستی، خودرو را از از پرتگاهی به پایین رانده بود.

با وجود این، برازنان می‌گوید نیازی نیست با او همدلی کنید، گرچه به نظر می‌رسد کودکی او غم‌انگیز بوده است، ولی برای او همه‌چیز عادی بود.

8. کلسی گرمر

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

مشکلات زندگی کلسی گرمر خیلی زود شروع شد، وقتی که او 2 ساله بود، والدینش از یکدیگر جدا شدند. والدین مادرش میزبان آن‌ها در خانه‌ی خود شدند و تا 12 سالگی کلسی، از آن‌ها مراقبت کردند، زمانی که پدربزرگ کلسی به‌خاطر سرطان از دنیا رفت. سال بعد، مجرمی به خانه‌ی پدرش حمله کرد، او را جلوی چشمان خانواده‌ی جدیدش کشت و سپس خانه‌شان را به آتش کشید.

سپس در سال 1975، چهار مرد، خواهر 18 ساله‌ی گرمر را ربودند، به او تجاوز کردند و سپس او را رها کردند تا بمیرد. غم‌انگیزست که خواهر کلسی تمام توانش را جمع کرد و خود را تا نزدیک‌ترین خانه رساند و رد خون نشان می‌داد که تلاش کرده است زنگ خانه را بزند ولی کسی خانه نبود. یک هفته بعد کلسی بدن بی‌جان خواهرش را شناسایی کرد. دو سال بعد هر دو برادر ناتنی‌اش در حادثه‌ی غواصی اسکوبا جان خود را از دست دادند.

تعجب‌برانگیز است که گرمر در جلسه‌ی دادگاه آزادی مشروط آخرین عضو به‌جامانده از گروهی که خواهرش را به قتل رساندند، حضور یافت. در سال 2014 او در جلسه‌ی دادگاه به‌شکل مستقیم با قاتل خواهرش صحبت کرد و گفت «من هم انتخاب‌های بدی در زندگی داشته‌ام. عذرخواهی‌ات را می‌پذیرم. تو را می‌بخشم. با این حال نمی‌توانم موافقتم را با آزادی‌ات اعلام کنم. چنین دعای خیری از جانب من، خیانت به زندگی خواهرم است».

7. نیکی میناژ

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

چه عاشقش باشید و چه از او متنفر باشید، شکی نیست که نیکی میناژ توانسته مسیر شغلی بسیار موفقی را برای خود بسازد. با آلبوم‌های پرفروش و مجموعه‌ای از جوایز و ارزشی بالغ بر 100 میلیون دلار، نیکی میناژ می‌توانست زندگی بدتری هم داشته باشد. ولی طبق گفته‌های خودش، این حقیقت که همه چیز افتضاح بود، به او انگیزه داد تا به این اندازه سخت تلاش کند.

میناژ در دوران کودکی‌اش باید پدر آزارگر و معتاد خود را تحمل می‌کرد، پدری که مادر نیکی را کتک می‌زد و جای مشت‌هایش روی دیوار باقی می‌ماند، پدری که بارها دستگیر شد و لوازم خانه را برای تهیه‌ی پول مواد مخدر می‌فروخت. پدرش یک بار هم تلاش کرد تا با آتش کشاندن خانه، مادر نیکی را بکشد. با وجود همه‌ی این‌ها، والدین نیکی هنوز هم با هم زندگی می‌کنند و هر بار که پدرش این داستان نیکی را می‌شنود، چندان خوشحال نمی‌شود. نیکی در جواب به این واکنش پدرش می‌گوید «این همان چیزی است که در ازای مصرف الکل و آزار خانواده‌تان، گیرتان می‌آید. شاید روزی دخترتان مشهور شود و داستان‌تان را به کل جهان بگوید. پس، پدرهایی که کارهای وحشیانه‌ای می‌کنید، به این موضوع فکر کنید».

6. کوین اسپیسی

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

هیچ چیزی از گذشته‌تان نمی‌تواند اجازه‌ی آزار رساندن به کودکان را به شما اهدا کند، حتی اگر خودتان هم در کودکی آزار دیده باشید. گرچه اگر اتهامات کودک‌آزادی کوین اسپیسی ثابت می‌شد، بسیاری از ما نمی‌توانستیم با او همدلی کنیم، ولی شاید این نکته گفتی باشد که خود او هم در کودکی قربانی چنین آزارهایی بوده است. قابل ذکر است که در 17 ژوئیه 2019 کوین اسپیسی از اتهامات آزار جنسی تبرئه شد.

طبق گفته‌ی بردار کوین اسپیسی که حالا دیگر با او ارتباطی ندارد، پدرشان آن‌ها را تحت آزار فیزیکی و جنسی قرار می‌داد. اگر فکر می‌کنید این قضیه به اندازه‌ی کافی بد نیست باید بگوییم که طبق گفته‌ی برادر کوین، مادرشان از این موضوع خبر داشت ولی تصمیم گرفته بود خودش را به ندیدن بزند. مادرشان بعدها نامه‌ای نوشت و اعلام کرد که هم خودش و هم پدرش در کودکی تحت آزار جنسی بوده‌اند.

فرای همه‌ی این‌ها، پدر اسپیسی یک نازیست نژادپرست بود و حتی آن‌قدر به این جنبش علاقه داشت که سبیلش را به شبیه به هیتلر اصلاح می‌کرد. جالب است که پس از متهم شدن پدرش، خود کوین صحت ادعاهای برادرش را تکذیب کرد. برادرش، رندی، تصمیم گرفته است بچه‌دار نشود تا مبادا این ژن‌های درنده‌خویی به نسل بعد منتقل شوند. تصمیمی که از نظر برخی درست و از نظر برخی تعجب‌برانگیز است.

5. جک نیکلسون

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

جک نیکلسون در سال 1937 در شهر نپتون سیتی نیوجرسی متولد شد. مادرش او را در 17 سالگی به دنیا آورد و در زمان حاملگی‌اش شوگرل (رقاصی با لباس‌های بدن‌نما) بود. گرچه با شوهرش ازدواج کرده بود، خیلی زود متوجه شد که شوهرش ازدواج دیگری داشته است و حالا با فرزندش تنها شده بودند. همچنین شبهه‌هایی وجود داشت که آیا پدر اصلی این کودک، شوهرش، مدیر استیج یا فردی ناشناخته است.

صرف‌نظر از این‌ها، نیکلسون کودکی‌اش را بسیار معمولی سپری کرد و نمی‌توان گفت که کودکی غم‌انگیزی داشت. ولی در سال 1974، کودکی نیکلسون برای همیشه نابود شد، در این سال بود که به او گفتند خواهرش، در واقع مادر اوست. کسانی که خودشان را والدین او معرفی کرده بودند در واقع پدربزرگ و مادربزرگش بودند و خواهر دیگر جک، خاله‌اش بود. حالا دیگر هم مادر واقعی و هم مادرخوانده‌اش از دنیا رفته بودند.

داستان نیکلسون آن‌قدرها هم بی‌همتا نیست، بسیاری از خانواده‌ها، بچه‌های دختران جوان و ازدواج‌نکرده‌شان را این‌طور فریب می‌دهند. با این حال او در رابطه با کسانی که بهش دروغ گفته بودند هیچ چیز بدی نمی‌گوید «می‌توانم بگویم رویداد چشمگیری بود ولی عامل ایجاد ضربه‌ی روانی بود… وقتی که فهمیدم مادر واقعی‌ام کیست، دیگر از نظر روانی بالغ شده بودم. حتی می‌توانم بگویم که برخی چیزها برایم واضح‌تر شد. اگر بخواهم چیزی بگویم می‌گویم که به خاطر شنیدن این حقیقت سپاسگزارم».

4. ترنس هاوارد

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

اینکه با کسی نسبت خانوادگی داشته باشیم، به ما اجازه می‌دهد که بگذاریم کارهای بدی انجام دهند و باز هم سرزنشش نکنیم. بیشتر افراد دوست دارند به این فکر کنند که اطرافیان‌شان با وجود خطاهایی که مرتکب می‌شوند، انسان‌های خوبی هستند. پس وقتی که کسی تصمیم می‌گیرد تمام ارتباطش را با عضوی از خانواده‌اش قطع کند، بی‌شک دلیل بسیار خوبی برای این کار دارد.

ترنس هاوارد نه تنها زیر دستان پدر خود آزار فیزیکی را تجربه کرد، بلکه مادرش هم در این آزارها با پدرش همراه بود. وقتی دو ساله بود دید که پدرش مردی را با چاقو کشت و سپس به دلیل همین جرم به قتل محکوم شد. مادرش تا زمان آزاد شدن پدرش از زندان او را بزرگ کرد و سپس با آزاد شدن پدرش از زندان، والدین او از هم جدا شدند و ترنس را فرستادند تا پیش پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کند. ترنس در سن 16 سالگی استقلال قانونی خود را کسب کرد و به نیویورک رفت و با استفاده از حقوق تأمین اجتماعی، تلاش کرد که شغلی به‌عنوان یک بازیگر برای خود پیدا کند. گرچه این یکی از سخت‌ترین تصمیماتی بود که در طول زندگی‌اش گرفت، به نظر می‌رسد که تصمیم بسیار درستی بود.

3. جیم کری

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

زندگی جیم کری کوچک، زندگی بسیار نرمالی بود،‌ پدر او حسابدار بود بود و زندگی خوبی به‌عنوان یکی از خانواده‌های طبقه‌ی متوسط درآمدی داشتند. متأسفانه پدرش شغلش را از دست داد و جیم جوان مجبور شد از مدرسه بیرون بیاید و به‌عنوان سرایدار کار کند تا کمک خرج‌های خانواده باشد. همه‌چیز خیلی بد بود و حتی در طول دوره‌ای، خانواده مجبور شدند در یک ون زندگی کنند. حتی جیم جوان به این فکر افتاد که شاید بتواند با انجام استندآپ در کنار سرایداری، کمی پول بیشتری به دست بیاورید.

بی‌شک، همه چیز برای جیم کری جوان خوب پیش رفت و شغلش به‌عنوان یک کمدین جوان بسیار موفقیت‌آمیز بود. ولی سال‌ها بعد دوباره سختی‌های زندگی به سراغش آمدند؛ وقتی که از دوست‌دخترش کاتریونا وایت جدا شد و او هم چند روز بعد خودکشی کرد. یکی از یادداشت‌های گوشی کاتریونا، جیم را مقصر نابودی زندگی‌اش می‌داند و می‌گوید جیم او را با مواد مخدر آشنا کرده و چند بیماری مقاربتی را به او منتقل کرده است.

به‌سرعت مشخص شد که وایت هنگامی که با کری دوست بوده است، برای دریافت گرین کارت با مرد دیگری ازدواج کرده است. سپس شوهر و مادر وایت علیه جیم کری شکایت کردند و او را متهم به این کردند که عامل خودکشی دخترشان بوده است. مشخص شد که وایت آزمایش‌های بیماری مقاربتی خود را دستکاری کرده است تا طوری به نظر برسد که قبل از ملاقات جیم کری سالم بوده و بعد از ارتباط با او دچار این بیماری‌ها شده است. پس از سال‌ها مبارزه‌ی حقوقی، جیم کری بالاخره از این اتهامات تبرئه شد.

2. اپرا

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

شاید بتوان گفت اپرا یکی از مشهورترین نمونه‌های یک سلبریتی است که بر گذشته‌اش غلبه کرده و به موفقیت رسیده است. او که ارزشی بین 2 تا 4 میلیارد دلار دارد، یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترین افراد جهان است. شاید این موضوع خودش به تنهایی کافی باشد ولی اینکه او چنین موفقیتی را پس از گذشته‌ای سرشار از آزارهای شدید به دست آورده است، منبع الهام بسیاری از افراد بوده است.

او به‌مدت سال‌ها بین خانه‌ی والدینش جابه‌جا می‌شد و در 6 سالگی به یکی از فقیرترین و خطرناک‌ترین گتوهای میلواکی نقل‌مکان کردند. مادرش چند شیفت کار می‌کرد تا حقوق ناچیزی دریافت کند و وقتی برای مراقبت و نگهداری از او نداشت. وقتی اپرا 9 ساله بود، برخی از دوستان خانوادگی معتمد مادر اپرا، با سوءاستفاده از غیبت مادرش، آزار جنسی اپرای کوچک را شروع کردند.

او در 12 سالگی چند سال را به خوبی و خوشی در خانه‌ی پدرش گذراند و سپس دوباره او را به خانه‌ی مادرش فرستادند و این آزارهای جنسی ادامه یافتند. همچنین اعضای خانواده‌شان نیز او را تحت آزار فیزیکی قرار می‌دادند برای نمونه یک بار مادربرزگش او را شلاق زد چون لباس اپرا به خون آغشته بود، ولی این خون خودش نتیجه‌ی شلاق خوردن به خاطر آب‌بازی بود. در نهایت او برای زندگی پیش پدرش رفت و او می‌گوید پدرش به او کمک کرد تا به زنی تبدیل شود که امروز او را می‌شناسیم.

1. بریتنی اسپیرز

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

همه می‌دانند که بریتنی اسپیرز سال‌های سختی را تحمل کرده است. نزدیک بود این ستاره را از دست بدهیم ولی او به ما نشان داد که در هر شرایطی می‌توانیم راه برگشت و سلامتی را پیدا کنیم. او کمکی را که لازم داشت، دریافت کرد و حالا به جایگاه حقیقی‌اش به‌عنوان ملکه‌ی پاپ برگشته است. ولی گرچه بیشتر ما داستان سال 2007 او را به یاد می‌آوریم، بسیاری از ما از جریان زندگی کودکی او خبری نداریم.

خانواده‌ی بریتنی آن‌قدر فقیر بودند که پدر الکلی و آزارگر او برای تأمین غذای خانواده به شکار خرگوش یا سنجاب می‌رفت. لین اسپیرز، مادرش، تصمیم گرفت به جای پیدا کردن یک شغل، بهترین راه پولدار شدن این است که از صدای دخترش استفاده کند. متأسفانه این نقشه موفقیت‌آمیز بود و حالا بریتنی، نان‌آور خانواده‌ای 5 نفره شده بود.

او در 13 سالگی به مشروبات الکلی روی آورد و در 14 سالگی رابطه‌ی جنسی داشت و به او اجازه می‌دادند پسران را به اتاق خود ببرد. همچنین مادرش قرار دوستی او با فردی 18 ساله را گذاشت تا در عوض تبلیغات رایگان دریافت کنند. بریتنی در 15 سالگی به سمت مواد مخدر رفت. سپس او در شغلش بسیار موفق شد، سپس همه چیز سقوط کرد و به حکم دادگاه، قیمی برای او مشخص شد. ولی با توجه به این حقیقت که پدرش، فردی الکلی بود که یک بار به مدت 4 ساعت گزارشگری را با چاقو تهدید می‌کرد، دادگاه او را قیم بهتری نسبت به لین تشخیص داد، مادری که این روزها بریتنی ارتباط بسیار کمی با او دارد.

شاید بسیاری از ما حاضر نباشیم که در ازای این حجم از شهرت، موفقیت و ثروت هم جای‌مان را با بریتنی عوض کنیم. گرچه داستان غم‌انگیزی است ولی داستانی است که پایان خوشحال‌کننده‌ای دارد. داستان ستاره‌ای که در چشمان مرگ نگاه کرد و سپس برخواست و موفق شد، داستانی که تا دهه‌های آینده نیز بارها و بارها شنیده می‌شود.

]]>
https://digiro.ir/top-10-celebrities-with-tragic-pasts/feed/ 0
چرا رایانه‌های مک عملکرد خوبی در اجرای بازی‌های ویدیویی ندارند؟ https://digiro.ir/why-are-macs-bad-for-gaming/ https://digiro.ir/why-are-macs-bad-for-gaming/#comments Sat, 18 Apr 2020 13:47:04 +0000 https://digiro.ir/?p=169209 چرا مک عملکرد خوبی در اجرای بازی‌های رایانه‌ای ندارد؟چه برای سرگرمی بازی کنید و چه یک گیمر حرفه‌ای باشید، هنگام انتخاب بین مک و ویندوز هیچ جای بحثی باقی نمی‌ماند. وقتی پای ویرایش تصویر یا ویدیو مطرح باشد، مک‌ها محبوبیت فراوانی دارند ولی بازی‌های رایانه‌ای، موضوع سراسر جدایی هستند. منظورمان این نیست که نمی‌توانید از مک برای اجرای بازی‌های رایانه‌ای استفاده کنید، صدها […]]]> چرا مک عملکرد خوبی در اجرای بازی‌های رایانه‌ای ندارد؟

چه برای سرگرمی بازی کنید و چه یک گیمر حرفه‌ای باشید، هنگام انتخاب بین مک و ویندوز هیچ جای بحثی باقی نمی‌ماند. وقتی پای ویرایش تصویر یا ویدیو مطرح باشد، مک‌ها محبوبیت فراوانی دارند ولی بازی‌های رایانه‌ای، موضوع سراسر جدایی هستند.

منظورمان این نیست که نمی‌توانید از مک برای اجرای بازی‌های رایانه‌ای استفاده کنید، صدها و شاید هزاران بازی رایانه‌ای برای سیستم‌عامل مک‌اواس موجود است. با این حال این ارقام در مقابل بازی‌های رایانه‌ای که فقط سال پیش برای سیستم‌عامل ویندوز منتشر شده‌اند، چندان به چشم نمی‌آیند! پرسشی که مطرح می‌شود این است: چرا مک‌ها چنین سیستم‌های نامطلوبی برای بازی‌های رایانه‌ای هستند؟ برای پاسخ دادن به این پرسش، باید کمی به گذشته برگردیم.

نگاهی به گذشته

چرا مک عملکرد خوبی در اجرای بازی‌های رایانه‌ای ندارد؟

اگر به سال‌های 1980 برگردیم، مک به‌عنوان دستگاهی برای اجرای بازی‌های رایانه‌ای شناخته می‌شد و ویندوز چنین شهرتی نداشت. رایانه‌های مجهز به ویندوز، بیش از آنکه برای تفریح استفاده شوند، سیستم‌هایی جدی و کارآمدی بودند. وقتی اپل تصمیم گرفت جایگاه خود را در بازار تغییر دهد و کاری کند که کاربران این سیستم‌عامل را جدی بگیرند، همه‌چیز تغییر کرد.

برای این کار، اپل باید تصمیم می‌گرفت که در جهان بازی‌های رایانه‌ای نقش کم‌رنگ‌تری داشته باشد. اپل نمی‌خواست کاربران با استفاده از رایانه‌های مک، سر کارشان بازی کنند، چون احساس می‌کرد کارفرمایان برای اجتناب از چنین رفتاری سراغ رایانه‌های این شرکت نیایند. به این ترتیب بازار جدیدی برای رایانه‌های مجهز به ویندوز باز شد تا با استفاده از خالی بودن فضا، به عرضه اندام بپردازد. ویندوز وارد این بازار شد و به تولید نرم‌افزاری کمک کرد که برنامه‌نویسی بازی را آسان می‌کرد.

بازگشت به امروز

چرا مک عملکرد خوبی در اجرای بازی‌های رایانه‌ای ندارد؟

هر کسی که با فضای بازی‌های رایانه‌ای در مک آشنا باشد یک چیز را می‌داند: کارت گرافیک سیستم‌های مجهز به مک عامل عقب ماندن این سیستم‌ها در فضای بازی‌های رایانه‌ای است. بیشتر مک‌ها که مجهز به آخرین پردازنده‌های Intel Core i5 و i7 هستند و رم و فضای ذخیره‌سازی زیادی در اختیار دارند، از کارت‌های گرافیک داخلی (Integrated GPU) بهره می‌برند. این کارت گرافیکی که درون پردازنده‌ی اصلی رایانه قرار دارد، مانند اتاقی است که به خانه‌ای اضافه شده باشد. برای دریافت آب و برق به بقیه‌ی خانه متکی است. حتی اگر رم 8 یا 16 گیگابایت را به این سیستم اضافه کنید، باز هم قدرت کافی را برای اجرای بازی‌های رایانه‌ای ندارد.

وقتی به کارت‌های گرافیک اختصاصی نگاه کنید، بحث تغییر می‌کند. این کارت‌ها از پردازنده‌ی اصلی جدا هستند و اغلب مخصوص پردازش بازی‌های رایانه‌ای ساخته شده‌اند. این کارت‌های گرافیکی، حافظه‌ی مختص خود را دارند (Video RAM) تا در اجرای بازی‌های رایانه‌ای عملکرد بهتری داشته باشند.

کارت‌های گرافیک

چرا مک عملکرد خوبی در اجرای بازی‌های رایانه‌ای ندارد؟

متأسفانه این کارت‌های گرافیکی اختصاصی، فقط در گران‌ترین سیستم‌های مک عرضه می‌شوند. چهار رایانه‌ی اپل، از جمله MacBook Air و MacBook Pro 13 اینچی، این کارت‌های گرافیکی را همراه خود ندارند. اپل در عوض از گرافیک UHD اینتل بهره می‌برد که به اندازه‌ی کافی برای اجرای بازی‌های امروزی قدرتمند نیست. تعداد رایانه‌های اپل که بتوانند بازی‌های سه‌بعدی امروزی را اجرا کنند بسیار محدود است، به همین دلیل تولیدکنندگان بازی‌های رایانه‌ای هم به سمت محیطی می‌روند که بیشترین مخاطبان را داشته باشد و آن هم رایانه‌های شخصی مجهز به ویندوز است. علاوه بر این، قیمت رایانه‌های مجهز به ویندوز نیز بسیار ارزان‌تر است.

آپگرید کردن مک آسان نیست

چرا مک عملکرد خوبی در اجرای بازی‌های رایانه‌ای ندارد؟

یکی دیگر از حیطه‌هایی که رایانه‌های ویندوز در آن از مک پیشی می‌گیرند، بحث آپگرید کردن سیستم است. بخشی از کنترل وسیع اپل روی سخت‌افزار سیستم‌های خود این است که به مالکان سیستم‌های مک اجازه نمی‌دهد سخت‌افزار سیستم خود را آپگرید کنند. به غیر از چند گزینه‌ی محدود، اگر بخواهید چنین آپگریدی را انجام دهید، ضمانت‌نامه‌ی مک‌تان باطل می‌شود.

از طرف دیگر، رایانه‌های مجهز به ویندوز کاربران را تشویق به آپگرید کردن می‌کنند. با نیاز بازی‌ها به قدرت پردازشی بیشتر، سخت‌افزارهای جدیدی برای ارضا کردن این نیاز ارائه می‌شوند و کاربران ویندوز می‌توانند هر وقت که بخواهند این سخت‌افزارها را به سیستم‌شان اضافه کنند. گیمرهای حرفه‌ای می‌دانند که نیاز است هر چند وقت یک بار آپگریدی انجام دهند. اپل طرفدار چنین چیزی نیست. همچنین رایانه‌های ویندوز از ورودی‌های مختلفی مانند صفحات کلید، صفحات نمایش و دسته‌های بازی مختلف پشتیبانی می‌کنند. در سیستم مک، فقط می‌توانید از محصولات چند تولیدکننده‌ی ثالث محدود بهره ببرید.

آینده روشن است

چرا مک عملکرد خوبی در اجرای بازی‌های رایانه‌ای ندارد؟

گرچه رایانه‌های اپل در اجرای بازی‌های رایانه‌ای عملکرد خوبی نداشته‌اند، ولی آینده‌ی این سیستم‌ها آن‌قدرها هم تاریک نیست. برای نمونه، شرکت‌هایی مانند انویدیا در حال حرکت کردن به سمت فضای ابری هستند که به این معنی است که رایانه‌های مک هم می‌توانند از آن بهره ببرند.

پلتفرم ابری بازی‌های انویدیا با نام GeForce Now، با مک هم سازگار است. برای اجرای بازی‌های این پلتفرم به آپگرید کردن سخت‌افزارتان نیاز ندارید بلکه فقط باید نرم‌افزاری را دانلود و نصب کنید. هر کسی که سرعت اینترنت خوبی داشته باشد و حاضر باشد ماهیانه مبلغی را برای این اشتراک پرداخت کند، می‌تواند از این پلتفرم بهره ببرد. چنین نرم‌افزارهایی هنوز در شروع فعالیت خود هستند ولی گیمینگ ابری به‌سرعت به یکی از بزرگ‌ترین وعده‌های آینده تبدیل می‌شود.

همچنین آخرین آپدیت اپل، پشتیبانی از کارت‌های گرافیکی اختصاصی را به نرم‌افزار خود اضافه کرده است. چنین چیزی به مالکان مک اجازه می‌دهد با تهیه‌ی سخت‌افزار مخصوص و خریدن کارت گرافیکی مدنظرشان، بازی‌های رایانه‌ای امروزی را روی سیستم‌شان اجرا کنند. به یاد داشته باشید که افزودن این امکان به مک بسیار گران است و تا صدها دلار هزینه در پی دارد.

جمع‌بندی

اینکه مک‌ها هنوز در دنیای بازی‌های رایانه‌ای امروزی عملکرد خوبی ندارند کمی خنده‌دار است. در حالی که آیفون و آیپد در زمینه‌ی پشتیبانی از بازی‌های موبایلی عملکرد بسیار خوبی دارند، شرکای دسکتاپی‌شان هنوز عقبند. اپل با انتشار نرم‌افزارهایی مانند Apple Arcade نشان داده است که دوست دارد بیشتر وارد فضای بازی‌های رایانه‌ای شود. آیا چنین چیزی به این معنی است که این شرکت می‌خواهد کاری کند که لپ‌تاپ‌ها و دسکتاپ‌هایش در آینده از بازی‌های رایانه‌ای پشتیبانی کنند؟ پیشبینی این موضوع کمی سخت است ولی با توجه به حجم پولی که هر سال برای بازی‌های رایانه‌ای خرج می‌شود، به‌سختی می‌توان تصور کرد که اپل گوشه‌ای بنشیند و فقط این بازار را از دور نگاه کند.

]]>
https://digiro.ir/why-are-macs-bad-for-gaming/feed/ 1
مروری بر 8 نقص فنی فاجعه‌بار و تاریخی کامپیوترها و سیستم‌های رایانه‌ای https://digiro.ir/top-8-most-catastrophic-computer-failures-in-history/ https://digiro.ir/top-8-most-catastrophic-computer-failures-in-history/#respond Fri, 17 Apr 2020 04:47:12 +0000 https://digiro.ir/?p=167957 نقص فنی فاجعه‌بار و تاریخی کامپیوترهادر دنیای مدرن امروز، زندگی روزمره بسیاری از مردم به دنیای کامپیوتر گره خورده و بسیاری از مشاغل و صنایع به استفاده از این دستگاه وابسته هستند. به همین دلیل شاید درک این مسئله که در گذشته چنین دستگاه‌های معمولی و ساده‌ای شکست‌ها و خطاهای سنگینی را رقم زده و صدها میلیون یا حتی میلیاردها […]]]> نقص فنی فاجعه‌بار و تاریخی کامپیوترها

در دنیای مدرن امروز، زندگی روزمره بسیاری از مردم به دنیای کامپیوتر گره خورده و بسیاری از مشاغل و صنایع به استفاده از این دستگاه وابسته هستند. به همین دلیل شاید درک این مسئله که در گذشته چنین دستگاه‌های معمولی و ساده‌ای شکست‌ها و خطاهای سنگینی را رقم زده و صدها میلیون یا حتی میلیاردها دلار خسارت به بار آورده‌اند، برای ما سخت و باورنکردنی باشد. با این وجود، مشکلات و نقص‌های ایمنی تقریباً روی هر دستگاهی روی کره زمین اثر می‌گذارد و حتی طراحی‌های عجیب و غریب ممکن است به بهای گرفتن جان صدها نفر تمام شود! در گذشته نیز چندین بار این اتفاق افتاده و کامپیوترها به دلیل اشتباهات محاسباتی و نقص فنی، ضرر هنگفتی به صنایع و سازمان‌ها زده‌اند که در ادامه به ذکر مهمترین نمونه‌های آن‌ها می‌پردازیم. با دیجی رو همراه باشید.

1. مدارگرد Mars Climate Orbiter

10 شکست فاجعه بار کامپیوترها در تاریخ

مدارگرد Mars Climate Orbiter یک کاوشگر فضایی کوچک بود که در 11 دسامبر سال 1998 توسط ناسا برای ورود به مدار مریخ ساخته شد و هدف از این ماموریت، بررسی جو سیاره مریخ و کسب بینشی درباره‌ جو و احتمال هرگونه تغییرات سطح این سیاره عنوان شد. این مدارگرد طبق برنامه به مریخ اعزام شد و کاوشگر به سمت مریخ حرکت کرد و ظاهراً هیچ مشکلی نداشت، اما به دلایلی که هنوز هم برای تیم کنترل ماموریت دقیقا مشخص نیست، این فضاپیما در مسیری قرار گرفت که شکست ماموریت را رقم زد. گروه‌های مختلفی ماموریت هدایت مدارگرد را برعهده داشتند و بعضی از آنها از واحدهای متریک و برخی دیگر نیز از واحدهای امپریالی استفاده می‌کردند. به دلیل این خطای تبدیل ساده و پیکربندی غلط سیستم‌های کامپیوتری از سوی اعضای شرکت Lockheed مدارگرد به نزدیکی سیاره مریخ رسید و پس از آن در جو آتش گرفته و از بین رفت.

2. موشک فضایی آریان 5 (Ariane 5)شکست‌های فاجعه‌بار کامپیوتر در تاریخ

آریان 5 (Ariane 5) یک موشک فضایی سبک وزن از خانواده موشک‌های آریان است که به طور مشترک توسط  20 کشور اروپایی عضو سازمان هوافضای اروپا از جمله بلژیک، فرانسه، آلمان و انگلیس ساخته شد. برای اینکه این نوع موشک‌ها کارآمدتر، ایمن‌تر و قدرتمندتر عمل کند هرچند وقت یکبار تغییراتی روی آن‌ها اعمال می‌شود. اما موضوع آریان 5 از این قرار بود که پس از توسعه اولیه، اولین نمونه تکمیل شده موشک روی سکوی پرتاب قرار گرفت و برای پرواز اولیه خود در 4 ژوئن 1996 آماده شد. هم در مرحله اصلی و هم در مراحل بعدی موتورهای موشک روشن شده و به سمت بالا شتاب گرفت و با سرعتی بسیار بیشتر از مدل قبلی به چرخش درآمد. متأسفانه، دقیقاً به همین دلیل موشک از کار افتاد.

کامیپوترها و نرم‌افزارهای داخلی که وظیفه نظارت بر سرعت و جهت‌یابی آریان 4 را داشتند در موشک آریان 5 نیز به کار رفتند اما سرعت بیشتر موشک جدید باعث شد کامپیوترها در تبدیل عدد ممیز شناور 64 بیتی به عدد صحیح 16 بیتی، با مشکل مواجه شوند. موشک آریان 5 تنها در عرض 37 ثانیه از حد مجاز سیستم‌های قدیمی به کار رفته در آن تجاوز کرد و در نتیجه این اتفاق موشک تغییر مسیر و در یک چرخش ناگهانی به سمت پایین سقوط کرد. در نهایت هم موشک و هم محموله منفجر شده و از رفتند.

3. گروه نایت کپیتالشکست‌های فاجغه‌بار کامپیوتر در تاریخ

نایت کپیتال یک شرکت خدمات مالی مستقر در آمریکا بود که تعداد زیادی از سهام‌های با ارزش بالا را در بازار جهانی سهام خریداری کرده و به اشتراک می‌گذاشت. این شرکت با داشتن سهم تقریبا 17 درصدی در نزدک (یک بازار بورس سهام در آمریکا) یکی از برترین دلالان سهام در ایالات متحده بود. همه این موفقیت‌ها در یک لحظه در تاریخ 1 اوت 2012 از بین رفت. آن روز صبح وقتی که بازار بورس فعالیت خود را آغاز کرد، سیستم‌های خودکار کامپیوتری مستقر در نایت کپیتال شروع به خرید و فروش و توزیع میلیون‌ها میلیون سهم کردند و همه‌ی این‌ها ظرف 45 دقیقه قبل از جداسازی و متوقف کردن سیستم‌ها اتفاق افتاد. نایت کاپیتال مجبور شد این سهم‌ها را با قیمت پایین بفروشد که در نهایت به زیان خالص 440 میلیون دلاری یا تقریباً 10 میلیون دلاری در هر دقیقه منجر شد.

اما علت اصلی این فاجعه چه بود؟ یکی از تکنیسین‌ها نرم‌افزار معاملاتی جدید را به صورت اشتباه در یکی از کامپیوترها نصب کرده بود و این خطای فاجعه‌بار از این امر ناشی می‌شد. این اتفاق کل بازار سهام را برای مدت کوتاهی بی‌ثبات کرد. پس از این شکست مفتضحانه نایت کپیتال به اجبار به یک شرکت مالی دیگر به نام Getco فروخته شد، زیرا این شرکت عملا سرمایه‌ای برای ادامه فعالیت نداشت و برای بقا باید به شرکتی دیگر واگذار می‌شد!

4. باج‌افزار WannaCryشکست‌های فاجغه‌بار کامپیوتر در تاریخ

در ماه می سال 2017، یک حمله سایبری در سرتاسر جهان آغاز شد. باج‌افزار WannCry تعداد گسترده‌ای از کامپیوترهای مبتنی بر ویندوز را آلوده ‌کرد. باج‌افزار نوعی نرم‌افزار مخرب است که داده‌های کاربر را رمزگذاری و غیرقابل استفاده می‌کند و برای رمزگشایی و بازگرداندن آن‌ها درخواست پول می‌کند! این باج‌افزار تعداد زیادی از سیستم‌های قدیمی ویندوز مانند ویندوز ایکس پی را تحت تأثیر قرار داد و به بیش از 200000 کامپیوتر در 150 کشور نفوذ کرد. باج‌گیر مبلغی بین 300 تا 600 دلار برای بازگرداندن داده‌ها درخواست می‌کرد و البته داده‌ها بدون هیچگونه کم و کاستی به کسانی که این مبلغ را پرداخت کرده بودند بازگردانده شد.

بیش از همه، سرویس سلامت همگانی انگلیس از این حمله سایبری زیان دید، چرا که ده‌ها هزار کامپیوتری که اسکنرهای MRI، تجهیزات تئاتر و وسایلی دیگر را کنترل می‌کردند مورد حمله قرار گرفتند. این اتفاق باعث شد برخی از داده‌های این دستگاه‌ها هنگام تلاش برای کنترل این حمله از بین بروند. هزینه و خسارت جهانی ناشی از این حمله حدود 4 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود و در نهایت، غرب انگشت اتهام را به سوی کره شمالی نشانه گرفت.

5. MeltDownشکست‌های فاجغه‌بار کامپیوتر در تاریخ

Meltdown یک آسیب‌پذیری در کلیه پردازنده‌های اینتل بود که از سال 1995 تا اکتبر 2018 ادامه داشت و البته در برخی از پردازنده‌های ARM هم مشاهده شد. با توجه به اینکه اکثریت قریب به اتفاق کامپیوترهای دنیا از پردازنده‌های اینتل استفاده می‌کنند، تحلیلگران این آسیب‌پذیری را “فاجعه بار” توصیف کرده‌اند.

Meltdown از نحوه کار پردازنده‌های جدید سوء‌استفاده می‌کند و با جلوگیری از اقدامات امنیتی که برای متوقف کردن سرقت اطلاعات طراحی شده، به مهاجم اجازه می‌دهد تا تمام اطلاعاتی را که در حال حاضر توسط پردازنده استفاده می‌شود را ببیند.

پیامدهای این اتفاق بسیار وحشتناک است، چون کسی که از Meltdown برای حمله به کامپیوتر استفاده کند می‌تواند رمزعبور، اطلاعات حساس مالی، تصاویر و هر آنچه می‌خواهد را بدون اطلاع کاربران مشاهده کند. اینتل همانند مایکروسافت پچ‌های امنیتی اضطراری را برای رفع این مشکل منتشر کرد اما طبق گزارش‌ها، این کار به کاهش 5 تا 30 درصدی قدرت پردازنده منجر شد.

6. Spectreشکست‌های فاجغه‌بار کامپیوتر در تاریخ

ماهیت Spectre به Meltdown شباهت دارد. این حفره امنیتی در سال 2018 کشف و سپس مشخص شد که آسیب‌پذیری آن بسیار گسترده‌تر از Meltdown است. Meltdown بیش از همه روی پردازنده‌های اینتل اثر می‌گذاشت و این در حالی است که Spectre از سال 2019 تقریباً همه سیستم‌های رایانه‌ای را هدف قرار گرفته است. آسیب‌پذیری برخی از انواع حملات Specter با تغییر نرم‌افزار به هیچ وجه کاهش نمی‌یابد و به تغییرات سخت‌افزاری نیاز دارد که در حال حاضر این تغییرات کم کم پیاده می‌شوند. Spectre با فریب دادن یک برنامه برای دسترسی به حافظه کار می‌کند، اما در واقع به مهاجم اجازه می‌دهد این داده‌ها را بخواند و اطلاعات حساس را بدون تأیید کاربر بازیابی کند.

تاکنون، فقط تعداد بسیار کمی از پردازنده‌ها در برابر این آسیب مصون مانده‌اند، که مهمترین آنها پردازنده‌های AMD Zen 2 و پردازنده‌های آیس لیک اینتل هستند. پچ‌های نرم‌افزاری مشابه Meltdown قابل استفاده هستند اما علاوه بر ایجاد ریبوت ناگهانی باعث افت عملکرد هم می‌شوند. این طور که به نظر می‌رسد Specter به این زودی‌ها از بین نخواهد رفت،‌ مگر اینکه تغییرات سخت افزاری در تمامی سیستم‌های کامپیوتری موجود انجام شود!

7. بدافزار ILOVEYOUشکست‌های فاجغه‌بار کامپیوتر در تاریخ

در تاریخ پنجم ماه مه سال 2000، ده‌ها میلیون نفر در سراسر جهان یک ایمیل با موضوع “ILOVEYOU” دریافت کردند. این ایمیل حاوی یک جمله کوتاه مانند Please read the attached LOVELETTER from me (لطفاً نامه عاشقانه پیوست شده من را بخوانید) و یک فایل پیوست شده بود. این فایل “LOVE-LETTER-FOR-YOU.TXT.vbs” نام داشت و میلیون ها نفر از روی کنجکاوی آن را باز کردند و این کار باعث شد که اسکریپت موجود در آن فعال شود.

اسکریپت مخفی مخرب، فایل‌های درون کامپیوتر را به صورت تصادفی رونویسی می‌کرد و به طور خودکار یک نسخه از خود را به آدرس هر مخاطبی در Microsoft Outlook ارسال می‌کرد و همین باعث شد بدافزار به سرعت گسترش یابد.

انتشار بدافزار ILOVEYOU از کشور فیلیپین آغاز شد و سپس به هنگ کنگ، اروپا و سرانجام ایالات متحده گسترش پیدا کرد. برآوردها نشان می‌دهند که این بدافزار حدود 8 میلیارد دلار خسارت در سراسر جهان به بار آورده و برای حذف آن از روی کامپیوترها حدود 15 میلیارد دلار هزینه شده است. ده درصد از کل کامپیوترهای متصل به اینترنت در جهان مورد حمله این بدافزار قرار گرفتند و ظرف ده روز حدود 50 میلیون دستگاه آلوده به این ویروس گزارش شد!

8. بوئینگ 737 مکسشکست‌های فاجغه‌بار کامپیوتر در تاریخ

بوئینگ 737 مکس نوعی هواپیماهای مسافربری دو موتوره است که بدنه‌ای ظریف دارد. این هواپیما در اواخر دهه 1960 توسعه یافت. از آن زمان به بعد، 737 معمولا به روز می‌شد تا در دنیای مدرن حمل و نقل هوایی جایگاه خود را حفظ کند. با این حال، می توان ادعا کرد که هواپیمای 737 مکس این قدم را خیلی دیر برداشت.

برای توسعه و تولید سریع آن، مکس 737 به راندمان بیشتری نیاز داشت، تا هزینه سوخت خود را تا حد ممکن پایین نگه دارد. برای این کار به موتورهای بزرگتری نیاز بود که مثل همیشه روی بال‌های آن نصب نشود. به عنوان یک راه‌حل، موتورهای بزرگتر جلوتر از حالت عادی تعبیه شدند که به مقداری تفاوت در نحوه پرواز آن منتهی می‌شد. برای جلوگیری از افزایش هزینه‌های آموزش خلبانی ویژگی‌های جدید، بوئینگ برای کاهش این تفاوت‌ها سیستم کنترل پروازی موسوم به MCAS را پیاده کرد. این سامانه وقتی هواپیما بدون سرعت کافی در حال اوج گرفتن شدید است، سعی می‌کند با این شرایط مقابله کرده و دماغه هواپیما را به سمت پایین بیاورد.

این سامانه در دو پرواز بدون اینکه نیازی باشد فعال شد و خطای آن منجر به سقوط دو پرواز هواپیمای بوئینگ 737 مکس در فاصله زمانی 6 ماهه شد: پرواز لاین ایر 610 در اکتبر سال 2018 و پرواز هواپیمایی اتیوپی 302 در ماه مارس 2019. گفته می‌شود مجموع 346 نفر جان خود را در این دو پرواز از دست دادند. پس از سقوط این دو پرواز، پروازهای هواپیمای مدل 737 مکس در سراسر جهان تعلیق شد و به دلیل نگرانی‌های امنیتی اجازه هیچگونه پرواز مسافربری ندارد.

]]>
https://digiro.ir/top-8-most-catastrophic-computer-failures-in-history/feed/ 0
نگاهی به 10 رکورد عجیب هندی‌ها در رکوردهای جهانی گینس https://digiro.ir/top-10-bizarre-world-records-made-indians/ https://digiro.ir/top-10-bizarre-world-records-made-indians/#respond Thu, 16 Apr 2020 10:16:15 +0000 https://digiro.ir/?p=167228 10 رکورد برتر هندی‌ها در رکوردهای جهانی گینسهند خانه‌ بی‌همتاترین، عجیب‌ترین و جالب‌ترین انسان‌هاست. کشوری که یک پای آن در گذشته و پای دیگرش رو به آینده است. جمعیت هند 1.2 میلیارد نفر است و به همین دلیل می‌توانیم انتظار داشته باشیم از بین این تعداد، افرادی نیز در این کشور باشند که دست به کارهای عجیب و غریبی بزنند. در این […]]]> 10 رکورد برتر هندی‌ها در رکوردهای جهانی گینس

هند خانه‌ بی‌همتاترین، عجیب‌ترین و جالب‌ترین انسان‌هاست. کشوری که یک پای آن در گذشته و پای دیگرش رو به آینده است. جمعیت هند 1.2 میلیارد نفر است و به همین دلیل می‌توانیم انتظار داشته باشیم از بین این تعداد، افرادی نیز در این کشور باشند که دست به کارهای عجیب و غریبی بزنند. در این مقاله به بررسی هندی‌هایی می‌پردازیم که بخشی از عجیب و غریب‌ترین رکوردهای جهانی گینس را از آن خود کرده‌اند. با دیجی رو همراه باشید.

1. بزرگ‌ترین دستار جهان

10 رکورد برتر هندی‌ها در رکوردهای جهانی گینس

اوتار سینگ ماونی یکی از ساکنان معمولی هند است، ولی ویژگی عجیبی دارد. او بزرگ‌ترین دستار جهان را به سر می‌گذارد. دستار همیشه بخشی جدایی‌ناپذیر از آیین سیک بوده است ولی دستار این مرد، بزرگ‌تر از هر دستار دیگری است و وزنی معادل 45 کیلوگرم دارد. پوشیدن این دستار 6 ساعت به طول می‌انجامد و تا اکنون او به مدت 16 سال است که این دستار را به سر می‌گذارد. هر چقدر هم که این کار از نظر ما عجیب و غریب باشد، برای آقای سینگ کاری طبیعی است.

2. بیشترین تعداد پرچم‌های تتو شده روی بدن

10 رکورد برتر هندی‌ها در رکوردهای جهانی گینس

مرد 70 ساله‌ای که با نام ریشی «گینسی» شناخته می‌شود، رکورد بیشترین پرچم‌های تتو شده روی بدن را بین سال‌های 2009 و 2011 از آن خود کرد. او 2985 حرف و پرچم بیش از 305 کشور مختلف، نقشه‌ی 185 کشور و 165 پرچم کوچک را روی بدن خود تتو کرده است. با این حال او نتوانست به کار خود ادامه دهد چون همسرش او را تهدید کرد که اگر تتوهای بیشتری داشته باشد، او را ترک خواهد کرد.

3. بلندترین سبیل جهان

بلندترین سبیل جهان

رام سینگ چاوهان از ساکنان جایپور است، 58 سال سن دارد و عنوان بلندترین سبیل جهان را از آن خود کرده است. سبیل او 4.2 متر است و او 32 سال است که سبیل خود را کوتاه نکرده است. سبیل او برای اولین بار به‌شکل رسمی در برنامه‌ای ایتالیایی در سال 2010 اندازه‌گیری شد.

4. بزرگ‌ترین پوستر فیلم جهان

10 رکورد برتر هندی‌ها در رکوردهای جهانی گینس

پرهزینه‌ترین فیلم هند، باهوبالی، بزرگ‌ترین پوستر فیلم جهان را در کوچی رونمایی کرد. سازندگان این فیلم پوستری به مساحت 4600 متر مربع از این فیلم ایجاد کردند. رکورد قبلی بزرگ‌ترین پوستر جهان متعلق به پوستری با مساحت 2900 متر مربع بود. این پوستر در سال 2015 ایجاد شد.

5. بلندترین ناخن جهان

10 رکورد برتر هندی‌ها در رکوردهای جهانی گینس

سریدهار چیلای (متولد 1938) رکورد بلندترین ناخن‌های جهان در یک دست را از آن خود کرده است. مجموع طول ناخن‌های او 909.6 سانتی‌متر است. بلندترین ناخن او، ناخن شستش است که 197.8 سانتی‌متر طول دارد. او از سال 1952 دیگر ناخن‌های خود را کوتاه نکرد. بی‌شک وزن این ناخن‌ها برای دست او مشکلات زیادی را به وجود آورده است. او امیدوار است ناخن‌های او پس از مرگش در موزه‌ای نگهداری شوند.

6. سریع‌ترین سرعت تایپ با استفاده از بینی

10 رکورد برتر هندی‌ها در رکوردهای جهانی گینس

محمد کورشید حسین رکورد سریع‌ترین سرعت تایپ حروف انگلیسی را از آن خود کرده است و به‌تازگی رکورد جدیدی را نیز ثبت کرده است. او جمله‌ی تعیین‌شده‌ی سازمان رکوردهای گینس را که از 103 حرف تشکیل شده است، با بینی خود تایپ کرد. این کار 47.44 ثانیه طول کشید که سریع‌تر از رکورد قبلی 1 دقیقه و 33 ثانیه‌ای است، که پیش از این متعلق به دختری بوده است.

7. سریع‌ترین دوی 10 کیلومتری با لباس حیوانات

10 رکورد برتر هندی‌ها در رکوردهای جهانی گینس

راکشیس شتی رکورد سریع‌تین دوی 10 کیلومتری با لباس حیوانات (در دسته‌ی حیوانات نر) را از آن خود کرده است. او این مسافت را در 43 دقیقه و 2 ثانیه دوید. این رکورد در سال 2014 ثبت شده است.

8. خوردن تندترین فلفل جهان

10 رکورد برتر هندی‌ها در رکوردهای جهانی گینس

آناندیتا دوتا تامولی زن دیوانه‌ای است. او با خوردن 51 فلفل شبح در دو دقیقه رکورد خوردن تندترین فلفل‌های جهان را از آن خود کرد. به عقیده‌ی بسیاری، فلفل شبح تندترین فلفل جهان است.

9. بلندترین موی گوش در جهان

10 رکورد برتر هندی‌ها در رکوردهای جهانی گینس

این رکورد عجیب و غریب متعلق به آنتونی ویکتور است که موی روییده از گوش او طولی معادل 18.1 سانتی‌متر دارد. او مدیر بازنشسته‌ی مدرسه است و شاگردانش او را «موی گوش» صدا می‌کنند.

10. بیشترین تعداد دست دادن همزمان

10 رکورد برتر هندی‌ها در رکوردهای جهانی گینس

وقتی فراخوان بیشترین تعداد دست دادن همزمان اعلام شد، حدود 2 میلیون نفر برای حضور این فراخوان اعلام آمادگی کردند. گرچه همه‌ی آن‌ها نمی‌توانستند در این رکورد حضور داشته باشند ولی 48870 نفر از آن‌ها برای شرکت در این رکورد  انتخاب شدند و پس از شروع رکوردگیری به مدت 5 دقیقه به طور همزمان با یکدیگر دست دادند. جالب است که به این نکته توجه کنیم که 2 میلیون هندی، هیچ کاری بهتری جز دست دادن با افراد غریبه نداشتند.

]]>
https://digiro.ir/top-10-bizarre-world-records-made-indians/feed/ 0
با موفق ترین افراد جهان در عرصه‌های مختلف آشنا شوید https://digiro.ir/successful-people/ https://digiro.ir/successful-people/#respond Tue, 14 Apr 2020 18:28:09 +0000 https://digiro.ir/?p=148373 با موفق ترین افراد جهان در عرصه‌های مختلف آشنا شویدچرا نام برخی افراد برای همیشه بر صفحه تاریخ حک می‌شود؟ موفق ترین افراد جهان کسانی هستند که دنیا را در جهتی مثبت تغییر می‌دهند و زندگی را برای میلیون‌ها انسان بهتر و راحت‌تر می‌سازند. این چهره‌های موفق به اهداف شخصی خود در زندگی دست پیدا می‌کنند و از توانایی‌های خود نهایت استفاده را می‌برند. […]]]> با موفق ترین افراد جهان در عرصه‌های مختلف آشنا شوید

چرا نام برخی افراد برای همیشه بر صفحه تاریخ حک می‌شود؟ موفق ترین افراد جهان کسانی هستند که دنیا را در جهتی مثبت تغییر می‌دهند و زندگی را برای میلیون‌ها انسان بهتر و راحت‌تر می‌سازند. این چهره‌های موفق به اهداف شخصی خود در زندگی دست پیدا می‌کنند و از توانایی‌های خود نهایت استفاده را می‌برند. آیا شما هم می‌توانید در زمره موفق ترین افراد جهان قرار بگیرید؟ پاسخ قطعا مثبت است اما قبل از هر چیز باید این افراد را بشناسید. ما در این مقاله از دیجی رو 48 نفر از موفق ترین افراد جهان در عرصه تجارت، سیاست، هنر، علم، ورزش و … را به شما معرفی خواهیم کرد تا با موفقیت‌های آن‌ها بیشتر آشنا شوید. در این انتخاب معیارهایی مانند موفقیت مالی و تجاری، رسیدن به بالاترین درجات علمی و هنری و اثرگذاری روی مردم در نظر گرفته شده است.

عرصه تجارت

کورنلیوس وندربیلت Cornelius Vanderbilt

وندربیلت ثروت خود را از طریق توسعه راه آهن در آمریکا به دست آورد. او ساخت و کنترل بخش اعظم خطوط ریلی این کشور از جمله راه آهن نیویورک را در دست داشته است.

اندرو کارنگی Andrew Carnegie

اندرو کارنگی سرمایه دار و خیر اسکاتلندی تبار ساکن آمریکا بود. او شرکت فولاد کارنگی را تاسیس کرد که بعدها به شرکت فولاد ایالات متحده تبدیل شد. دانشگاه معروف کارنگی ملون نیز توسط این چهره موفق تاسیس شده است.

جی پی مورگان John Pierpont “J. P.” Morgan

جان پیرپونت مورگان بانکدار و مجموعه دار آمریکایی بود که موسسات مالی فراوانی را تحت کنترل خود داشت. او شرکت جنرال الکتریک را با ادغام ادیسون جنرال و تاس هیوستون الکتریک تاسیس کرد.

جان دیویس راکفلر John D. Rockefeller

جان راکفلر در سال 1870 کمپانی نفتی استاندارد اویل را تاسیس کرد که خیلی زود به قدرت بلامنازع تولید و توزیع نفت در جهان تبدیل شد و کنترل 90 درصد از چاه‌های نفتی را در آمریکا تحت اختیار خود درآورد.

بیل گیتس Bill Gates

بیل گیتس موسس شرکت ماکروسافت است که از مهم‌ترین برندها در تولید سخت افزار و نرم افزار به شمار می‌رود. او از سال‌های 1995 تا 2007 عنوان ثرتمندترین فرد جهان را در اختیار خود داشت.

لری پیج Larry Page

لری پیج در سال 1998 با همکاری سرگی برین شرکت گوگل را تاسیس کرد. این شرکت در مدت زمانی کوتاه با رشدی باورنکردنی به یکی از غول‌های اینترنتی بدل شد و این روزها اینترنت بدون نام گوگل بی‌معنا به نظر می‌رسد.

استیو جابز Steve Jobs

استیو جابز موسس شرکت موفق اپل بود و محصولات ماندگاری مثل آیفون، آیپد، آی مک و آیپاد نتیجه خلاقیت و نوآوری این طراح نابغه هستند.

ریچارد برانسون Richard Branson

سر ریچارد برانسون سرمایه دار و کارآفرین بریتانیایی است که شرکت‌های ویرجین را تاسیس کرده و این شرکت‌ها در سراسر جهان دارای بیش از 400 شعبه هستند.

والت دیزنی Walt Disney

فیلمساز و تهیه کننده آمریکایی که با خلق کاراکترهای انیمیشنی مثل میکی موس کار خود را شروع کرد توانست یکی از غول‌های صنعت فیلمسازی را به وجود آورده و جزو سودآورترین و موفق ترین افراد جهان در عرصه هنر باشد.

هنری فورد Henry Ford

این صنعتگر آمریکایی با تولید انبوه اتومبیل‌های فورد و بنیانگذاری شرکت فورد موتورز به یکی از ماندگارترین و اثرگذارترین نام‌ها در دنیای صنعت و تولید تبدیل شد.

عرصه نویسندگی

جی کی رولینگ J.K Rowling

جی کی رولینگ نویسنده انگلیسی خالق سری کتاب‌های فانتزی هری پاتر است که جزو موفق‌ترین کتاب‌ها در تاریخ به شمار می‌روند و بیش از چهارصد میلیون نسخه از آن‌ها در سراسر جهان به فروش رسیده است.

جی آر آر تالکین J.R.R. Tolkien

نام سری کتاب‌ها و فیلم‌های ارباب حلقه‌ها همیشه یادآور نام نویسنده آن‌ها جی آر آر تالکین است. این نویسنده بریتانیایی توانست با خلق ژانر جدیدی به نام “فانتزی سطح بالا” موفق‌ترین سری کتاب‌های قرن بیستم را به چاپ برساند.

استفن کینگ Stephen King

استفن کینگ موفق‌ترین نویسنده آمریکایی در تمام دوران این کشور است. تاکنون 350 میلیون نسخه از کتاب‌های این نویسنده که عموما هم در ژانر وحشت هستند در سراسر جهان به فروش رسیده است.

عرصه موسیقی

جان لنون John Lennon

جان لنون چه در دوران فعالیتش به عنوان عضوی از گروه بیتل و چه در دورانی که به صورت انفرادی فعالیت موسیقی انجام می‌داد جزو موفق ترین افراد جهان در زمینه موسیقی بود. او در سال 1980 به ضرب گلوله مارک چپمن کشته شد.

مایکل جکسون Michael Jackson

 

خواننده پاپ آمریکایی کار خود را با گروه جکسون5 و در دوران کودکی آغاز کرد اما در سال 1984 با آلبوم تریلر بود که به عنوان یک آیکن موسیقی در این کشور مطرح شد و دنیای موسیقی پاپ را به تسخیر خود درآورد.

مدونا Madonna

مدونا خواننده پاپ و بازیگر آمریکایی موفق‌ترین خواننده زن جهان در تمام دوران است که توانسته است بیش از 300 میلیون نسخه از آلبوم‌های خود را به فروش برساند و به عنوان یک آیکن فرهنگی مطرح شود.

عرصه سینما و تلویزیون

آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock

آلفرد هیچکاک کارگردان آمریکایی در دوران فعالیت خود 50 فیلم سینمایی موفق تولید کرد و 16 جایزه اسکار را ازآن خود نمود و به همین دلیل از وی به عنوان موفق‌ترین کارگردان قرن بیستم یاد می‌شود.

جرج لوکاس George Lucas

جرج لوکاس خالق سری فیلم‌های جنگ ستارگان از نظر مالی موفق‌ترین کارگردان هالیوودی است که ارزش شبکه‌ای آثار او بیش از 4.2 میلیارد دلار برآورد می‌شود.

استیون اسپیلبرگ Steven Spielberg

این فیلمساز اثرگذار آمریکایی فیلم‌های موفقی مثل آرواره، برخورد نزدیک از نوع سوم، ای تی، پارک ژوراسیک، فهرست شیندلر و نجات سرباز رایان را در کارنامه کاری خود دارد.

اوپرا وینفری Oprah Winfrey

این مجری تلویزیونی در حال حاضر صاحب ثروتی معادل 2.8 میلیارد دلار است و یکی از بزرگ‌ترین نام‌ها در دنیای رسانه و تلویزیون به شمار می‌رود.

عرصه ورزش

پله Pele

این فوتبالیست برزیلی یکی از موفق ترین افراد جهان در زمینه ورزش است که به عنوان بزرگ‌ترین فوتبالیست قرن بیستم از وی یاد می‌شود.

اوسین بولت Usain Bolt

این دونده جامائیکایی رکورد دوی 100 متر و 200 متر را در اختیار خود دارد و با اختلاف، سریع‌ترین مرد جهان است. اوسین بولت موفق‌ترین ورزشکار تمام دوران در رشته دومیدانی است.

مایکل فلپس Michael Phelps

این ورزشکار آمریکایی قهرمان بلامنازع شنا و موفق‌ترین ورزشکار جهان است که تاکنون 22 مدال المپیک را در رشته‌های مختلف شنا از آن خود کرده و از این حیث در تاریخ المپیک رکوردار محسوب می‌شود.

لیونل مسی Lionel Messi

این فوتبالیست آرژانتینی اولین کسی است که توانسته چهار توپ طلای جهان را از آن خود کند. او با پیراهن تیم بارسلونا افتخارات و عنوان‌های بسیاری را در عرصه باشگاهی کسب کرده است.

راجر فدرر Roger Federer

این تنیس باز سوئیسی بیست جایزه گرند اسلم را در کارنامه کاری خود دارد و 302 هفته تمام مرد شماره یک تنیس جهان بوده است.

مایکل جردن Michael Jordan

مایکل جردن بسکتبالیست آمریکایی در طول فعالیت ورزشی خود شش قهرمانی NBA کسب کرده است و از وی به عنوان بزرگ‌ترین بسکتبالیست تمام دوران یاد می‌شود که استانداردهای این ورزش را ارتقاء داد.

بیلی جین کینگ Billie Jean King

این تنیس باز آمریکایی 39 جایزه گرند اسلم را در کارنامه کاری خود دارد اما علت عمده شهرت و موفقیت او به خاطر تلاش‌هایی است که برای برابری ورزشکاران زن و مرد انجام داده است.

کریستیانو رونالدو Christiano Ronaldo

کریستیانو رونالدو فوتبالیست پرتغالی یکی از پردرآمدترین و موفق ترین افراد جهان در ورزش فوتبال است که هم در تیم ملی کشورش و هم در باشگاه‌های مختلف خوش درخشیده است.

سرنا ویلیامز Serena Williams

این تنیس باز آمریکایی یکی از موفق‌ترین زنان جهان در عرصه ورزش است که 38 عنوان گرند اسلم را در کارنامه کاری خود دارد و بارها زن شماره یک این ورزش بوده است.

عرصه سیاست

جرج واشنگتن George Washington

جرج واشنگتن نخستین رئیس جمهور آمریکا بود که از سال 1789 تا 1797 قدرت را در دست داشت. او از موفق ترین افراد جهان در زمینه سیاست به شمار می‌رود.

آبراهام لینکلن Abraham Lincoln

آبراهام لینکلن شانزدهیم رئیس جمهور آمریکا بود که با لغو برده داری به جنگ‌های داخلی خونین در این کشور پایان داد. او توسط یکی از مخالفانش به ضرب گلوله به قتل رسید.

املین پنکهرست Emmeline Pankhurst

املین پنکهرست فعال حقوق زنان در بریتانیا بود که برای حق رای زنان تلاش فراوانی کرد. او جنبش سافروجت را در انگلستان پایه گذاری کرد و در سایه تلاش‌های او حق رای زنان به رسمیت شناخته شد.

امیلی مورفی Emily Murphy

امیلی مورفی فعال کانادایی اولین قاضی زن در امپراطوری بریتانیا است که با رسیدن به این مقام به یکی از موفق ترین افراد جهان در زمینه حقوق زنان تبدیل شد.

نلسون ماندلا Neslon Mandela

نلسون ماندلا نخستین رئیس جمهور آفریقای جنوبی است. او از فعالان مهم مخالف آپارتاید و رهبر کنگره ملی آفریقا بود که 27 سال از عمر خود را در زندان‌های این رژیم گذراند.

مارتین لوترکینگ Martin Luther King

مارتین لوترکینگ رهبر جنبش حقوق مدنی سیاهان آمریکا بود که برای مبارزه با تبعیض نژادی در این کشور بسیار تلاش کرد و در نهایت در همین راه کشته شد.

لخ والسا Lech Walesa

لخ والسا سیاستمدار و فعال حقوق بشر لهستانی است که برنده جایزه صلح نوبل شده است. آندره وایدا فیلمی از زندگی او با نام “والسا مرد امید” کارگردانی کرده است.

عرصه علم و دانش

اسحاق نیوتون Isaac Newton

سر اسحاق نیوتون دانشمند انگلیسی با نظریات نبوغ آمیز خود در زمینه قانون جاذبه و قوانین دینامیک و مکانیک، پایه‌های فیزیک مدرن را بنیان نهاد.

لئونارد اویلر Leonhard Euler

لئونارد اویلر به عنوان بزرگ‌ترین ریاضیدان تاریخ شناخته می‌شود. او ابداعات مهمی در زمینه‌های مختلف ریاضی مثل حسابان، نظریه گراف و حتی فیزیک اپتیک، اخترشناسی و تئوری موسیقی نیز ارائه کرده است.

ادوارد جنر Edward Jenner

ادوارد جنر دانشمند انگلیسی نخستین کسی بود که توانست واکسن را به طور موفقیت آمیز آزمایش کند و جان میلیون‌ها انسان را نجات دهد. او به عنوان پدر ایمنی شناسی شناخته می‌شود.

لویی پاستور Louis Pasteur

لویی پاستور زیست شناس فرانسوی از موفق ترین افراد جهان در زمینه زیست شناسی و مبارزه با بیماری‌های واگیر است. او با ابداع فرآینده پاستوریزه کردن شیر خدمت بزرگی به بشریت کرد.

آلبرت اینشتین Albert Einstein

این دانشمند آلمانی از موفق ترین افراد جهان در زمینه علم است. او علاوه بر ارائه تئوری نسبیت ایده‌هایی هم در تئوری کوانتوم داشته است و به این شکل فیزیک نوین را پایه گذاری کرده است.

تیم برنرز لی Tim Berners Lee

تیموتی جان برنرز-لی دانشمند انگلیسی علوم رایانه و به وجود آورنده شبکه جهان گستر وب است. او از نظر مالی هیچ منفعتی از ابداع خود نبرده و این کار را به رایگان انجام داده است.

عرصه نظامی

اسکندر مقدونی Alexander the Great

اسکندر سوم مقدونیه پیش از آن که سی ساله شود توانست یکی از بزرگ‌ترین امپراطوری‌های دنیای باستان را به وجود آورد که از دریای یونان تا هند گسترده شده بود. او خود را پادشاه کل جهان می‌نامید.

ژولیوس سزار Julius Caesar

ژولیوس سزار یا قیصر در کنار کراسوس و پمپی یکی از فرماندهان سه گانه روم بود که در نهایت به مقام فرمانروایی مطلق این کشور رسید. دو سال پس از مرگ ژولیوس سزار او به عنوان یکی از خدایان روم شناخته شد.

اکبر شاه

اکبرشاه سومین پادشاه از سلسله گورکانیان هند است که با نام مغول اعظم نیز شناخته می‌شود. او امپراطوری بزرگی با نیروی نظامی قوی در شبه قاره هند به وجود آورد و این کشور را به قدرتی غیرقابل نفوذ تبدیل کرد.

ناپلئون بناپارت Napoleon Bonaparte

ناپلئون اول، نخستین امپراطور فرانسه بود که بین سال‌های 1804 تا 1815 بر این کشور حکومت کرد. او بخش‌های زیادی از اروپا را به تسخیر خود درآورد و نقش مهمی در تاریخ این منطقه ایفا کرد.

وینستون چرچیل Winston Churchill

سر وینستون چرچیل نویسنده و سیاستمدار معروف بریتانیایی است که در طول جنگ جهانی و یک دوره پس از آن نخست وزیر این کشور بود. او برنده جایزه نوبل ادبیات نیز بوده است.

دوایت آیزنهاور Dwight Eisenhower

دوایت دیوید آیزنهاور سی و چهارمین رئیس جمهور آمریکا بود که در جنگ جهانی دوم به عنوان ژنرال ارتش خدمت کرد و فرمانده نیروی متفقین بود. او نقش مهمی در آزادسازی اروپای اشغالی از چنگ نیروهای نازی ایفا کرد.

]]>
https://digiro.ir/successful-people/feed/ 0
10 روش عجیبی که افراد برای رفتن به سر کار خود استفاده می‌کنند! https://digiro.ir/top-10-crazy-ways-people-get-to-work/ https://digiro.ir/top-10-crazy-ways-people-get-to-work/#respond Tue, 14 Apr 2020 05:42:13 +0000 https://digiro.ir/?p=167580 10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کاراز سن‌دیگو تا سنگاپور، همه انسان‌ها دوست دارند به راحت‌ترین و سریع‌ترین شیوه‌ی ممکن، سر کار بروند! برای بسیاری از ما، مسیر رفت و آمدمان به سر کار شامل یک ساعت مسافرت زیرزمینی بدون فضای شخصی یا گیر کردن در ترافیک است. دقایقی که می‌توانند طاقت‌فرسا باشند. اما همه چنین شرایطی ندارند. افرادی هستند که […]]]> 10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کار

از سن‌دیگو تا سنگاپور، همه انسان‌ها دوست دارند به راحت‌ترین و سریع‌ترین شیوه‌ی ممکن، سر کار بروند! برای بسیاری از ما، مسیر رفت و آمدمان به سر کار شامل یک ساعت مسافرت زیرزمینی بدون فضای شخصی یا گیر کردن در ترافیک است. دقایقی که می‌توانند طاقت‌فرسا باشند. اما همه چنین شرایطی ندارند. افرادی هستند که برای سریع‌تر رسیدن، راحت‌تر بودن و یا داشتن حریم خصوصی بیشتر، از شیوه‌های متفاوت و حتی عجیبی برای رفتن به سر کار استفاده می‌کنند. در ادامه مقاله می‌خواهیم به تعدادی از عجیب‌ترین این شیوه‌ها اشاره کنیم. با ما همراه باشید.

10. پاراموتور

10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کار

پاراموتور وسیله‌ای است متشکل از پاراگلایدر و موتور مخصوص جلو برنده که به صندلی خلبان نصب می‌شود. بیشتر روزهای کاری، پاول کاکس با چمدان موتور چهارزمانه‌ی خود وارد محل کارش می‌شود. پاول مکانیک یا مهندس نیست ولی هر وقت که بتواند و اوضاع آب‌وهوا مناسب باشد، با پاراموتورش سر کار می‌رود. مسیر 16 کیلومتری او در انگلسی، ولز، به او اجازه می‌دهد که از روی ترافیک پرواز کند و به محل کارش در Holyhead Boatyard برود، جایی که برای نیروی دریایی سلطنتی مشغول کار است.

روشن کردن موتور 8000 دلاری او در اول صبح کمی سخت است ولی او می‌گوید ارزشش را دارد و مناظری که از خط ساحلی می‌بینید حتماً به این زحمت می‌ارزد. استفاده از پاراموتور برای رفتن به سر کار خطرات خود را نیز دارد. در سال 2019، تام پرینس، که از پاراموتور برای رفتن به سر کار استفاده می‌کرد با برخورد به خطوط انتقال برق، جان خود را از دست داد.

9. واگن دستی

10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کار

اگر فیلیپین را در فضای وب جست‌وجو کنید با صدها عکس زیبا از جزایر گرمسیری و جنگل‌های زیبا مواجه می‌شوید. ولی وقتی از این تبلیغات توریستی فاصله بگیریم می‌بینیم که فیلیپین کشوری است که بیش از 4.5 میلیون بی‌خانمان دارد و 21.6 درصد جمعیت آن زیر خط فقر ملی زندگی می‌کنند.

بسیاری از بی‌خانمان‌های مانیل، شیوه‌ی محبوب ولی خطرناکی از مسافرت را برای ساکنان این شهر ارائه می‌دهند. پسران تراموای مانیل، واگن‌های دستی را که از چوب و چرخ‌های قطار ساخته شده‌اند در هزارتوی ریل‌های مانیل به پیش می‌رانند. بسیاری از آن‌ها پس از 16 ساعت کار در این واگن‌ها، روی همان واگن می‌خوابند.

استفاده از این واگن‌ها برای مسافران، 2 سنت به ازای هر کیلومتر هزینه دارد که بسیار ارزان‌تر از اتوبوس یا قطار است. همچنین مسیر سرراست‌تری دارد و ترافیکی در کار نیست. با این حال این جنبه‌های مثبت، معایبی را نیز به همراه خود دارند. این ریل‌های قطار هنوز فعالند و قطارها برای عبور و مرور از آن‌ها استفاده می‌کنند. پیش از این نیز موارد مرگ هنگام استفاده از این واگن‌های دستی گزارش شده است و خیلی‌ها نیز با فاصله‌ی کمی از مرگ می‌گریزند. پسران تراموا به برنامه‌ی ذهنی که از قطارها دارند تکیه می‌کنند تا امنیت سفر را برای خود و مسافران‌شان فراهم کنند. بیشتر پسران تراموا و همینطور بسیاری از مسافران این واگن‌ها، داستان‌هایی درباره‌ی تصادفی که نزدیک بود اتفاق بیفتد، دارند تا تعریف کنند.

8. صعود از صخره

10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کار

بیشتر ما در کودکی مسیر رفتن تا مدرسه را قدم می‌زدیم و با اتوبوس یا ماشین والدین‌مان می‌رفتیم ولی برای بچه‌های روستای Zhang Jiawan در جنوب چین، رفتن به مدرسه شبیه ورزشی خطرناک است. کودکان این روستا با استفاده از شبکه‌ی پیچ‌درپیچی از نردبان‌های چوبی ناپایدار، از کوه Badagong بالا می‌روند تا به مدرسه برسند. هر کسی که تصمیم گرفته است این مدرسه را بالای کوه بسازد احتمالاً حال خوبی نداشته یا زیاد به فکر آینده نبوده است.

این نردبان‌ها به جایی متصل نیستند و در عوض به سنگ‌ها تکیه دارند. هیچ تجهیزات ایمنی دیگری وجود ندارد و فقط به بچه‌ها می‌گویند هنگام بالا رفتن از نردبان‌ها، به پایین نگاه نکنند. با این که اقدامات زیادی انجام شده است تا دولت چین مسیر بهتری را برای عبور و مرور این کودکان ترتیب دهد، پیش‌بینی هزینه‌ی 10 میلیون دلاری ساختن چنین مسیری برای روستایی 100 نفره، به این معنی است که ساکنان این روستا باید حالا حالاها منتظر چنین مسیری بمانند.

7. سورتمه‌های حصیری

10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کار

در قرن نوزدهم از سورتمه‌های حصیری برای مسافرت از تپه‌های مونت به مرکز شهر مادیرا در پرتغال استفاده می‌کردند. دو حمل‌کننده، با لباس‌های سنتی کتان سفید و کلاه‌های حصیر، این سورتمه‌ها را هل می‌دهند. این روش عبور و مرور از روش‌های محبوب تاجران این محل بود.

امروزه اغلب توریست‌ها، از این سورتمه‌های حصیری استفاده می‌کنند و سالیانه هزاران سورتمه‌ی حصیری مسیر خود را به پایین این تپه می‌پیمایند. مسیر مشهور Livramento حدود 2 کیلومتر است و پیمودن آن به این شیوه 10 دقیقه طول می‌کشد. سرعت این سفر حدود 48 کیلومتر بر ساعت است و می‌تواند هزینه‌ای بالغ بر 30 یورو داشته باشد. هنوز هم می‌توان تاجران محلی را دید که از این روش برای عبور و مرور به سر کار استفاده می‌کنند.

6. شنا کردن

10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کار

اگر کسی به شما می‌گفت که کاری برای‌تان سراغ دارد ولی باید برای رفتن به سر کار، در رودخانه‌ای پر از مارهای آبی شنا کنید، بی‌شک به او می‌گفتید که برود پی کارش. خب برای یکی از معلمان ساکن کرال در هند، این مسیر 1.5 کیلومتری بهتر از مسیر 24 کیلومتری و سفر از راه جاده است. ابدول مالک از سال 1994 تا اکنون، تیوبی را به دور کمرش می‌پیچد و پلاستیک حاوی ابزار و غذای روزانه‌اش را بالای سرش می‌گیرد و به سمت مدرسه‌ی محل تدریسش می‌رود. پس از خروج از رودخانه، لباس‌هایش را عوض می‌کند و مسیر کوتاه باقی مانده تا مدرسه را قدم می‌زند.

حتی در فصل‌های بارانی نیز، این راه، شیوه‌ی محبوب او برای رفتن به مدرسه است. او می‌گوید برای عبور از مسیر جاده باید ترافیک و تغییر اتوبوس را تحمل کند و زمان بیشتری بگذارد. او همچنین دانش‌آموزان خود را نیز برای شنا به رودخانه می‌برد و گاهی زباله‌های موجود در رودخانه را جمع می‌کنند.

با این حال در دو سال گذشته مالک باید مسیر امن‌تری را بپیماید، زیرا با بازنشسته شدن مدیر مدرسه، او مدیر جدید است و مسئولیت‌های بیشتری بر دوش اوست.

5. کایاک‌سواری

10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کار

هر کسی که در ساعات شلوغی، به ایستگاه متروی لندن رفته باشد، می‌داند که منظورمان از کمبود فضا و احساس عدم آسودگی چیست. این شبکه‌ی مترو در سال 1863 افتتاح شد و حالا روزانه 2 میلیون نفر برای عبور و مرور از آن استفاده می‌کنند. با افزایش سالیانه‌ی جمعیت لندن از سال 1988، این شبکه‌ی زیرزمینی، اکنون بیش از هر زمان دیگری متراکم است. گرچه در طول این سال‌ها، این شبکه شاهد بهبودهایی بوده است ولی هنوز هم به دلیل اندازه‌ی تونل‌هایش، ظرفیت بسیار محدودی دارد.

ولی یک نفر تصمیم گرفت از این دام رهایی یابد. اسم این مرد جرج بولارد است و صبح‌ها در اقیانوس اطلس شمالی کایاک‌سواری می‌کند تا به محل کارش برسد. او پس از اینکه مدتی را در دریا گذراند تصمیم گرفت از متروسواری 1 ساعته‌ی عبور و مرور به سر کارش، رهایی یابد و مسیر 90 دقیقه‌ای کایاک‌سواری در رودخانه‌ی تیمز را امتحان کند. البته که این شیوه‌ی رفت و آمد معایب خود را به همراه دارد. موج‌ها و قایق‌های بزرگ‌تری که از رودخانه رد می‌شوند، به این معنی هستند که باید زمان و انرژی بیشتری برای کایاک‌سواری‌تان بگذارید و به احتمال زیاد نمی‌تواند صبح کمی بیشتری بخوابید تا دیر خوابیدن دیشب‌تان را جبران کنید.

با توجه به آب‌وهوای لندن، جرج می‌گوید همه‌ی این مشکلات بخشی از این پکیج رفت و آمد هستند.

4. زیپ‌لاین

10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کار

وقتی می‌گوییم زیپ‌لاین شاید یاد جیمز باند یا قهرمانان دیگر و شاید هم یاد ورزشی تفریحی زیپ‌لاین بیفتید. برای خانواده‌های ساکن در اکاسیس، واقع در جنوب شرقی بوگوتای کلمبیا در اسپانیا، زیپ‌لاین فولادی 400 متری، سریع‌ترین راهی است که برای جابه‌جایی به دو سمت کوه در اختیار دارند. ساکنان این سکونت‌گاه با استفاده از این زیپ‌لاین به آن سوی کوه می‌روند تا به نزدیک‌ترین شهر دسترسی داشته باشند. بچه‌ها از این زیپ‌لاین استفاده می‌کنند تا به مدرسه بروند. هنگام استفاده از این زیپ‌لاین با سرعتی معادل 64 کیلومتر در ساعت حرکت می‌کنند و در ارتفاع 365 متری بالای رودخانه‌ی ریو نگرو هستند. آن‌ها برای کاهش سرعت‌شان از تکه چوبی استفاده می‌کنند و آن را به کابل می‌کشند. کسانی که کوچک‌تر از آن باشند که خودشان بتوانند این سفر را انجام دهند، در کیسه‌ای گذاشته می‌شوند و تا آن سوی مسیر حمل می‌شوند.

این زیپ‌لاین هم قدمت زیادی دارد. در سال 1804، الکساندر فون هومبولت، طنابی را مشاهده کرد که با استفاده از گیاه همپ ساخته شده است و محلی‌ها از آن برای رفت و آمد به دو سمت کوه استفاده می‌کنند. در سال‌های اخیر مسیر رفت و آمد پیاده‌ای ایجاد شده است که عبور و مرور از آن 2 ساعت طول می‌کشد. با این حال زیپ‌لاین به دلیل سرعت و سهولت استفاده از آن، هنوز مسیر محبوب برای رفت و آمدهاست. محلی‌ها از این کابل برای انتقال محصولات در دو سمت کوه استفاده می‌کنند.

3. روئینگ

10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کار

روئینگ نوعی قایقرانی و یک رشته‌ی ورزشی است که در آن ورزش‌کاران بر روی یک قایق با استفاده از پارو در رودخانه، دریاچه یا دریا به رقابت با یکدیگر می‌پردازند. گابریل هورچلر 74 ساله، از سال 1997 تا 2016، هر روز صبح مسیر خود را تا سر کار با قایق می‌پیمود، او رئیس بخش قانون کتابخانه‌ی کنگره بود. اولین بار زمانی که در ترافیک گیر افتاده بود و به رودخانه‌ی Anacostia نگاه می‌کرد چنین ایده‌ای به ذهنش رسید. او در مسیر جدیدش با استفاده از قایق بخشی از مسیر را می‌پیمود و دو دوچرخه‌سواری 15 دقیقه‌ای نیز در ابتدا و انتهای مسیر داشت. به این ترتیب کل مسیر حدود 90 دقیقه طول می‌کشید.

تصمیم او برای قایق‌رانی و دوچرخه‌سواری در این مسیر به دلیل لذت بردن از سکوت، حفظ سلامتی و همچنین دیدن منظره‌های این مسیر است. یکی دیگر از دلایل عمده‌ی انتخاب این مسیر، اجتناب از ترافیک و دیگر وسایل حمل و نقل است. مانند دیگر شیوه‌های عبور و مرور این فهرست، قایق‌رانی هم معایب خود را به همراه دارد. باران‌های ناگهانی و بادهای تند تا به حال سه بار مسبب واژگونی قایق او بوده‌اند.

او در سال 2016 بازنشسته شد، با این باز هم گاهی می‌توان او را دید که در این رودخانه قایق‌سواری می‌کند.

2. شنا کردن

10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کار

یکی دیگر از افرادی که شنا کردن را به‌عنوان روش عبور و مرور خود به سر کار انتخاب کرده است، بنجامین دیوید 42 ساله است. او که از ترافیک مونیخ خسته شده است، وسایل خود از جمله لپ‌تاپش را درون کیف ضد آبش می‌گذارد و درون رودخانه‌ی ایسار می‌پرد. او در میکده‌ای کار می‌کند که با این روش مستقیماً به محل کار خود می‌رسد.

آقای دیوید مسیر جریان رودخانه را از عوامل راحتی سفر خود می‌داند. پیمودن این مسیر 2 کیلومتری فقط 12 دقیقه زمان می‌برد و بیش از اینکه در آن شنا کند، فقط روی آب شناور است، همچنین کیف ضد آب او نیز که پر از هواست در شناور بودنش به او کمک می‌کند. دیوید می‌گوید سفر او به این شیوه بسیار سریع‌تر و آسوده‌تر از مسیر خشک‌تر است. او برای محافظت کردن از پاهایش در برابر چیزهایی که کف رودخانه قرار دارند، صندل به پا می‌کند.

1. جت شخصی

10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کار

سفر در جت شخصی، چیزی است که بسیاری از ما می‌توانیم فقط آرزویش را داشته باشیم. برای کورت وان بانیسکی، جت شخصی، شیوه‌ی محبوب او برای رفت و آمد از سر کار است. او هر روز مسیر بیش از 568 کیلومتری لس‌انجلس تا سان‌فرانسیسکو را می‌پیماید و 6 ساعت در روز را در جت شخصی‌اش است.

او ماهیانه 2300 دلار می‌پردازد و می‌تواند هر تعداد سفر هوایی که دوست داشته باشد انجام دهد. با توجه به انتشار کربن زیادی که نتیجه‌ی این سفرهای روزانه است، او در مسیرهای زمینی خود از خودروهای دوگانه‌سوز بهره می‌برد. او همچنین هر روز قبل از حرکت باید هوای سان‌فرانسیسکو را بررسی کند، چون ممکن است بسیار متفاوت از آن چیزی باشد که در لس‌انجلس می‌بیند.

+ تخته و پارو

10 شیوه‌ی دیوانه‌وار افراد برای رفتن سر کار

اسکات هولت با کت و شلوار و با استفاده از تخته‌ی شنای خود به رودخانه‌ی هادسن زد، تا به قرار ملاقاتش برسد. هولت که فهمیده بود مترو به دلیل اختلالات سیگنال تأخیر دارد و روش‌های دیگر هم بیش از اندازه گران هستند، همان کاری را انجام داد که هر فرد عاقل دیگری هم انجام می‌دهد و تخته‌ی شنای خود را برداشت و به دل رودخانه‌ی هادسن زد. پس از اینکه عکس‌های او در رسانه‌های اجتماعی منتشر شدند، بسیار محبوب شد.

او که کمدین است، قرار ملاقاتی با یکی از مدیران داشت و نمی‌توانست این قرار را از دست بدهد. گرچه او فقط یک بار این کار را انجام داد و در فهرست ما جایی ندارد ولی کاری که انجام داد بسیار جالب بود و به همین دلیل تصمیم گرفتیم به او نیز اشاره کنیم.

]]>
https://digiro.ir/top-10-crazy-ways-people-get-to-work/feed/ 0
«یتیم افزار» چیست و آیا استفاده از آن قانونی است؟ https://digiro.ir/what-is-abandonware/ https://digiro.ir/what-is-abandonware/#respond Wed, 01 Apr 2020 16:13:18 +0000 https://digiro.ir/?p=168514 یتیم‌افزار چیستممکن است اصطلاح یتیم افزار (Abandonware) را طی گشت و گذارهای خود در اینترنت دیده و یا شنیده باشید. اما یتیم افزار به چه معنا است و آیا دانلود و استفاده از آن قانونی است؟ با دیجی رو همراه باشید تا اطلاعات بیشتری در خصوص این نوع از نرم‌افزارها و قوانین موجود در رابطه با […]]]> یتیم‌افزار چیست

ممکن است اصطلاح یتیم افزار (Abandonware) را طی گشت و گذارهای خود در اینترنت دیده و یا شنیده باشید. اما یتیم افزار به چه معنا است و آیا دانلود و استفاده از آن قانونی است؟ با دیجی رو همراه باشید تا اطلاعات بیشتری در خصوص این نوع از نرم‌افزارها و قوانین موجود در رابطه با آن‌ها به دست بیاورید.

یتیم افزار چیست؟

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که بر سر نرم‌افزاری که شرکت سازنده‌اش دست از پشتیبانی کردن آن بکشد، چی می‌آید؟ شاید یک نرم افزار به اندازه‌ای قدیمی شده باشد که  برای شرکت هیچ سودی در انتشار نسخه جدید آن وجود نداشته باشد و یا شاید شرکت سازنده بعد از مدتی به هر دلیلی نرم‌افزار را کنار بگذارد و دیگر روی آن کار نکند. به این‌ گونه نرم‌افزارها یتیم افزار می‌گویند. یتیم افزار وقتی به وجود می‌آید که مالک و سازنده نرم‌افزار دیگر اهمیتی به نرم‌افزار خود ندهد. به طور کلی نباید این موضوع را ساده گرفت، زیرا در مورد حق مالکیت و قوانین پس از آن مباحث جالبی مطرح می‌شود. به عنوان مثال، فرض کنید شما یک بازی که شرکت سازنده آن دیگر وجود ندارد را به طور غیرقانونی به دست آورده و استفاده می‌کنید، به نظر شما این عمل می‌تواند برای شما مشکل‌ساز شود؟ یا در مورد دانلود یک نرم‌افزار که توسعه دهنده‌اش مدت‌ها پیش آن را منتشر کرده و در حال حاضر شما راهی برای خرید قانونی آن ندارید، آیا مشکلی در رابطه با استفاده از نسخه غیرقانونی آن وجود دارد؟

آیا دانلود یتیم افزارها قانونی است؟

یتیم‌افزارها

وقتی صحبت از دانلود یتیم افزارها می‌شود، از لحاظ اخلاقی با یک مورد خاکستری مواجه هستیم! استدلال‌ها و بحث‌های مختلفی در این مورد مطرح شده است، اما این امر در نگاه  قانون به چه شکل است؟

مورد اول اینکه، یک نرم افزار حق کپی-رایت خود را فقط به دلیل عدم پشتیانی فعال از آن از دست نمی‌دهد. در حقیقت آن نرم‌افزار همچنان متعلق به شرکت سازنده خواهد بود. اگر شرکت سازنده نیز دیگر وجود نداشته باشد، با یک نرم‌افزار یتیم شده با حق کپی-رایت و بدون مالکیت قابل استناد طرف هستیم. بنابراین از دیدگاه فنی، دانلود یتیم افزارها غیرقانونی تلقی می‌شود. سوال دیگری که وجود دارد این است که، چه کسی به طور جدی پیگیر این قانون‌شکنی خواهد بود؟ اگر توسعه دهنده اصلی مدت زیادی باشد که دیگر وجود ندارد، پس هیچ کس نمی‌تواند علیه اقدامات شما پرونده‌ای ارائه دهد. از طرف دیگر، اگر شرکت مورد نظر همچنان پا بر جا باشد می‌تواند علیه شما شکایت تنظیم کند؛ اما به هر حال، شرکت ممکن است تصمیم بگیرد که منابع و وقت خود را صرف دفاع در برابر محصولی که مدت‌هاست پشتیبانی از آن را رها کرده است، نکند. به طور خلاصه، دانلود و استفاده از نسخه غیرقانونی یتیم افزارها جرم است، اما به ندرت پیش می‌آید که یک شرکت چنین موضوعی را پیگیری و شخص خاطی را به دادگاه بکشد. در واقع، در بعضی موارد حتی این عمل یک جرم بی‌ضرر تلقی می‌شود!

یتیم‌افزارها

دلایل موافقان دانلود یتیم افزارها

طرفداران و پشتیبانی کننده‌های مشتاق بسیاری برای حفظ نرم افزارهای قدیمی وجود دارند. آن‌ها از دیدن برنامه‌هایی که در طول تاریخ فراموش می‌شوند و در گمنامی فرو می‌روند، بیزارند. به همین دلیل این دسته از افراد از هر روشی برای زنده نگه داشتن و حفظ یاد نرم‌افزارها برای نشان دادن تاریخ فعالیت‌ها و محاسبات به کاربران، استفاده می‌کنند. توزیع و اجازه دانلود رایگان یتیم افزارها یکی از اینگونه راه‌ها برای دستیابی به این هدف است. اگر مانع استفاده رایگان و همگانی یتیم افزارها شوند، به احتمال زیاد این برنامه‌ها در طول مدت زمان نه چندان طولانی از یادها می‌روند. با مجاز کردن استفاده رایگان از یتیم افزارها، این امکان پدید می‌آید که آن‌ها برای مدت طولانی‌تری فعالیت کنند و در ذهن کاربران باقی بمانند.

دلایل مخالفان دانلود یتیم افزارها

منتقدان دانلود یتیم افزارها می‌گویند مجاز کردن این امر به پتانسیل فروش محصولات آینده شرکت‌ها آسیب می‌زند. در زمینه بازی‌های ویدیویی، ما موجی از بازنشر بازی‌های قدیمی‌تر را دیده‌ایم. به عنوان مثال، در زمینه بازی‌های قدیمی که شرکت‌ سازنده مجدداً آن‌ها را به بازار عرضه کرده است، می‌توان به کراش و سوپرماریو اشاره کرد. به همین دلیل، منتقدین اظهار داشتند که باید مباحث مربوط به انتشار رایگان یتیم افزارها کنار گذاشته شود تا شرکت‌ها بتوانند در آینده آن‌ها را به همان شکل و یا با تغییراتی مجدداً منتشر کنند. منتقدین ادعا می‌کنند اگر افراد بازی‌ها و نرم‌افزارهای قدیمی را به صورت رایگان و تحت عنوان یتیم افزار دانلود کنند، احتمال خرید و استقبال از نسخه بازنشر آن در آینده بسیار کم خواهد بود.

کراش و سوپرماریو

مبحث خاکستری یتیم افزارها

مبحث یتیم افزارها یک موضوع عجیب است، زیرا افراد مختلف نظرات اخلاقی متفاوتی در مورد دانلود آن‌ها دارند. در حالی که دانلود و استفاده غیرقانونی از یتیم افزارها از سوی مراجع قضایی منع شده است، شرکت‌ها معمولا تنها در صورتی پیگیر اینگونه مسائل می‌شوند که قصد نوسازی یا انتشار دوباره نرم‌افزار خود را داشته باشند.

نظر شما در مورد یتیم افزارها چیست؟ آیا موافق استفاده رایگان از اینگونه برنامه‌ها هستید یا بالعکس در جبهه مخالفان قرار دارید؟ مشتاق دانستن نظرات شما هستیم.

]]>
https://digiro.ir/what-is-abandonware/feed/ 0
با 10 موجود و عاملی که زامبی‌ ها را به حقیقت تبدیل خواهد کرد، آشنا شوید! https://digiro.ir/real-zombie-apocolypse/ https://digiro.ir/real-zombie-apocolypse/#comments Mon, 30 Mar 2020 15:54:26 +0000 http://digiro.ir/?p=75101 ده موجود و عاملی که زامبی‌ ها را به حقیقت تبدیل خواهد کردتصور اینکه زامبی‌ ها یا مردگان متحرک واقعی باشند، حقیقتا ترسناک است، به هر حال تقریبا همه ما می‌دانیم که زامبی‌ ها فقط موجوداتی خیالی هستند. اما باید به شما بگوییم که زیاد هم مطمئن نباشید! شاید زامبی‌ هایی که در فیلمهایی مثل “رزیدنت اویل” یا سریال “واکینگ دد” دیده‌ایم واقعی نباشند اما مواد سمی، […]]]> ده موجود و عاملی که زامبی‌ ها را به حقیقت تبدیل خواهد کرد

تصور اینکه زامبی‌ ها یا مردگان متحرک واقعی باشند، حقیقتا ترسناک است، به هر حال تقریبا همه ما می‌دانیم که زامبی‌ ها فقط موجوداتی خیالی هستند. اما باید به شما بگوییم که زیاد هم مطمئن نباشید! شاید زامبی‌ هایی که در فیلمهایی مثل “رزیدنت اویل” یا سریال “واکینگ دد” دیده‌ایم واقعی نباشند اما مواد سمی، انگلها و ارگانیسم‌هایی وجود دارند که می‌توانند موجوداتی بدون فکر و زامبی مانند درست کنند، درست مثل موجودات زامبی فیلم های ترسناک و تخیلی!

آیا این امکان وجود دارد که این موجودات روزی قادر باشند تا مغز پیچیده‌ای مثل مغز انسان را تحت کنترل خود در بیاورند؟ آیا ممکن است که بالاخره روزی یک تکنولوژی دارویی از کنترل خارج شود و مغز انسانها را در اختیار بگیرد؟ با دیجی رو همراه باشید تا با ده موجود خطرناکی که این قابلیت را دارند، آشنا شوید!

 

10- سرچماقیان ماری یا Ophiocordyceps

اوفیوکوردیسپس نوعی قارچ خاص است که به برخی از حشره‌ها در جنگلهای آفریقا حمله می‌کند.‌هاگ‌های این قارچ وارد بدن مورچه‌ها می‌شوند و کنترل مغز آنها را به دست می‌گیرند. این قارچ سپس به حشره دستور می‌دهد تا به بالای یک گیاه رفته و به زیر برگی که تا 25 سانتیمتر بالاتر از سطح زمین قرار گرفته بچسبد. به این دلیل مورچه پس از مدتی می‌میرد و قارچ شروع به رشد در مغز این حشره مرده می‌کند. پس از اینکه قارچ به بالاترین مرحله در چرخه رشد خود می‌رسد‌ هاگ‌های جدیدی را رها کرده و به دنبال قربانی دیگری می‌گردد. آیا فکر می‌کنید این احتمال وجود دارد که این قارچ به بدن انسانها نیز آسیب برساند؟ خط داستانی بازی کامپیوتری The Last of Us از همین ایده گرفته شده.

 

9- توکسوپلاسما گوندی

توکسوپلاسما گوندی یا Toxoplasma gondii انگل کوچکی است که بیش از هر چیزی وارد مغز موشها می‌شود. روند تفکر موشهایی که به این انگل مبتلا می‌شوند تغییر می‌کند و مثلا حیوان به جای اینکه از گربه‌ها بترسد، به سمت آنها حمله می‌کند. دانشمندان متوجه شده‌اند موشهایی که به توکسوپلاسما گوندی مبتلا می‌شوند به بوی گربه و ادرار آن واکنش نشان می‌دهند و به سمت آنها می‌روند. این موشها در طبیعت معمولا به دست همین گربه‌ها کشته یا خورده می‌شوند و به این ترتیب انگل وارد بدن گربه‌ها نیز می‌شود. همچنین گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد برخی از انسانها این انگل را از گربه‌ها دریافت کرده‌اند. با اینحال تاکنون هیچ کدام از افرادی که به این انگل مبتلا شده‌اند نشانه‌هایی از رفتارهای غیر عادی نشان نداده‌اند.

 

8- عصب‌زایی

با توجه به تحقیقاتی که در زمینه سلول‌های بنیادی انجام شده، انسانها قادر خواهند بود تا به زودی اعضا و ارگانهایی از بدن که آسیب دیده‌ یا از بین رفته‌اند را ترمیم کنند. اما تنها عضوی از بدن که قابلیت دوباره ایجاد شدن و ترمیم را ندارد مغز است زیرا هنگامی که شخصی می‌میرد سلولهای بیرونی مغز بلافاصله شروع به از بین رفتن می‌کنند. در حقیقت لایه بیرونی مغز است که شخصیت هر فرد را شکل می‌دهد، خاطرات، احساسات، منطق و تفکرات هرکس در لایه بیرونی مغز ذخیره می‌شود و لایه‌های داخلی که شامل سلولهای بنیادی هستند عملکردهای اولیه و حیاتی ما مثل نفس کشیدن، غذا خوردن و راه رفتن را کنترل می‌کنند. به این ترتیب تنها در صورتی که شخصی را بلافاصله پس از مردن احیا کنید لایه بیرونی مغز سالم می‌ماند. حالا موقعیتی را تصور کنید که شخصی پلید در آن اجسادی را که لایه بیرونی مغزشان از بین رفته است دوباره احیا کند و به زامبی‌ هایی دست پیدا کند که قدرت تفکر نداشته باشند. شاید در حال حاضر این امکان وجود نداشته باشد اما به هر حال حداقل از لحاظ تئوری قابل انجام است.

 

7- جنون گاوی

آیا می‌دانستید که انسان‌ها هم به جنون گاوی مبتلا می‌شوند؟ این بیماری در انسانها با نام Creutzfeldt-Jakob شناخته می‌شود و افرادی که به آن مبتلا می‌شوند دارای علائم و رفتارهایی هستند که شباهت زیادی به زامبی‌ های فیلم “28 روز بعد” دارد. از این نشانه‌ها می‌توان به تغییر در راه رفتن، توهمات، تلوتلو خوردن و به زمین افتادن، کشیده شدن عضلات، پرشهای میاوکلونیک و تشنج اشاره کرد که تقریبا همه این نشانه‌ها در زامبی‌ ها نیز دیده می‌شود! با اینحال خوشبختانه تاکنون افرادی که به این بیماری مبتلا شده‌اند هیچ نشانه‌ای از رفتارهای خشونت آمیز بروز نداده‌اند، ولی احتمال جهش بیماری و بروز نشانه‌های جدید همیشه وجود دارد.

 

6- زامبی‌ های‌ هائیتی

در طول تاریخ گزارش‌های زیادی مبنی بر دیدن زامبی‌ها در جزیره‌ هائیتی ثبت شده است. با اینکه محققین عصر جدید این گزارش‌ها را تایید نمی‌کنند، اما به هر حال این موضوع که افراد زیادی در این جزیره با زامبی‌ها برخورد داشته‌اند خیلی عجیب و ترسناک است. در سال 1997 یک مجله پزشکی تحقیقات و آزمایشات گسترده‌ای را بر روی 3 مورد از این زامبی‌ ها در جزیره‌ هائیتی انجام داد و در نهایت نتیجه گرفت که هیچ کدام از این سه مورد زامبی‌های واقعی نیستند. یکی از این افراد از اسکیزوفرنی رنج می‌برد و دو نفر دیگر در حقیقت هویت اشتباهی داشتند. با اینحال این تحقیق تنها در مورد سه نمونه انجام شده و گزارش‌های بیشتری که در طول تاریخ از این زامبی‌ ها منتشر شده است با این دقت مورد مطالعه قرار نگرفته‌اند. به نظر شما آیا ممکن است که زامبی‌ هایی واقعی در جنگل‌های‌ هائیتی در حال زندگی باشند؟

 

5- Hymenoepimecis argyraphaga

آیا از زنبورها میترسید؟ احتمالا بعد از خواندن این مطلب بعد از دیدن یک زنبور در طبیعت وحشت خواهید کرد! این زنبور که در مناطق گرمسیری زندگی کرده و Hymenoepimecis argyraphaga نام دارد یکی از بدترین انگلهای روی کره زمین است. این زنبور عنکبوتهایی که تار می‌بافند را پیدا کرده و از آنها به عنوان میزبانی برای بچه‌های خود استفاده می‌کند. هنگامی که زمان تخم ریزی زنبور ماده فرا می‌رسد، این حشره یک عنکبوت را انتخاب کرده و نیش میزند که این نیش باعث فلج شدن عنکبوت خواهد شد. سپس زنبور تخم‌های خود را بر روی شکم عنکبوت قرار می‌دهد. پس از مدتی لاروهای کوچک (کرم حشره) زنبور از تخم بیرون آمده و با چسبیدن به عنکبوت از خون آن تغذیه می‌کنند. پس از گذشت چند هفته لاروها ماده شیمایی ناشناخته‌ای را به مغز عنکبوت تزریق می‌کنند، این ماده تمامی مغز را در بر می‌گیرد و به حشره دستور می‌دهد تا برای لاروها پیله ببافد. پس از به پایان رسیدن ساخت این پیله عنکبوت در وسط آن قرار می‌گیرد و لاروها آماده پوست اندازی می‌شوند. در همین زمان لاروها در پیله قرار گرفته و این عنکبوت را کم کم می‌خورند. چند هفته بعد لاروها به زنبور تبدیل می‌شوند و این چرخه ادامه پیدا می‌کند. حالا تصور کنید که این زنبورها جهش پیدا کنند و قادر باشند تا از انسانها نیز به همین شیوه استفاده کنند‍!

 

4- نوروتوکسین‌ها

از نوروتوکسین‌ها (Neurotoxins) در سلاح‌های شیمایی استفاده می‌شود. با اینحال در صورتی که به اندازه درست از این مواد استفاده شود می‌توان حالت‌های زامبی گونه نیز در انسانها ایجاد کرد. یکی از قویترین نوروتوکسین‌هایی که در زمین وجود دارد را نوعی ماهی بادکنکی تولید می‌کند. در صورتی که این ماده توسط شخصی خورده شود در مدت زمان خیلی کوتاهی باعث مرگ وی خواهد شد. با اینحال در صورت برخورد این ماده با پوست، شخص دچار حالتهایی می‌شود که شباهت بسیار زیادی به مردن دارد. پس از کم شدن اثر این ماده قربانی کماکان حالت عادی ندارد. شاید این ماده هنوز قادر نباشد که مردگان متحرک واقعی ایجاد کند، اما اگر روزی در ساخت سلاح‌های شیمایی مورد استفاده قرار بگیرد قدرت خیلی زیادی خواهد داشت.

 

3- زنبور جواهر

باز هم یک زنبور انگل دیگر، البته این زنبور ترجیح می‌دهد تا از سوسکها به عنوان میزبانی برای بچه‌هایش استفاده کند. ابتدا این زنبور یک سوسک پیدا کرده و آن را نیش میزند. نیش زنبور روی مغز سوسک اثر گذاشته و باعث می‌شود که حشره از حرکت باز ایستد. سپس زنبور نیش خود را وارد قسمتی از مغز سوسک می‌کند که رفتارهای پیچیده تر حشره مثل راه رفتن از آن قسمت کنترل می‌شود. به این ترتیب زنبور کنترل کامل روی سوسک داشته و به وسیله نیش خود آن را به هر جایی که نیاز دارد هدایت می‌کند. پیش از اینکه سوسک آزاد شود زنبور یک تخم خود را وارد شکم آن می‌کند. پس از گذشت سه روز لارو زنبور از تخم بیرون آمده و از داخل شروع به خوردن سوسک می‌کند. تصور کنید که این زنبور پس از نوعی جهش قدرت کنترل انسانها را نیز در دست بگیرد.

 

2- کرم‌های یال اسبی

کرم‌های یال اسبی یکی از ترسناکترین انگلهای روی زمین هستند. این کرمها معمولا در آبهای تازه که احتمال حضور حشرات در آن زیاد است تخم گذاری کرده و به دنبال میزبان می‌گردند. پس از اینکه این کرمها وارد بدن میزبان می‌شوند شروع به اثر گذاری بر مغز آن می‌کنند. تا چند هفته اول هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد اما پس از تکمیل چرخه رشد، لاروها میزبان خود را وادار می‌کنند تا کارهای خطرناک انجام دهد. هدف این کرمها این است که میزبان مقداری آب پیدا کرده و خود را در آن غرق کند. پس از اینکه میزبان کشته می‌شود کرمها از بدن آن خارج شده و این چرخه دوباره ادامه پیدا می‌کند. تا کنون چندین مورد گزارش شده که انسانها نیز به این کرم مبتلا شده‌اند.

 

1-ماده مخدر نمک حمام

نمک حمام یا Bath Salts به کالاهای مورد استفاده در حمام اشاره نمیکند، بلکه این اسم خیابانی یک ماده مخدر است. این ماده نوعی محرک ساختگی است که مانند نمک حمام  و سفید به نظر میرسد. شاید ماجرای حمله آدم خوارانه‌ای که در سال 2012 در میامی آمریکا اتفاق افتاده است را شنیده‌اید. در این حمله رودی یوجین (عکس سمت چپ) به طرز وحشیانه‌ای پیر مرد کارتن خوابی به نام رولاند پوپو (عکس سمت راست) را مورد حمله قرار داده و صورت او را می‌خورد. گفته شده که یوجین هنگام این حمله تحت تاثیر ماده مخدر نمک حمام بوده است. پوپو در نهایت زنده می‌ماند اما بینایی خود را به طور کامل از دست می‌دهد. هنوز نمی‌توان با قطعیت نظر داد که آیا نمک حمام توانایی تاثیر گذاری تا این حد بر مغز را دارد یا نه، اما به هر حال پیشنهاد می‌کنیم که هیچ گاه از هیچ ماده مخدری، مخصوصا Bath Salt استفاده نکنید.

زامبی‌هابا اینکه احتمالا در نهایت بشر به دست بمب‌های اتمی و تغییرات آب و هوایی نابود خواهد شد، اما همیشه این احتمال نیز وجود دارد که زامبی‌ ها زمین را تصرف کنند. به هر حال همانطور که بالاتر نیز دیدیم موجوداتی بر روی زمین زندگی می‌کنند که قادرند مغز قربانیان خود را کنترل کنند.

البته می‌دانیم که بعد از خواندن این مطلب مو بر بدن شما سیخ شده است، اما نظرات خود را با ما و دیگر کاربران در میان بگذارید!

]]>
https://digiro.ir/real-zombie-apocolypse/feed/ 24
چگونه انواع درد را بشناسیم و در موردشان صحبت کنیم؟! https://digiro.ir/types-of-pain/ https://digiro.ir/types-of-pain/#respond Sat, 28 Mar 2020 17:29:19 +0000 https://digiro.ir/?p=167888 انواع درددرد، واژه‌ی آشنایی برای همه‌ی ما است. واژه‌ای که روزانه شاید بار‌ها از آن استفاده کنیم اما شاید خیلی از ما ندانیم که درد یک نوع احساس است که از ارتباط بین اعصاب، نخاع و مغز به‌وجود می‌آید. تجربه‌ی هر انسانی از درد متفاوت است چرا که منشا هر دردی با دیگری متفاوت است و […]]]> انواع درد

درد، واژه‌ی آشنایی برای همه‌ی ما است. واژه‌ای که روزانه شاید بار‌ها از آن استفاده کنیم اما شاید خیلی از ما ندانیم که درد یک نوع احساس است که از ارتباط بین اعصاب، نخاع و مغز به‌وجود می‌آید. تجربه‌ی هر انسانی از درد متفاوت است چرا که منشا هر دردی با دیگری متفاوت است و هر انسانی هر نوع دردی را متفاوت حس می‌کند. بنابراین توضیح درد خود به دیگران از مشکل ترین کارهاست. گاهی یک فرد چند درد مختلف را همزمان حس می‌کند که قطعا تجربه‌ی سخت‌تری است و ممکن است با کلمات قابل توصیف نباشد. دانستن انواع مختلف درد و نحوه‌ی توصیف آن‌ها می‌تواند شما را در داشتن ارتباط بهتر با پزشک‌تان یاری کند و به شما کمک کند از احساسات مربوط به درد خود راحت‌تر صحبت کنید. در ادامه درباره‌ این موضوع و منشا درد‌های مختلف صحبت خواهیم کرد. با دیجی رو همراه باشید.

1. درد‌های حاد

درد‌های حاد به انواعی از درد گفته می‌شود که در مدت زمان کوتاه بروز می‌کند، به فرد احساس ناخوشایندی می‌دهد و بیشتر مواقع دارای علت است؛ آسیب بافتی یکی از شایع ترین علل درد حاد می‌باشد. این گونه درد‌ها معمولا تا شش ماه فرد را درگیر می‌کنند و اگر منشا آن توسط پزشک پیدا شود درمان خواهد شد. قبل از اینکه اینگونه درد‌ها بهبود بیابند معمولا بسیار شدید و یا به اصطلاح تیز می‌شوند. علل شایع این گونه درد‌ها شامل این موارد می‌شود: عمل‌های جراحی، بارداری و زایمان، شکستگی استخوان، مسائل مربوط به دندان پزشکی، سوختگی و بریده شدن قسمتی از اعضای مختلف بدن.

2. درد‌های مزمن

یک سری از درد‌ها حتی پس از مشخص شدن علت اولیه‌ی آن و درمان، به طور کامل از بین نمی‌روند و باقی می‌مانند. طول عمر این گونه درد‍‌ها بیش از شش ماه است و به آن درد مزمن می‌گویند. درد مزمن در هر روز می‌تواند بین خفیف تا بسیار شدید تغییر کند و حتی تا پنجاه سال فرد را درگیر کند. این درد‌ها گاهی هیچ علت مشخصی ندارند و یا فقط از صدمات و آسیب‌های گذشته به جا مانده‌‌اند. به علت عمر طولانی این درد‌ها، به راحتی می‌توانند بر کیفیت زندگی فرد تاثیر بگذارند. بنابراین طبیعی است که فردی که سال‌ها از درد مزمن رنج می‌برد احساس اضطراب و یا افسردگی داشته باشد. در فردی با احساس درد مزمن یکسری از علائم دیگر نیز بروز می‌کند که شامل تنش در عضلات، کم شدن تحرک و کمبود انرژی می‌شود. شاید مفهوم احساس درد مزمن برای بعضی از افراد روشن نباشد؛ باید دانست که احساس سردرد بصورت مکرر، درد ناشی از آسیب عصبی، کمر درد، درد و ورم مفاصل پا مواردی از این دست، از جمله درد‌های مزمن رایج هستند.

درد

3. درد‌های بیولوژیک

شایع ترین انواع درد، نوع بیولوژیک آن است. علت این گونه درد‌ها تحریک گیرنده‌های درد بر اثر آسیب‌ها و یا برشی در بافت است. همه‌ی ما انسان‌ها در تمام قسمت‌های بدنمان گیرنده‌های درد داریم؛ تعداد این گیرنده‌ها در پوست و اندام‌های داخلی بیشتر است. در صورتی که بر اثر حادثه‌ای آسیبی به بافت‌ها برسد و یا بر اثر اصابت یک شئ فشاری بر این گیرنده‌ها وارد بشود، این گیرنده‌ها به سرعت سیگنال الکتریکی تولید کرده و آن را به مغز می‌رسانند. این امر در نهایت باعث احساس درد توسط فرد می‌شود. علاوه بر موارد ذکر شده، این گونه درد‌ها می‌توانند بر اثر التهاب نیز بوجود بیایند و می‌توانند حاد و یا مزمن باشند. این درد‌ها طیف وسیعی دارند و به دو نوع احشایی و سوماتیک یا جسمی تقسیم می‌شوند.

  • درد‌های احشایی

درد‌های احشایی ناشی از آسیب و صدمه به اعضای داخلی بدن هستند. فرد معمولا این درد را در ناحیه‌ی تنه،  قفسه‌ی سینه، شکم و یا لگن حس می‌کند. در اغلب موارد مشخص کردن محل دقیق درد احشایی دشوار است. از نشانه‌های درد احشایی می‌توان به احساس فشار، گرفتگی، کوفتگی و غیره اشاره کرد. البته باید دانست که علائم دیگری چون تب و یا حالت تهوع نیز از نشانه‌های درد احشایی می‌تواند باشد. افزایش ضربان قلب و فشار خون و تغییر در دمای بدن نیز از دیگر نشانه‌های درد احشایی هستند، سنگ‌های صفراوی، آپاندیسیت و سندروم روده‌ی تحریک پذیر نیز از عوامل ایجاد کننده‌ی درد احشایی هستند.

  • درد‌های جسمی

درد‌های جسمی، ناشی از تحریک گیرنده‌های درد در بافت‌های بدن و نه در اندام‌های داخلی هستند. بافت‌های ذکر شده شامل پوست، ماهیچه، مفاصل، بافت‌های همبند و استخوان‌ها می‌باشند. معمولا مشخص کردن منشا درد جسمی بسیار آسان‌تر از درد احشایی است. اینگونه درد‌ها مانند یک حس ناراحتی هستند و معمولا به دو صورت عمیق و سطحی طبقه‌بندی می‌شوند. درد عمیق سوماتیک در مفاصل، تاندون‌ها، استخوان‌ها و ماهیچه‌ها احساس می‌شود و حس درد در این حالت با ناراحتی بیشتری همراه است. درد سوماتیک سطحی در غشاهای پوستی و مخاط فرد احساس می‌شود و حس درد در فرد با یک حس تیز همراه است. به عنوان مثال، یک پارگی در تاندون باعث ایجاد درد عمیق سوماتیک می‌شود در حالی که فرو رفتن یک خار در ناحیه داخلی پوست شما باعث ایجاد درد جسمی سطحی می شود. نمونه‌های دیگری از درد جسمی عبارتند از: شکستگی استخوان، احساس فشار در عضلات، بیماری‌های بافت همبند مانند پوکی استخوان، انواعی از سرطان که بر روی پوست یا استخوان‌ها تأثیر می‌گذارند، بریدگی پوست، خراشیدن، سوختگی و درد مفاصل از جمله درد آرتروز.

درد

5. درد‌های عصبی

درد‌های نوروپاتیک یا عصبی ناشی از اختلال و آسیب در عملکرد سیستم عصبی فرد می‌باشد. در این حالت فرد دچار اختلال در دریافت سیگنال‌های مختلف مانند سیگنال درد می‌شود؛ در واقع فرد دارای یک سیستم دریافت کننده‌ سیگنال ناکارآمد می‌باشد. گفته می‌شود هر گونه درد در اینصورت با یک سردرگمی همراه است زیرا نه راه بروز نه راه خروجی دارد. فردی که با برخورد لباسی نرم به تنش احساس درد می‌کند و یا وقتی در معرض باد قرار می‌گیرد احساس درد در پوست خود می‌کند دارای درد‌های عصبی است. علائم درد‌های عصبی شامل موارد زیر می‌شود: سوزش، احساس سرما، بی حسی، مور مور شدن و غیره. دیابت یکی از دلایل عمده‌ دردهای عصبی است؛ موارد دیگری که می‌تواند منجر به اختلال در سیستم عصبی و ایجاد احساس درد عصبی شوند عبارتند از: مصرف مداوم الکل، هر اتفاق ناگوار و غیر قابل تحمل که منجر به ایجاد آثار مخرب در فرد می‌شود، اقسامی از عفونت‌ها، مشکلات عصب صورت مانند فلج بل، التهاب عصب نخاعی، زونا، سندروم تونل کارپ، ایدز، اختلالات سیستم عصبی مرکزی ، مانند بیماری پارکینسون اسکلروز متعدد، تشعشع و دارو‌های شیمی درمانی.

درد

توصیه‌هایی در مورد بیان احساس درد

درد یک تجربه‌ی بسیار شخصی است که در هر فرد متفاوت است. گاهی فرد از یک درد آنقدر رنج می‌برد که بیان آن برایش غیرممکن است. اما ممکن است همان درد در فرد دیگری بسیار خفیف بروز پیدا کند. وضعیت سلامت روان و سلامت کلی جسمی فرد نقش مهمی در ابراز حس درد دارد. توصیف دقیق درد توسط بیمار می‌تواند به پزشک در پیدا کردن علت درد کمک زیادی بکند. تنها در این صورت است که پزشک راه درمان مناسبی را می‌تواند پیشنهاد دهد. قبل از قرار ملاقات خود با پزشک سعی کنید دفترچه ای برداشته و تمام احساسات خود را بصورت شفاف نسبت به دردی که حس می‌کنید، بنویسید. معمولا پزشک با در دسترس داشتن پاسخ سئوالات زیر می‌تواند اطلاعات خوبی در مورد درمان ارائه دهد:

  • چه مدت است که احساس درد می‌کنید؟
  • درد شما هر چند وقت یک بار رخ می‌دهد؟
  • انجام چه فعالیت‌هایی باعث می‌شود درد شما بهتر و یا بدتر شود؟
  • درد را بطور دقیق در کدام ناحیه از بدن احساس می‌کنید؟
  • درد شما در یک نقطه به صورت موضعی رخ می‌دهد و یا گسترش می‌یابد؟
  • درد شما در رفت و آمد است و یا ثابت است؟

در نظر داشته باشید از کلماتی استفاده کنید که به طور مستقیم و به بهترین شکل حس شما را در مورد آن درد بیان کند. در ادامه کلماتی در همین باره پیشنهاد می‌شود: سوزش، احساس چاقو خوردگی، درد قوی، گرفتگی، احساس چنگ خوردن و فشار.

بعضی از افراد معمولا احساس درد‌های خود را می‌نویسند. استفاده از این دفترچه‌ خاطرات برای ردیابی علائم بیمار می‌تواند بسیار کمک کننده باشد. موارد  یادداشت‌های زیر نیز می‌توانند مفید باشند:

وقتی که درد شروع می‌شود، چه مدت طول می‌کشد، چه احساسی دارید، جایی که درد را احساس می‌کنید، در مقیاس 1 تا 10 درد شما چقدر شدید است، چه چیزی باعث درد شما می‌شود، چه چیزی احساس درد را در شما کم می‌کند، هر گونه داروی مورد استفاده.

در انتها یادتان باشد اگر چنین خاطراتی را می‌نویسید، در ملاقات بعدی با پزشک‌تان حتما آن را به همراه داشته باشید.

]]>
https://digiro.ir/types-of-pain/feed/ 0
با 10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهان آشنا شوید https://digiro.ir/best-football-stadiums/ https://digiro.ir/best-football-stadiums/#respond Tue, 24 Mar 2020 08:01:54 +0000 https://digiro.ir/?p=167481 10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهانبا محبوبیت جهانی ورزش فوتبال و نیاز به ورزشگاه‌های بزرگ‌تر و بهتر، شاهد سازه‌های بی‌نظیری هستیم که برخی از آن‌ها به بهترین ورزشگاه‌های فوتبال جهان تبدیل شده‌اند. اگر نمی‌دانید این ورزشگاه‌های زیبا کجای جهان قرار دارند در ادامه‌ی این مقاله به بررسی 10 مورد از برترین ورزشگاه‌های فوتبال جهان می‌پردازیم. با ما در دیجی رو […]]]> 10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهان

با محبوبیت جهانی ورزش فوتبال و نیاز به ورزشگاه‌های بزرگ‌تر و بهتر، شاهد سازه‌های بی‌نظیری هستیم که برخی از آن‌ها به بهترین ورزشگاه‌های فوتبال جهان تبدیل شده‌اند. اگر نمی‌دانید این ورزشگاه‌های زیبا کجای جهان قرار دارند در ادامه‌ی این مقاله به بررسی 10 مورد از برترین ورزشگاه‌های فوتبال جهان می‌پردازیم. با ما در دیجی رو همراه باشید.

10. ورزشگاه آزادی – ایران

10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهان

ورزشگاه آزادی ایران که خانه‌ی تیم ملی فوتبال ایران است، در سال 1971 میلادی (1349 هجری شمسی) ساخته شد. این ورزشگاه گنجایش جمعیتی حدود 78 هزار نفر را دارد و مجهز به امکاناتی از جمله استخر شناست. ورزشگاه آزادی ایران جایگاه دهم را بین برترین ورزشگاه‌های فوتبال جهان از آن خود کرده است.

9. ورزشگاه سن سیرو – ایتالیا

10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهان

همانطور که از نامش پیداست، این ورزشگاه فوتبال در شهر میلان ایتالیا واقع شده است. در حال حاضر گنجایش این ورزشگاه 80 هزار نفر است و به‌شکلی طراحی شده است که تمام تماشاگران بتوانند دید بسیار خوبی از بازی داشته باشند. استادیوم سن سیرو میزبان فینال لیگ قهرمانی 2002 بوده است.

8. ورزشگاه آنفیلد – بریتانیا

10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهان

این ورزشگاه به این دلیل که خانه‌ی باشگاه لیورپول است و از تجهیزات الکتریکی بهره می‌برد، در این فهرست جای گرفته است. گنجایش این ورزشگاه چندان زیاد نیست و می‌تواند از حدود 54 هزار نفر پشتیبانی کند، به این حال به خاطر فضای خوبش در شب‌های اروپا شناخته شده است.

7. ورزشگاه سانتیاگو برنابئو – اسپانیا

10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهان

تیم بسیار موفق اروپا، رئال مادرید، در این ورزشگاه تمرین می‌کند. برخی از بهترین بازیکنان جهان در این ورزشگاه بازی کرده‌اند و به ارزش این ورزشگاه زیبا افزوده‌اند. کریستیانو رونالدو چند سال پیش از سانتیاگو برنابئو به‌عنوان خانه‌اش یاد کرد. این استادیوم در جایگاه هفتم بین بهترین ورزشگاه‌های جهان جای می‌گیرد.

6. ورزشگاه ساکر سیتی – آفریقای جنوبی

10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهان

این ورزشگاه که با نام اف‌ان‌بی هم شناخته می‌شود در شهرک سووتو در حومه شهر ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی واقع شده است. ورزشگاه ساکر سیتی برای جام جهانی 2010 ساخته شد و ظرفیتی معادل 90 هزار نفر را در خود جای می‌دهد. می‌توان گفت که این ورزشگاه، یکی از بهترین ورزشگاه‌های فوتبال جهان است.

5. ورزشگاه آزتکا – مکزیک

10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهان

تنها دلیل حضور این استادیوم در فهرست 10 ورزشگاه برتر جهان این است که میزبان دو فینال جام جهانی بوده است و به این دلیل شناخته می‌شود. این ورزشگاه گنجایشی معادل 100 هزار نفر دارد و از جایگاه ویژه‌ای در فوتبال مکزیک برخوردار است.

4. ورزشگاه نیوکمپ – اسپانیا

10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهان

این ورزشگاه که از تمامی ورزشگاه‌های پیشین جلو می‌زند، بزرگ‌ترین ورزشگاه اسپانیاست. این ورزشگاه خانه‌ی تیم بارسلوناست و برخی از بهترین بازیکنان فوتبال جهان در نیوکمپ بازی کرده‌اند که لیونل مسی هم یکی از آن‌هاست. بی‌شک می‌توان گفت که این ورزشگاه از برترین ورزشگاه‌های جهان است.

3. ورزشگاه الدترافورد – بریتانیا

10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهان

این استادیوم که با نام تئاتر رؤیاها نیز شناخته می‌شود، خانه‌ی تیم منچستر یونایتد محسوب می‌شود. ورزشکاران جوان همیشه دنبال فرصتی هستند تا بتوانند در الدترافورد بازی کنند. این ورزشگاه علاوه بر میزبانی مسابقات یکی از ثروتمندترین تیم‌های ورزشی جهان، جایگاه سوم را در فهرست بهترین ورزشگاه‌های دنیا از آن خود کرده است.

2. ورزشگاه آلیانتس آرنا – آلمان

10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهان

ورزشگاه آلیانتس خانه‌ی بایرن مونیخ و سومین ورزشگاه بزرگ آلمان است. گنجایش این آلیانتس آرنا 70 هزار نفر است و با روشن شدن چراغ‌هایش در تاریکی شب، جلوه‌ی بی‌همتایی به خود می‌گیرد. این ورزشگاه جایگاه دوم را در فهرست برترین ورزشگاه‌های جهان از آن خود کرده است.

1. ورزشگاه ومبلی – بریتانیا

10 ورزشگاه برتر فوتبال در جهان

ورزشگاه ومبلی به خاطر گنجایش شگفت‌انگیز 90 هزار نفری‌اش، در مقام نخست قرار می‌گیرد. این ورزشگاه در سال 2007 با بازسازی دوباره، افتتاح شد. ومبلی خانه‌ی فوتبال بریتانیاست و تا سال‌ها هم این عنوان را به ورزشگاه دیگری واگذار نمی‌کند.

]]>
https://digiro.ir/best-football-stadiums/feed/ 0