مقالات گوناگون – دیجی رو https://digiro.ir دنیای تکنولوژی | آخرین اخبار تکنولوژی Fri, 17 Jul 2020 15:55:57 +0000 fa-IR hourly 1 12 فعالیت ساده و مفرح برای تقویت ذهن و حافظه https://digiro.ir/12-brain-training-workouts/ https://digiro.ir/12-brain-training-workouts/#respond Fri, 17 Jul 2020 16:14:44 +0000 https://digiro.ir/?p=173913 12 فعالیت ساده و مفرح برای تقویت ذهن و حافظهورزش و تمرین تنها برای بدن نیست و آموزش و نرمش ذهن با استفاده از فعالیت‌های ساده و مفرح نیز به همان اندازه مهم است. در واقع، باید به صورت همزمان به آمادگی ذهنی و جسمی خود فکر کنید. نیازی نیست تا تمرینات سختی برای خود تدارک ببینید اما برای اینکه زندگی خوبی داشته باشید، […]]]> 12 فعالیت ساده و مفرح برای تقویت ذهن و حافظه

ورزش و تمرین تنها برای بدن نیست و آموزش و نرمش ذهن با استفاده از فعالیت‌های ساده و مفرح نیز به همان اندازه مهم است. در واقع، باید به صورت همزمان به آمادگی ذهنی و جسمی خود فکر کنید. نیازی نیست تا تمرینات سختی برای خود تدارک ببینید اما برای اینکه زندگی خوبی داشته باشید، باید به این تمرینات اهمیت بدهید. انجام چند تمرین شناختی و ذهنی در طول هفته می‌تواند تغییر عمده‌ای را در زندگی شما ایجاد کند. همه ما می‌دانیم که تمرینات جسمانی باعث افزایش استقامت و افزایش قدرت عضلانی می‌شود. با این وجود فواید تمرینات ذهنی و آموزش ذهن برای بسیاری چندان واضح نیست. تحقیقات نشان می‌دهند که تمرینات ذهنی و شناختی دارای مزایای کوتاه مدت و بلند مدت مختلفی هستند که از جمله آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • بهبود حافظه

پس از هشت هفته تمرینات ذهنی و شناختی، 19 دانشجوی حسابداری، هیپوکامپ (قسمتی از دستگاه لیمبیک مغز است که مرکز یادگیری است) بزرگتر و فعال‌تری را نسبت به همسن و سالان خود داشتند.

  • کاهش استرس

تسلط سریع‌تر بر وظایف جدید باعث می‌شود تا استرس شما در هنگام یادگیری کمتر باشد. حافظه قوی‌تر می‌تواند با تلاش کمتری اطلاعات تازه را دریافت و پردازش کند.

  • افزایش کارایی

یادگیری سریع و به یاد آوردن جزئیات کلیدی می‌تواند باعث پیشرفت شغلی و ارتقا شرایط شما شود. کارفرمایان به طور فزاینده‌ای اهمیت بیشتری به توانایی‌های ذهنی کارکنان خود می‌دهند و به دنبال جذب بهترین‌ها هستند.

  • تاخیر در کندی ذهن

با افزایش سن شاهد کاهش قدرت ذهن هستیم. مطالعه‌ای که توسط مجله انجمن علمی سالمندان آمریکا منتشر شده نشان می‌دهد که 10 جلسه یک ساعته تمرینات ذهنی و شناختی باعث افزایش استدلال و سرعت پردازش اطلاعات در ذهن بزرگسالان بین سنین 65 تا 94 سال می‌شود.

دقیقاً مانند تمرینات بدنی، باید تمرینات متنوعی برای ذهن خود داشته باشید. برای پایدار بودن تأثیرات، این تمرینات باید آسان و سرگرم کننده باشند، در غیر این صورت فرد پس از مدتی از ادامه تمرینات منصرف می‌شود. اگر به این موضوع علاقه‌مند شده‌اید در ادامه با ما همراه باشید تا بهترین تمرینات سرگرم کننده ذهنی را مرور کنیم. دیجی رو همراه شما در دنیای تکنولوژی است.

تقویت ذهن و حافظه

1- تفکر در مورد موضوعات مختلف  

یکی از ساده‌ترین و راحت‌ترین راه‌های درگیر کردن مغز فکر کردن در مورد راه‌حل‌های مختلف برای یک چالش ذهنی است. اگر در ایده‌پردازی به صورت انفرادی خوب نیستید، از دوستتان بخواهید تا به شما پیوسته و با هم ایده‌پردازی کنید. هنگامی که یک نویسنده در تلاش است تا موضوعی را برای نوشتن بیابد، از همکارانش می‌خواهد تا ایده‌های خود را مطرح کنند.

2- رقص

مگر رقص یک فعالیت بدنی نیست؟ بله، اما برای هماهنگی لازم است تا مغز شما نیز آموزش ببیند که بسیار عالی و بسیار سرگرم کننده است. مطالعات نشان می‌دهند که رقص باعث افزایش مهارت‌های شناختی متعدد می‌شود. مهارت‌هایی مانند برنامه ریزی، تقویت حافظه، سازماندهی و خلاقیت در این دسته هستند.

3- یادگیری یک زبان جدید

یادگیری یک زبان جدید به زمان نیاز دارد. اما اگر آن را به درس‌های کوچک و روزانه تقسیم کنید، ساده تر از آن است که فکر می‌کنید. در یادگیری زبان، هر درس بر درس و دانش قبلی سوار می‌شود و شما برای ادامه درس‌ها و بهبود یادگیری نیازمند مرور درس‌ها به صورت دوره‌ای خواهید بود.

4- بازی‌های رومیزی

بازی‌های رومیزی مخصوصا هنگامی که به صورت گروهی انجام شوند، می‌توانند تمرین ذهنی بسیار سرگرم کننده‌ای باشند. اما همه بازی‌های رومیزی به یک اندازه کارا نیستند و درجه سختی‌های متفاوتی دارند. از بازی‌های رومیزی که نیازی به فکر کردن ندارند و تنها شانس شما دخیل است، دوری کنید و سعی کنید بازی‌های رومیزی چالش برانگیزتری را انتخاب کنید.

5- فعالیت‌های سرگرم کننده جدید

مانند زبان، برای بهتر شدن در یک فعالیت جدید نیز نیازمند صرف زمان خواهید بود. اما خود این پروسه سرگرم کننده و مفرح است. با هر بار انجام فعالیت مفرح، شما هم در زمینه سرگرمی و هم از نظر عملکرد مغزی پیشرفت می‌کنید. اگر می‌خواهید مغز خود را آموزش داده و مهارت شناختی خاصی را بهبود ببخشید، فعالیتی را انتخاب کنید که با هدف شما هماهنگ باشد.

برای مثال:

  • توجه به جزئیات: فعالیتی را انتخاب کنید که از شما بخواهد با قطعات کوچک، صبورانه کاری را انجام دهید. نجاری، طراحی و نقاشی گزینه‌های خوبی هستند.
  • یادگیری و حافظه: فعالیتی را انتخاب کنید که در طول آن جزئیات زیادی را به خاطر بسپارید. بهترین موارد در این زمینه سرگرمی‌هایی هستند که نیاز به طبقه‌بندی زیادی دارند مانند جمع‌آوری تمبر یا سکه.
  • عملکرد حرکتی: برای این هدف، فعالیت‌های بدنی می توانند بسیار کارساز باشند. ورزش‌هایی مانند فوتبال و بسکتبال عملکردهای حرکتی خاصی را ایجاد می‌کنند. عملکردهای حرکتی از طریق فعالیت‌هایی مانند تنیس روی میز یا حتی بازی‌های ویدئویی نیز دریافت می‌شوند.
  • حل مسئله: بیشتر سرگرمی‌ها از شما می‌خواهند تا مشکلی را به شکلی متفاوت حل کنید و این مورد می‌تواند بسیار برای ذهن شما مفید باشد.

6- بازی‌های کارتی

بازی‌های کارتی، مهارت‌های شناختی شما را همانند بازی‌های رومیزی تقویت می‌کنند. البته این بازی‌ها مزایای دیگری نیز دارند که باعث شده توجه ویژه‌ای به آن‌ها شود. این بازی‌ها قیمت پایینی دارند و به راحتی می‌توان در هر مکانی آن‌ها را انجام داد. همچنین، با داشتن یک بسته کارت، بازی‌های متنوعی وجود دارند که می‌توانید بازی کنید.

7- پازل‌ها

پازل‌ها ابزاری عالی برای ایجاد مهارت‌ شناختی خاصی مانند ادراک بصری هستند. ادراک بصری مهم است زیرا میزان این توانایی در افرادی که به سمت بیماری‌های شناختی مانند آلزایمر می‌روند، تغییر می‌کند.

8- مراقبه کنید

همه تمرین‌های ذهتی و شناختی فعالیت‌های بلند مدت و گروهی نیستند. در واقع برخی از سرگرم کننده‌ترین تمرین‌های ذهنی، فعالیت‌های انفرادی در مکانی ساکت و آرام هستند. مراقبه می‌تواند به شما کمک کند تا تمرکز کنید و ذهن خود را از ناملایمات خالی کنید.

9- گفتگو کنید

هیچ چیز بیشتر از یک گفتگوی خوب و طولانی محرک ذهن نیست. نکته اصلی این است که گفتگوهای ساده و روزمره نمی‌توانند محرک مناسبی در ذهن شما باشند و در واقع نکته خاصی ندارند. اما مکالمات طولانی و عمیق باعث تحریک مغز شما و به فکر فرو رفتن می‌شود. در اینگونه مکالمات فرد مقابل خود را با دقت انتخاب کنید. شما به دنبال کسی هستید که بدون نقطه نظر خاصی، ایده‌های شما را به چالش بکشد.

10- موسیقی بنوازید

گوش دادن به موسیقی روشی عالی برای دست یافتن به آرامش ذهنی است اما نواختن موسیقی یک قدم فراتر می‌رود. در واقع این فعالیت بیش از اینکه شما را سرگرم کند، باعث تمرین ذهن و تمرکز شما می‌شود. به یاد داشته باشید سازی را که همیشه دوست داشتید انتخاب کنید. به عنوان مثال، اگر همیشه می‌خواستید ویولن یاد بگیرید، صرفاً به دلیل ارزان‌تر یا آسان‌تر بودن به سمت گیتار نروید.

11- آشپزی کنید

وقتی به آشپزی فکر کنید متوجه می‌شوید که پخت و پز به مهارت‌های شناختی چشمگیری نیاز دارد. یک آشپز خوب به حافظه خوبی نیاز دارد. اطمینان از داشتن طعم متعادل و توجه به جزئیات بسیار مهم است و فرد آن‌ها را تمرین می‌کند و با یک اشتباه، ذهن شما برای جبران به دنبال ایده‌پردازی و یافتن بهترین راه‌حل خواهد رفت.

12- مربی باشید

باید بدانید که مربی‌گری یک تمرین ذهنی باورنکردنی است. انتقال مفاهیم و مزایای مکالمه عمیق با توسعه مهارت‌های جدید ترکیب می‌شود و نتیجه فوق العاده‌ای خواهد داشت. آموزش شخصی دیگر شما را مجبور می‌کند که در آن زمینه بهتر شوید. خود را در شرایطش قرار داده و سعی کنید بهترین باشید.

]]>
https://digiro.ir/12-brain-training-workouts/feed/ 0
جورچین ها چگونه باعث رشد ذهنی کودکان می‌شوند؟ https://digiro.ir/how-jigsaw-puzzles-can-help-child-mental-development/ https://digiro.ir/how-jigsaw-puzzles-can-help-child-mental-development/#respond Tue, 07 Jul 2020 10:32:50 +0000 https://digiro.ir/?p=173618 جورچین ها چگونه باعث رشد ذهنی کودکان می‌شوند؟بر طبق مطالعات صورت گرفته، وقت گذاشتن برای حل پازل‌ها و معماهای گوناگون می‌تواند واقعا برای فرزند شما مفید و موثر باشد. اگر فرزندتان را در زمان مناسب با این گونه پازل‌ها و معماها آشنا کنید، می‌توانند عملکرد ذهن آن‌ها را به خوبی ارتقاء ببخشند. همچنین در این زمینه بازی‌های معمایی بسیاری وجود دارند که […]]]> جورچین ها چگونه باعث رشد ذهنی کودکان می‌شوند؟

بر طبق مطالعات صورت گرفته، وقت گذاشتن برای حل پازل‌ها و معماهای گوناگون می‌تواند واقعا برای فرزند شما مفید و موثر باشد. اگر فرزندتان را در زمان مناسب با این گونه پازل‌ها و معماها آشنا کنید، می‌توانند عملکرد ذهن آن‌ها را به خوبی ارتقاء ببخشند. همچنین در این زمینه بازی‌های معمایی بسیاری وجود دارند که می‌توانید بهترین مورد را برای فرزندتان انتخاب کنید. جورچین یک نوع پازل بر مبنای تصویر است و شما باید بخش‌های مختلف را برای کامل کردن تصویر در محل درست قرار دهید.

در این مقاله ما در مورد 10 راهی که جورچین‌ها باعث رشد ذهنی کودکتان می‌شوند، صحبت می‌کنیم. با دیجی رو همراه باشید.

جورچین ها و رشد ذهنی کودکان

حل مشکل

مسئله‌ای که کودکان هنگام حل یک جورچین با آن مواجه می‌شوند را می‌توان مشکل پیش روی آن‌ها نامید. حل و کامل کردن جورچین‌ها مواجهه و چگونگی غلبه بر مشکلات را به کودکان می‌آموزد. این نوع بازی باعث می‌شود تا ذهن کودکان درگیر شود و سعی کنند راه حل‌های مختلف برای حل یک مشکل را بررسی کنند.

هماهنگی چشم و دست

حل کردن یک جورچین نیازمند هماهنگی کامل بین چشم و دست کودک است. کل فرایند ترکیبی از روش آزمایش و خطا است و این روش به تدریج به کودک کمک می‌کند تا بین دست و چشم خود هماهنگی خوبی ایجاد کند.

صبر

بعضی مواقع حل پازل‌ها می‌تواند دشوار باشد و زمان زیادی ببرد. این بازی به کودکان می‌آموزد که تکه‌های مختلف را با صبر و حوصله کنار هم قرار داده و به جواب صحیح برسند. این بازی تمرینی برای صبر و تفکر استوار است که تسلط و یادگیری آن‌ها برای هر کودکی اساسی و مهم می‌باشد.

جورچین‌ها چگونه باعث رشد ذهنی کودکان می‌شوند؟

استدلال منطقی

تفکر و استدلال منطقی جزو نکات مهم شخصیتی هر فرد می‌باشد و کودکان با حل‌کردن جورچین‌ها و پازل‌ها این موارد را در خود بهبود می‌بخشند.

بهبود حافظه

همان‌طور که گفته شد، حل کردن یک جورچین نیاز به هماهنگی دست و چشم و استدلال منطقی دارد و با داشتن این دو قابلیت به راحتی می‌توان یک جورچین را حل کرد. همچنین این بازی باعث می‌شود تا حافظه کودک هنگامی که جورچین‌ها را دوباره و دوباره کامل می‌کند، بهبود یابد؛ چرا که در دفعات بعدی این حافظه کودک است که به کمک او می‌آید و جای صحیح تکه‌های جورچین را به او یادآوری می‌کند.

تمرکز و دقت بر روی اشیای اطراف

برای حل یک مشکل باید به اطراف خود توجه کاملی داشته باشیم. به همین ترتیب، کودکان نیز باید روی تمام قسمت‌های جورچین تمرکز کنند تا بتوانند تکه‌ها را به هم وصل کرده و آن‌ها را حل کنند.

کار تیمی

بعضی وقت‌ها کودکان هنگام حل کردن یک جورچین نیاز به کمک دوستان، بزرگ‌ترها یا والدین خود دارند. این مورد به آن‌ها کمک می‌کند تا اهمیت کار گروهی و نحوه اثر بخشی آن در زندگی واقعی را بیاموزند.

جورچین‌ها چگونه باعث رشد ذهنی کودکان می‌شوند؟

تجزیه و تحلیل ساختاری

بی شک حل کردن یک جورچین وقتی که از تکه‌های زیادی تشکیل شده باشد، مشکل است. این امر مستلزم آن است که فرد برای حل مسئله، تجزیه و تحلیل ساختاری انجام دهد و برنامه‌ریزی کند. شما می‌توانید با حل یک جورچین به فرزند خود یاد دهید که چگونه چیزی را به شکلی ساختاری تجزیه و تحلیل کند. نیازی به نگرانی در مورد پیدا کردن چنین نوع معماهایی نیست، زیرا تعداد زیادی جورچین به صورت آنلاین و رایگان در دسترس است.

مزایای مراقبه

تمرکز بر روی هر چیزی به ما کمک می‌کند تا استرس و اضطراب را از خود دور کنیم. جورچین‌ها به کودکان کمک می‌کنند تا با تلاش و تمرکز کامل، مشکل را حل کنند. این نوع فعالیت‌ها برای تقویت توانایی‌های ذهنی کودکان بسیار مفید هستند.

فعالیت‌های سرگرم کننده

حل یک معما درست مثل انجام هرگونه فعالیت سرگرم کننده دیگر همچون بازی یا آواز خواندن باعث می‌شود تا فرزندان شما اوقات خوشی را سپری کرده و به آرامش برسند. حل جورچین نیز بسیار موثر و سرگرم کننده است و تمامی مزایای گفته شده را دارد.

همان‌طور که گفته شد حل جورچین مزایای متعددی دارد و می‌تواند به رشد ذهنی کودک شما کمک شایانی کند. پیشنهاد ما این است که حتما کودکان خود را در سن مناسب با این بازی‌ها آشنا کرده و به آن‌ها علاقه‌مند کنید. در بستر دیجیتال نیز می‌توانید تعداد بسیار زیادی از جورچین‌ها را در قالب بازی‌های کم حجم و کوچک و البته به صورت رایگان پیدا کنید. ما نیز در روزهای آتی به معرفی هر چه بیشتر این نوع بازی‌ها خواهیم پرداخت.

]]>
https://digiro.ir/how-jigsaw-puzzles-can-help-child-mental-development/feed/ 0
اگر کابل آسانسور پاره شود چه اتفاقی می‌افتد؟ https://digiro.ir/what-if-an-elevator-cable-broke/ https://digiro.ir/what-if-an-elevator-cable-broke/#respond Sun, 21 Jun 2020 14:49:13 +0000 https://digiro.ir/?p=170975 اگر کابل آسانسور پاره شود چه اتفاقی می‌افتد؟در نوامبر سال 2018، شش نفر برای رفتن به لابی مرکز خرید جان هنکوک (John Hancock) شیکاگو از طبقه نود و پنجم سوار آسانسور شدند. اما اوضاع زمانی بد شد که یکی از کابل‌های آسانسور پاره شد و آسانسور از طبقه هشتاد و چهارم تا طبقه یازدهم سقوط کرد. یکی از مسافران این آسانسور به […]]]> اگر کابل آسانسور پاره شود چه اتفاقی می‌افتد؟

در نوامبر سال 2018، شش نفر برای رفتن به لابی مرکز خرید جان هنکوک (John Hancock) شیکاگو از طبقه نود و پنجم سوار آسانسور شدند. اما اوضاع زمانی بد شد که یکی از کابل‌های آسانسور پاره شد و آسانسور از طبقه هشتاد و چهارم تا طبقه یازدهم سقوط کرد. یکی از مسافران این آسانسور به خبرگزاری سی بی سی شیکاگو گفت: “لحظه‌ای که کابل پاره شد و سقوط کردیم، من مطمئن بودم که خواهیم مرد. ما به سمت پایین می‌رفتیم و کاملا مطمئن بودم که در حال سقوط هستیم تا اینکه صدایی شنیدم و آسانسور پس از لحظاتی ایستاد.”

بله، به طرز شگفت‌آوری این سقوط ختم به خیر شد و هیچ یک از مسافران به بیمارستان منتقل نشدند و مصدومیتی جدی برای آن‌ها رخ نداد. جالب اینکه با وجود طی بیش از 70 طبقه، مسافران در ابتدا فکر می‌کردند تنها چند طبقه سقوط کرده‌اند! به دلیل عدم وجود فضای باز بین طبقات، تلاش آتش نشانان برای نجات افراد درون آسانسور سه ساعت تمام طول کشید.

حال سؤال این است که چگونه ممکن است یکی از بدترین اتفاقات ممکن یعنی سقوط آسانسور رخ دهد و هیچ یک از سرنشینانان حتی مصدوم هم نشوند؟ خوشبختانه آسانسورها دارای ویژگی‌های امنیتی زیادی هستند و معمولاً اتفاقات منجر به صدمه و مرگ در آن‌ها کمتر اتفاق می‌افتد. اگر شما هم تا به حال از این نکات امنیتی بی‌اطلاع بودید و فکر می‌کنید هر اتفاق بدی که برای آسانسور بیفتد، مساوی با مرگ یا مصدومیت است، حتما در ادامه با دیجی رو همراه باشید تا تعدادی از نکات ایمنی آسانسورها را برای شما ذکر کنیم.

کابل‌های کمکی

درون سیستم آسانسور، کابل‌ها به دور یک قرقره می‌‌چرخند و این کابل‌‌های فلزی به کابین آسانسور متصل هستند. این قرقره در بالای میله نگه دارنده آسانسور نصب می‌شود. وظیفه این قرقره این است که کابل‌های فلزی آسانسور را کاملا محکم نگه دارد. بنابراین وقتی موتور الکتریکی آسانسور شروع به کار می‌کند، قرقره را می‌چرخاند و باعث حرکت کابل‌های آسانسور می‌شود. همچنین کابل نگه دارنده آسانسور به یک وزنه تعادل نیز متصل است که به همراه آسانسور بر روی ریل مخصوص خود حرکت می‌کند. کابل‌های آسانسور از مواد فولادی با طول‌های مختلف ساخته شده‌اند که درون هم پیچیده شده‌اند، با این وجود احتمال پارگی این کابل‌های فلزی نیز وجود دارد. آسانسورهای قرقره‌ای در مجموع 4 تا 8 کابل دارند. در نتیجه در صورتی که یک کابل پاره شود، کابل‌های دیگر که به آن‌ها کابل‌های کمکی نیز گفته می‌شود، کابین آسانسور را نگه می‌دارند و از سقوط آن جلوگیری می‌کنند. نکته جالب اینجاست که تنها یک کابل برای نگه داشتن کابین آسانسور کافی است.

سیستمهای ایمنی و گاورنر

فرض کنید که بنا به هر دلیلی تمامی کابل‌های آسانسور به یکباره پاره شوند، در این لحظه است که سیستم‌های امنیتی آسانسور شروع به کار می‌کنند. سیستم ترمزها که بر روی بدنه آسانسور هستند به ریل‌ها می‌چسبند و باعث می‌شوند تا سرعت سقوط آسانسور بسیار کم شود یا سقوط اتفاق نیفتد. بعضی از سیستم‌های ایمنی ریل را کاملا متوقف می‌کنند و بعضی دیگر در بین شیارهای ریل آسانسور، اتاقک آسانسور را نگه می‌دارند. به طور معمول سیستم‌های ایمنی آسانسور توسط سرعت گاورنر کنترل می‌‌شوند. گاورنر وسیله‌ای است که سرعت یا پارامتر دیگری را در پیش‌ران اصلی یک سامانه کنترل می‌کند. هنگامی که سرعت چرخش گاورنر بیش از حد معمول شود، دستگاه ترمزها را فعال می‌کند.

سیستم محافظتی در زیر آسانسور

اگر سیستم‌های ایمنی شکست بخورند، شما با سرعت بالا سقوط می‌کنید اما اینگونه هم نیست که دچار سقوط آزاد شوید. اصطکاک ریل‌ها و فشار هوای موجود در زیر آسانسور باعث می‌شوند تا سرعت سقوط شما کاسته شود (در این مواقع در آسانسور احساس می‌کنید که سبک‌تر از حالت عادی هستید).

دو چیز وجود دارد که باعث می‌شوند از سرعت سقوط و ضربه کاسته شود و آسانسور سقوط بسیار کم سرعت‌تری را تجربه کند. مورد اول اینکه، آسانسور هوای زیر خود را در محفظه پایین فشرده می‌کند که باعث کم شدن سرعت سقوط آسانسور می‌شود. مورد دوم اینکه در انتهای ستون آسانسور سیستم ضربه گیری وجود دارد که به صورت معمول شامل یک پیستون روغنی است و ضربه سقوط آسانسور را تا حد زیادی می‌گیرد.

در فاجعه سقوط آسانسور در شیکاگو که در ابتدای مقاله در مورد آن صحبت کردیم، آتش نشان‌ها پس از اینکه از عدم سقوط بیشتر آسانسور مطمئن شدند، بخشی از دیوار را خراب کردند و به کمک نرده بان و طناب مسافران را نجات دادند.

در هنگام سقوط آسانسور نپرید !

ممکن است شنیده باشید که بعضی از افراد می‌گویند که در هنگام سقوط و دقیقا قبل از برخورد آسانسور به زمین بپرید تا در لحظه برخورد در هوا باشید و از ضربه شدید دور بمانید. باید بدانید که این کار جوابگو نخواهد بود، حتی اگر دقیقا در زمان درست و قبل از برخورد بپرید! فرض کنید آسانسور با سرعت 160 کیلومتر در ساعت در حال سقوط باشد، هنگامی که شما درون آسانسور بپرید همچنان سرعت سقوط شما 160 کیلومتر بر ساعت خواهد بود و همانند آسانسور با سرعت 160 کیلومتر بر ساعت به زمین اصابت می‌کنید.

بهترین کاری که در این زمان می‌توانید انجام دهید تقسیم نیروی وارد در تمام سطح بدن خود است آن هم بدین صورت که بر روی کف آسانسور دراز بکشید. با این کار نیروی وارد شده در تمام سطح بدن شما پخش می‌شود و بهتر از وارد شدن تمام نیرو به پاهاست (که احتمالا باعث شکستگی‌هایی در پا می‌شود)، اما باز هم باید درد را تحمل کنید.

]]>
https://digiro.ir/what-if-an-elevator-cable-broke/feed/ 0
سه هرم عظیم در قاره آمریکا که احتمالا از وجود آن‌ها خبر نداشتید! https://digiro.ir/here-are-3-north-american-pyramids-you-probably-didnt-know-about/ https://digiro.ir/here-are-3-north-american-pyramids-you-probably-didnt-know-about/#respond Mon, 15 Jun 2020 13:49:03 +0000 https://digiro.ir/?p=170755 سه هرم عظیم در قاره آمریکااگر چه مصر همواره با اهرام با شکوه خود مانند اهرام جیزه شناخته می‌شود، اما باید بدانید که این کشور آفریقایی خانه تمام اهرام روی زمین نیست. در سودان کنونی، یک تمدن باستانی بیش از 200 هرم ساخته است! در تاریخ جهان و در قاره آمریکا، تمدن‌های مختلف باستانی به وجود آمدند که بسیاری از […]]]> سه هرم عظیم در قاره آمریکا

اگر چه مصر همواره با اهرام با شکوه خود مانند اهرام جیزه شناخته می‌شود، اما باید بدانید که این کشور آفریقایی خانه تمام اهرام روی زمین نیست. در سودان کنونی، یک تمدن باستانی بیش از 200 هرم ساخته است! در تاریخ جهان و در قاره آمریکا، تمدن‌های مختلف باستانی به وجود آمدند که بسیاری از آنها اهرام قابل توجهی را ساخته‌اند. در ادامه این را هم باید بدانید که بزرگ‌ترین هرم جهان در مصر نیست بلکه این هرم در آمریکای شمالی واقع شده و هرم بزرگ چولولا (Cholula) نام دارد. این سازه عظیم با حجم کلی 4.45 میلیون متر مکعب ساخته شده است و این بدان معناست که این هرم حتی از هرم بزرگ جیزه در مصر با حجم کلی حدود 2.5 میلیون متر مکعب نیز بسیار بزرگ‌تر است.

اگر چه شمارش همه اهرام کار دشواری است اما آمریکای شمالی به تنهایی بیش از 1000 هرم دارد، در آمریکای مرکزی نیز شاهد نمونه‌های بسیار عالی‌تری از اهرام باستانی هستیم و در آمریکای جنوبی می‌توان تعدادی از قدیمی‌ترین اهرام را مشاهده کرد. اهرام موجود در کشور برزیل به عنوان قدیمی‌ترین اهرام روی زمین شناخته می‌شوند که عمری در حدود 5000 ساله دارند و  باستان شناسان می‌گویند که در برزیل حدود 1000 هرم وجود داشته است. با این حال بر خلاف همتایان مصری، اهرام برزیلی منحصراً از پوسته‌ها و صدف‌های دریایی ساخته شده‌اند که این یکی از اصلی‌ترین دلایل نابودی بسیاری از آن‌ها است، زیرا مردم در قرن 19 و 20 آن‌ها را با تپه‌هایی از سنگ و قلوه سنگ اشتباه گرفته بودند و باعث نابودی بسیاری از آن‌ها شدند! بسیاری از آن‌ها برای ایجاد محلی برای مزارع و دام‌ها ویران شدند و برخی دیگر نیز به منظور ایجاد فضایی برای جاده‎ها یا شهرک‌ها از بین رفتند.

اگر بخواهیم به طور تقریبی تعداد اهرام موجود در آمریکا را حساب کنیم، احتمالاً با بیش از 2000 سازه روبرو خواهیم بود. در مقایسه، آفریقا حدود 350 هرم دارد که بیشتر آن هرم‌ها نیز در سودان و مصر قرار دارند. در نیجریه نیز اهرامی وجود داشته‌اند، اما بیشتر این سازه‌ها از بین رفته‌اند (اهرام موجود در نیجریه از گل و خشت خام ساخته شده بودند).

تولد اهرام باستانی

ساز‌ه‌های هرمی توسط تمدن‌های مختلف در سراسر جهان به وجود آمدند که هر تمدن ظاهراً در ساخت این سازه‌های عظیم باور‌های فرهنگی، دینی و سیاسی خاض خود را داشته‌ است. اگر بخواهیم به وقایع اصلی مصر باستان بپردازیم خواهیم فهمید که اولین هرم مصر باستان در حدود 4700 سال پیش پدید آمد که سلسله سوم فرعونیان، جوزر مأموریت ساخت هرم جوزر را در سقاره صادر کرد. این بنای انقلابی به عنوان نخستین بنای سنگی عظیم مصر و قدیمی‌ترین بناهای سنگی برش خورده در مقیاس بزرگ تلقی می‌شود، اگر چه با اهرام کارال در آمریکای جنوبی تقریبا هم عصر هستند.

اهرام برزیل حدود 300 سال پیش از اهرام مصر ساخته شده بودند. این بدان معنی است که شروع به ساخت اهرام در آمریکا، آفریقا و احتمالاً آسیا تنها با چند صد سال فاصله زمانی اتفاق افتاده‌اند. هر چه قدر در زمان به عقب برویم، همان‌طور که گفته شد اهرام، 5000 سال پیش در قاره آمریکا و حدود 4700 سال پیش در قاره آفریقا پدیدار شدند و در بُعد تاریخی این بدان معنی است که اهرام همگی در یک عصر و یک برهه زمانی مشخص ساخته شده‌اند.

البته این بدین معنا نیست که اهرام از ساختارهای گذشته‌شان الهام نگرفته‌اند. به گفته مصر شناسان، اهرام مصر نشان دهنده الهام گرفتن از ساختارهایی در گذشته به نام ماستبا (Mastabas) هستند. مصر شناسان بر این باورند که هرم جوزر نتیجه تکامل مقبره ماستابا و ایده‌ای است که توسط معمار سلطنتی جوزر به نام ایمهوتپ (Imhotep) ارائه شده است و سپس هرم جوزر توسط معماران توسعه یافت و در زمان سلسله چهارم ساخته شد؛ و باید گفت که این هرم سرخ در دهشور (Dahshur) بود، که به طور مستقیم بر ساختن بزرگترین هرم مصر یعنی هرم خوفو تأثیر گذاشت.

با این حال، در قاره آمریکا همه چیز متفاوت است. مشخص نیست که چرا تمدن‌های باستانی در برزیل هرم‌های عظیمی را با پوسته و صدف‌های دریایی درست کرده‌اند؛ و اینکه آیا این ایده به طور مستقل توسعه یافته یا از سازه‌های دیگری برداشت شده است نیز همچنان نامشخص می‌باشد. بسیاری معتقدند که اهرام آمریکای مرکزی مانند آنچه در مکزیک امروزی یافت می‌شود، هرم‌های طبقاتی هستند که توسط تمدن‌هایی مانند المک (Olmec)، مایا (Maya) یا آزتک (Aztec) ساخته شده‌اند، بدین صورت که معبدی بر روی معبدی دیگر ساخته می‌شده و در نهایت  هرمی همانند هرم جوزر به وجود می‌آمده است.

مکزیک جایی است که ما نمونه‌های جالبی از اهرام را مشاهده می‌کنیم. نه تنها مکزیک خانه بزرگترین هرم روی کره زمین است بلکه این کشور اهرام بسیار زیادی دارد که ساخت برخی از آن‌ها به هزاران سال پیش باز می‌گردد.

شگفتی‌های باستان

در این مقاله، سعی شده تا 3 هرم باستانی را که احتمالا از وجود آن‌ها هیچ اطلاعی ندارید به شما معرفی کنیم.

ال تاجین (El Tajin)

در مکزیک امروزی شهری پر از اهرام به نام ال تاجین وجود دارد. این شهر خانه هرم‌های پله‌ای مختلفی است که در دوران باستان ساخته شده‌اند اما یک هرم در این شهر باستانی وجود دارد که از بقیه اهرام مجزا است. آن را هرم نیچز (Niches) می‌نامند و یکی از منحصر به فردترین اهرام در آمریکی مرکزی است. البته منحصر به فرد بودن این هرم نه به دلیل اندازه، بلکه به دلیل طراحی خاص آن و پیامی است که در خود دارد.

هرم نیچز در ال تاجین در حدود قرن هشتم میلادی ساخته شده است و دارای 365 طاقچه مربعی است که هر کدام از آن‌ها 60 سانتی متر عمق دارند و این طاقچه‌ها حاوی پیام‌هایی هستند. بررسی باستان شناسی نشان داد که این بنای باستانی ممکن است در زمان‌های قدیم به منظور نشان دادن تقویم خورشیدی ساخته شده باشد و این ویژگی معماری حاکی از ارتباط عمیق بین این هرم و تقویم خورشیدی بوده است.

کومالکلکو (Comalcalco)

نمونه بارز دیگر اهرام منحصر به فرد در آمریکای شمالی، هرم کومالکلکو است. تا آنجا که می‌دانیم تمام اهرام ساخته شده توسط مایاهای باستان از سنگ آهک ساخته شده‌اند. با این حال این ساختار باستانی این چنین نیست. هرم کومالکلکو در ایالت تاباسکو، با فاصله نه چندان دور از شهر ویلاهرمسا واقع شده است و این سازه به این دلیل منحصر به فرد است که از خشت پخته شده ساخته شده است. بررسی‌های باستان شناسی این منطقه نشان داده است که خشت‌های مورد استفاده در ساخت این هرم دارای نمادهای عجیب و غریبی است که سازندگان آن به جای گذاشته‌اند. به گفته محققان، این نمادها کاملاً شبیه به نمادهای روم باستان هستند. علاوه بر این، گفته شده است که خشت‌های استفاده شده برای ساخت هرم کومالکلکو شبیه خشت‌های ساختمان‌سازی مورد استفاده توسط رومیان باستان است.

چولولا (Cholula)

از میان سه هرم موجود در این مقاله احتمالا چولولا مشهورترین باشد زیرا این هرم باستانی و پنهان زیر تپه، یک ساختار واقعاً عظیم دارد. همانطور که توسط کتاب رکوردهای جهانی گینس اعلام شده، هرم بزرگ چولولا بزرگترین هرمی است که تاکنون بر روی زمین ساخته شده است. این هرم با حجم کلی 4.45 میلیون متر مکعب تقریباً دو برابر بزرگ‌تر از هرم بزرگ جیزه با حجم کلی 2.5 میلیون متر مکعب است. شهری که این هرم در آن ساخته شده است یکی از مهمترین شهرهای دوران باستان کلمبیا بوده است.

مورخان تخمین می‌زنند که بیش از صد هزار نفر قبل از ورود اسپانیایی‌ها در آنجا زندگی می‌کردند. این هرم قبل از ورود اسپانیایی‌ها با هدف حفاظت از آن مخفی شده بود. مردم چولولا می‌ترسیدند که اسپانیایی‌ها معبد باستانی آن‌ها را ویران کنند بنابراین تلاش کردند تا هرم را مخفی کنند و نقشه آن‌ها جواب داد و اسپانیایی‌ها اصلا متوجه حضور آن نشدند. در واقع، آن‌ها کلیسایی در بالای هرم ساختند که تا امروز نیز همچنان پا بر جاست.

]]>
https://digiro.ir/here-are-3-north-american-pyramids-you-probably-didnt-know-about/feed/ 0
5 قطعه سنگ غول پیکری که مصریان باستان آن‌ها را جابجا کرده‌اند https://digiro.ir/5-largest-stones-moved-in-ancient-egypt/ https://digiro.ir/5-largest-stones-moved-in-ancient-egypt/#respond Sun, 07 Jun 2020 17:39:59 +0000 https://digiro.ir/?p=170598 5 قطعه سنگ غول پیکری که مصریان باستان آن‌ها را جابجا کرده‌اندبه هر بخشی از تاریخ پیشینیان که نگاه کنیم، ساختارهای عظیمی را می‌بینیم که هزاران سال پیش توسط تمدن‌های باستانی ساخته شده‌اند. برخی از برجسته‌ترین دستاوردهای معماری جهان هزاران سال پیش اتفاق افتاده‌اند، هنگامی که فرهنگ‌های باستانی در سراسر جهان حکومت می‌کردند و بلوک‌های سنگی فوق العاده سنگینی را به وزن چندین تن حرکت می‌دادند […]]]> 5 قطعه سنگ غول پیکری که مصریان باستان آن‌ها را جابجا کرده‌اند

به هر بخشی از تاریخ پیشینیان که نگاه کنیم، ساختارهای عظیمی را می‌بینیم که هزاران سال پیش توسط تمدن‌های باستانی ساخته شده‌اند. برخی از برجسته‌ترین دستاوردهای معماری جهان هزاران سال پیش اتفاق افتاده‌اند، هنگامی که فرهنگ‌های باستانی در سراسر جهان حکومت می‌کردند و بلوک‌های سنگی فوق العاده سنگینی را به وزن چندین تن حرکت می‌دادند تا سازه‌هایی را بسازند که در زمان حال نیز بسیاری را انگشت به دهان می‌گذارند.

اینکه مردم در دوران باستان موفق به جابجایی سنگ‌هایی با وزن بیش از 1000 تن شده اند، واقعا متحیر کننده است. معماران دنیای باستان بدون استفاده از ابزارها، ماشین آلات و فناوری‌های مدرن کارهایی را انجام داده‌اند که ما در دنیای امروزه انجام این کارها را بدون تکنولوژی و ماشین آلات مدرن تقریباً غیرممکن می‌دانیم.

سؤال اساسی این است که گذشتگان چگونه این کارها را انجام داده‌اند؟ آیا تمام این کارها توسط نیروی انسانی انجام شده است؟ تعداد بیشماری مکان باستانی در سراسر جهان وجود دارد که نشانگر ابتکار، نبوغ و توانایی بشر آن زمان در انتقال وسایل سنگین می‌باشد. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه بشر در زمان‌های مختلف بلوک‌های سنگی فوق‌العاده سنگین را به حرکت در می‌آورده، حتی در دورانی که چرخ و فناوری‌های مربوط به آن ابداع نشده بود!

یکی از این نمونه‌ها گوبکلی تپه (Göbekli Tepe)، یک مکان باستانی در ترکیه امروزی است. در این مکان، حدود 13000 سال پیش و در آخرین عصر یخبندان، مردم باستان سنگ‌های چند تنی را برای ساختن یکی از جذاب‌ترین بناهای باستانی جهان جابجا کرده اند. گوبکلی تپه به عنوان قدیمی‌ترین معبد روی زمین شناخته می‌شود و سازندگان آن از سنگ‌هایی استفاده کرده‌اند که وزن برخی از آن‌‌ها به 50 تن می‌رسیده است.

عقل سلیم به ما می‌گوید که بدون نوعی فناوری نوین و پیشرفته، حرکت سنگ‌هایی با این وزن بالا غیر ممکن است، اما ظاهراً این طور نیست.

برای مثال در مصر می‌توان سنگ‌های عظیمی را پیدا کرد که هزاران سال پیش و توسط مردم آن زمان جابجا شده‌اند و ساخت هرم بزرگ جیزه یک نمونه از این کارها است. اگرچه بسیاری از سنگ‌های به کار رفته برای ساخت این هرم‌ها از معادن نزدیک آورده شده بودند، با این حال عظیم‌ترین و سنگین‌ترین سنگ‌ها از معادنی تا فاصله 800 کیلومتری به مکان اصلی منتقل شده بودند. اتاق پادشاه در داخل این هرم بزرگ دارای چندین بلوک سنگی است که وزن هر کدام از آن‌ها به بیش از 15 تن می‌رسد و حتی در اطراف این بلوک‌های سنگی، سنگ‌های بزرگ‌تری نیز وجود دارند.

با این تفاسیر، چگونه مردم باستان بلوک‌های چندین تنی سنگ را از معادنی با چنین فاصله‌های دور به محل ساخت هرم جیزه منتقل می‌کردند؟ آیا آن‌ها به کمک کشتی‌های مخصوص حمل و نقل آن زمان، این بلوک‌های عظیم و سنگین را حمل می‌کردند و یا اینکه این بلوک‌های سنگی را از صحرا عبور داده‌اند؟ از این سوالات که بگذریم، سؤال بزرگ‌تر این است که چگونه آنها موفق شدند سنگ‌های به این بزرگی را برای ساخت هرم جیزه به ارتفاعات بالاتر منتقل کنند؟

جالب اینجا است که هرم بزرگ جیزه تنها یک نمونه از این هرم‌ها است که محققان بسیاری به دنبال راز ساخت آن‌ هستند. معبد رامسیوم نمونه دیگری از این شاهکارهای جهان باستان است. این سازه باستانی نه تنها به دلیل اهمیت فرهنگی بلکه به دلیل وسعت آن یکی از جذاب‌ترین سازه‌های باستانی است. اگرچه در حال حاضر فقط قطعاتی از آن باقی مانده است اما کارشناسان محاسبه کرده‌اند که معبد رامسیوم وزن تقریبی حدود 1000 تن داشته است و چند بلوک سنگی استفاده شده در آن از فاصله 200 کیلومتری به محل ساخت آورده شده بودند.

مصر از این گونه ساخت و سازهای عجیب کم ندارد. یک نمونه دیگر از اینگونه بناها دو مجسمه ممنون است. این دو مجسمه فوق العاده که از یک بلوک سنگی یکپارچه و عظیم تراشیده شده‌اند، هر بیننده‌ای را متحیر و متعجب می‌کنند. سنگ بنای این مجسمه‌ها از معدنی با فاصله 600 کیلومتری منتقل شده و تخمین زده می‌شود که وزن کل مجسمه‌ها بیش از 1200 تن باشد.

از معبد رامسیوم به فلات جیزه برمی‌گردیم و نگاهی به هرم خفرع، دومین هرم بزرگ جیزه و معابد اطراف آن می‌اندازیم. معابد خفرع از نظر شکل ظاهری بسیار بهتر از نمونه‌های مشابه خود مانند خوفو سر پا مانده‌اند و در شرق هرم خفرع بقایای مزار مردگان خفرع قرار دارد. اگرچه این بنای تاریخی اکنون به صورت کامل برجای نمانده است اما داده‌های کافی وجود دارند که به متخصصان این امکان را می‌دهند تا شکل اصلی این بنا را شبیه‌سازی کنند.

کارشناسان می‌گویند این معبد با سایر معابد مصر باستان متفاوت و بسیار بزرگ‌تر بوده است. همچنین این معبد اولین معبدی بوده که شامل یک سالن ورودی، یک صحن ستون‌دار، یک بخش برای مجسمه‌های فرعون، پنج سیلوی ذخیره‌سازی و یک پناهگاه داخلی بوده است و این المان‌ها در ساختمان معابد بعدی مصر به یک استاندارد تبدیل شدند.

اما مهمترین ویژگی این معبد این است که کل سازه با استفاده از بلوک‌های سنگی فوق العاده سنگین ساخته شده و بزرگترین آن‌ها وزنی بالغ بر 400 تن داشته است، همچنین نمای بیرونی این معبد نیز از سنگ‌هایی عظیم با وزن بیش از 100 تن ساخته شده ‌است.

باید بدانید که بسیاری از برجسته‌ترین دستاوردهای معماری مصر باستان اهرام نیستند بلکه معابد اطراف آن‌ها هستند.

از هرم خفرع به سمت هرم منکورع می‌رویم. منکورع یکی از فرعون‌های دودمان چهارم از پادشاهی کهن مصر بوده که سازنده هرم منکورع، سومین و کوچکترین هرم در مجموعه اهرام جیزه  می‌باشد. او همچنین یک معبد پر جزئیات و پیچیده در نزدیکی هرم منکورع ساخته است. پایه و اساس داخلی معبد از سنگ آهک ساخته شده است و به گفته مصر شناسان، برخی از بلوک‌های موجود در دیواره‌های معبد حدود 220 تن وزن دارند.

برخی از سنگ نوشته‌ها و نگاره‌های موجود بر دیوار‌ها  نشان می‌دهد که بیشتر این بلوک‌های سنگی به کمک نیروی انسانی حمل شده‌اند. برخی از کارشناسان معتقدند که برای جابجایی برخی از سنگ‌های چندین تنی، مصریان باستان از شن و ماسه مرطوب و سورتمه‌های چوبی استفاده می‌کردند و با کمک این وسایل آن‌ها امکان انتقال بلوک‌های سنگی چند تنی را در بیابان پیدا می‌کردند.

اما در مورد بلوک‌های سنگی چند صد تنی مانند مجسمه‌های ممنون این موضوع به چه شکل بوده است؟ تخمین زده می‌شود که این دو مجسمه بیش از 1200 تن وزن داشته باشند و مصریان باستان بلوک‌ سنگی آن‌ را از صحرا و بیابان به مکان مورد نظر منتقل کرده باشند. حال سؤال این است که آیا این‌ گونه سنگ‌های فوق العاده سنگین و عظیم نیز با استفاده از شن و ماسه مرطوب و سورتمه‌های چوبی منتقل شده‌اند؟

در هر صورت رازها و نکات پنهان بسیاری از مصر باستان همچنان برای ما نا شناخته باقی مانده‌اند. در این بین علافه‌مندان و محققان زیادی نیز در حال تحقیق و بررسی در زمینه تاریخچه مصر و بناهای عظیم آن هستند تا بتوانند رازهای سر به مهر تاریخ مصر را بازگشایی کنند.

نظر شما در مورد مصر و هرم‌های عظیم این کشور چیست؟ آیا شما نیز مانند برخی افراد اعتقاد دارید که این هرم‌ها به کمک آدم فضایی‌ها ساخته شده‌اند یا دیدگاه دیگری دارید؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

]]>
https://digiro.ir/5-largest-stones-moved-in-ancient-egypt/feed/ 0
چه شد که بعضی از گیاهان گوشت خوار شدند؟ https://digiro.ir/how-carnivorous-plants-evolved/ https://digiro.ir/how-carnivorous-plants-evolved/#respond Thu, 04 Jun 2020 16:15:03 +0000 https://digiro.ir/?p=172238 چه شد که بعضی از گیاهان گوشت خوار شدند؟حدود 70 میلیون سال پیش هنگامی که دایناسورها حاکمان این کره خاکی بودند، یک ناهنجاری ژنتیکی باعث شد تا برخی از گیاهان گوشت خوار شوند. مطالعات جدید نشان می‌دهند ژن‌هایی که در گذشته به بهبود عملکرد ریشه و برگ‌ها کمک می‌کردند، جهش یافته‌ و باعث شدند تا این گیاهان به گوشت‌خواری روی بیاورند و این […]]]> چه شد که بعضی از گیاهان گوشت خوار شدند؟

حدود 70 میلیون سال پیش هنگامی که دایناسورها حاکمان این کره خاکی بودند، یک ناهنجاری ژنتیکی باعث شد تا برخی از گیاهان گوشت خوار شوند. مطالعات جدید نشان می‌دهند ژن‌هایی که در گذشته به بهبود عملکرد ریشه و برگ‌ها کمک می‌کردند، جهش یافته‌ و باعث شدند تا این گیاهان به گوشت‌خواری روی بیاورند و این فرآیند طی میلیون‌ها سال صورت گرفته است.

در واقع این جهش ژنتیکی باعث شد بعضی از گیاهان غیرگوشت‌خوار، طی ده‌ها میلیون سال به گیاهان گوشت خواری تبدیل شوند که هر لحظه در انتظار طعمه خود هستند. گوشت‌خوار شدن مزیت‌های دیگری نیز برای این گیاهان به همراه داشته است. در واقع گیاهان گوشت خوار با شکار و مصرف موجودات غنی از مواد مغذی بخش عظیمی از نیاز خود را تامین می‌کنند و این مورد به آن‌ها امکان داده که حتی در خاک نامساعد هم بتوانند رشد کنند.

ونوس مگس‌خوار (Dionaea muscipula)
گیاه ونوس مگس‌خوار (Dionaea muscipula)

برای بررسی چگونگی تکامل گیاهان گوشت خوار، تیم بین‌المللی گیاه شناسان و زیست شناسان به سرپرستی یورگ شولتر (Jörg Schultz)، دانشیار دانشگاه وربزبورگ آلمان، ژنوم و آناتومی سه گیاه گوشت‌خوار را مقایسه کرده‌اند. در حقیقت صدها گونه از گیاهان گوشت خوار وجود دارند اما محققان تصمیم گرفتند تا سه گیاه حشره‌خوار مرتبط که همه آن‌ها اعضای خانواده ژاله‌پوشان (Droseraceae) هستند را بررسی کنند. طبق گفته محققان این سه گیاه با حرکت‌های خاص خود طعمه را شکار می‌کنند.

یکی از این گیاهان، گیاه آشنای ونوس مگس‌خوار (Dionaea muscipula) است که بومی تالاب‌های کارولینا می‌باشد و آن را حتی در انیمیشن‌های مختلف هم دیده‌ایم. گیاه بعدی گیاه چرخ آب (Aldrovanda vesiculosa) است که می‌توان آن را در تمامی مناطق آبی یافت. این گیاه لاغر اندام زیر آب قرار گرفته و به سرعت در اطراف حیوانات دریایی مورد نظرش می‌پیچد. سومین گیاه مورد بررسی، گیاه زیبا اما کشنده قاشق برگی (Drosera spatulata) است که بیشتر در استرالیا یافت می‌شود و قربانیانش را با ماده‌ای شیرین و چسبناک اغوا کرده و به دام می‌اندازد.

تیم تحقیقاتی پس از تجزیه و تحلیل این گیاهان، روندی سه مرحله‌ای را به سمت گوشت‌خوار شدن گیاهان کشف کردند. در ابتدا و در حدود 70 میلیون سال پیش یکی از اجداد اولیه غیر گوشت‌خوار این سه گیاه تحت یک جهش ژنتیکی نسخه دیگری از کل DNA و ژنوم خود تولید کرد. این جهش ژنتیکی، ژنوم ریشه و برگ‌ها را تغییر داد و باعث شد تا بتوانند عملکردهای دیگری را نیز ارائه دهند. برخی از ژن‌های برگ برای ایجاد تله توسعه یافتند، در حالی که فرآیندهای تغذیه‌ای و جذب مواد مغذی نیز توسط ژن‌های دیگر توسعه یافتند؛ به عبارتی دیگر این مکانیزم جدید به ریشه‌هایی که به دنبال تغذیه از خاک بودند، یاری می‌رساندند.

گیاه چرخ آب (Aldrovanda vesiculosa)
گیاه چرخ آب (Aldrovanda vesiculosa)

مرحله دوم در حرکت این گیاهان به سمت گوشت‌خوار شدن هنگامی اتفاق افتاد که گیاهان مواد مغذی جدیدی از طعمه‌های خود دریافت کردند. در آن زمان دیگر برگ‌ها و ریشه‌ها به شکل قدیمی خود مورد نیاز نبودند و بسیاری از ژن‌هایی که درگیر مکانیزم گوشت‌خوار شدن گیاه نبودند به مرور زمان از بین رفتند. به عنوان مثال امروزه گیاه چرخ آبی کوچک در ابتدای رشد خود یک ریشه ابتدایی به دست می‌آورد اما این ریشه طی فرآیند بالغ شدن، دیگر رشد نمی‌کند چرا که برخلاف گذشته گیاه دیگر نیازی به آن ندارد. در حقیقت این ریشه کوچک تنها بقایای چیزی است که زمانی یک سیستم ریشه‌ای کامل بوده است.

دو مطالعه قبلی که توسط گروه‌های دیگر دانشمندان در سال 2013 انجام شده بود نیز یافته‌های مشابهی را در زمینه ژن‌ها در سایر گیاهان گوشت خوار نشان داده است. آن‌ها طی مطالعات مختلف دریافتند که گونه‌‌ای به نام علف‌انبانی آبی (Aquatic Bladderwort) از اجداد خود فاصله گرفته و ژن‌های مختلفی را از دست داده است. طبق همین مطالعه، محققان معتقدند که این گیاهان گوشت خوار نیز ممکن است تحت فرآیندی مشابه، برخی ژن‌های اولیه خود را از دست داده‌اند.

در مرحله سوم تبدیل شدن به گیاهان گوشت خوار، گیاهان دچار تحولات تکاملی خاصی نسبت به محیط خود شدند. محققان دریافتند که ریشه‌ها و برگ‌ها به صورت تله تکامل یافته‌اند و ژن‌های ریشه که زمانی برای جستجو و جذب مواد مغذی از خاک مورد استفاده قرار می‌گرفتند، اکنون به منظور ایجاد آنزیم‌های مورد نیاز برای هضم و جذب مواد مغذی از طعمه‌ها فعالیت می‌کنند. همچنین ژن‌هایی که در گذشته به تولید شهد برای جذب حشرات گرده افشان می‌پرداختند، امروزه با تولید مواد مختلف، سعی دارند تا طعمه‌ها را به سمت گیاه جذب کنند.

قاشق برگی (Drosera spatulata)
گیاه قاشق برگی (Drosera spatulata)

اصولاً اغلب گیاهان دارای برگ و ریشه، زمینه لازم برای گوشت‌خوار شدن را دارند اما این استعداد بالقوه تنها در برخی گونه‌ها و در طول میلیون‌ها سال به مرحله تکامل رسیده و امروز شاهد گیاهانی گوشت‌خوار هستیم. محققان بر این باورند که روند سه مرحله‌ای که توسط این مطالعه جدید بیان شده است، نشان می‌دهد که چگونه با گذشت زمان گیاهان غیرگوشت‌خوار باستانی به ماهرترین شکارچیان سبز کره زمین تبدیل شده‌اند.

]]>
https://digiro.ir/how-carnivorous-plants-evolved/feed/ 0
10 نکته کلیدی برای موفقیت در هر زمینه‌ای https://digiro.ir/10-tip-for-success-in-everything/ https://digiro.ir/10-tip-for-success-in-everything/#respond Mon, 01 Jun 2020 07:31:02 +0000 https://digiro.ir/?p=172034 10 نکته کلیدی برای موفقیت در هر زمینه‌ایاگر زندگی نامه افراد موفق در جهان را مطالعه کنید، خیلی زود متوجه می‌شوید که همه آن‌ها روش زندگی و طرز تفکر نسبتاً مشابهی دارند. موفقیت مرهون چندین پارامتر است که هر فرد باید در رابطه با حرفه خود از آن بهره‌مند گردد. در میان رازهای موفقیت افراد مطرح جهان نکات مشترک و قابل تامل […]]]> 10 نکته کلیدی برای موفقیت در هر زمینه‌ای

اگر زندگی نامه افراد موفق در جهان را مطالعه کنید، خیلی زود متوجه می‌شوید که همه آن‌ها روش زندگی و طرز تفکر نسبتاً مشابهی دارند. موفقیت مرهون چندین پارامتر است که هر فرد باید در رابطه با حرفه خود از آن بهره‌مند گردد. در میان رازهای موفقیت افراد مطرح جهان نکات مشترک و قابل تامل زیادی وجود دارد که برای رسیدن به موفقیت باید به آن‌ها توجه نمود. در مقاله پیش رو از دیجی رو قصد داریم نکات اصلی و کلیدی موفقیت را برای شما بیان کنیم تا با تمرکز روی آن‌ها به اهدافتان برسید. با ما همراه باشید.

1. نوآور باشید

جدید بودن

در مسیر موفقیت باید قدم در راهی بگذارید که تا به حال هیچ‌کس به آن وارد نشده است. یک ایده و کار جدید را به روش خودتان شروع کنید. لیدی‌گاگا (خواننده معروف آمریکایی) در زمان شروع به کارش در مقابل همگان ایستاد و گفت: این من هستم. می‌خواهید دوست داشته باشید یا از من متنفر باشید. موفقیت این افراد ناشی از تلاش برای خوشحال کردن همگان نبوده است، بلکه آن‌ها کاری جدید، شگفت‌آور و سنت‌شکن را انجام دادند.

سال 2007 در حالی که متالیکا (گروه موسیقی هوی متال آمریکایی) درگیر شکایت‌ علیه نپستر (سیستم به اشتراک‌گذاری پرونده‌های صوتی) برای گرفتن حق و حقوق خود بودند، رادیوهد (گروه راک انگلیسی) مدل‌های انتشار سنتی را رها و آهنگ‌هایشان را مستقیماً از طریق سایت خودشان به فروش رساندند که با موفقیت خوبی هم همراه بود. حال شما ترجیح می‌دهید هم چنان به مدل‌های سنتی پایبند باشید یا یک روش جدید را امتحان و ابداع کنید؟

2. از تجربه دیگران استفاده کنید اما توصیه‌ای عمل نکنید

حرف دیگران

یکی از مهم‌ترین نکاتی که شما همیشه باید به آن توجه داشته باشید این است که در طول مسیر زندگیتان قضاوت و توصیه دیگران را نادیده بگیرید و باور داشته باشید که شگفت‌انگیز هستید، زیرا با همه انسان‌ها فرق دارید. این بدان معناست که اگر همه انسان‌های دنیا می‌گویند به روش X عمل یا فکر کنید، شما برای عمل کردن به روش Y تلاش کنید. برای مثال سایت Digg، که زمانی جایگاهی مشابه فیسبوک داشت، برای توسعه و پیشرفت به سرمایه‌گذاران واگذار گردید و نحوه کار خود را طبق توصیه مالکان جدید تغییر داد. نتیجه عمل به توصیه دیگران این شد: قبل از واگذاری، این سایت ارزش 164 میلیون دلاری داشت ولی بعد از تغییرات در سال 2010 با قیمت فقط 500 هزار دلار فروخته شد.

3. عاشق کارتان باشید

عاشق بودن

امروزه بسیاری از مردم به دنبال 4 ساعت کار در طول شبانه روز هستند و می‌خواهند باقی وقت خود را با ورزش‌ یا کارهای مورد علاقه‌شان بگذرانند. این موضوع بدین معناست که اکثر مردم اشتیاق برای انجام کارهای دیگر به جز شغل اصلی خودشان دارند. زمانی که شما به کارتان عشق و علاقه نداشته باشید نمی‌توانید مدت زمان زیادی را صرف آن کنید و موفق شوید. ولی فقط کافی است از کارتان لذت ببرید، در این صورت شما بدون هیچ زحمتی صبح زود برای انجام کار بیدار شده و تا پاسی از شب مشغول کار خواهید بود.

4. کپی‌برداری نکنید

کپی کردن

اگر می‌خواهید موفق شوید، هیچ وقت از موفقیت دیگران کپی‌برداری نکنید. مک دونالد بزرگ‌ترین رستوران زنجیره‌ای در جهان است و برگرکینگ از ایده مک‌دونالد استفاده و شروع به بازگشایی رستوران در کشورهای مختلف کرد. ولی برگرکینگ هیچ وقت نتوانست به اندازه مک‌دونالد موفق شود و به درآمدی در حد و اندازه آن دست پیدا کند. مک دونالد در سال 2011 حدود 27 میلیارد دلار درآمد داشت در حالی که درآمد برگرکینگ به 3 میلیارد دلار هم نمی‌رسید.

برای موفقیت راه خودتان را بسازید و از دیگران تقلید نکنید. حتی اگر می‌خواهید در محله‌تان یک ساندویچ فروشی بزنید، سعی نکنید مانند بقیه عمل کنید بلکه به دنبال یک طعم جدید و کاری نو باشید.

5. از شکست خوردن نترسید

ترس از شکست

ترس از شکست احتمالا مهم‌ترین مانع برای موفقیت شما خواهد بود. اگر از شکست خوردن بترسید، هیچ وقت نمی‌توانید کاری را شروع کنید. نترسید و فعالیت خودتان را شروع کنید و تمام تمرکزتان را روی آن بگذارید بعد از مدتی میزان پیشرفت را در کارتان خواهید دید. حتی اگر شکست هم خوردید، باز هم تجربه مهمی به دست آورده‌اید و این پله‌ای برای رسیدن به موفقیت در آینده خواهد بود.

6. روی اهداف کوچک تمرکز کنید

روی اهداف کوچک تمرکز کنید

همه افراد دوست دارند بزرگ و جهانی فکر کنند اما این طرز تفکر و گرایش می‌تواند مانع موفقیت شود. اگر می‌خواهید یک محصول را به فروش برسانید یا یک کتاب بنویسید، روی جذب مخاطبان کم و کوچک تمرکز کنید. اگر برای همین معدود افراد تلاش کنید، آن ها با اشتراک‌گذاری ایده یا کتاب شما، باعث بیشتر شدن مخاطبانتان خواهند شد. فروشگاه جواهرات تیفانی ‌اند ‌کو، یک مغازه با جواهرات محدود و منحصر به فرد بود که بسیار به سلیقه مشتریانش توجه می‌کرد. ولی بعد از مدتی صاحبانش تصمیم به پیشرفت گرفتند و خط تولید جدیدی با هدف به دست آوردن بازارهای جهانی ایجاد کردند. نتیجه نهایی غیر قابل تصور بود، آن‌ها تا مرز ورشکستگی پیش رفتند و مجدداً به همان مغازه کوچک جواهراتی خودشان بازگشتند!

7. اولین باشید

اولین بودن

اگر در ایده پردازی و یافتن محصول اولین نفر باشید، نیمی از راه موفقیت را طی کرده‌اید. همیشه سعی کنید برای مخاطبان خود اولین باشید و کاری را انتخاب کنید که تا به حال کسی ندیده باشد. ست‌گودین، نویسنده و کارآفرین آمریکایی است که خواندن کتاب‌هایش را به شما نیز توصیه می‌کنیم. او در یکی از کتاب‌های خود داستان یک مرد هندی روستایی را می‌نویسد. پیرمرد هندی اولین چراغ خورشیدی را از شهر خریداری و به روستا آورد. در حالی که همه مردم از چراغ‌های نفت سوز استفاده و او را بابت این کارش سرزنش می‌کردند. بعد از مدتی همه مردم در حیاط خانه‌اش برای نگاه کردن چراغ خورشیدی جمع می‌شدند. سرانجام افراد دیگر روستا هم، چنین چراغی را تهیه کردند، اما آیا بازهم برای مردم جذابیت داشت و به دورش جمع می‌شدند؟! اولین‌ها همیشه جذاب‌ترند.

8. بهترین باشید

بهترین بودن

در تمام عرصه‌های زندگی و کارتان بهترین باشید. اگر برای راه‌اندازی یک وب‌سایت نیاز است روزانه یک مقاله منتشر کنید، شما هر روز چهار مقاله یا بیشتر بنویسید. ممکن است این کار سخت به نظر برسد ولی باعث می‌شود شما را به عنوان بهترین فرد به مخاطبان معرفی کند. برای این کار، اغلب نباید کارهای سخت و قابل توجه انجام بدهید. به طور مثال با پاسخ دادن به کامنت‌ها یا به خاطر سپردن نام افراد نیز می‌توانید خود را عالی و متمایز نشان بدهید. به این نکته توجه داشته باشید که مردم برای خرید کالا صرفاً هزینه پرداخت نمی‌کنند بلکه خدماتی که به آن‌ها ارائه می‌شود نیز برایشان مهم است.

9. به مخاطبان خود اهمیت بدهید

احترام به مخاطب

مشتریان و مخاطبانتان از آنچه فکر می‌کنید باهوش‌تر هستند و روز به روز هم اطلاعاتشان بیشتر می‌شود. همیشه به راحتی و آسودگی مخاطبانتان توجه کنید. اگر یک موضوع خاص باعث می‌شود مشتری شما معطل شود یا فقط برای چند ثانیه وقت او گرفته شود، حتما تلاش کنید تا موانع را بردارید. زیرا احترام به مخاطب یا مشتری، باعث بیشتر شدن اعتبار اجتماعی‌تان می‌شود. روی مخاطبانتان فعلی خود تمرکز کنید و زیاد برای پیدا کردن مشتری جدید تلاش نکنید. اگر این کار را انجام ندهید، باارزش‌ترین سرمایه‌تان که همان مخاطب است، از دست خواهد رفت.

10. از همین امروز شروع کنید

زمان

اگر ایده‌ای در ذهن دارید، از همین امروز شروع کنید. نیاز نیست روز یا ساعت خاصی در آینده برای خودتان انتخاب کنید، بلکه باید از همین الان شروع به عملی کردن ایده‌هایتان کنید. شاید امروز روزی باشد که تا پایان عمر در خاطرتان بماند پس تعلل نکنید.

]]>
https://digiro.ir/10-tip-for-success-in-everything/feed/ 0
چرا با وجود هشدارها، نمی‌توانیم عادت دست زدن به صورت را ترک کنیم؟ https://digiro.ir/why-hard-to-stop-touching-face/ https://digiro.ir/why-hard-to-stop-touching-face/#respond Sun, 31 May 2020 12:03:27 +0000 https://digiro.ir/?p=171986 با شیوع ویروس کرونا در سرتاسر جهان از مردم خواسته شد تا در فاصله 2 متری از یکدیگر قرار بگیرند، دستان خود را مرتب بشویند و از دست زدن به صورت خود خودداری کنند. اما همه ما می‌دانیم که نادیده گرفتن خارش بینی یا بخش‌هایی از صورت تنها گفتنش آسان است و این کار حتی […]]]>

با شیوع ویروس کرونا در سرتاسر جهان از مردم خواسته شد تا در فاصله 2 متری از یکدیگر قرار بگیرند، دستان خود را مرتب بشویند و از دست زدن به صورت خود خودداری کنند. اما همه ما می‌دانیم که نادیده گرفتن خارش بینی یا بخش‌هایی از صورت تنها گفتنش آسان است و این کار حتی برای متخصصانی هم که از خطرات در شرایط فعلی آگاه هستند اصلا آسان نیست. برای مثال طبق یکی از تحقیقات صورت گرفته در مجله کنترل عفونت آمریکا در سال 2015، دانشجویان دانشکده پزشکی که در زمینه پیشگیری از بیماری‌های عفونی آموزش دیده بودند، به طور میانگین در طول یک سخنرانی 23 بار در ساعت صورت خود را لمس می‌کردند! واقعا چرا لمس نکردن صورتمان اینقدر کار مشکلی است؟

روانشناس مطرحی به نام کوین چاپمن (Kevin Chapman) که بنیانگذار و مدیر مرکز اضطراب و اختلالات مربوطه در کنتاکی است،‌ در این زمینه می‌گوید: “دست زدن به صورت یکی از رایج‌ترین عادت‌های موجود میان تمام انسان‌ها است.” همیشه به ما آموزش داده شده است تا به نوعی صورت خود را با آرایش کردن، مسواک زدن، استفاده از نخ دندان، اصلاح صورت و غیره لمس کنیم. البته بسیاری از این موارد مانند مالش چشم‌ها در یک فروشگاه مواد غذایی پر از میکروب خیلی عمدی نیستند و گاهی ممکن است فرد اصلا متوجه اینگونه حرکات خود نشود.

در واقع این تمایلات تنها به واسطه تکرار مکرر رخ نمی‌دهند بلکه می‌توانند دلایل دیگری همچون داشتن ظاهری مناسب در تمام اوقات داشته باشند. طبق گفته چاپمن:

این یکی از عادات ماست که اطمینان حاصل کنیم چهره‌ ما همیشه حالت مناسبی دارد. به عنوان مثال چسبیدن تکه‌های غذا در اطراف دهان می‌تواند نشان دهنده کم دقتی یک فرد نسبت به ظاهرش باشد. لمس کردن صورت به افراد اجازه می‌دهد تا ظاهر خود را تنظیم کنند و همچنین به دیگران نشان دهند که افراد خودآگاهی هستند.

اگرچه لمس کردن صورت برای بسیاری از افراد عادتی معمول به حساب می‌آید، اما این عادت در افرادی که دچار اضطراب هستند وخیم‌تر بوده و شدت بیشتری دارد. طبق گفته چاپمن: بسیاری از افراد ممکن است برای مدیریت استرس و عصبانیت رفتارهای متناوبی مانند تمیز کردن ناخن یا کشیدن موهای خود را انجام دهند و این امور می‌توانند در زندگی روزمره فرد اختلال ایجاد کنند تا جایی که فرد احساس شرمندگی کرده و خود را انسان ضعیفی قلمداد می‌کند. براساس یک مطالعه در سال 2014  که نتایج آن در مجله تحقیقات مغز منتشر شده، هنگامی که افراد استرس نسبتاً خفیفی دارند ممکن است با لمس صورت خود بتوانند تاحدودی آرام شوند.

به گفته مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC)، خوشبختانه لمس کردن صورت اصلی‌ترین راه آلوده شدن افراد به  ویروس کرونا نیست، با این وجود توصیه می‌شود که بینی، دهان و چشم خود را لمس نکنید زیرا ویروس بدین طریق نیز گسترش می‌یابد و اگر یک سطح آلوده را لمس کردید به یاد داشته باشید که دستان خود را حتما با آب و صابون بشویید و یا از ضدعفونی کننده‌های دست استفاده کنید.

چاپمن همچنین معتقد است: وقتی مردم به صورت آگانه تصمیم می‌گیرند به صورت خود دست نزنند، ممکن است این کار را مکرر انجام دهند؛ مانند اینکه به شخصی بگویید هرگز یک فیل صورتی را در ذهن خود تصور نکند و آن فرد دقیقاً در همان لحظه یک فیل صورتی در ذهن خود تصور می‌کند! برای ترک این عادت سعی کنید نسبت به مواقعی که ممکن است صورت خود را لمس کنید آگاهی پیدا کنید، اما اگر به هر حال ناخواسته صورت خود را لمس کردید، هرگزخود را تنبیه و سرزنش نکنید. به مرور و با افزایش آگاهی خود می‌توانید این عادت را تا حد بسیار زیادی ترک کرده و بر آن مسلط شوید پس انتظار نداشته باشید بتوانبد به یکباره آن را کنار بگذارید.

]]>
https://digiro.ir/why-hard-to-stop-touching-face/feed/ 0
چرا خفاش‌ها کرونا را منتقل می‌کنند اما خودشان مریض نمی‌شوند؟ https://digiro.ir/why-bats-do-not-get-sick-from-viruses-they-carry/ https://digiro.ir/why-bats-do-not-get-sick-from-viruses-they-carry/#comments Sat, 30 May 2020 09:27:57 +0000 https://digiro.ir/?p=171942 چرا خفاش‌ها به عنوان عامل ویروس کرونا شناحته می‌شوند؟یکی از اولین سؤالاتی که دانشمندان هنگام بروز یک بیماری جدید از خود می‌پرسند این است که “این بیماری از کجا نشات گرفته است؟” بسیاری از ویروس‌ها از حیوانات به انسان منتقل می‌شوند و با پدیده‌ای به نام سرایت بیماری از حیوانات به انسان طرف هستیم. اگرچه هنوز به طور قطعی مشخص نیست که کدام […]]]> چرا خفاش‌ها به عنوان عامل ویروس کرونا شناحته می‌شوند؟

یکی از اولین سؤالاتی که دانشمندان هنگام بروز یک بیماری جدید از خود می‌پرسند این است که “این بیماری از کجا نشات گرفته است؟”

بسیاری از ویروس‌ها از حیوانات به انسان منتقل می‌شوند و با پدیده‌ای به نام سرایت بیماری از حیوانات به انسان طرف هستیم. اگرچه هنوز به طور قطعی مشخص نیست که کدام حیوان منبع ویروس همه‌گیر کرونا بوده است اما با این حال تمام توجه‌ها به سمت خفاش جلب شده است. انتقال ویروس‌ از خفاش‌ها به انسان به این شکل نیست که خفاش کسی را گاز گرفته یا خون فردی را بمکد، در واقع ما در این زمینه با یک سناریوی بسیار پیچیده‌تر رو به رو هستیم که ممکن است پای یک میزبان دیگر را نیز وسط بکشد.

بسیاری از حیوانات دیگر هم وجود دارند که به عنوان عوامل جدی بیماری‌های انسان شناخته می‌شوند. جوندگان عامل طاعون هستند، خوک‌ها عامل آنفولانزا و برخی از پرندگان هم عامل انتقال ویروس غرب نیل به انسان تلقی می‌شوند. اما چرا در این زمینه، خفاش‌ها بیش‌تر از سایر حیوانات مورد توجه قرار گرفته‌اند؟

دانشمندانی که سال‌ها مشغول مطالعه تکامل خفاش‌ها در چندین کشور آمریکای جنوبی، آمریکای شمالی و کارائیب بود‌ه‌اند، فکر می‌کنند که این موجودات شبگرد اغلب قربانی عدم اطلاعات و دانش کم افراد درمورد آن‌ها می‌شوند. بیشتر مردم از خفاش‌ها می‌ترسند و تمایل دارند تا همواره این موجودات را به بدبیاری‌ها و اتفاقات ناگوار ربط دهند.

علت بدبینی عمومی نسبت به خفاش‌ها چیست؟

یکی از دلایلی که باعث شده خفاش‌ها اغلب به عنوان دلیل بیماری شناخته شوند و البته هیچ مدرک و پیش زمینه علمی ندارد،‌ این است که در داستان‌های ترسناک و داستان‌های مربوط به آشام‌ها، حضور این حیوان بسیار پررنگ است و همین باعث ترس و سوء تفاهم بسیاری از افراد نسبت به خفاش‌ها شده است.

خفاش‌ها دومین دسته غنی از پستانداران هستند و بیش از 1400 گونه مختلف از این موجودات در سراسر جهان (به جز در قطب جنوب) پراکنده شده است. آن‌ها در مناطق طبیعی و شهری زندگی می‌کنند و همه آن‌ها نیز توانایی حمل ویروس را دارند. خفاش‌ها پستاندار هستند و این ارتباط نزدیک‌تر با انسان‌ها باعث می‌شود که میزبان محتمل‌تری برای ویروس‌ها و بیماری‌ها نسبت به دیگر پرندگان و خزندگان باشند. برخی از گونه‌های خفاش در دسته‌های کوچک و بزرگ و نزدیک به یکدیگر زندگی می‌کنند و همین مورد محیط مناسبی را برای گسترش ویروس‌ها فراهم می‌ آورد. خفاش‌ها همچنین تنها پستاندارانی هستند که به معنای واقعی قادر به پرواز‌ هستند و همین مسئله امکان شیوع بیماری‌ها از طریق پراکنده شدن گوانو (مدفوع خفاش) را بیشتر می‌کند.

اما آنچه که بسیار جالب توجه است مقاومت بالای خفاش‌ها در برابر ویروس‌ها است و در این زمینه از سایر پستاندارها کاملاً برتر هستند. هنگامی که خفاش‌ها پرواز می‌کنند، مقدار زیادی انرژی آزاد می‌کنند و دمای بدن آنها به 38 تا 41 درجه سانتیگراد افزایش پیدا می‌کند. عوامل بیماری‌زایی که در خفاش‌ها تکامل می‌یابند قادرند این درجه حرارت‌های بالا را تحمل کنند. این مسئله برای انسان مشکل ایجاد می‌کند زیرا سیستم ایمنی بدن ما به گونه‌ای تکامل یافته است که با افزایش درجه حرارت بدن که ما آن را به صورت تب حس می‌کنیم سعی در غیر فعال کردن و نابودی ویروس‌ها دارد. بنابراین عادت کردن عوامل بیماری‌زا به درجه حرارت‌های بالا در بدن خفاش، آن‌ها را در برابر تب نیز مقاوم می‌کند.

خفاش‌ها ویژگی‌های مثبتی هم دارند

با وجود تمام نگرش‌های منفی در مورد خفاش‌ها، آن‌ها به محیط زیست و زندگی ما کمک‌های زیادی می‌کنند. اکثر گونه‌های خفاش از حشرات تغذیه می‌کنند و به محافظت از محصولات زراعی در برابر هجوم حشرات و آفت‌ها می‌پردازند. آن‌ها در پراکندن بذرهای درختانی مانند انجیر و نخل‌ها نیز دخیل هستند و گرده افشانی بسیاری از گیاهان از جمله چندین گیاه تجاری مانند اکالیپتوس و آگاوه را به عهده دارند.

از خفاش‌ها در تحقیقات علمی برای درک تکامل تطبیقی (درک جهش‌های مفید در جمعیت‌های مختلف) و نحوه عملکرد اکوسیستم‌ها استفاده می‌شود. از پستانداران پرنده همچنین در مطالعات مربوط به سرطان، ایمنی بدن و مهندسی بیومتریک استفاده می‌شود و از همه مهم‌تر خفاش‌ها ممکن است در پیدا کردن درمان بیماری کووید 19 (COVID-19) و سایر ویروس‌ها نیز به ما کمک کنند. این موجودات در برابر بسیاری از ویروس‌های خطرناک برای انسان مقاوم‌اند و بیمار نمی‌شوند و تحقیقات در مورد چگونگی دستیابی خفاش‌ها به این توانایی‌ها می‌تواند کلیدی اساسی برای مبازره با شیوع ویروس‌ها در حال و آینده باشد.

تنفر از خفاش‌ها اوضاع را بدتر می‌کند

واضح است که محققان در سراسر جهان هر کاری می‌کنند تا منشاء انواع مختلف بیماری‌ها و از جمله کووید-19 را بیابند و تاکنون مورد پذیرش‌ترین فرضیه این است که ویروس کرونا از خفاش نشأت گرفته است. ژنوم ویروس پیدا شده در انسان تا 96 درصد با ویروس موجود در خفاش‌ها یکسان است اما آیا این یافته‌ها آنگونه که باید و به شکل اصولی گزارش و اطلاع‌رسانی شده‌اند؟

نتایج مطالعات علمی مختلفی با شیوع ویروس کرونا به سرعت منتشر شدند که با توجه به شرایط حاد و بحرانی موجود، قابل درک است. با این حال، این مطالعات عجولانه باعث سردرگمی و حتی گاهی ترس و نفرت نسبت به این پستانداران پرنده می‌شود. در بعضی مناطق، این “بد نامی” خفاش‌ها کار را به جایی رسانده که بسیاری از افراد با شعار حفظ سلامت عمومی دست به کشتار تعداد زیادی از خفاش‌ها زده‌اند! این موضوع می‌تواند عواقب منفی داشته باشد، در واقع ایجاد مزاحمت برای خفاش‌ها در خواب زمستانی باعث برانگیختگی و استرس غیرطبیعی در آن‌ها می‌شود که این مسئله به نوبه خود می‌تواند منجر به شیوع بیماری‌های جدیدتری شود.

اما حتی اگر ثابت شود که خفاش‌ها منشا ویروس‌هایی مانند سارس یا کرونا هستند، مقصر اصلی این قضایا این موجودات نیستند بلکه ما انسان‌ها هستیم. ما زیستگاه‌های طبیعی حیوانات مختلف و از جمله خفاش‌ها را با سرعت وحشیانه‌ای نابود می‌کنیم، گونه‌های مختلف را می‌کشیم، زنجیره‌های غذایی را تغییر می‌دهیم و آب، هوا و خاک را آلوده می‌کنیم. با وجود تمام این اتفاقات پیش‌بینی می‌شود عوامل بیماری‌زای جدیدی که تا قبل از این در طبیعت مخفی و ناپیدا بودند با مردم تماس پیدا کرده و به سرعت در جهان گسترش یابند.

در حقیقت افرادی که خفاش‌ها را برای بیماری کرونا سرزنش می‌کنند و خواهان نابودی آن‌ها هستند، باید ابتدا در آینه نگاه کنند و از خود بپرسند که با این تفاسیر خون آشام واقعی کیست؟

]]>
https://digiro.ir/why-bats-do-not-get-sick-from-viruses-they-carry/feed/ 1
دستگاه تلگراف تایتانیک بعد از گذشت بیش از یک قرن بیرون آورده می‌شود؟! https://digiro.ir/titanic-telegraph-machine-recovery/ https://digiro.ir/titanic-telegraph-machine-recovery/#respond Sun, 24 May 2020 09:19:34 +0000 https://digiro.ir/?p=171022 دستگاه تلگراف تایتانیکدر سال 1912 پس از اینکه کشتی تایتانیک به کوه یخ برخورد کرد، پیام‌های متعددی از طرف کشتی به وسیله یک دستگاه تلگراف ارسال شد. دستگاه تلگراف بی‌سیمی که به دلیل نقش آن در ارسال پیام‌های پریشان کننده در آن شب شوم در سال 1912، به “صدای تایتانیک” هم معروف شده است. حال تعدادی از […]]]> دستگاه تلگراف تایتانیک

در سال 1912 پس از اینکه کشتی تایتانیک به کوه یخ برخورد کرد، پیام‌های متعددی از طرف کشتی به وسیله یک دستگاه تلگراف ارسال شد. دستگاه تلگراف بی‌سیمی که به دلیل نقش آن در ارسال پیام‌های پریشان کننده در آن شب شوم در سال 1912، به “صدای تایتانیک” هم معروف شده است. حال تعدادی از محققان به فکر افتاده‌اند که این دستگاه تلگراف را از اعماق آب‌های آتلانتیک شمالی بیرون بکشند. اما برخی با این طرح به شدت مخالفند و همین مسئله یکی از چالش‌های اصلی پیش روی محققان خواهد بود.

دیوید گالو (David Gallo)، اقیانوس شناسی که قبلاً در موسسه اقیانوس شناسی کار می‌کرد و در حال حاضر مشاور بازیابی و نجات دادن کشتی تایتانیک در شرکت قانونی RMS Titanic است، گفت: پیشنهاد مطرح شده تلاشی برای نجات آثاری است که در معرض نابودی همیشگی هستند.

وی افزود که شرکت تاحدودی انتظار داشت که مخالفت‌هایی با برنامه بازیابی ابراز شود، اما هرگز فکر چنین واکنش‌های تند و گاهی ظالمانه‌ای را که بر پایه اطلاعات نادرست هستند، نمی‌کرد. گالو ادامه می‌دهد: “من را شکارچی حریص گنج و یا دزد مقبره می‌خوانند و من کاملا این صحبت‌ها را توهین‌آمیز می‌دانم.”

نسخه شبیه سازی شده دستگاه تلگراف بی‌سیم مارکونی که در کشتی تایتانیک برای ارسال پیام استفاده می‌شد.

دستگاه تلگراف بی سیم مارکونی (مارکونی مهندس برق ایتالیایی و برنده جایزه نوبل بود که در گسترش سیستم بی‌سیم تلگرافی یا همان رادیو تأثیر به سزایی داشت) در شب‌های 14 و 15 آوریل 1912 (25 و 26 فروردین 1291)، پس از برخورد کشتی به کوه یخ در اقیانوس اطلس شمالی، پیام‌های دلخراشی را ارسال کرد. تنها حدود 700 نفر از بیش از 2300 نفری که در کشتی تایتانیک بودند زنده ماندند.

گالو می‌گوید: فیلمی از زیر آب که سال گذشته گرفته شده است نشان داده که بخش‌هایی از اتاق مارکونی روی عرشه کشتی تایتانیک به دلیل زنگ‌زدگی و فرسایش فرو ریخته است و با ادامه این روند دستگاه تلگراف به زودی دیگر قابل بازگشت نخواهد بود و برای همیشه از دست خواهد رفت.

شرکت RMS Titanic پیشنهاد داده است تا در اواخر سال جاری یک کشتی به همراه ربات‌های پیشرفته به منظقه اعزام شود تا دستگاه تلگراف را از اعماق اقیانوس بیرون بکشد. اما طبق گزارش سی ان ان پیشنهاد این شرکت برای گرفتن تأیید از دادگاه فدرال ایالات متحده، توسط دولت‌های ایالات متحده و انگلیس رد شده است و گفته شده که کشتی تایتانیک اکنون طبق توافقی بین دو کشور آمریکا و انگلیس، محافظت می‌شود.

بیشتر بخوانید:

شرکت RMS Titanic در سال 1994 در دادگاه فدرال آمریکا به عنوان نجات دهنده و مسئول رسیدگی به تایتانیک و آثار باقی مانده از آن، تأسیس شد اما دادگاه در سال 2000 دستور داد که هیچ چیزی نباید از لاشه کشتی غرق شده تایتانیک جدا شود. این شرکت اکنون از دادگاه خواسته تا این دستور را برای نجات و بازیابی دستگاه تلگراف اصلاح کند و قاضی منطقه‌ای آمریکا ربکا بیچ اسمیت (Rebecca Beach Smith) برای فکر کردن بر روی طرح پیشنهادی درخواست زمان بیشتری کرده است.

به گزارش یکی از منابع آگاه، وکلای اداره ملی اقیانوسی و جوی به عنوان یکی از آژانس‌های دولتی ایالات متحده، به دادگاه گفته‌اند که احتمال موفق بودن این پروسه بدون صدمه زدن به لاشه کشتی بسیار پایین است. آن‌ها همچنین نامه‌ای از کمیته مشترک باستان شناسی دریایی که یک نهاد غیر دولتی است، ارائه داده و گفته‌اند که بازیابی دستگاه تلگراف بعد از این همه سال تقریبا غیر ممکن است.

طبق گفته گالو شرکت RMS Titanic مسئولیت خود را حفظ میراث تایتانیک می‌داند و ذره‌ای انگیزه مالی ندارد. وی افزود که با استفاده از ربات‌های پیشرفته زیر آب بازیابی دستگاه تلگراف بین 5 تا 7 میلیون دلار هزینه خواهد داشت و آن‌ها تا حدی امیدوارند که پس از بازیابی بتوانند مقداری از هزینه صرف شده را از طریق دریافت هزینه ورود برای مشاهده آثار به دست بیاورند. دانشمندان خاطر نشان کرده‌اند که کشتی تایتانیک هم اکنون بیش از 100 سال است که به عمق بیش از 3 کیلومتری آب فرو رفته است و به دلیل فعالیت‌ میکرو ارگانیزم‌ها به سرعت در حال تجزیه شدن و از بین رفتن است.

در سال 1985 یک سفر اکتشافی توسط فرانسه و آمریکا به رهبری روبرت بالارد، اقیانوس شناس موسسه جهانی اقیانوس شناسی موجب کشف تایتانیک شد. گالو چند سال بعد به موسسه اقیانوس شناسی پیوست و در ابتدا نیز مخالف نجات دادن و بازیابی اشیاء کشتی تایتانیک بود و عقیده داشت که باید لاشه کشتی تایتانیک را به حال خود رها کرد. اما وی پس از بازدید از یکی از نمایشگاه‌های آثار تایتانیک نظر خود را تغییر داد، او گفت: “من از آنچه که شاهدش بودم شگفت زده شدم. تمام خانواده‌ها از این نمایشگاه بازدید می‌کردند و من فهمیدم که آثار هنری و باستانی به شکلی وسیع می‌توانند قوه تخیل را فعال و انسان را به سوی آینده راهنمایی کنند.

پس از آنکه شرکت اصلی اعلام ورشکستگی کرد و دارایی آنها توسط سرمایه‌گذاران جدید که متعهد به حفظ میراث تایتانیک بودند خریداری شد، گالو از سال 2009 به عنوان مشاور در شرکت RMS Titanic شروع به کار کرد.

وی تصریح می‌کند: پیشنهاد بازیابی دستگاه تلگراف در صورت انجام، تنها چند فوت مربع از فلز بدنه کشتی را جدا می‌کند و یکپارچگی کشتی تهدید نمی‌شود و با این کار می‌توان دستگاه تلگراف را برای آیندگان حفظ کرد. وی می‌گوید: “ما دو انتخاب داریم. دستگاه تلگراف را به اقیانوس بسپاریم و شاید صدای تایتانیک برای همیشه از دست برود و یا اینکه دستگاه تلگراف را بازیابی کنیم تا صدای تایتانیک زنده بماند.” وی همچنین گفت صحبت‌هایی مبنی بر اینکه کشتی باید به عنوان یک گور دسته جمعی برای همیشه دست نخورده باقی بماند کاملا غلط و دور از واقعیت است. بیش از 1500 نفری که در غرق شدن تایتانیک جان خود را از دست دادند، بر روی سطح آب یخ زده و در عمق اقیانوس فرو رفتند؛ همچنین تاکنون هیچ بقایای انسانی درون کشتی یافت نشده است. به طور کلی، گروه‌هایی که تاکنون به محل کشتی تایتانیک اعزام شده‌اند با آن مانند یک قبرستان قدیمی بسیار با احترام برخورد کرده‌اند، اما این مسائل نباید مانع شود تا اشیا تاریخی و با ارزش تایتانیک که می‌توانند یادگاری ارزشمند برای آیندگان باشند، برای همیشه از بین بروند.”

]]>
https://digiro.ir/titanic-telegraph-machine-recovery/feed/ 0
کدام یک از ستارگان مشهور دنیا جزیره شخصی دارند؟ https://digiro.ir/celebrities-who-purchased-private-islands/ https://digiro.ir/celebrities-who-purchased-private-islands/#respond Sat, 23 May 2020 07:53:05 +0000 https://digiro.ir/?p=169705 کدام یک از ستارگان مشهور دنیا جزیره شخصی دارند؟بعد از گذراندن یک روز سخت و پرمشغله چه چیزی بیشتر از استراحت در یک جزیره‌ شخصی و لوکس و یا قدم زدن در ساحل زیبا و آرام آن می‌تواند خستگی را از ذهن و جسمتان بیرون کند؟ این سبک تعطیلات و سفرهای گران‌قیمت و پر زرق وبرق بین سلبریتی‌ها بسیار باب است البته ناگفته […]]]> کدام یک از ستارگان مشهور دنیا جزیره شخصی دارند؟

بعد از گذراندن یک روز سخت و پرمشغله چه چیزی بیشتر از استراحت در یک جزیره‌ شخصی و لوکس و یا قدم زدن در ساحل زیبا و آرام آن می‌تواند خستگی را از ذهن و جسمتان بیرون کند؟ این سبک تعطیلات و سفرهای گران‌قیمت و پر زرق وبرق بین سلبریتی‌ها بسیار باب است البته ناگفته نماند که برای تعدادی از آن‌ها رفتن به یک جزیره خلوت و دنج خیلی چیز پیش پا افتاده و ساده‌ای به نظر می‌رسد؛ آنقدر ساده که حتی به عنوان سرمایه‌گذاری برخی از این ستارگان مشهور جزیره شخصی خود را خریداری می‌کنند. در نگاه اول ممکن است خرید یک جزیره باورنکردنی به نظر برسد اما امروز در دیجی‌رو قصد داریم شما را با جزیره شخصی ستارگان مشهور آشنا کنیم، پس با ما در ادامه این مقاله همراه باشید.

جانی دپ (Johnny Depp)

جانی دپ در طول حرفه خود پیشرفت بسیار چشم‌گیری داشت به طوری که از یک آیدل نوجوان به یک ستاره مشهور جهانی تبدیل شد. یکی از معروف‌ترین و البته محبوب‌ترین فیلم‌های او دزدان دریایی کارائیب (The Pirates of the Caribbean) بود که تا کنون چندین قسمت از آن ساخته و روی بهترین پرده‌های سینمای جهان به اکران درآمده است. این سری‌ بسیار موفق تاکنون چهار و نیم میلیارد دلار تنها در آمریکا فروش داشته است. البته علاوه بر حرفه بازیگری، جانی دپ در اوقات فراغت خود به همراه آلیس کوپر (Alice Cooper) و جو پری (Joe Perry) در گروه راکی به نام خون‌آشام‌های هالیوودی (Hollywood Vampires) مشغول به تولید موسیقی و خوانندگی می‌شود.

بلاخره این هنرپیشه پولساز هالیوودی در سال 2004 جزیره‌ شخصی خود به نام Little Hall’s Pond Cay که در ساحل کارائیب واقع شده است را خریداری نمود. وی نام این جزیره را به هانتر اس. تامپسون (Hunter S. Thompson) خبرنگار، نویسنده و یکی از صمیمی‌ترین دوستان جانی و همچنین فرزندان خود تقدیم و منسوب کرد. همچنین دپ می‌گوید که تا به حال جایی به زیبایی و تمیزی این جزیره ندیده است!

جزایر شخصی ستارگان مشهور 1

استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg)

استیون اسپیلبرگ از جمله کارگردانان بسیار معروفی است که برای فیلم‌هایی که ساخته، از جانب دانشگاه کالیفرنیا تاکنون جوایز بسیار زیادی کسب کرده است. از جمله فیلم‌های معروف این کارگردان می‌توان به پارک ژوراسیک (Jurassic Park) و پادشاه سوم (Third Kind) اشاره داشت؛ همچنین وی دو جایزه اسکار را با عناوین بهترین کارگردان برای ساخت فیلم‌های لیست شیندلر (Schindler’s List) و نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan) از آن خود کرده است. اسپیلبرگ جزیره‌ شخصی خود را که واقع در مجمع‌الجزایر پرتغال است را از چشم مطبوعات مخفی نگه داشته و تنها اعضای خانواده و دوستان نزدیک او می‌توانند برای تعطیلات به این جزیره قدم بگذارند به همین منظور هم سیستم امنیتی بسیار قوی در آن کار گذاشته شده تا مانع از عبور افراد غریبه در آن شود.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 2

جولیا رابرتز (Julia Roberts)

این هنرپیشه معروف با ایفای نقش در فیلم زن زیبا (Pretty Woman) در میان مردم بسیار محبوب شد. همچنین وی در سال 2000 جایزه بهترین بازیگر زن را برای بازی در فیلم ارین براکویچ (Erin Brockovich) دریافت کرد و در ادامه در سال 2013 نیز با هنرنمایی بی‌نظیر خود در فیلم لبخند مونالیزا (Mona Lisa Smile) باعث فروش 25 میلیون دلاری آن شد.

جزیره‌ شخصی خریداری شده توسط جولیا رابرتز در باهاما واقع شده است و همان‌طور که انتظار می‌رود اغلب با فرزندانش در آن وقت می‌گذراند. در سال‌های اخیر ایفای نقش رابرتز در فیلم‌های سینمایی بسیار کم‌تر شده زیرا این بازیگر علاقه‌ دارد زمان بیشتری را برای تفریح در خانواده خود بگذراند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 3

لنی کراویتز (Lenny Kravitz)

این خواننده پس از انتشار آلبوم بازگشت خود با عنوان “Let Love Rule” سر و صدای زیادی در بیلیبوردها راه انداخت و تاکنون بیش از 40 میلیون نسخه از این آلبوم در سرتاسر جهان به فروش رفته است. همین موضوع نیز باعث شد تا کراویتز در سال 1989 یک قطعه زمین در جزیره الوترا خریداری کند. وی همچنین در این مورد به مجله سفر و تفریح (Travel + Leisure) می‌گوید: به عنوان فردی که در باهاما متولد شده در اینجا مردم من را به خوبی می‌شناسند اما اهمیتی به کاری که به عنوان یک هنرمند انجام می‌دهم، نمی‌دهند!

جزایر شخصی ستارگان مشهور 4

ادی مورفی (Eddie Murphy)

ادی مورفی پس از مجری‌گری در برنامه Saturday Night Live به عنوان بزرگ‌ترین ستاره کمدین هالیوود شناخته شد. از معروف‌ترین فیلم‌های مورفی می‌توان به 48 ساعت (48 Hrs)، پلیس بورلی هیلز (Beverly Hills Cop) و پرفسور دیوانه (The Nutty Professor) بهترین‌های باکس آفیس در زمان خود معرفی شدند. در سال 2006 نیز این کمدین معروف توانست نامزد دریافت اسکار برای فیلم Dreamgirls شود. تمامی این موفقیت‌ها باعث شد تا مورفی بلاخره بتواند در سال 2007 یک جزیره کوچک با نام Rooster Cay در نزدیکی ناسائو باهاما خریداری کند. این جزیره 15 هکتاری به مبلغ 15 میلیون دلار، محلی است تا ادی مورفی به همراه خانواده‌اش بتوانند تعطیلاتی بی‌نظیر را در آن سپری کنند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور

فیث هیل و تیم مک گرو (Faith Hill and Tim McGraw)

در دنیای موسیقی سبک کانتری هیچ زوجی به اندازه فیث هیل و تیم مک‌گرو معروف و پرطرفدار نیستند. از سال 2006 تا به امروز این زوج موفقیت بی‌نظیری در عرصه کاری خود داشتند. در سال 2007 یک آلبوم با عنوان بقیه عمرمان (The Rest of Our Life) را با هم‌کاری یک‌دیگر منتشر کردند که تا مدت‌ها در صدر چارت موسیقی کانتری قرار داشت. جالب است بدانید این زوج موفق در سال 2003 جزیره‌ای در باهاما خریداری کردند اما تا سال 2012 به طور رسمی به آن‌جا نقل مکان نکردند زیرا طبق گفته خودشان آماده کردن جزیره برای زندگی کار بسیار سختی برایشان بود. مک گرو در مصاحبه خود با Architectural Digest می‌گوید:  ما می‌خواستیم جوری جزیره را آماده کنیم تا وقتی دوستان و نزدیکانمان به آن‌جا می‌آیند دقیقا همان حسی را تجربه کنند که ما اولین بار با دیدن این جزیره داشتیم!

جزایر شخصی ستارگان مشهور 6

پاملا اندرسون (Pamela Anderson)

این بازیگر با ایفای نقش در فیلم Baywatch عملا به یک سوپراستار تبدیل شد. این هنرپیشه کانادایی حرفه خود را با بازی در برنامه تلویزیونی V.I.P. ادامه داد و سپسپ یا ایفای بازی در Scary Movie 3 و  Borat به اوج رسید. در سال 2006 این بازیگر موفق شد تا نام خود را در پیاده‌روی مشاهیر کانادایی به ثبت برساند.

قبل از این‌که رابطه عاشقانه تامی لی (Tommy Lee) با این هنرپیشه محبوب به پایان برسد، وی برای ادرسون جزیره‌ای واقع در دبی خریداری کرد و در سال 2008 پاملا تصمیم گرفت تا در این جزیره برای مسافران هتلی بساز. املا اندرسون در مصاحبه‌ای که با Arabian Business داشت اظهار داشت که این جزیره به دلیل داشتن محیطی دوستانه می‌تواند محلی مناسب برای ساخت هتل داشته باشد اما متاسفانه تمامی این نقشه‌ها در نهایت توقیف شدند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 7

دیوید کاپرفیلد (David Copperfield)

اگر علاقه‌مند به تردستی، شعبده‌بازی و همچنین کارهای جادویی هستید، حتما نام دیوید کاپرفیلد این جادوگر بزرگ را حداقل یک بار شنیده‌اید. کاپرفیلد از سال 1974 تا به حال شهرت جهانی و مخاطبین خاص خود را داشته‌ است. فروش اجراهای وی در نیوجرسی به 4 میلیارد دلار نیز رسیده است پس تعجبی ندارد که نام او را در لیست افرادی که جزیره خریده‌اند ببینیم.

البته ناگفته نماند که این شعبده‌باز دوست‌داشتنی تاکنون یازده جزیره در باهاما خریداری کرده است که با عنوان خلیج کوچک کاپرفیلد نام‌گذاری شده‌اند. جالب است که شما می‌توانید با پرداخت 75 هزار دلار یک شب، یکی از این جزیره‌ها را کرایه کنید!

جزایر شخصی ستارگان مشهور 8

دین کامن (Dean Kamen)

اسکوترهای برقی اختراع و ساخت خلاقانه دین کامن بودند که از سال 2001 وارد بازار شده و به سرعت مورد توجه همگان قرار گرفت؛ همین موضوع باعث شد تا این مخترع نیویورکی اکنون اعتباری به اندازه 500 میلیون دلار ار از آن خود کند. در سال 2013 وی توانست جایزه بشردوستانه جهانی جیمز سی مورگان (James C. Morgan Global Humanitarian Award) را برای این اختراع مفید و کابردی از آن خود کند.

برخلاف اکثر ستارگان و افراد ثروتمند که علاقه به خرید جزیره در باهاما دارند، این مخترع خلاق در سال 1986 جزیره North Dumpling واقع در نیویورک را خریداری کرد.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 9

فرانسیس فورد کاپولا (Francis Ford Coppola)

کاپولا این فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان قدر، خالق برخی از به یادماندنی‌ترین فیلم‌های دهه 70 است؛ از مهم‌ترین آثار خارق‌العاده او می‌توان به سری پدرخوانده (Godfather)، اینک آخرالزمان (Apocalypse Now) و مکالمه (The Conversation) اشاره داشت که مورد توجه بسیاری از کارگردانان موفق قرار گرفتند و توانست در سال 1974 جایزه بهترین کارگردان را برای فیلم پدرخوانده دو (The Godfather Part II) دریافت کند.

در ابتدا کاپولا جزیره کورال کی کارائیب را برای گذراندن اوقات فراغت و تفریح خریداری کرد اما سپس تصمیم گرفت تا این جزیره را به یک جاذبه گردشگری تبدیل کند. مردم می‌توانند برای گذراندن یک شب در این جزیره مبلغ 895 دلار پرداخت کنند. در حال حاضر این جزیره به عنوان یک تجارت خانوادگی با نام مخفیگاه خانواده کاپولا شناخته می‌شود.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 10

مایکل شوماخر (Michael Schumacher)

شوماخر، راننده معروف آلمانی که امتیاز تنها راننده‌ای که هفت بار مقام قهرمانی فرمول یک را از آن خود کرده است در سال 2012 بعد از بیست و یک سال خود را از این ورزش بازنشست کرد و سال بعد هنگام اسکی در کوه‌های آلپ دچار آسیب مغزی شد. اندکی بعد از بازنشستگی، شاهزاده دبی جزیره‌ای به عنوان پاداش به او اعطا کرد؛ این جزیره هفت میلیون دلاری در منطقه‌ای قرار دارد که اگر از ارتفاع به آن نگاه کنید تمام کشورهای جهان را مشاهده خواهید کرد!

جزایر شخصی ستارگان مشهور 11

رابین ویلیامز (Robin Williams)

ویلیامز یکی از کمدیان‌های معروفی است که طی بازی فوق‌العاده خود لبخند روی لب‌های بسیاری آورده است و تاکنون توانسته جوایز بسیار زیادی نظیر گلدن گلوبز(Golden Globes) ، گرمی (Grammys) و امی (Emmys) را از آن خود کند. متاسفانه این هنرمند محبوب در 11 آگوست سال 2014 در حالیکه تنها 63 سال داشت دار فانی را وداع کرد اما در طول حیات خود جزیره شخصی خود را در بریتیش کلمبیا خریداری کرده بود. تاکنون هیچ خبری مبنی بر این‌که بعد از مرگ این کمدین دوست‌داشتنی، جزیره به یکی از اعضای خانواده به ارث رسیده باشد، پخش نشده است.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 12

تد ترنر (Ted Turner)  

ترنر یکی از برنامه‌سازهای ماهری است که در بازگشایی شبکه‌هایی نظیر CNN و TBS نقش عمده‌ای داشته است. در سال 1979 وی جزیره جنوبی کارولینا را خریداری نمود اما در سال 2017 دوباره تصمیم به فروش این منطقه به قیمت 4.9 میلیون دلار کرد. مردم اکنون می‌توانند خانه ترنر که در این جزیره ساخته شده بود را به قیمت خیلی بالا اجاره کنند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 12

کریستیانو رونالدو (Cristiano Ronaldo)

کریستیانو رونالدو این ستاره فوتبال پرتغالی طرفداران بسیار زیادی دارد و جای تعجب نیست که بعد از گل‌های تاریخی و طلائی که به ثبت رسانده است اکنون یکی از جزایر خصوصی و لوکس با منظره فوق‌العاده را خریداری کند. در سال 2014 این مهاجم توانست لقب افسر بزرگ را از شاهزاده هنری دریافت کند و در سال 2015 یک جزیره یونانی را به عنوان هدیه عروسی به مدیربرنامه‌های خود یعنی جورج مندس (Jorge Mendes) تقدیم کرد. شروع همکاری این دو به سال 2003 برمی‌گردد.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 13

مایکل گریلز (Michael Grylls)

گریلز که متخصص برنامه انسان در مقابل حیات وحش (Man vs. Wild) بود توانست توجه عده زیادی را به این شوی تلویزیونی جلب کند، تا حدی که سلبریتی‌های متعددی را به برنامه دعوت کرد و از آن‌ها خواست تا در سفر به طبیعت با او همراه شوند. در سال 2001 گریلز جزیره Saint Tudwal واقع در ولز را خریداری کرد.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 13

ژن هکمن (Gene Hackman)

این بازیگر برای شش دهه یکی از عناصر اصلی سینمای آمریکا شناخته می‌شد و برای فیلم‌هایی نظیر The French Connection، Unforgiven و The Royal Tenenbaums جوایز زیادی برده است. در سال 2014 وقتی هاکمن از حرفه بازیگری بازنشسته شد تصمیم به نویسندگی در سبک رمان کرد. سپس در سال 2005 جزیره سن خوان (San Juan Island) واقع در ایالت واشینگتن را خریداری نمود. در حال حاضر این جزیره سه خانه دارد. البته در سال 2016 ژن هکمن به علت مشغله کاری و نداشتن وقت برای سپری کردن در این جزیره تصمیم به فروش آن گرفت!

جزایر شخصی ستارگان مشهور 14

جرج کلونی (George Clooney)

جرج کلونی از جمله بازیگران محبوبی است که حتما تاکنون نامش را در عرصه سینما بارها شنیده‌اید. بعد از اینکه بازیگر محبوب با امل علم الدین وکیل ازدواج کرد اقدام به خرید یک جزیره خصوصی در انگلستان نمود. خرید این جزیره برای کلونی حدودا 14 میلیون دلار هزینه به همراه داشت.

جزیره شخصی ستارگان مشهور 15

مارلون براندو (Marlon Brando)

مارلون براند اهل نبراسکا بود و توانست با چهار نامزدی اسکار با عنوان بهترین بازیگر مرد شهرت جهانی از آن خود کند. اما شهرت او با ایفای نقش ویتو کورلئون (Vito Corleone) در فیلم پدرخوانده برای همیشه جاودانه شد. خرید جزیره شخصی براندو زمانی اتفاق افتاد که به دنبال محلی برای فیلم‌برداری Mutiny on the Bounty می‌گشتند. بعد از مرگ مارلون براندو این جزیره برای بازدید عموم آزاد شد.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 16

ریکی مارتین (Ricky Martin)

ریکی مارتین یکی از خواننده‌های برتر لاتین است که در طول حرفه خوانندگی خود شهرت و محبوبیت بسیار زیادی را به همراه جوایز برتر از آن خود کرد. تاکنون بیش از 15 میلیون نسخه از آهنگ‌های ریکی مارتین در سرتاسر جهان به فروش رفته است. در سال 2008 این خواننده لاتین جزیره‌ای در برزیل خریداری کرد.

جزیره شخصی ستارگان مشهور 17

لری الیسون (Larry Ellison)

لری الیسون به همراه شرکای تجاری خود یعنی باب ماینر (Bob Miner) و اد اوتس (Oates) در سال 1997 کمپانی اوراکل (Oracle) را راه‌اندازی کردند. این شرکت به قدری رونق گرفت تا اینکه توانست لقب بزرگ‌ترین کمپانی نرم‌افزاری دنیا را از آن خود کند. ارزش دارایی الیسون تاکنون 69 بیلیون دلار تخمین زده شده و به عنوان یکی از ثروتمندترین مردان جهان شناخته می‌شود.

لری در سال 2012 جزیره‌ای در هاوایی به ارزش 300 میلیون دلار خریداری کرد و جالب اینجاست که بیل گیتس نیز در همین جزیره در سال 1994 ازدواج کرد. همچنین وی مبلغی معادل 500 میلیون دلار را پرداخت تا صرف تبدیل نواحی اطراف این جزیره به مکان تفریحی برای عموم مردم شود.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 18

بیانسه و جی-زی (Jay-Z and Beyonce)

بیانسه و جی-زی معروف‌ترین زوج دنیای موسیقی هستند که در سال 2018 آلبوم مشترکی با عنوان ” همه‌چی عشقه” (Everything Is Love) با همکاری یکدیگر منتشر کردند. این دو تاکنون روی هم رفته تاکنون بیش از 400 میلیون آلبوم در سرتاسر جهان فروخته‌اند.

جی-زی در سال 2010 به عنوان هدیه تولد برای همسرش بیانسه جزیره‌ای به نام کلید فلوریدا (Florida Keys) خریداری کرد و چند سال بعد این زوج تصمیم گرفتند تا جزیره دیگری هم در باهاما خریداری کنند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 19

لیندزی لوهان (Lindsay Lohan)

لیندزی لوهان برای ایفای نقش در Mean Girls و Freaky Friday به یکی از هنرپیشه‌های محبوب رده نوجوانان تبدیل شده است. در سال 2004 این هنرمند با انتشار آلبوم Speak پا به عرصه موسیقی نیز گذاشت.

این بازیگر جزیره‌ای در نزدیکی کرانه دبی خریده و قصد دارد تا آن را به یک مکان تفریحی برای عموم مردم تبدیل کند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 20

تایلر پری (Tyler Perry)

تایلر پری یکی از تهیه‌کننده‌های معروف اهل New Orleans بوده و در حال حاضر دو جزیره دارد. برخی می‌گویند او قصد داری یکی از جزیره‌ها را به یک مکان تفریحی به همراه 6 مهمان خانه تبدیل کند و دیگری نیز محلی‌ست برای او و دوستانش تا اوغات فراغت خود را در آن بگذرانند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 21

ریچارد بنسون (Richard Branson)

بنسون بنیان‌گذار گروه ویرجین بوده اما این تنها کارش نیست بلکه او در موسیقی و ارائه خدمات مسافرتی نیز دستی دارد و همیشه سعی بر آن داشته تا خدماتی با بهترین کیفیت را به مشتریان خود ارائه کند. با موفقیت و طبیعتا ثروتی که ریچارد بنسون از آن خود کرده مسلم است که تاکنون دو جزیره شخصی خریداری کرده باشد تا اوقات فراغت خود را به همراه خانواده در آن‌ها بگذراند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 22

لری پیج (Larry Page)

ممکن است اسم لری پیج خیلی برایتان آشنا نباشد، اما احتمالا کمپانی او را می‌شناسید. پیج بنیان‌گذار گوگل و یکی از موثرترین افراد در دنیای تکنولوژی به شمار می‌آید. بارها نام او را در فوربز (Forbes) و فورچون (Fortune) برای تشویق و تحسین چاپ کرده‌اند و امروز در لیست دیجی رو قرار گرفته است. بعد از اینکه پیج در جزیره دوست خود یعنی ریچارد برنسون ازدواج کرد، تصمیم به خرید جزیره‌ای در همان حوالی گرفت. این جزیره دارای عمارت بزرگی است که سه اتاق و یک وان گرم دارد. زمانی که اوضاع کار برای لری طاقت فرسا می‌شود، برای استراحت و آرامش به جزیره شخصی خود سر می‌زند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 23

نیکلاس کیج (Nicolas Cage)

نیکلاس کیج از جمله بازیگران معروفی است که تاکنون اسکارهای زیادی را از آن خود کرده. این بازیگر موفق در اواخر دهه 90 به عنوان تهیه‌ کننده فیلم‌های The Wicker Man و Stolen علاوه‌بر بازیگر، فعالیت داشت. او در سال 2006 تصمیم گرفت تا جزیره شخصی خود را در باهاما به مبلغ 6 میلیون دلار خریداری کند و سپس شروع به ساخت هتل در آن نمود. بعد از آن که مالیات سنگین هتل کیج را کلافه کرد تصمیم گرفت تا به سرعت آن را به فروش برساند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 24

شکیرا (Shakira)

شکیرا از جمله خواننده‌های معروفی است که نام او را حداقل برای آهنگ‌های جام جهانی یک بار شنیده‌اید. آلبوم اول وی در سال 2001 غوغایی در صنعت موسیقی آمریکا بود. تاکنون بیش از 70 میلیون نسخه از 9 آلبوم او در سرتاسر جهان به فروش رفته است. جالب است بدانید که در سال 2006 مجسمه‌ای از این خواننده در زادگاهش یعنی کلمبیا ساخته شد. بعد از اینکه حساب‌های بانکی او شروع به جمع‌ آوری پول‌های حاصل از محبوبیت و شهرت او کردند شکیرا تصمیم گرفت تا جزیره‌ای در باهاما برای خود خریداری کند.

او معمولا بعد از تورهای کنسرتش برای استراحت به همراه دو فرزندش یعنی ساشا و میلان برای استراحت به جزیره خصوصی خود می‌رود.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 25

مل گیبسون (Mel Gibson)

در دهه 80 مل گیبسون به خاطر ساخت Mad Max و Lethal Weapon به ستاره تبدیل شد. همچنین در سال 1995 اسکار بهترین کارگردان را برای فیلم Braveheart به او اهدا کردند. موفقیت‌های روز افزون این کارگردان سبب شد تا بتواند جزیره‌ای به مبلغ 15 میلیون دلار را در فیجی از آن خود کند.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 26

سلن دیون (Celine Dion)

سلن دیون یکی از خواننده‌های خوب کانادایی بود تا اینکه در سال 1997 با انتشار آهنگ “My Heart Will Go On” فیلم تایتانیک استعداد و صدای بسیار زیبایش کشف و جهانی شد. این آهنگ به قدری در بین مردم محبوبیت داشت که به سرعت به پرفروش‌ترین آهنگ خواننده زن تبدیل شد. موفقیت‌های پی در پی این خواننده باعث شد تا بتواند در سال 2001 جزیره شخصی خود را خریداری کند. البته 15 سال بعد سلن دیون تصمیم گرفت تا این جزیره را به مبلغ 10 میلیون دلار بفروشد.

جزیره شخصی ستارگان مشهور 27

لئوناردو دی‌کاپریو (Leonardo DiCaprio)

در نهایت آخرین سلبریتی لیست لئوناردو دی‌کاپریو است. این هنرپیشه محبوب به خاطر ایفای نقش در فیلم تایتانیک به سرعت معروف شد و در سال 1993 نیز برای نخستین بار نامزد دریافت جایزه گلدن گلاب (Golden Globe) برای فیلم What’s Eating Gilbert Grape شد. جالب است بدانید این هنرپیشه جهانی در کنار بازیگری، از طریق بنیاد لئوناردو دی‌کاپریو، فعالیت‌های محیط زیستی نیز انجام می‌دهد.

جزایر شخصی ستارگان مشهور 28

لئوناردو همچنین در سال 2015 جزیره‌ای در بلیز (Belize) خریداری کرد؛ با وجود اینکه انتظار می‌رفت دی‌کاپریو قصد داشته باشد تا این محل را برای فرار از شلوغی و ازدحام پاپاراتزی‌ها مورد استفاده قرار دهد، اما گفته می‌شود که او قصد دارد تا این جزیره را به یک پناهگاه زیستی تبدیل کند و این بدان معناست که عموم مردم می‌توانند با پرداخت مبلغی از این جزیره دیدن کنند.

]]>
https://digiro.ir/celebrities-who-purchased-private-islands/feed/ 0
10 روایت عجیب و ترسناک از دوران غرب وحشی https://digiro.ir/top-10-grisly-tales-from-wild-west/ https://digiro.ir/top-10-grisly-tales-from-wild-west/#comments Fri, 22 May 2020 08:37:24 +0000 https://digiro.ir/?p=169836 هیو گلساگرچه آمریکا در طول سال‌های گذشته به یک ابر قدرت تبدیل شده اما در سال‌های پیش از آن حوادث مرگ باری در این کشور اتفاق افتاده است. این حوادث نشان می‌دهد که بی‌قانونی و رفتار‌های وحشیانه در آمریکا از جمله مهم‌ترین عوامل مرگ و میر انسان‌ها بوده است. 10 مورد از حوادث و داستان‌های عجیب […]]]> هیو گلس

اگرچه آمریکا در طول سال‌های گذشته به یک ابر قدرت تبدیل شده اما در سال‌های پیش از آن حوادث مرگ باری در این کشور اتفاق افتاده است. این حوادث نشان می‌دهد که بی‌قانونی و رفتار‌های وحشیانه در آمریکا از جمله مهم‌ترین عوامل مرگ و میر انسان‌ها بوده است. 10 مورد از حوادث و داستان‌های عجیب و ترسناکی که امروزه بخشی از تاریخ این کشور شده‌اند در ادامه بیان شده است. با دیجی رو همراه باشید.

1. جان کالتر

 

جان کالتر

جان کالتر یک مرد افسانه‌ای بود  که بیشتر عمر خود را در بیابان و در مقابله با انسان‌های وحشی گذراند. او در سال 1803 به هیئت اعزامی لوییس و کلارک پیوست و در آن گروه به عنوان بهترین شکارچی شناخته شد. پس از آن به عنوان نماینده شرکت تجاری میسوری به مناطق مختلف آمریکا سفر می‌کرد. وی اولین مرد سفید پوستی بود که توانست دریاچه یلوستون را ببیند. بعداً افراد مختلف بر اساس گفته‌های جان و اطرافیانش این منطقه را جهنم سیاه نامیدند.

سال 1809 کالتر در این منطقه توسط بومیان محلی اسیر شد. جان هنگام اسارت متوجه شد که وارد چه بازی خطرناکی شده است. مردمان قبیله از شکار انسان برای ورزش و سرگرمی استفاده می‌کردند. جان برای فرار از بومیان تلاش بسیار کرد و سرانجام در حین فرار یکی از آن‌ها را کشت و در ساحل رودخانه مخفی شد.

کالتر 11 روز تمام مسافت 320 کیلومتری را برای نجات خود طی کرد تا بتواند با انسان‌های متمدن و در آرامش زندگی کند. او در زمان فرار خود از ریشه گیاهان تغذیه می‌کرد و انگیزه‌ای جز زنده ماندن نداشت.

2. دیوید لانت

 

اسلحه قرن 19

در سال 1877، دیوید لانت در رستوران ددوود (شهر مرزی آمریکا) در حال استراحت بود که ناگهان مردی با حالت مستی وارد رستوران شد. علی‌رغم تلاش نگهبانان او کنترل خود را از دست داده و همه‌جا را به هم ریخت. در همین حین اسلحه خود را بیرون آورد و به سمت سر دیوید شلیک کرد. برای اکثر مردم این موضوع به معنای پایان زندگی است ولی علی‌رغم تصور همگان، لانت دوباره بلند شد و بدون مراجعه به پزشک به خانه خود رفت!

لانت بعد از این حادثه به زندگی روزمره خود ادامه داد و به نظر می‌رسید هیچ مشکلی ندارد. پس از دو ماه شروع به شکایت از سر‌درد‌های خود کرد و کمی بعد در گذشت. کالبد شکافی نشان داد که گلوله در بافت‌های عمقی مغز باعث عفونت و در نهایت مرگ او شده است.

3. تراژدی گروه دونر

 

گروه دونر

داستان گروه دونر یک واقعیت هولناک از رنج و گرسنگی و آدم‌خواری است. در سال 1846، یک گروه 89 نفری به سرپرستی جیکوب و جورج دونر، شهر اسپرینگفیلد در ایالت ایلینویز را به قصد شروع یک زندگی جدید در کالیفرنیا ترک کردند.

این گروه در ابتدای سفر گاوها و مواد غذایی خود را از دست دادند. بعد از مدت زمانی به محدوده کوه سیرا نوادا رسیدند که با بارش شدید برف و مسدود شدن راه‌ها، گروه مجبور به زدن اردوگاهی در کنار دریاچه تراک شد و زمستان تلخی را گذراند.

در طول زمستان گروه دونر برای رهایی از گرسنگی و سوء تغذیه به آدم خواری روی آوردند و هم گروهی‌های مرده خود را می‌خوردند! 20 نفر از افراد گروه همراه با وسایل و امکانات برای یافتن کمک از اردوگاه خارج شدند که فقط تعداد محدودی از آن‌ها به طرف دیگر کوه رسیدند. اغلب افراد باقی‌مانده در اردوگاه نیز به خاطر گرسنگی و سرما ازبین رفتند. هنگامی که گروه دونر نجات یافت کمتر از 50 نفر آنان زنده بودند.

4. هیو گلس

 

هیوگلس

در سال 1823 هیوگلس در سفری به آمریکا مورد حمله خرس قرار گرفت. اگرچه وی توانست خرس را بکشد ولی پایش شکسته و بدنش به شدت مجروح شده بود. همراهان او، جرالد و بریجر، که امیدی به زنده ماندن هیوگلس نداشتند، او را در یک گودال بدون لباس و اسلحه رها کردند.

گلس بعد از چند روز شروع به راه رفتن کرد و با وجود تمام مشکلات، 320 کیلومتر را به سمت کشورش طی کرد و سرانجام به مقصدش رسید. پس از بهبودی، او انتقام خود را از همراهانش گرفت و آنها را مجازات کرد.

این داستان واقعی الهام بخش فیلمنامه بازگشته (The Revenant) بود که در سال 2015 اکران شد و جایزه اسکار را برای لئوناردو دی‌کاپریو به ارمغان آورد.

5. جوزیا ویلبرگ

 

جوزیا ویلبرگ

در سال 1827، جوزیا ویلبرگ مزرعه‌ای در کنار رودخانه کلرادو بنا کرد. یک روز، در حالی که او و دوستانش زمین‌ها را برای کشاورزی آماده می‌کردند ناگهان مورد حمله یکی از قبایل وحشی آمریکا قرار گرفتند. دو نفر از دوستان ویلبرگ در همان لحظه کشته شدند و دو نفر دیگر نیز فرار کردند.

ویلبرگ با وجود اصابت دو گلوله در پا و یکی در گردن، همچنان زنده ماند. وی در همان لحظه تصمیم گرفت خود را به مردن بزند تا شاید بتواند نجات پیدا کند.

یکی از افراد قبیله، سر ویلبرگ را گرفت و مو و پوست سرش را با دستانش جدا کرد. ویلبرگ درحالی که از درد به خود می‌پیچید، عکس العملی نشان نداد و بر روی زمین دراز کشید تا در نهایت او را همان جا رها کردند و رفتند. پس از این حمله، ویلبرگ به مدت 11 سال با کلاه و سربند مخصوص در همان مزرعه زندگی کرد.

6. سیل عظیم سال 1862

سیل عظیم سال 1862

یکی از بدترین بلایای طبیعی تاریخ آمریکا، سیل بزگ سال 1862 بود که جان هزاران نفر را گرفت. طغیان سیل در اثر 40 روز بارندگی مداوم اتفاق افتاد که بعد از آن تمام ساختمان‌ها و شهر زیر آب رفتند.

اگر چه تعداد کشته‌ها نسبتا کم، ولی پیامد‌های اقتصادی آن بسیار ناگوار بود. برخی از شهر‌ها بیش از 10 سال طول کشید تا خرابی‌های سیل را جبران کنند و هزاران نفر پس از آن هیچ‌گاه نتوانستند به فقر ناشی از سیل غلبه کنند.

7. جان هیت

 

جان هیت

در سال 1883، پنج مرد مسلح برای غارت بانک وارد شهر بیسبی آریزونا شدند. سارقین اطلاع داشتند بانک دستمزد صد‌ها معدنچی را که در شرکت معدن مس کار می‌کردند نگهداری می‌کند. آن‌ها در این عملیات ناموفق بودند چون دستمزد کارگران هنوز واریز نشده بود. با این وجود پس از خروج از بانک به مردم شهر تیراندازی کردند و حدود پنج نفر را کشتند و بلافاصله از شهر گریختند. جان هیت همراه با پلیس‌های شهر به تعقیب آن‌ها پرداخت و ظاهرا در این عملیات ناموفق بود.

پس از چند ماه، کاراگاهان دزدان را دستگیر کردند و به همکاری نفر ششم در این دزدی پی بردند. نفر ششم کسی نبود جز خود جان هیت! دادگاه پنج نفر را به اعدام محکوم کرد ولی جان هیت چون هیچ کدام از سارقان به همکاری او با آن‌ها اعتراف نکرده بودند به حبس ابد محکوم شد. مردم شهر که از این تصمیم دادگاه بسیار ناراضی بودند، در یک شب به زندان حمله کردند و جان هیت را به قتل رساندند.

8. مارگارت هندلی ارسکین

 

مارگارت هندلی ارسکین

در سال 1779، زن جوانی به نام مارگارت پائول (بعد ها به مارگارت هندلی اسکرین معروف شد) به همراه همسر و فرزند خردسالش به کنتاکی سفر کرد. در بین راه افراد قبیله شاونی به آن‌ها حمله کردند و همسر و فرزندش را در جلوی چشمانش کشتند.

مارگارت به مدت 5 سال با افراد آن قبیله زندگی کرد تا اینکه بالاخره یکی از افراد قبیله او را فراری داد. او پس از فرار توانست خود را به شهر ویرجینیا برساند. مارگارت سرانجام در آن شهر ازدواج و پس از مدت‌ها سختی و رنج بقیه عمر خود را در آرامش سپری نمود.

9. بوفالو بیل

 

بوفالو بیل

در سال 1876، سرهنگ جورج کاستر و افرادش در نبرد موسوم به بیگورن کوچک برابر بومیان قبایل لاکوتا سیوکس،‌ چایین شمالی و آراپاهو شکست شختی خوردند. پس از آن، ویلیام فردریک کودی با نام مستعار “بوفالو بیل” تصمیم گرفت انتقام کاستر و یارانش را از بومیان بگیرد.

وی در جریان حمله خود به بومیان آمریکایی موفق به کشتن جنگجویی به نام “زرد مو” شد و پس از کندن پوست سر او، شعار “اولین پوست سر برای کاستر” را سر داد. بوفالو بیل در سال‌های آخر عمر خود از این اقدامش اظهار پشیمانی می‌نمود.

10. همه‌گیری بیماری وبا

 

همه‌گیری بیماری وبا

در سال 1873، بیماری وبا در آمریکا همه گیر شد. این بیماری در شهرهای مرزی به علت امکانات بهداشتی محدود، تلفات بیشتری داد. در این زمان برخی اعتقاد داشتند که بیماری وبا توسط مهاجران به نیویورک آمده است.

اغلب شهرها برای محدود کردن بیماری مجبور به قرنطینه شدند. علاوه بر این تقریبا 50 الی 60 درصد از افراد مبتلا به وبا از بین رفتند و هزاران نفر در قرن 18 و 19 در اثر این بیماری درگذشتند.

]]>
https://digiro.ir/top-10-grisly-tales-from-wild-west/feed/ 1
حقایق جالب و باورنکردنی در مورد وایکینگ ها؛ قبیله‌ای وحشی یا متمدن؟ https://digiro.ir/unbelievable-facts-about-vikings/ https://digiro.ir/unbelievable-facts-about-vikings/#respond Sun, 17 May 2020 08:41:49 +0000 https://digiro.ir/?p=170244 حقایق جالب و باورنکردنی در مورد وایکینگ هاوقتی صحبت از وایکینگ‌ها می‌شود مطمئناً چیزهایی مانند بهداشت مناسب، برابری جنسیتی و اسکی کردن به ذهن خطور نمی‌کند، اما در عوض مردان قوی با ریش‌های بلند و شخصیت‌های خشن و بی‌رحم اولین ذهنیت هر فردی از این قبیله اصیل است که البته تمامی این ویژگی‌ها در کنارهم به وایکینگ‌ها معنا می‌دهد. فرهنگ این قبیله […]]]> حقایق جالب و باورنکردنی در مورد وایکینگ ها

وقتی صحبت از وایکینگ‌ها می‌شود مطمئناً چیزهایی مانند بهداشت مناسب، برابری جنسیتی و اسکی کردن به ذهن خطور نمی‌کند، اما در عوض مردان قوی با ریش‌های بلند و شخصیت‌های خشن و بی‌رحم اولین ذهنیت هر فردی از این قبیله اصیل است که البته تمامی این ویژگی‌ها در کنارهم به وایکینگ‌ها معنا می‌دهد. فرهنگ این قبیله بسیار پیچیده‌تر از چیزیست که عموم مردم درباره آن فکر می‌کنند، اما نکته جالب در موردشان این است که در واقع بخش قابل توجهی از فرهنگ و رسوم امروزی ما از وایکینگ‌ها نشات گرفته است. در ادامه با دیجی‌رو همراه باشید تا شما را بیشتر با حقایق شگفت‌انگیز در مورد این قبیله باستانی آشنا کنیم.

نامگذاری روزهای هفته با الهام از خدایان وایکینگ

به غیر از شنبه، یکشنبه و دوشنبه، بقیه روزهای هفته در زبان انگلیسی از خدایان نورس (خدایان قبیله وایکینگ) الهام گرفته شده است. تایریس (Tyris) خدای جنگ و بهشت الهام بخش نام‌ سه‌شنبه بوده که هم‌رده با آرس (Ares) در اساطیر یونان باستان می‌باشد. نام چهارشنبه نیز از وودن (Woden) خدای خدایان که برخی به او اودین (Odin) نیز می‌گویند، الهام گرفته شده است. ثور (Thor) خدای رعد و طوفان الهام بخش روز پنج‌شنبه در انگلیسی زبانان بوده و درنهایت جمعه هم از الهه عشق و زیبایی یعنی فریا (Freya) نشات گرفته است. بنابراین، بسیار جالب است که بیشتر روزهای هفته در زبان انگلیسی از اساطیر وایکینگ و فرهنگشان سرچشمه می‌گیرد!

وایکینگ‌ها 2

وایکینگ‌ همیشه وایکینگ نبوده!

از نظر تاریخ اسکاندیاوی قدیم، وایکینگ به معنای یورش دزدان دریایی است؛ یعنی هنگامی که اسکاندیناوی‌ها قصد حمله بی‌رحمانه به منطقه‌ای را داشتند از آن با عنوان وایکینگ رفتن یاد می‌کردند. در طول تاریخ شاهد حمله‌های سرسخت و مداوم اسکاندیناوی‌ها و پیروزی‌های مکررشان در این جنگ‌ها بودیم، همه این‌ها باعث شد تا سرانجام از خودشان یعنی جنگجویان اسکاندیناوی با عنوان وایکینگ یاد کنند. اگر در گذشته با این افراد رو به رو می‌شدید احتمالا آن‌ها نورسمن، نورس یا دانمارکی خطاب می‌کردید اما این روزها نام وایکینگ بسیار رایج شده به طوری که اکثر مردم به اشتباه فکر می‌کنند راجع به مردم دانمارک صحبت می‌کنید.

وایکینگ‌ها 3

کلاه‌های شاخ‌دار : افسانه یا واقعیت؟

احتمالا پیش خود فکر می‌کنید که وایکینگ‌‎‌‌ها مردانی قلدر و باجگیر با لباس‌های رزمی و شمشیر و تبر و کلاه‌های شاخ‌دار با ابهت هستند. اما حقیقت با چیزی که در تلویزیون مشاهده می‌کنید بسیار متفاوت است! هیچ مدرکی برای اثبات این‌که وایکینگ‌ها در حین جنگ کلاه‌های شاخ‌دار به سر می‌کردند، وجود ندارد به همین علت سریال‌ها و برنامه‌هایی که در موردشان ساخته می‌شود اندکی اغراق آمیز هستند.

اعتقاد بر این است که آثار و نقاشی‌هایی که در قرن نوزدهم از اروپای شمالی ترسیم شده تعابیر نادرستی از آن‌ها را به تصویر کشیده است. یونان و رم باستان اغلب از وایکینگ‌ها به شیوه‌های بسیار نفرت‌انگیزی یاد می‌کردند و همین باعث شده تا نقاشان و هنرمندان حرفه‌ای منابع درستی برای خلق آثار خود نداشته باشند، در نتیجه مردم در‌ قرون بعدی نیز این تفاسیر هنری را به عنوان حقیقت در نظر گرفتند.

وایکینگ‌ها 4

نورس‌ها از جمجمه دشمنان خود آب می‌نوشیدند!

شکی نیست که وایکینگ‌ها از کشتن و غارت هراسی نداشتند اما هیچ مدرک تاریخی مبنی برا اینکه وایکینگ‌ها از جمجمه قربانیان خود آب ‌خورده و از آن به عنوان لیوان استفاده می‌کردند، وجود ندارد. اولین‌ بار یک مورخ یونانی به نام هرودوتوس (Herodotus) بود که مدعی شد چادرنشینان اروپایی از جمجمه انسان به عنوان لیوان استفاده می‌کنند با این وجود نمی‌توان به طور یقین این اتفاق مخوف را در تاریخ به وایکینگ‌ها نسبت داد. همان‌طور که در تصویر زیر می‌بینید وایکینگ‌ها از شاخ حیوانات به عنوان لیوان استفاده می‌کردند شاید همین موضوع زمینه چنین حواشی‌ای را برای این قبیله اسکاندیناوی فراهم کرده است!

وایکینگ‌ها 5

وایکینگ‌ها به نظافت خود اهمیت نمی‌دادند

ممکن است فکر کنید چنین قبیله وحشی و غارتگری مدام به فکر حمله و جنگ بوده و برای همین اصلا به نظافت خود اهمیت نمی‌دادند اما ما اینجاییم تا به شما بگوییم کاملا اشتباه فکر می‌کنید! با توجه به شواهد و مدارکی که وجود دارد این قبیله از استانداردهای بهداشتی قابل توجهی برخوردار بودند و برای نظافت خود از وسایلی نظیر موچین، شانه، تیغ و حتی پاک کننده‌های گوش نیز استفاده می‌کردند! همچنین شواهدی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه وایکینگ‌ها هفته‌ای یک‌بار حمام آب داغ انجام می‌دادند که این موضوع باعث شده تا در مقایسه با قبایل مشابه بسیار تمیز محسوب شوند.

وایکینگ‌ها 6

دندان‌ها حقیقت را برملا می‌کنند

فرم و برجستگی‌ها، شیارها و آرایش دندانی در طول تاریخ بیانگر نماد و فرهنگ‌های بیشماری بوده است، به طوریکه هر قبیله‌ای تراش‌ها و شکل خاصی را به عنوان سمبل افراد خود قرار می‌داد که البته وایکینگ‌ها نیز از این قائنده مستثنی نیستند. اما انسان‌شناسان و باستان‌شناسان زمان بسیاری را برای درک مقصود تعابیر این قبلیه سپری کردند و هنوز هم به نتیجه قطعی دست پیدا نکرده‌اند. اسکلت‌های پیدا شده از شکاف‌های افقی روی دندان این قبیله خبر می‌دهد اما این شکاف‌ها و شیارهای افقی برای وایکینگ‌ها چه معنایی داشته است؟

برخی عقیده دارند که هر کدام از این شیارها نماد یک دستاورد و موفقیت و یا نشان‌دهنده مد بوده است. به هرحال هدف هرچه که بوده از آن به عنوان یک کشف جالب در باستان‌شناسی یاد می‌شود.

وایکینگ‌ها 7

سلطه برفراز آب‌ها

وایکینگ‌ها کشتی‌های قوی‌ و غیرقابل نفوذی داشتند که به خوبی آن را هدایت می‌کردند. حتی وقتی که با مه غلیظ و طوفان روبه رو می‌شدند به راحتی می‌توانستند مسیر خود را بر روی آب‌های متلاطم پیدا کنند. آن‌ها همیشه از موقعیت ستاره‌ها و خورشید به عنوان یک مسیریاب و قطب‌نما استفاده می‌کردند و هنگامی که گزینه‌های مسیریابشان در دسترس نبود مورخان بر این باورند که از یک صفحه سایه خورشیدی جهت رسیدن به مقصد کمک می‌گرفتند و به واسطه قدرتی که در اداره کشتی و موقعیت خود روی آب داشتند قادر به پیمودن مسافت‌های بسیار دور و طولانی برای تجارت بودند.

وایکینگ‌ها 8

جنگجویان زن وایکینگ

اگرچه جنگیدن زنان امری معمول در این قبیله نبوده اما شواهد موجود ادعا دارد که برخی اوقات خانم‌ها نیز در کنار مردان این قبیله برای جنگ به میدان مبارزه می‌رفتند. یکی از مورخان به این جنگجویان خانم لقب شیلدمیدنز (shieldmaidens) داده و می‌گوید آن‌ها نیز لباس‌های مردانه می‌پوشیدند و همچنین شمشیربازی و مهارت‌های رزمی می‌آموختند. این اطلاعات برگرفته از متون باقی مانده از وایکینگ‌ها و بقایای این قبیله می‌باشد. برخی از نوشته‌ها همچنین اعا دارند که به زنان جنگنده این قبیله والکایریز (Valkyries) گفته می‌شد. از این موضوع نتیجه می‌گیریم که وایکینگ‌ها بیشتر از سایر جوامع به برابری جنسیتی معتقد بودند.

وایکینگ‌ها 8
دوبلین؛ محل پایه‌گذاری وایکینگ

وایکینگ‌ها در واقع بنیان‌گذار شهر ایرلندی دوبلین بودند. افراد این قبیله در بخش‌هایی از کانادا و ایسلند مستقر بودند و در مسیر تجارتی خود بخش‌هایی از بریتانیای کبیر را هم به سلطه خود درآوردند. در اوایل قرن نوزدهم وایکینگ‌ها به ایرلند حمله کردند و پستی با عنوان دیفلین (Dyflin) بنا نهادند. این پست در وقع محلی برای تجارت و یک دژ محکم در ایرلند به حساب می‌آمد که در گذر زمان بر اثر تغیر و تحولات به وجود آمده نامش به دوبلین تغییر کرد. وایکینگ‌ها حدود 300 سال به این شکل حکمرانی کردند.

وایکینگ‌ها 9

تاریخچه قاچاق انسان

این قبیله برده‌های خود را “بنده” نامیده و آن‌ها را مجبور به انجام اموری نظیر مزرعه‌داری و کارهای خانه می‌کردند. این بنده‌ها عموما در طول حملات و شورش‌ها اسیر شده و مانند یونانیان، رومی‌ها و مصری‌ها وایکینگ‌ها نیز از قاچاق انسان برای معامله‌ها پرسود خود استفاده می‌کردند. بنده‌ها معمولا زنان و پسرانی بودند که از خانه‌هایشان دزدیده شده و در طول شورش به اروپی شمالی آورده می‌شدند. بسیاری از وایکینگ‌ها از داد و ستد انسان بسیار ثروتمند شده و مخارج خود را تامین می‌کردند.

وایکینگ‌ها 10

ترک کودکان نقص عضو و بیمار

اگر تا به این قسمت از مقاله با دیجی‌رو همراه بوده‌اید، حتماً متوجه شده‌اید که سلامت و قوای جسمی یکی از شاخصه‌های اصلی قبیله تندخو و جنگ طلب وایکینگ بوده و آن‌ها برای تمامی کارها از جمله جنگ و یورش، کشاورزی و دریانوردی نیازمند افراد سالم با نیروی بدنی مناسب بودند. به همین علت هم کودکانی که با بیماری و یا نقص عضو به دنیا می‌آمدند بلافاصله توسط والدین خود رها شده و در نهایت از دنیا می‌رفتند و این تنها نمونه‌ای کوچک از تمدن بی‌رحمانه و ظالمانه وایکینگ‌ها بوده است.

وایکینگ‌ها 11گسترش قلمرو برای تجارت بیشتر

تمدن وایکینگ‌ها به تجارت وابسته بود و در این حوزه نیز از پیشگامان به شمار می‌آمد. بسیاری از مسیرها و اتصالات تجاری به خاطر وجود وایکینگ‌ها ایجاد شدند و بدون حضور آن‌ها توسعه پیدا نمی‌کرد. عده زیادی معتقدند وایکینگ‌ها اولین اروپاییانی هستند که به آمریکای شمالی قدم گذاشتند. در محل دفن افراد این قبیله اجسام باورنکردنی از جمله سکه‌های عربی متعلق به دوره 750 تا 950 میلادی، ابریشم‌هایی چینی و جواهراتی از ایران یافت شده است. تنوع اشیاء یافت شده خبر از گستردگی قلمرو، پیچیدگی روابط و همچنین ارزش تجارت وایکینگ‌ها می‌دهد.

وایکینگ‌ها 12برقراری سیستم دادخواهی

برقراری عدالت در اجتماع وایکینگ‌ها حتما شما را شگفت‌زده خواهد کرد زیرا دست کمی از نحوه کارکرد این سیستم در جوامع مدرن امروزی ندارد! فرهنگ آن‌ها دولت و قانون را برقرار کرده و مردانی را نیز برای خلق قوانین و تصمیم‌گیری در مورد پرونده‌ها گردهم آورده بود. آن‌ها تجمعات عدالت‌خواهی را “صدای زنگ” می‌خواندند و جلسات آن از یک هیئت منصفه، متهم و شاکی تشکیل می‌شد.

وایکینگ‌ها 13رعایت حداقلی حقوق زنان

وضعیت زنان در بین وایکینگ‌ها بهتر از سایر جوامع بود. زنان اسکاندیناوی وایکینگی حق داشتند تا درخواست طلاق کرده و حتی درخواست مهریه داشته باشند. این زنان می‌توانستند ملک به نام خود تصاحب کرده و حتی بعد از مرگ همسر خود وظیفه سرپرستی خانواده را به عهده بگیرند. همین موضوع باعث می‌شد تا زنان بتوانند به بخش‌های خاصی از جامعه دسترسی پیدا کنند و از فرصت‌های اقتصادی‌ای که سایر زنان از آن محروم هستند، بهره ببرند.

وایکینگ‌ها 14

سوپی که سرنوشت یک جنگنده را رقم می‌زد.

وایکینگ‌ها روش جالبی را برای درمان جنگجویان زخمی به کار می‌بردند. برخی اوقات پرستارانی که از این سربازها مراقبت می‌کردند، از زنده ماندن آن‌ها اطمینان نداشتند به همین علت از ترفند جالبی برای تشخیص اینکه زخمشان کشنده است یا خیر استفاده می‌کردند. این زنان سوپی از تره‌فرنگی، پیاز و گیاهان تند پخته و آن را برای رزمنده آسیب دیده می‌بردند. اگر بعد از خوردن سوپ زخم‌های سرباز بوی پیاز و گیاهان تند را می‌داد به این معنا بود که سرباز طاقت نیاورده و خواهد مرد در غیر این صورت جنگنده زنده می‌ماند!

وایکینگ‌ها 15

قوی مثل بوفالو

فیلم‌ها و سریال‌هایی که در مورد این قبیله پخش می‌شود ناخودگاه ما را به این فکر می‌اندازد که احتمالا اکثر مردان آن شانه‌های پهن، ماهیچه‌های قوی و ریش‌هایی به بلندای عمرشان دارند! اما حقیقت چیز دیگریست. البته که مهاجمان و جنگجویان این قبیله احتمالا مردان بسیار قدرتمندی بوده‌اند اما اکثر نورس‌ها 5.7 تا 5.9 فوت قد داشته و بدنشان عضله‌ای نبوده! بیشتر وایکینگ‌ها را مردمان کشاورز و فروتن تشکیل می‌دادند که بیشتر وقت خود را روی زمین‌های کشاورزی سپری می‌کردند.

وایکینگ‌ها 16

ازدواج یا مذاکره؟

در زمان وایکینگ‌ها ازدواج به جای آن که تابع مسائل عشق و عاشقی باشد، معنای مذاکره داشت. همه آن را به چشم یک مذاکره نگاه می‌کردند که یک عمر ادامه‌دار خواهد بود و البته ناگفته نماند که زنان این قبیله نیز دوست نداشتند با مردانی که از نظر مالی قوی نیستند، بقیه زندگیشان را سپری کنند. اگر دو خانواده با وصلتی بین فرزندانشان موافقت می‌کردند، پسر باید مبلغی را به عروس که معمولاً بین 12 تا 15 سال داشت، تقدیم می‌کرد. از سوی دیگر پدر عروس هم به داماد جهیزیه می‌داد و اغلب دو خانواده در مورد شرایط طلاق فرزندانشان هم تصمیم می‌گرفتند!

وایکینگ‌ها 18

وایکینگ‌ها ملتی متحد نبودند

این قبلیه همیشه یک ملت متحد نبودند، اما با این حال اجتماعات کوچک و متحد زیادی را درون خود جای داده بودند. بعضی اوقات این اجتماعات به یکدیگر حمله‌ور شده و به نزاع و درگیری می‌پرداختند، در واقع، از آنجا که وایکینگ‌ها افراد غارتگری بودند و اگر امکان حمله به کشورهای دورتر را نداشتند، با همسایگان خود وارد جنگ و نزاع می‌شدند.

وایکینگ‌ها 21

کشاورزی؛ روشی برای امرارمعاش

اگرچه اکثر وایکینگ‌ها، زندگی به عنوان یک جنگنده و شورشی را انتخاب می‌کردند اما تعداد زیادی از آن‌ها نیز به زندگی ساده‌تر و کشاورزی مشغول بودند. اکثر آن‌ها به کاشت گندم و جو مشغول بوده و حتی تعداد کثیری از منابع معتقدند که نورس‌ها بیشتر از هرچیزی به کشاورزی و مزرعه‌داری علاقه‌مند بودند. این کشاورزان از حیواناتی نظیر مرغ، خوک، بز، گوسفند و غاز نگه‌داری کرده و در زمین‌هایشان کلم، لوبیا و پیاز پرورش می‌دادند. این دسته از افراد زندگی متفاوت و مهیجی نداشتند به همین علت هم خیلی در فیلم‌ها و سریال‌ها مورد توجه قرار نگرفتند.

وایکینگ‌ها 22

بازی با آتش به روش‌های خلاقانه

اگر تا به حال حتی یک بار هم که شده سعی کرده‌اید آتش روشن کنید، خوب می‌دانید که این کار اصلا آسان نیست؛ حتی با وجود اختراعات مدرنی نظیر فندک! در زمان وایکینگ‌ها هم که دسترسی به ابزارهای مدرن امروزی وجود نداشت، روشن کردن آتش با روش‌های خلاقانه‌ای صورت می‌گرفت. آن‌ها قارچ را چندین روز در ادرار (اوره) می‌جوشاندند و از آن برای بیشتر کردن عمر آتش‌های خود استفاده می‌کردند!

وایکینگ‌ها 23

اسکی سرگرمی موردعلاقه

اگرچه تصور وایکینگ‌ها در حال اسکی کردن کمی خنده‌دار به نظر می‌رسد اما تفریح مورد علاقه آن‌ها اسکی از روی تپه بوده و افراد محلی به این کار عادت داشتند. البته ناگفته نماند که وایکینگ‌ها اولین افرادی نبودند که از اسکی کردن لذت می‌بردند بلکه این اعتبار به روس‌ها اختصاص دارد که از سال 6000 پیش از میلاد از اشیاء مختلف برای انجام این سرگرمی استفاده می‌کردند.

وایکینگ‌ها 24

موش‌ها و وایکینگ‌ها

وایکینگ‌ها نقش اساسی در گسترش موش‌ها در سرتاسر جهان دارند. نتایج تحقیقات دی ان ای گزارش شده توسط نشنال چیوگرافیک نشان ‌می‌دهد که گونه خاصی از موش‌ها تنها به ناحیه وایکینگ نشین نروژ تعلق دارند. دانشمندان با وصل کردن شواهد به یکدیگر یقین یافتند که وایکینگ‌ها نقش اساسی در گسترش این گونه موش‌ها در خارج از مرزهای نروژ داشته‌اند. البته این قبیله تنها باعث گسترش موش در سرتاسر دنیا نشده، بلکه گربه‌‌های نروژی را هم به مناطق دیگر انتقال داده است.

وایکینگ‌ها 25

تعیین سرنوشت به دستان والکری‌ها

همان‌طور که در بالاتر اشاره داشتیم گاهی به جنگجویان زنی که حاضر به نبرد در میدان‌های جتگ می‌شدند والکری می‌گفتند. اسطوره‌شناسی نورس‌ها می‌گوید والکری‌ها سربازان اودین بوده و اغلب در نقاشی‌ها و تصاویر ترسیم شده از آن دوران با سپر و لباس‌های زنجیری پوشیده شده از پر دیده می‌شوند. این زنان در واقع کسانی هستند که به جنگجویان از پا افتاده اهمیت داده و تصمیم می‌گرفتند که آن‌ها را به والهالا (Valhalla) یا مزرعه فلکونگ (Folkvang) فریا (رب‌النوع عشق و جنگ) بفرستند. تنها والکری‌ها حق داشتند تا در این مورد تصمیم بگیرند و تنها شجاع‌ترین و قوی‌ترین‌ها عازم والهالا می‌شدند.

بیشتر بخوانید:

وایکینگ‌ها 26

مسیریابی به وسیله سنگ خورشید

وایکینگ‌ها به صورت ذاتی مسیریاب‌های ماهری بودند، حتی زمانی که دیدشان بسیار محدود بوده و این موضوع همیشه یک معمای حل نشده برای مورخان باقی مانده است. عده‌ای عقیده دارند که وایکینگ‌ها با استفاده از سان استون یا همان سنگ خورشید قادر به پیدا کردن مسیر خود در هر شرایط جوی بوده‌اند. گفته می‌شود که آن‌ها با گرفتن این سنگ کریستالی به آسمان و حرکت دادن آن، میزان پلاریزه شدن نور را در مسیرهای مختلف سنجیده و به این طریق محل قرارگیری خورشید را تعیین می‌کردند.

وایکینگ‌ها 27

]]>
https://digiro.ir/unbelievable-facts-about-vikings/feed/ 0
بابا ونگا و نوستراداموس در مورد ویروس کرونا چه پیشگویی‌هایی داشتند؟ https://digiro.ir/what-did-nostradamus-and-baba-vanga-say-about-the-coronaviurs/ https://digiro.ir/what-did-nostradamus-and-baba-vanga-say-about-the-coronaviurs/#respond Sat, 16 May 2020 16:30:12 +0000 https://digiro.ir/?p=170661 بابا ونگا و نوستراداموس در مورد ویروس کرونا چه پیشگویی‌هایی داشتند؟مقالات مختلفی در اینترنت دست به دست می‌شوند با این موضوع که چگونه بابا ونگا و نوستراداموس در زمان گذشته شیوع ویروس کووید-19 (COVID-19) را پیش‌بینی کرده بودند، اما آیا واقعاً این چنین است؟ و آیا کسی واقعاً می‌تواند آینده را پیش‌بینی کند؟ از نظر علمی این موضوع همانند سفر به گذشته و آینده حداقل […]]]> بابا ونگا و نوستراداموس در مورد ویروس کرونا چه پیشگویی‌هایی داشتند؟

مقالات مختلفی در اینترنت دست به دست می‌شوند با این موضوع که چگونه بابا ونگا و نوستراداموس در زمان گذشته شیوع ویروس کووید-19 (COVID-19) را پیش‌بینی کرده بودند، اما آیا واقعاً این چنین است؟ و آیا کسی واقعاً می‌تواند آینده را پیش‌بینی کند؟ از نظر علمی این موضوع همانند سفر به گذشته و آینده حداقل تا به امروز کاملا غیرممکن بوده است.

با این وجود، میلیون‌ها انسان در سراسر جهان به پیش‌بینی های نوستراداموس و بابا ونگا اعتقاد دارند و برخی حتی ادعا کرده‌اند که نوستراداموس و بابا ونگا هر دو شیوع ویروس کرونا را که جهان را به تعطیلی کشانده است، پیش‌بینی کرده‌اند.

بابا ونگا

خیلی‌ها بابا ونگا را نمی‌شناسند. این زن به عنوان پیامبر بالکان (شبه جزیره‌ای است در جنوب شرقی اروپا) شناخته می‌شد و گرچه ممکن است پیش‌گویی‌های او به اندازه نوستراداموس معروف نباشد اما او نیز پیش‌بینی‌های متعددی در مورد آینده داشته است. نام کامل او ونگلیا پاندوا گوشتروا (Vangeliya Pandeva Gushterova) بوده، اما همه او را با نام بابا ونگا می‌شناختند که در اصل به معنی مادربزرگ ونگا است. وی در مقدونیه شمالی امروزی در سال 1911 متولد و در سال 1996 درگذشت. او در سنین جوانی بینایی خود را در یک طوفان وحشتناک از دست داد و اگرچه او توانایی دیدن را از دست داده بود، بسیاری اعتقاد دارند که بابا ونگا از توانایی دیدن آینده برخوردار بوده است.

او یکی از برجسته‌ترین پیش‌گویان اروپا بوده و ظاهراً 69 درصد از پیشگویی‌های وی صحیح است و گفته می‌شود وی انتخاب باراک اوباما را به عنوان رئیس جمهور آمریکا پیش‌بینی کرده بود! ونگا گفته بود که چهل و چهارمین رئیس جمهور آمریکا یک آفریقایی-آمریکایی خواهد بود. همچنین گفته می‌شود که وی حملات تروریستی 11 سپتامبر را نیز پیش‌بینی کرده بود:

وحشت، وحشت! برادران آمریکایی (اشاره به برج‌های دو قلو) پس از حمله پرندگان فولادی (هواپیمای مسافربری ربوده شده) سقوط خواهند کرد. گرگ‌ها در بوته زوزه می‌کشند (تصور می‌شود که اشاره‌ به رئیس جمهور آن زمان آمریکا جورج بوش داشته است) و خون بی‌گناهان جاری می‌شود.

بسیاری اعتقاد دارند او به درستی سرنوشت غم‌انگیز زیردریایی روسی کورسک (Kursk) را نیز در سال 2000 پیش بینی کرده است:

در اواخر قرن، در آگوست سال 1999 یا 2000، کورسک با آب پوشانده خواهد شد و تمام جهان بر فراز آن گریه خواهند کرد.

بسیاری معتقدند که بابا ونگا پیش‌بینی‌هایی نیز در مورد شیوع کووید-19 (COVID-19) داشته است. مطابق روزنامه انگلیسی دیلی استار (DailyStar)، ژیمناستیک کار بلغار به نام نشکا روبوا ادعا کرده است که به بابا ونگا یا نوستراداموس بالکان، این بیماری همه‌گیر فعلی را اندکی قبل از مرگش در سال 1996 پیش بینی کرده بود. طبق ادعای نشکا بابا ونگا به وی گفته بود که کرونا تمام اطراف ما را احاطه خواهد کرد. خانم روبوا در مورد پیش‎‌بینی ادعا شده گفت: وقتی سال‌ها پیش بابا ونگا را دیدار کردم، پیش‌بینی کرد کرونا تمام جهان را درگیر خود خواهد کرد.

نوستراداموس

میشل دو نوستردام فرانسوی که در زبان لاتین به او نوستراداموس می‌گویند، نویسنده و پیش‌گوی فرانسوی، برخی از قابل توجه‌ترین پیش‌بینی‌ها را داشته است و میلیون‌ها انسان در سراسر جهان معتقدند که اگر یک نفر در جهان توانایی پیش‌بینی آینده را داشته است، آن فرد نوستراداموس بوده است. پیش‌بینی‌های وی در کتابی به نام “Les Propheties” در سال 1555 منتشر شد. این کتاب اساساً مجموعه عظیمی از چند صد قسمت بوده که کنار هم قرار گرفته‌اند و مجموعه پیش‌گویی‌های نوستراداموس که همگی نیز به شیوه‌های رمزآمیز نوشته شده‌اند را تشکیل داده‌ است.

در اینجا به ذکر مشهورترین پیش‌گویی‌های نوستراداموس از میان تمام پیش‌گویی‌های انجام شده وی می‌پردازیم.

فرود آپولو بر سطح کره ماه:

او خواهد آمد تا به گوشه‌ای از ماه سفر کند و در یک سرزمین بیگانه اسیر می‌شود. میوه‌های نارسی که نشان از یک رسوایی و سرزنشی عظیم می‌دهند، در حالی که برای برخی دیگر تحسینی بزرگ به همراه دارد.

بمباران هیروشیما و ناگازاکی:

در نزدیکی دروازه‌ها و در دو شهر بلایی فرود می‌آید که تا قبل از آن هرگز دیده‌ نشده و وجود نداشته است. قحطی بسیار بزرگ؛ مردم به وسیله فولاد از بین می‌روند و گریه می‌کنند تا خدای جاویدان درد آن‌ها را تسکین ببخشد.

او پیش‌بینی‌های بزرگ دیگری نیز انجام داده است اما آیا در مورد بیماری همه‌گیر کنونی هم چیزی گفته است؟ آیا نوستراداموس بیماری کووید-19 (COVID-19) را پیش‌بینی کرده بود؟

سرمایه‌گذاری‌های بیهوده و شکایت‌های بی‌مورد، قایق‌هایی که در میانه سرزمین‌های لاتین قرار گرفته‌اند، سرما، گرسنگی، امواج و نه چندان دور تر از رود تیبر (سومین رود طولانی ایتالیا)، زمین آغشته به خون می‌گردند و گرفتاری‌های گوناگون به بشر روی خواهند آورد.

بسیاری معتقدند که جملات بالا به شیوع کووید-19 (COVID-19) در ایتالیا اشاره کرده است. نظر شما چیست؟

جمع‌بندی

پیش‌گویی‌های نوستراداموس و همچنین بابا ونگا را می‌توان به طرق مختلفی تفسیر کرد. مخصوصا پیش‌بینی نوستراداموس در مورد ویروس کرونا چنان مبهم است که می‌توانیم آن را به شیوه‌های مختلفی تفسیر کنیم؛ احتمالا می‌توانیم آن را حتی به گونه‌ای تفسیر کنیم که با هر گونه‌ شیوع و گرفتاری که در تاریخ جهان اتفاق افتاده است، مرتبط باشد. اما نه تنها این نوشته بلکه دیگر نوشته‌های نوستراداموس را نیز می‌توان به گونه‌ای تعبیر و تفسیر کرد که با اتفاقات مختلف جهان مطابقت داشته باشد.

همان‌طور که قبلاً توضیح داده شد، از زمان انتشار اثر نوستراداموس با نام Les Propheties، بیماری‌های مسری و همه‌گیر بسیاری جهان را درگیر کرده‌اند و این پیش‌گویی می‌توانسته به هر کدام از آن‌ها اشاره داشته باشد. این مسئله تاحدودی در مورد پیش‌گویی‌های بابا ونگا هم صادق است. تنها نوشته‌ای که به بابا ونگا نسبت داده شده، کتابی است که در سال 2010  با نام “The Weiser Field Guide to Paranormal” منتشر شد. کتابی که ادعا می‌شود ونگا تجزیه اتحاد جماهیر شوروی، فاجعه چرنوبیل، تاریخ دقیق مرگ استالین و موارد دیگری را پیش بینی کرده است.

با تمام این تفاسیر و بررسی متون بازمانده توسط متخصصان، ویروس کووید-19 (COVID-19) توسط بابا ونگا و نوستراداموس پیش‌بینی نشده است.

نظر شما در مورد این پیش‌گویی‌ها چیست؟ آیا باور دارید که بابا ونگا و نوستراداموس توانایی پیش‌گویی آینده را داشته‌اند؟ دیدگاه‌های خود را با ما به اشتراک بگذارید.

]]>
https://digiro.ir/what-did-nostradamus-and-baba-vanga-say-about-the-coronaviurs/feed/ 0
دوندگان اولتراماراتن چگونه خود را برای این مسابقات سخت آماده می‌کنند؟ https://digiro.ir/ultramarathon-training-methods/ https://digiro.ir/ultramarathon-training-methods/#respond Fri, 08 May 2020 08:30:16 +0000 https://digiro.ir/?p=167638 دوندگان اولتراماراتندوی ماراتن دیگر برای بسیاری کافی نیست و آنها چیزی بیشتر از آن می‌خواهند! حدود یک میلیون نفر در مسابقه دوی اولتراماراتن سال 2018 که به مسافت 42.1 کیلومتر برگزار شد، شرکت کردند و این نشان می‌دهد محبوبیت مسابقات اولتراماراتن به سرعت در حال افزایش است. همچنین میزان مشارکت در این مسابقه‌ها طی دو دهه […]]]> دوندگان اولتراماراتن

دوی ماراتن دیگر برای بسیاری کافی نیست و آنها چیزی بیشتر از آن می‌خواهند! حدود یک میلیون نفر در مسابقه دوی اولتراماراتن سال 2018 که به مسافت 42.1 کیلومتر برگزار شد، شرکت کردند و این نشان می‌دهد محبوبیت مسابقات اولتراماراتن به سرعت در حال افزایش است. همچنین میزان مشارکت در این مسابقه‌ها طی دو دهه گذشته بیش از 1000 درصد رشد داشته که باز هم نشان دهنده پررونق‌تر شدن اولتراماراتن‌ها است.

طول مسافت این مسابقات از 50 کیلومتر تا صدها کیلومتر متغیر بوده و می‌تواند حتی تا چند روز ادامه داشته باشند! البته بعضی از مسابقات اولتراماراتن هم بدین صورت برگزار می‌شوند که شرکت کننده باید در طی 24 ساعت حداکثر مسافتی که در توان دارد را طی کند. برای برنده شدن در این مسابقه باید بتوانید تقریباً بیشتر از هر کس دیگری در دنیا بدوید!

مسابقه اولتراماراتن

در بالاترین سطح این ورزش، نسل جدیدی از دوندگان حرفه‌ای و تمام وقت قرار دارند که در دویدن مسافت‌های بالا تخصص دارند. آن‌ها ساعت‌ها با سرعتی می‌دوند که بسیاری از دوندگان تفریحی تنها می‌توانند به مدت پنج یا ده کیلومتر در آن سرعت بدوند. رکورد جهانی دوی 160 کیلومتر مردان، با سرعت متوسط هر کیلومتر در 4 دقیقه و 14 ثانیه ثبت شده است. برای مقایسه بد نیست بدانید که سرعت متوسط مسابقه دوی 5 کیلومتر انگلستان برای آقایان هر کیلومتر در 5 دقیقه و 50 ثانیه بوده است.

خانم کامیل هرون (Camille Herron)، دونده آمریکایی که رکورد دوی 80 کیلومتر، دوی 160 کیلومتر، دوی 12 ساعته و همچنین دوی 24 ساعته را در اختیار دارد، می‌گوید: “هیچ یک از رکوردهای جهانی‌ای که من در مسابفات به دست آوردم به نظر من بهترین نبوده‌اند.” در آخرین مورد، در پایان سال 2019 او بیش از 270 کیلومتر را با سرعت هر کیلومتر در 5 دقیقه و 20 ثانیه دوید. در هنگام آماده شدن برای چنین مسابقات طولانی‌ای، ورزشکاران اغلب تمرینات سبک‌تری را نسبت به شرایط اصلی مسابقه برای آمادگی خود انجام می‌دهند.

دوی اولتراماراتن

اما تمرین دوندگان اولتراماراتن‌ها بسیار بیشتر است. هرون پیش ازشکستن رکورد جهانی دوی 24 ساعته‌، بیش از 1600 کیلومتر را در طی دو ماه دویده و برای آماده شدن برای مسابقه، 15 هفته به تمرین پرداخته بود. او اولین ماه این تمریناتش را پس از یک دوره استراحت، به تمرینات تناسب اندام اختصاص داده بود. هرون می‌گوید طولانی‌ترین تمرین دوی خود را همیشه حدود 25 تا 35 کیلومتر در نظر گرفته است و اعتقاد دارد دویدن طولانی‌تر از این مقادیر برای تمرین، فایده زیادی برای او نخواهد داشت.

در کل، او حدود 160 تا 190 کیلومتر در هفته به تمرین پرداخته و دویده است. هرون موفقیت‌های خود را به تمرینات مکرر دوی سرعت که بین تمرینات دوی استقامتی خود جا داده بود، نسبت می‌دهد. او برای تقویت قدرت استقامتی خود، مدت زمان کوتاهی، مثلاً 90 ثانیه، با سرعتی بسیار سریع می‌دود و پس از آن استراحت کوچکی به خود می‌دهد. این روند تا 16 بار در یک تمرین قابل تکرار است و جلسات دیگر شامل مدت زمان طولانی‌تری هستند. همچنین در بخش‌هایی از تمرینات او ضربان قلبش را به 80 تا 90 درصد حداکثر ضربان قلب خود می‌رساند.

مسابقه دوی اولتراماراتن

اما چه دلیلی دارد که دوندگان با چنین سرعت‌های بالایی تمرین کنند، در حالی که در دوی طاقت‌فرسای اولتراماراتن، آن‌ها باید با سرعتی به مراتب پایین‌تر حرکت کنند؟ تحقیقات نشان داده است دونده‌هایی که در مسافت‌های کوتاه‌تر سرعت بیشتری دارند، شانس بیشتری برای پیروزی در اولتراماراتن نیز خواهند داشت. دو مطالعه در این زمینه نشان داده است که ارتباط تنگاتنگی بین سرعت بالا و توانایی حفظ عملکرد در مسافت‌های طولانی‌تر وجود دارد.

هرون می گوید: “این تمرینات کمک می‌کنند تا سقف عملکرد من همزمان با سرعت پاهای من بالاتر برود.” البته دلیل بزرگ دیگری نیز وجود دارد که دوندگان اولتراماراتن از انجام تمرینات بسیار شدید خودداری می‌کنند و آن هم تاثیر این فعالیت‌ها بر بدن است. طبق مطالعات انجام شده بر روی 700 دونده، تمرینات سنگین باعث آسیب‌های فیزیکی شدید در برخی نقاط بدن می‌شود. این موارد شامل مشکلات عضلانی و اسکلتی، قلبی، کبدی، کلیوی و به علاوه مشکلات ایمنی و تنفسی است. همچنین به پایان رساندن یک دوی اولتراماراتن فواید سلامتی‌ چندانی حداقل در کوتاه مدت ندارد. بر اساس نتایج مطالعات، مزایای فیزیولوژیکی دویدن مسافت‌های طولانی، پس از طی حدود 48 کیلومتر کاهش می‌یابد.

مسیر دوی اولتراماراتن

جیم والمسلی (Jim Walmsley)، دونده اولتراماراتن آمریکایی که احتمالا مسافت طی شده بیشتری را نسبت به هر دونده دیگری در کارنامه خود دارد، از اواخر ماه نوامبر 2019، کمترین مسافتی که در یک هفته طی کرده است 136 کیلومتر بوده است! با این حال، او بیشتر هفته‌ها به طور متوسط 190 کیلومتر را می‌دود. والمسلی می‌گوید: “من تمرینات و دویدن‌های طولانی را برتمرینات بیشتر و کوتاه‌تر ترجیح می‌دهم. این تمرینات شامل انجام چندین دو در هفته و در حدود مسافت کامل یک دوی ماراتن (42 کیلومتر) است. او می‌گوید: “شما باید قبل از مسابقه حسابی سر حال و آماده باشید و من هر هفته یک تا دو تمرین کاملاً قدرتی و مناسب را انجام می‌دهم.”

اگر دونده‌ها بخواهند تمرینات فوق سنگین انجام دهند حتما باید به یاد داشته باشند که مواد غذایی مناسب و کافی را در برنامه خود داشته باشند تا بتوانند عملکرد خود را حفظ کرده و ارتقا دهند. دوندگان حرفه‌ای معمولاً دو تا سه مسابقه در سال دارند و تمرینات خود را مطابق با این مسابقه‌ها انجام می‌دهند. والمسلی خود را برای دوی اولتراماراتن کومارد آماده می‌کند. این بزرگترین دوی اولتراماراتن در جهان است که حدود 25000 شرکت کننده دارد و برخلاف بسیاری از مسابقات سخت و سنگین، تمام طول 90 کیلومتری آن در جاده‌ها طی می‌شود.

اولتراماراتن

بر خلاف ماراتن‌های سنتی که بیشتر در جاده‌های آسفالت برگزار می‌شوند، مسابقات اولترا ماراتون می‌توانند بسیار متفاوت باشند. این مسابقات می‌توانند در سطوح گل آلود، شامل عبور از شن و ماسه‌ها و حتی گاهی اوقات عبور از رودخانه باشند. اگر یک ورزشکار در حال آماده سازی برای یک مسابقه کوهستانی باشد، برای ایجاد قدرت کافی در خود، تپه‌های متعددی را برای تمرینات خود انتخاب و از روی ‌آن‌ها می‌دوند. آن‌ها همچنین مسیرهایی را که در مسابقه پیش رو خواهند داشت، شبیه‌سازی می‌کنند.

دونده معروف انگلستانی، تام اوانز (Tom Evans) پیش از اولین مسابقه 161 کیلومتری خود، طول و شیب سه تپه در مسیر خود را شبیه‌سازی کرده بود و سرعت و نوع گام برداشتن‌های لازم برای پیروزی را تاحدودی محاسبه کرده بود. وی جزئیات را یادداشت می‌کرد، به عنوان مثال او روی برگه‌ای نوشته بود، یک کیلومتر با شیب 9 درصد و با سرعت 12 کیلومتر در ساعت و آن را در یک کمپ تمرینی در اتیوپی رویتردمیل انجام می‌داد. ایوانز می گوید: “این بدین معنی نیست که شما هر آنچه هست را شبیه‌سازی و پیاده می‌کنید، شما تنها به بدنتان مقداری از آنچه را که پیش رو خواهد داشت، نشان می‌دهید.”

مناظر طبیعی در اولتراماراتن

البته در مسابقات اولتراماراتن تنها مسئله فشارهای جسمی مطرح نیست. برای طی کردن مسافت 160 کیلومتری با پای پیاده یا طی یک مسیر 24 ساعته مداوم باید ورزشکار از نظر ذهنی هم در سطح بالایی قرار داشته باشد. به عنوان نمونه، هرون می‌گوید که در اولین دوی 12 ساعته خود، از نظر ذهنی آمادگی خوبی برای طی مسافت زیاد نداشت. اما او می‌دانست که باید همزمان با آماده‌سازی فیزیکی، در ذهن خود هم آمادگی لازم برای پیروزی در چنین مسابقه طاقت‌فرسایی را به دست بیاورد و برای این کار یک استراتژی ویژه طرح‌ریزی کرد. او سعی کرد در مسابقات و تمرین‌ها، روی ساعت مچی خود که قرار بود هر از گاهی یک بوق بزند، تمرکز داشته باشد. بوق زدن ساعت به او یادآوری می‌کرد که تغذیه خود را مصرف کند. همچنین او پی برد که باید حواس خود را در طول مسابقه پرت کند چون حواس پرتی به گذر زمان کمک می‌کند.

کورتنی دووالتر (Courtney Dauwalter) برنده مسابقه‌هایی شده که طول مسافت آن‌ها حتی تا 385 کیلومتر هم می‌رسد. او می‌گوید مسابقه‌هایی که در آن‌ها باید صدها بار یک مسیر مشخص را تکرار کنید، می‌توانند بار روانی زیادی را به شما وارد کنند. به گفته این دونده اولتراماراتن: “شما سعی می‌کنید از هر دقیقه برای حرکت به سمت جلو استفاده کنید اما هیچ منظره زیبا و خاصی برای پرت کردن حواس شما وجود ندارد و پس از چند دور همه چیز برای شما تکراری می‌شود.” حتی مواقعی وجود دارد که خستگی می‌تواند باعث ایجاد توهم در دونده شود! در یک مسابقه 265 کیلومتری، داوالتر دچار توهم شده بود. او می‌گوید توله سگ‌هایی را می‌دیده که اطراف او در حال چرخش بودند و اشیاء اطراف او همانند درختان و صخره‌ها را دارای چهره تصور می‌کرده است!

مسابقات طاقت‌فرسای اولتراماراتن

روش‌های زیادی برای مقابله با کمبود خواب و خستگی وجود ندارد، اما دووالتر می‌گوید در حال آزمایش کردن چرت زدن‌های کوتاه در برخی از مسابقات پیش رویش است. در تمرینات و مسابقهات اولتراماراتن، دوندگان وقت زیادی را به تنهایی می‌گذرانند و این هم می‌تواند یکی دیگر از مشکلاتشان باشد. دووالتر می‌گوید: “ساعت‌ها در مسیر باید فکر کنید و افکار زیادی به شما هجوم می‌آورند. گاهی اوقات اصلاً چیزی در ذهنم نیست و گاهی اوقات همه خاطرات، دغدغه‌ها و مشکلاتی که با آنها سر و کار دارم، ذهنم را پر می‌کنند. اما من واقعاً عاشق سکوت هستم و گاهی اوقات فقط اجازه می‌دهم که سکوت تمام ذهن من را در بر گیرد.”

]]>
https://digiro.ir/ultramarathon-training-methods/feed/ 0
با خطرناک ترین جاذبه های گردشگری جهان آشنا شوید (قسمت دوم) https://digiro.ir/deadliest-tourist-attractions-part-2/ https://digiro.ir/deadliest-tourist-attractions-part-2/#respond Mon, 04 May 2020 10:50:00 +0000 https://digiro.ir/?p=170530 خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان قسمت دومگردشگران را به طور کلی می‌توان به دو گروه عمده تقسیم‌بندی کرد: کسانی که هدف‌شان از سفر کردن به نقاط دیدنی جهان، تماشای مناظر طبیعی و آثار هنرمندان مختلف و رسیدن به آرامش است و عده‌ای که قصد دارند ماجراهای هیجان‌انگیز را تجربه کنند. در این بین، دسته دوم معمولاً‌ با خطرات و تهدیدهای جانی […]]]> خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان قسمت دوم

گردشگران را به طور کلی می‌توان به دو گروه عمده تقسیم‌بندی کرد: کسانی که هدف‌شان از سفر کردن به نقاط دیدنی جهان، تماشای مناظر طبیعی و آثار هنرمندان مختلف و رسیدن به آرامش است و عده‌ای که قصد دارند ماجراهای هیجان‌انگیز را تجربه کنند. در این بین، دسته دوم معمولاً‌ با خطرات و تهدیدهای جانی بیشتری مواجه هستند و باید نکات ایمنی را با دقت بیشتری رعایت کنند.

پیش‌تر در دیجی رو مقاله‌ای با عنوان خطرناک ترین جاذبه های گردشگری جهان را منتشر کرده بودیم که با استقبال خوبی از جانب کاربران سایت مواجه شده بود و در مطلب پیش رو نیز قصد داریم دومین بخش از این مقاله را خدمت شما ارائه کنیم. پس اگر دوست دارید بدانید گردشگران ماجراجو و هیجان‌طلب به چه نقاطی از این کره خاکی سفر می‌کنند، در ادامه با ما همراه باشید.

کوه اورست، نپال (Mount Everest, Nepal)

فتح قله‌ی اورست، آرزوی هر کوهنوردی است اما اکثر افراد هیچ‌گاه به بالاترین نقطه‌ی بزرگ‌ترین کوهستان جهان نمی‌رسند. در حقیقت بیش از 300 کوهنورد در شش دهه‌ی اخیر جان خود را در هنگام تلاش برای صعود از این کوه از دست داده‌اند.

کوه  اورست

تهدیداتی نظیر خستگی شدید، بیماری در ارتفاعات به دور از تجهیزات، تغییرات ناگهانی شرایط هوا، وزش بادهای شدید و همچنین بهمن‌های سنگین جان کوهنوردها را در طی این مسیر تهدید می‌کند. همچنین در صورتی که افراد جان خود را از دست بدهند، جسدهایشان در کوهستان باقی می‌ماند زیرا برگرداندن آن‌ها بسیار خطرناک بوده و همچنین گران تمام خواهد شد.

رودخانه‌ ادلاید، استرالیا (Adelaide River, Australia)

در شمال استرالیا، رودخانه‌ی آدلاید یک مکان پرطرفدارن برای شکار پرنده، قایقرانی و همچنین ماهیگیری است که متاسفانه کوسه‌های نر بسیار بزرگی نیز در آن زندگی می‌کنند. بیشتر افراد بومی این منطقه نگران حمله‌ی کروکدیل‌های غول پیکری هستند که در این محل زندگی می‌کنند. البته ناگفته نماند که حمله‌ی تمساح تاکنون در رودخانه‌ی آدلاید خیلی شایع نبوده است اما در سال 2009 یک پسربچه هنگام ماهیگیری مورد حمله‌ی تمساح قرار گرفت و جان خود را از دست داد این درحالیست که عده‌ای از قایق‌های توریستی نیز در گذشته، مورد حمله‌ی این تمساح‌ها قرار گرفته‌اند.

رودخانه‌ی ادلاید

یکی از بدنام‌ترین و خطرناک‌ترین این کروکدیل‌ها ” مایکل جکسون ” لقب گرفته است و در تاریخ زندگی خود موجب جراحات جدی‌ شده و حتی یک ماهیگیر را در سال 2014 کشته است.

دریاچه‌ جوشان، دومینیکا (Boiling Lake, Dominica)

این دریاچه یکی دیگر از مکان‌های بسیار خطرناک برای شنا به شمار می‌آید. حباب‌ها و رنگ آبی این دریاچه به همراه چاشنی ابرهایی که روی سطح آن ایجاد شده‌اند نظر هر توریستی را به خود جلب می‌کند اما نزدیک شدن بیش از حد به این مکان می‌تواند یک اشتباه غیرقابل جبران تبدیل شود.

دریاچه‌ی جوشان

در واقع در برخی از قسمت‌ها دمای آب این دریاچه به 197 درجه‌ی فارنهایت نیز می‌رسد. ممکن است بپرسید وسط دریاچه چه دمایی دارد؟ اما دانشمندان برای این سئوال، تاکنون جوابی به دست نیاورده‌اند زیرا تحقیق در مورد آن بسیار خطرناک است. وسط این دریاچه عملا در حال جوشیدن است بنابراین پیش‌بینی می‌شود دما حتی بیشر از 197 درجه باشد. اگر قصد از دست دادن دست و پایتان را ندارید، به مشا توصیه می‌کنیم حتما از این دریاچه‌ی جوشان فاصله بگیرید.

پارک ملی دره مرگ، کالیفرنیا (Death Valley National Park, California)

شاید حتی نام این پارک به قدری برایتان ترسناک بیاید که دوست نداشته باشید به آن نزدیک شوید. اما جالب است بدایند هر سال نزدیک به یک میلیون بازدید کننده به این منطقه رفته و از این تجربه لذت می‌برند.

پارک ملی دره‌ی مرگ

آسمان شب این پارک چشم‌هایتان را با ستاره‌های درخشان خود نوازش می‌دهد اما دلیل این‌که نام این پارک را دره‌ی مرگ گذاشته‌اند به این خاطر است که در طی سال‌های پیاپی عده‌ی زیادی در آن کشته شده و یا حتی ناپدید شدند. دمای این منطقه به 134 درجه‌ی فارنهایت هم می‌رسد و اغلب دارای آب و هوای گرم و شرجیست. مسیرهای ایزوله شده و همچنین نواحی چالش‌ برانگیز این پار آن را به مکانی خطرناک برای بازدید کننده‌ها تبدیل کرده است. در 15 سال اخیر بیشتر از دوازده نفر در این پارک به دلیل گرمازدگی کشته شدند.

گاوبازی، اسپانیا (Running of the Bulls, Spain)

گاوبازی در اسپانیا یکی از سنت‌های دیرینه‌ این کشور به شمار می‌آید. هر سال در طول تابستان در پمپلونا، ده گاو نر را در خیابان رها می‌کنند. در واقع هدف از این کار پیشی گرفتن انسان از گاوهاست اما اکثر مردم بعد از شرکت در این مراسم، این تجربه را بسیار سخت و چالش‌ برانگیز تلقی می‌کنند.

اجرای گاو نر

هر سال عده‌ی زیادی بر اثر حملات پی در پی حیوانات و یا حتی شلوغی جمعیت شرکت کننده به شدت آسیب می‌بینند. از سال 1910 میلادی تا به حال 15 نفر جان خود را بر اثر شاخ زدن گاوها از دست داده‌اند.

ساحل هاناکاپای، هاوایی (Hanakapiai Beach, Hawaii)

این ساحل با داشتن آب‌های تمیز و سواحل گرم و شنی وسوسه‌انگیز خود یکی از خطرناک‌ترین‌های لیست امروز به شمار می‌آید. هاناکاپای در امتداد ساحل ناپالی قرار گرفته و همچنین شاهد قدرتمندترین موج‌ها و جریان‌های شکاف در این منطقه هستیم. اگر هوس کنید در این دریا شنا کنید، برگشتن دوباره به ساحل خشک بسیار برایتان سخت خواهد بود زیرا نزدیک‌ترین و ایمن‌ترین ساحل حداقل شش مایل با شما فاصله دارد. تاکنون پانزده نفر در این دریا غرق شده‌اند.

ساحل هاناکاپای

سرزمین فرشته‌ها، یوتا (Angels Landing, Utah)

سرزمین فرشته‌ها در پارک ملی زیون در جنوب غربی یوتا واقع شده است. این قسمت در واقع قدمت دیرینه دارد و توریست‌ها و صخره‌نوردهای بسیاری را به خود جذب کرده است. از سال 2004 تا به حال هشت نفر به علت سقوط در این منطقه جان خود را از دست داده‌اند.

زمین فرشته‌ها

ساحل بوا ویاگم، برزیل (Praia De Boa Viagem, Brazil)

این مکان مقصد نهایی برای افرادی است که به رفتن به ساحل و البته کوسه‌ها علاقه‌ی زیادی دارند. 56 حمله‌ی کوسه بین سال‌های 1992 و 2012 گزارش شده که یک سوم آن‌ها به مرگ قربانیان منجر شده است. بیشتر این حمله‌ها توسط کوسه‌های نر و همچنین کوسه‌های ببری بوده. این ساحل به قدری خطرناک تلقی می‌شود که هیچ غریق نجاتی در آنجا به فعالیت نمی‌پردازد!

خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان 1

یوکاتان سنوت، مکزیک (The Yucatan Cenotes, Mexico)

این غار یکی از خطرناک‌ترین و ترسناک‌ترین مکان‌هایی است که امروز در این لیست به شما معرفی می‌کنیم. یوکاتان سنوت یکی از خطرناک‌ترین غارهای زیرآبی جهان است. غواصان از پیچ و تاب‌های به شدت تاریک آن رد شده و بعضا مجبور می‌شوند به سختی از فضای بسیار تنگی که در این غار وجود دارد خود را عبور دهند.

یوکاتان سنوت

مسیرهای این غار به قدری غمیق و گیج‌کننده است که شناگران ممکن است گم شده و مسیر خروجی را پیدا نکنند. در بدو ورود به این غار تابلویی نصب شده که به غواصان این هشدار را می‌دهد که ممکن است در آن کشته شوند!

پارک ملی یلوستون، وایومینگ، مونتانا و آیداهو (Yellowstone National Park, Wyoming, Montana and Idaho)

پارک ملی یلوستون واقع در وایومینگ، مونتانا و آیداهو اولین پارک ملی افتتاح دشه در آمریکا بود. این پارک وحشی به دلیل داشتن آبشارهای قدیمی و چشمه‌های آب گرم جوشانش بسیار معروف است. اما آیا واقعا این مناظر دلفریب و جذاب می‌تواند تهدیدی برای  جان توریست‌ها باشد؟

پارک ملی یلوستون

علائم هشدار بسیار در سرتاسر این پارک وجود دارد اما برخی از بازدیدکنندگان آن‌ها را نادیده گرفته و همین موضوع باعث سرگردانی و حتی گم شدن آن‌ها در طول مسیر ‌می‌شود. آب‌های این پارک تقریبا 250 درجه‌ی فارنهایت گرما دارند و تاکنون 20 بازدید کننده بر اثر سقوط در آب‌های جوشان این پارک ملی جان خود را از دست داده‌اند.

تور آتشفشانی، هاوایی (Volcano Tours, Hawaii)

بین سال‌های 1992 تا 2002 در پارک ملی آتشفشان هاوایی 40 مرگ و 35 مصدوم جدی گزارش شد. کوهنوردانی که به اندازه‌ی کافی مجهز نباشند به راحتی راه خود را گم کرده و قربانی خطرات موجود در راه می‌شوند.

تور آتشفشانی

همچنین توریست‌هایی که قصد بازدید از این منطقه را دارند باید مذاب‌های آتشفشانی را نیز در نظر بگیرند. ترکیب سمی هیدروکلریک اسید، هیدروژن سولفید و دی اکسید کربن ناشی از این گدازه‌ها می‌تواند باعث بروز مشکلات تنفسی، آسیب چشم و پوست شود.

حتی تورهای هلیکوپتری در این منطقه نیز بسیار خطرناک هستند زیرا با گدازه‌های ناشی از آتشفشان‌ها برخورد کرده و همین موضوع باعث سقوطشان می‌شود. در حقیقت تاکنون 60 هلیکوپتر سقوط کرده و 17 کشته به جای گذاشته است.

کوه واشینگتن، نیو همپشایر (Mount Washington, New Hampshire)

این کوه با داشتن 6288.2 فوت ارتفاع، در واقع بلند‌ترین قله‌ی شمال شرقی آمریکاست و در لیست خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان لیست دیجی‌رو قرار گرفته است. کوهنوردان، دوچرخه‌سواران و اسکی بازان زیادی تا به حال از این کوه دیدن کرده‌اند اما این سفر خطراتی را نیز به همراه دارد. از سال 1849 تا به حال 150 نفر جان خود را در این کوه به دلایلی نظیر سقوط، حمله‌ی قلبی و سرمازدگی از دست داده‌اند.

کوه واشینگتن

توریست‌های این منطقه حتما باید مراقب باد‌های خطرناک این منطقه باشند. سرعت این بادها به 231 مایل بر ساعت نیز رسیده است. همچنین سرعت تغییرات آب و هوایی در کوه واشنگتن بسیار زیاد بوده و هر ساله وقوع صد بهمن در این کوه به ثبت می‌رسد.

آبشار ویکتوریا، زیمبابوه (Victoria Falls, Zimbabwe)

هر سال یک توریست در آبشار ویکتوریا سقوط کرده و جان خود را از دست می‌دهد. بیشتر تلفات جانی در این ناحیه بر اثر از دست دادن تعادل در نزدیکی آبشار بوده، اگرچه که برخی از مرگ‌های گزارش شده نیز ناشی از شنا در آن گزارش شده است.

آبشار ویکتوریا

با هر بار شنا در استخر شیطان واقع در آبشار ویکتوریا، توریست‌ها با خطر مرگ روبه‌رو هستند. متاسفانه در سال 2009 یک راهنمای تور پس از نجات یکی از توریست‌هایش در این آبشار جان خود را از دست داد.

تور چرنوبیل، اوکراین (Chernobyl Tours, Ukraine)

فاجعه‌ی چرنوبیل سال 1986 یکی از بدترین حوادث هسته‌ای در طول تاریخ به شمار می‌آید. در نتیجه‌ی این اتفاق، اکنون شهر پریپات برای بازدید عموم بسته و تخلیه شد. انفجار در چرنوبیل بلافاصله موجب مرگ پنجاه و چهار نفر شد اما سازمان ملل بر این باور است که چهار هزار نفر در اثر تشعشعات ناشی از آن جان باختند.

تور چرنوبیل

به دلیل علاقه‌ی زیاد بازدید از این منطقه مقامات تصمیم گرفتند تا این منطقه را حفظ کنند. تورهایی که از این منطقه بازدید می‌کنند به شدت کنترل شده بوده و هیچکس مجاز به خوردن غذا و لمس گیاهان در فضای باز این منطقه نیست. آیا شما حاضر به ریسک بازدید از این منطقه هستید؟

ترولتانگا، نروژ (Trolltunga, Norway)

صخره‌گاه ترولتانگا با ارتفاع 3600 فوت بالای سطح دریا در شهرستان هوردالند قرار گرفته است. این محل یکی از محبوب‌ترین صخره‌های نروژ بوده و منظره‌ی نفس‌گیر و بی‌نظیر ارتفاعات آن قطعا برای هر گردشگری جذاب است. هر ساله 80 هزار کوهنورد طی یک سفر دوازده ساعته خودشان را به صخره‌های ترولتانگا می‌رسانند اما نکته‌ی قابل توجه در این سفر، مرگبار بودن آن است.

ترولتانگا

این صخره فاقد ریل ایمنی است به همین علت نیز ممکن است باعث سقوط افراد شود. هرساله چهل ماموریت نجات به این منطقه صورت می‌گیرد و متاسفانه در سال 2015 یک زن جان خود را بر اثر سقوط از دست داد. به نظر شما خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان کدام یک از موارد لیست بالا هستند؟ نظرات خود را با دیجی‌رو به اشتراک بگذارید.

]]>
https://digiro.ir/deadliest-tourist-attractions-part-2/feed/ 0
با خطرناک ترین جاذبه های گردشگری جهان آشنا شوید (قسمت اول) https://digiro.ir/deadliest-tourist-attractions-part-1/ https://digiro.ir/deadliest-tourist-attractions-part-1/#respond Sun, 03 May 2020 07:24:32 +0000 https://digiro.ir/?p=166085 خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان قسمت اولوقتی صحبت از تعطیلات و سفر به میان می‌آید، سلیقه‌‌ها با هم متفاوت است؛ برخی رفتن به شهرهایی با بافت قدیمی را ترجیح می‌دهند و عده دیگر علاقه‌مندند تا از طبیعت و فضای سبزش نهایت لذت را ببرند. به طور کلی اکثر افراد علاقه دارند تا در طول تعطیلاتشان با خانواده و عزیزان استراحت کرده […]]]> خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان قسمت اول

وقتی صحبت از تعطیلات و سفر به میان می‌آید، سلیقه‌‌ها با هم متفاوت است؛ برخی رفتن به شهرهایی با بافت قدیمی را ترجیح می‌دهند و عده دیگر علاقه‌مندند تا از طبیعت و فضای سبزش نهایت لذت را ببرند. به طور کلی اکثر افراد علاقه دارند تا در طول تعطیلاتشان با خانواده و عزیزان استراحت کرده و آرامش را تجربه کنند اما در این میان عده‌ای هم دوست دارند تا هیجان و آدرنالین ناشی از یک تعطیلات جذاب اما خطرناک را با تمام وجود لمس کنند. این ایده در نگاه اول هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد اما بروز کوچک‌ترین خللی در برنامه ممکن است به قیمت جان افراد تمام شود! پس اگر ایده رفتن به چنین تعطیلاتی را در ذهن دارید، توصیه می‌کنیم کمی بیشتر تامل کرده و همه جوانب آن را بررسی کنید.

جالب است بدانید با وجود داستان‌های ترسناک و ناراحت‌کننده از تجربه‌ی افراد در این زمینه، مسافران از رفتن به این مناطق به هیچ عنوان ابایی ندارند، به همین علت هم در ادامه قصد داریم خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری جهان را به شما معرفی کنیم. با دیجی‌رو همراه باشید.

پارک ملی یوزمیت، کالیفرنیا (Yosemite National Park’s Half Dome, California)

این پارک در کوهستان‌های سیرا نوادا (Sierra Nevada) کالیفرنیا واقع شده و بیشتر به خاطر داشتن درختان غول‌پیکر سکویا، صخره‌های گرانیتی و  آبشار‌های چشم‌نوازش معروف است. همچنین این منطقه به علت داشتن سراشیبی نیمه گمبدی و شیب‌دار که حدود 5000 فوت ارتفاع دارد، به عنوان یکی از خطرناک‌ترین جاذبه‌های گردشگری نیز شناخته می‌باشد.

پارک ملی یوزمیت کالیفرنیا

12 نفر در بین سال‌های 2005 و 2015 میلادی در این محل فوت کردند، همچنین 290 تصادف و 140 ماموریت برای نجات افراد در این منطقه گزارش شده است. اگر قصد رفتن به این منطقه را دارید باید بدانید که بالا رفتن از این سراشیبی یک روز زمان می‌برد و 400 فوت پایانی آن تقریبا عمود است و برای بالا رفتن از آن حتما باید از کابل استفاده شود. در حال حاضر به این منطقه لقب ” تخت سنگ مرگ” را داده‌اند.

هنگامی که این سراشیبی گمبدی شکل بر اثر بارش باران مرطوب شود، احتمال این‌که کوهنوردان به راحتی سر خورده و بیوفتند بسیار بالا می‌رود اما با این حال احتمال خطر حتی زمانی‌که سطح کوه کاملا خشک است نیز وجود دارد. متاسفانه به تازگی در سال 2019 یکی از کوهنوردان بعد از افتادن از ارتفاع 500 فوتی این گنبد، جان خود را از دست داد.

باغ سمی، انگلستان (The Poison Garden, England)

پشت دروازه‌های سیاه باغ آلنویک (Alnwick Garden) پارکی با گیاهان کشنده قرار داد. صاحب این پارک دوشس امبرلند شمالی یعنی جین پرسی (Jane Percy) است که بر این باور بود که مردم به گیاهان سمی علاقه نشان خواهند داد که البته کاملا حق با اوست!

باغ سمی انگلستان

هر سال حدود 80 هزار نفر از این باغ دیدن می‌کنند و 100 نوع گیاه سمی و کشنده در آن پرورش پیدا می‌کند. افرادی که از باغ سمی دیدن می‌کنند به هیچ عنوان حق لمس کردن گیاهان را ندارند اما این گیاهان به هر حال گازهای بسیار سمی از خود متصاعد می‌کنند که به کررات باعث شده تا بازدیدکنندگان از حال بروند.

راه‌پله‌های رو به بهشت، هاوایی (Stairway to Heaven, Hawaii)

راه‌پله‌های بهشتی در جزیره‌ی اوهایو قرار گرفته و به عنوان یکی از جاده‌های پیاده‌روی سخت و خطرناک شناخته می‌شود که از 3922 عدد پله تشکیل شده است. در دهه‌ی 1940 این مکان در واقع یک پایگاه دریایی بوده اما در دهه‌ی 1950 این پایگاه به طور کامل از بین رفت، همچنین این مسیر و ایستگاهش در سال 1987 برای عموم بسته شد.

راه‌پله‌هایی رو به بهشت هاوایی

با وجود این‌که در سر در ورودی این محل تابلو “وارد نشوید” قرار داده شده اما این موضوع به هیچ عنوان مردم را از رفتن به این محل باز نمی‌دارد. رفتن به این محل کاملا غیرقانونی است اما پلیس 135 عدد بلیط اجازه‌ی عبور بین ماه‌های ژوئن و دسامبر سال 2014 برای مردم صادر کرد. تا به حال عده‌ی زیادی در طول این مسیر صدمه دیدن و برخی دیگر نیز حتی با مرگ دست و پنجه نرم کرده‌اند اما باز هم عده‌ی زیادی علاقه دارند تا از این محل بازدید کنند.

جزیره‌ی کمودو، اندونزی (Komodo Island, Indonesia)

این جزیره پر شده از مارمولک‌های غول‌ پیکر و سمی و به غیر از آن هم 6 هزار سوسمار کومودو در آن زندگی می‌کنند. این مکان بیشتر برای غواصی کردن و همچنین دیدن بزرگ‌ترین مارمولک دنیا معروف شده است. مسافران امکان بازدید پارک ملی کومودو را دارند اما بین سال‌های 1974 تا 2012، 24 مورد حمله‌ به انسان گزارش شده که 5 مورد از آن‌ها منجر به مرگ شد.

جزیره‌ی کمودو، اندونزی

نکته‌ی حائز اهمیتی که قبل از رفتن به جزیره‌ی کمودو باید بدانید این است که افرادی که به هر شکلی جراحت و خونریزی دارند باید بسیار احتیاط کنند زیرا سوسمارهای کمودو نسبت به خون حس بویایی بسیار قوی‌ای داشته و جذب آن می‌شوند.

رودخانه کلرادو، کلرادو (Colorado River, Colorado)

قایق سواری در رودخانه‌ی کلرادو یکی از مهیج‌ترین و محبوب‌ترین جاذبه‌های گردشگری است. قدرت آب این رودخانه بسیار زیاد بوده و همین موضوع باعث شده تا قایق سواری در آن برای مسافران ریسک‌پذیر بسیار جذاب تلقی شود؛ البته باید در نظر داشت که قدرت آن هنگام آب شدن برف روی کوه‌های کلرادو شدت گرفته و باعث هر چه سریع‌تر شدن جریان رودخانه می‌شود.

رودخانه‌ی کالرادو

متاسفانه تاکنون تصادفات، صدمات و تلفات بسیاری از این رودخانه به ثبت رسیده، در سال 2007، دوازده نفر جان خود را بر اثر قایق‌سواری در رودخانه کلرادو از دست داده و 176 نفر آسیب‌دیدگی‌های شدید داشتند. مقامات به مسافران توصیه می‌کنند که تا زمانی‌که از جریان‌ آب رودخانه‌ای اطلاعات کافی به دستشان نرسیده و نیروهای نجات اعلام آمادگی نکردند، هرگز به این محل نروند.

صخره‌های موهر، ایرلند (Cliffs of Moher, Ireland)

صخره‌های موهر، به خاطر داشتن زمین‌های سرسبز و منظره‌ی حیرت‌انگیز اقیانوس اطلس بسیار مورد توجه و علاقه‌ی گردشگران قرار گرفته است. این صخره‌ها در جنوب غربی ایرلند واقع شده‌اند و در آن زیبایی بسیار هم خطرناک هستند. ترکیب مرگ‌بار بادهای بسیار قدرتمند و ریل‌های بدون مانع جان بازدیدکنندگان را به شدت تهدید می‌کند.

صخره‌های موهر، ایرلند

در سال 2006 هنگامی که باد جسم یک مسافر را به شدت تکان می‌داد، باعث مرگ وی شد. بارندگی‌های شدید و مه‌های غلیظ سطح این صخره‌ها را به شدت لغزنده ساخته و باعث می‌شود به راحتی از روی آن سر بخورید.

الکامینیتو دل ری، اسپانیا  (El Caminito Del Rey, Spain)

الکامینیتو دل ری در ابتدا مسیری برای حمل و نقل کالا توسط کارگران بود. زمانی‌که پادشاه اسپانیا یعنی آلفانسو سیزدهم در سال 1921 از این مسیر عبور کرد، نام ” قلمرو کوچک پادشاه” را به این راه نسبت دادند و زمانی‌که احتیاج به تعمیر پیدا کرد برای یک دهه به صورت رسمی برای عبور عموم مردم آن را بستند.

الکامینیتو دل ری اسپانیا

بعد از تعمیرات پیاپی این گذرگاه در سال 2015 دوباره راه‌اندازی کرده و هم‌اکنون افراد زیادی از آن بازدید می‌کنند.

سواحل آکاپولکو، مکزیک (Beaches of Acapulco, Mexico)

اگر چه که آکاپولکو در زمان‌های قدیم محلی برای دورهمی‌ سلبریتی‌های نظیر جان اف کندی و الیزابت تیلور بود اما این روزها به عنوان ساحل زیبای مرگ‌بار شناخته می‌شود. همچنین این محل در حال حاضر با عنوان پایتخت قتل در مکزیک شناخته شده زیرا دائمان بین گروه‌های باندی که در آن مستقر هستند درگیری و اختلاف به وجود می‌آید.

سواحل آکاپولکو

این خشونت و درگیری گاهی به مناطق توریستی مکزیک هم راه پیدا می‌کند؛ در حال حاضر تعداد زیادی قتل و آدم‌ربایی در آکاپولکو گزارش شده که این رقم تنها در سال 2018، 874 قتل به ثبت رسیده است.

گذرگاه کوکودا، گینه‌ی نو پاپوا (Kokoda Trail, Papua New Guinea)

برای پیمودن مسافت طولانی این گذرگاه 96 کیلومتری باید شش روز کامل وقت گذاشته و چالش‌های پیش روی آن را به جان بخرید. آب و هوای این منطقه در طول روز گرم و شرجی است اما شب‌هنگام هوا بسیار سرد می‌شود. پس حتما قبل از قدم گذاشتن در این چالش به اندازه کافی لباس گرم همراه خود ببرید.

دنباله ی کوکودا

سفر به کوکودا شامل پیاده‌روی، کوهنوردی و شناست، البته نباید حضور پشه‌های مالاریای موجود در هوای این منطقه را هم نادیده گرفت. اگر جزو افرادی هستید که این شرایط شما را نمی‌ترساند بهتر است راجع به تحمل کم آبی، بیماری و یا شکستن استخوانتان در این گذرگاه نیز فکر کنید. برخی از مواقع نیز افراد محلی در این منطقه با نیزه و خنجر به توریست‌ها حمله ور می‌شوند! در سال 2013 دو نفر به وسیله بومیان این منطقه کشته و عده زیادی نیز زخمی شدند.

ساحل جدید اسمیرا، فلوریدا (New Smyrna Beach, Florida)

آب‌های ساحل اسمیرا یکی از مناطقی است که شما به هیچ عنوان نباید در آن شنا کنید زیرا کوسه‌های زیادی در آن وجود دارند. به عبارت دیگر بهتر است بگوییم این ساحل بیشتر با عنوان ” پایتخت گزیدن کوسه در جهان ” شناخته شده است.

ساحل اسمیرا

تاکنون 250 حمله‌ی کوسه در راین منطقه گزارش شده و بیشتر این گزارش‌ها نیز در سال 2007 و 2008 میلادی به ثبت رسیده‌اند. همچنین قابل ذکر است که در سی سال اخیر چهل حمله‌ی مرگبار در این مکان رخ داده است. البته بیشتر این حمله‌ی کوسه‌های این منطقه به مرگ ختم نشده است اما آیا با این حال شما حاضرید ریسک شنا در این ناحیه را به جان بخرید؟

منت بلانک، فرانسه (Mont Blanc, France)

منت بلک با داشتن ارتفاعی نظیر 16404 فوت ارتفاع، بزرگترین قله‌ی اروپا شناخته می‌شود و تا به حال بیش از 100 کوهنورد هر سال در این محل جان خود را به دلیل ارتفاع زیاد از دست می‌دهند. تغییر مداوم شرایط آب و هوایی منت بلانک و همچنین اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی در این کوهستان، دلیل اصلی مرگ افراد در آن می‌شود.

منت بلانک

نکته‌ی دیگری که کوهنوردان در این ناحیه باید به آن توجه داشته باشند احتمال سقوط صخره، وجود شکاف و درزهای پنهان و همچنین طوفان‌های شدیدی که سرعت آن به 60 مایل در ساعت نیز می‌رسد که همین موضوع شرایط را برای کوهنوردان بسیار دشوار می‌کند.

جاده مرگ، بولیوی (Death Road, Bolivia)

یکی از خطرناک‌ترین جاده‌های جهان واقع در جاده‌ی یونگاس شمالی قرار دارد که در برخی از مناطق ارتفاع آن به 2000 فوت نیز می‌رسد. رانندگی در این جاده تجربه‌ی هیجان‌انگیزیست که بدلیل عدم وجود هیچ عامل محافظتی، بسیار خطرناک تلقی می‌شود.

جاده‌ی مرگ

هر سال حدود 300 نفر جان خود را در جاده‌ی یونگاس شمالی از دست می‌دهند به همین علت نیز اکثریت نام آن را با عنوان جاده‌ی مرگ به خاطر سپردند. در امتداد این جاده تعداد زیادی صلیب وجود دارد که به یادبود جان باختگان در این جاده نصب شده است.

مسیر کوهی هوآشان، چین (Mount Huashan Plank Walk, China)

جاذبه‌های گردشگری چین تمامی ندارد اما برخی از آن‌ها نظیر سرزمین عجایب و شبه پاریس در حال حاضر ویران شده‌‌اند. با این حال خطرناک‌ترین جاذبه‌ی این کشور مسیر کوهی هوآشان نام دارد.

پیاده‌رو کوهی هوآشان

توریست‌هایی که حاضر به عبور از این مسیر شده‌اند حفظ ثبات روی تخته‌های چوبی معلق آن در ارتفاع 7000 فوتی را تقریبا غیر ممکن می‌دانند. با کوچک‌ترین لغزش و از دست دادن تعادل فرد قطعا به دره‌ سقوط خواهد کرد. تقریبا هر سال 100 نفر بر اثر رفتن به این پیاده‌روی هیجان‌انگیز جان خود را از دست می‌دهند.

گرند کانیون، آریزونا (Grand Canyon, Arizona)

گرند کانیون یکی از مقاصد توریستی آمریکاست که البته به عنوان خطرناک‌ترین جاذبه‌های آن هم به شمار می‌آید. اکثر توریست‌ها پیاده‎‌‌روی در این مکان را به خاطر وسعت و همچنین ارتفاع زیاد آن، بسیار خطرناک می‌دانند. عمق این دره 6093 فوت و وسعت آن 227 مایل تخمین زده شده است.

گرند کانیون

از اواسط قرن هجدهم، هفتصد و هفتاد نفر جان خود را در گرند کانیون از دست داده‌اند. بیشتر این مرگ‌ها نیز به خاطر سقوط بر روی لبه‌های این دره، کم آبی و همچنین سقوط هواپیما می‌باشد. با این حال اگر هنوز نیز قصد رفتن به این مکان را دارید حتما به میزان کافی آب به همراه خود ببرید.

آبشار بش بیش، ماساچوست (Bash Bish Falls, Massachusetts)

در آرام‌ترین نقطه‌ی کوه‌های ماساچوست، مرتفع‌ترین آبشار ناحیه را پیدا خواهید کرد. این آبشار زیبا دارای چند بخش مختلف می‌باشد که آخرین قسمت آن توسط یک صخره جدا شده است. ارتفاع بشبیش حدودا 80 فوت تخمین زده شده و توریست‌های زیادی را ترغیب می‌کند تا برای شنا از این ارتفاع به روی استخر زیر این آبشار بپرند.

آبشار بشبیش

اما حقیقت این است که عده‌ی زیادی از این افراد در هنگام پرش به شدت آسیب دیده و یا حتی جان خود را از دست می‌دهند. استخر زیرین این آبشار بسیار کم عمق بوده که همین موضوع باعث مرگ بسیاری از افراد در این منطقه شده است. در صد سال اخیر بیش از 25 نفر جان خود را در این آبشار به دلیل پرش سنگ، غرق شدن و صخره ‌نوردی از دست داده‌اند.

]]>
https://digiro.ir/deadliest-tourist-attractions-part-1/feed/ 0
مسافرت هوایی چه آسیبی به محیط زیست می‌رساند؟ https://digiro.ir/how-bad-is-flying-for-environment/ https://digiro.ir/how-bad-is-flying-for-environment/#respond Sat, 25 Apr 2020 09:27:59 +0000 https://digiro.ir/?p=167654 مسافرت هوایی چه آسیبی به محیط زیست می‌رساندهواپیماها از زمان اختراع‌شان شیوه مسافرت ما را تغییر داده‌اند. با استفاده از مسافرت هوایی می‌توانیم برای تعطیلات آخر هفته به جزیره‌ای دورافتاده برویم یا در صورت نیاز به قاره‌ای دیگر سفر کنیم. با وجود مسافرت هوایی، نقاط مختلف جهان به شیوه‌ای به هم متصل شده‌اند که پیش از این نمی‌توانستیم تصورش را هم بکنیم. […]]]> مسافرت هوایی چه آسیبی به محیط زیست می‌رساند

هواپیماها از زمان اختراع‌شان شیوه مسافرت ما را تغییر داده‌اند. با استفاده از مسافرت هوایی می‌توانیم برای تعطیلات آخر هفته به جزیره‌ای دورافتاده برویم یا در صورت نیاز به قاره‌ای دیگر سفر کنیم. با وجود مسافرت هوایی، نقاط مختلف جهان به شیوه‌ای به هم متصل شده‌اند که پیش از این نمی‌توانستیم تصورش را هم بکنیم. هر چقدر هم که این مسافرت‌های هوایی ضروری باشند، هواپیماها از زمان اختراع‌شان تا اکنون انتشار کربن بالایی داشته‌اند و در بسیاری از سایت‌ها می‌توانید خطوط هوایی مختلف را با یکدیگر مقایسه کنید تا ببینید کدام‌شان آسیب کمتری به محیط زیست وارد می‌کنند.

در ادامه مقاله، نگاه دقیق‌تری به این شیوه‌ی مدرن مسافرت می‌اندازیم تا ببینیم پروازهای هوایی راحت و سریع‌مان چه آسیبی به محیط زیست وارد می‌کنند. با دیجی رو همراه باشید.

هواپیماها سوخت زیادی مصرف می‌کنند

برای اینکه هواپیماهای مسافری، صدها مسافر را بر فراز آسمان‌ها به پرواز درآورند و آن‌ها را از اقیانوس‌ها بگذرانند به سوخت زیادی نیاز دارند. برای نمونه پرواز از ساحل غربی تا ساحل شرقی ایالات متحده 1 تن دی اکسید کربن تولید می‌کند و پروازی از ایالات متحده تا آسیا یا از آسیا به اروپا به تولید 5 تن دی اکسید کربن می‌انجامد. این مقدار معادل میزان متوسط دی اکسید کربن تولیدشده توسط هر انسان در طول سال است!

هواپیما

حتی پروازهای کوتاه هم دی اکسید کربن زیادی تولید می‌کنند

پرواز کوتاهی از لندن به رم (این پرواز آن‌قدر کوتاه است که می‌توانید به جای مسافرت هوایی، با استفاده از قطار مسافرت کنید و کم‌وبیش مدت مشابهی را در سفر باشید) 230 کیلوگرم دی اکسید کربن به ازای هر نفر تولید می‌کند که بیش از تولید سالیانه دی اکسید کربن یک فرد است. اگر اخبار بد بیشتری می‌خواهید باید بگوییم که انتظار می‌رود این رقم در 30 سال آینده سه برابر شود. حتی در صورتی هواپیماها بتوانند به شکل بهینه‌تری از سوخت‌شان استفاده کنند، باز هم انتظار می‌رود انتشار کربن خطوط هوایی تا سال 2050 دو برابر شود.

انتشار گازهای گلخانه‌ای نیز افزایش می‌یابد

8 درصد گازهای گلخانه‌ای (شامل دی اکسید کربن، بخار آب، متان و غیره) نتیجه مسافرت‌هایمان هستند (که از پروازها، هتل، غذا و غیره تشکیل شده است) که رقم بالایی است. گازهای گلخانه‌ای مانع از خروج گرمای کره زمین از طریق اتمسفر می‌شوند و به این ترتیب عامل گرمایش این سیاره خاکی می‌شوند. بد نیست بدانید در قرن بیستم دمای کره زمین 2 درجه افزایش یافته است.

اگزوز هواپیما نیز تأثیراتی دارد

انتشار موادی به غیر از دی اکسید کربن نیز برای کره زمین بد هستند. تا به حال به خط دود پشت هواپیماها دقت کرده‌اید؟ در ارتفاع زیاد این اتفاق می‌افتد و بخار هوای خروجی اگزوز منقبض می‌شود. این ابرهای منجمد، ممکن است تا ساعت‌ها باقی بمانند و می‌توانند به تسریع گرمایش کره زمین کمک کنند.

ایالات متحده پیشتاز آلودگی است

داده‌ها نشان می‌دهند پروازهای خروجی از ایالات متحده عامل یک چهارم آلودگی و انتشار دی اکسید کربن در پروازهای مسافرتی هستند. در مقام دوم این فهرست چین و پس از آن بریتانیا، ژاپن و آلمان قرار دارد.

مسافرت هوایی

چه کار می‌توان انجام داد؟

طبق گزارش‌ها، 25 درصد انتشار کربن هواپیماها هنگام بلند شدن از زمین و همچنین فرودشان است. حرکت هواپیماها روی باند و با نیروی موتور خودشان نیز از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان انتشار کربن در این چرخه است. شاید نتوان درباره انتشار کربن در این فرایندها کاری انجام داد، ولی استفاده از پروازهایی که کمترین بلند شدن، فرود و حرکت روی باند را دارند بهترین گزینه‌ای است که می‌توان به آن فکر کرد.

از ماه‌های تابستان صرف‌نظر کنید

طبق تحقیقات محققان دانشگاه کلمبیا، مسافرت هوایی در تابستان تأثیرات بد بیشتری نسبت به مسافرت هوایی در زمستان دارد. وقتی دما افزایش می‌یابد، تراکم هوا نیز افزایش می‌یابد و بلند شدن هواپیما از باند نیز سخت‌تر می‌شود. تعداد روزهای تابستانی که در آن‌ها چنین اتفاقی می‌افتد از سال 1980 افزایش یافته است و پیش‌بینی می‌شود با افزایش گرمایش کره زمین این روزها بیشتر و بیشتر شوند. این تحقیق خاطرنشان می‌کند که از سال 2050 تا 2070، تعداد روزهای افزایش سختی بلند شدن هواپیما از باند، بین 50 تا 200 درصد افزایش خواهد یافت. اگر می‌خواهید در روزهای تابستانی مسافرت هوایی داشته باشید، روزهایی را انتخاب کنید که زیاد گرم نباشد.

پرواز اقتصادی

طبق یکی از تحقیقات بانک جهانی، پروازهای درجه یک با پلن‌های آپگرید شده و فضای بیشتر صندلی‌ها، بین سه تا نه برابر انتشار کربن بیشتری را موجب می‌شوند. گرچه دراز کردن پاها در پروازهای درجه یک احساس بسیار خوبی دارد ولی باید تا جایی که می‌توانیم از آن‌ها اجتناب کنیم. این پروازها افراد کمتری را در خود جای می‌دهند ولی از میزان سوخت یکسانی استفاده می‌کنند.

]]>
https://digiro.ir/how-bad-is-flying-for-environment/feed/ 0
8 پیامد مخرب اعتیاد به گوشی هوشمند و شبکه‌های اجتماعی https://digiro.ir/8-ways-your-smartphone-is-ruining-your-life/ https://digiro.ir/8-ways-your-smartphone-is-ruining-your-life/#respond Fri, 24 Apr 2020 11:45:48 +0000 https://digiro.ir/?p=168715 پیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعیاین روزها تقریبا هر فردی یک گوشی در دست دارد. تعدادی از افراد هم به گوشی هوشمند خود معتاد هستند و نمی‌توانند بدون این دستگاه‌ زندگی کنند. گرچه دستگاه‌های هوشمند مزایای زیادی دارند و راه برقراری ارتباط ما با دیگران را تسهیل کرده‌اند، اما استفاده بیش از حد از آن‌ها بدون ضرر نخواهد بود. گاهی […]]]> پیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

این روزها تقریبا هر فردی یک گوشی در دست دارد. تعدادی از افراد هم به گوشی هوشمند خود معتاد هستند و نمی‌توانند بدون این دستگاه‌ زندگی کنند. گرچه دستگاه‌های هوشمند مزایای زیادی دارند و راه برقراری ارتباط ما با دیگران را تسهیل کرده‌اند، اما استفاده بیش از حد از آن‌ها بدون ضرر نخواهد بود. گاهی اوقات، گوشی‌های هوشمند نه تنها به روابط بلکه به جسم و روح ما آسیب می‌زنند و  زندگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند. اما آسیب‌های ناشی از اعتباد به گوشی همراه و همچنین شبکه‌های اجتماعی چیست؟ در زیر، به چند مورد از پیامدهای منفی اعتیاد به گوشی هوشمند و شبکه‌های اجتماعی اشاره می‌کنیم. با دیجی رو همراه باشید.

1. آخرین باری که خواب شبانه خوبی داشته‌اید چه زمانی بوده است؟

پیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعیتاکنون چند بار به تختخواب رفته‌اید و قبل از خواب گوشی خود را چک کرده و اخبار، ایمیل یا شبکه‌های اجتماعی را دنبال کرده‌اید؟ آیا تا به حال قبل از خواب بازی‌ اعتیاد آوری که تازه دانلود کرده‌اید را انجام داده‌اید؟ همه این برنامه‌ها خواب را از چشمان ما می‌دزدند. وقتی به تختخواب می‌رویم و استراحت می‌کنیم گوشی‌های ما هم باید به خواب روند و استراحت کنند اما این روزها کمتر این اتفاق می‌افتد. گوشی‌های هوشمند زندگی بسیاری از ما را به کنترل خود درآورده و با اطلاعات و بازی‌ها سرگرم کرده‌اند.

البته فقط اطلاعات، بازی و شبکه‌های اجتماعی نیست که خواب و خستگی ما را به تاخیر می‌اندازد. انعکاس نور آبی صفحه نمایش نیز ملاتونین را سرکوب کرده و مغز ما را تحریک می‌کند. به همین دلیل، ما دیگر احساس خستگی نمی‌کنیم و می‌توانیم بیشتر غرق در گوشی‌های خود شویم.

گاهی اوقات ایمیلی از سوی همکار خود دریافت می‌کنید و به شما خبر بدی می‌دهد شما دچار استرس می‌شوید و نمی‌توانید بخوابید. گاهی اوقات نیز خبر خوبی دریافت می‌کنید و آدرنالینتان بالا می‌رود. این اتفاق باعث می‌شود حتی وقتی کار خود را انجام دادید و گوشی را کنار گذاشتید ذهنتان آنقدر درگیری‌های فکری پیدا کند که نتوانید بخوابید. در نتیجه، دائم در رختخواب غلت می‌زنید و دوباره آنقدر کسل می‌شوید که به سراغ گوشی هوشمند خود می‌روید. نهایتا، خیلی زود روزی دیگر شروع می‌شود و باز همین روال ادامه می‌یابد.

2. عدم توجه به خانواده و عزیزان و دور شدن از آن‌ها

پیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

این پدیده تحت عنوان فابینگ شناخته می‌شود. فابینگ به حالتی گفته می‌شود که فردی در جمع عزیزان، خانواده یا دوستان خود حضور دارد اما بدون توجه به جمع، به گوشی خود مشعول شده است. در دنیای امروز به جای برقراری ارتباطی صمیمانه با عزیزان و خانواده خود توجه ما به گوشی همراه معطوف شده و این یکی از معضلات بزرگ دنیای امروز است. قرار بود گوشی‌های هوشمند مردم را به هم نزدیک کرده و دنیا را به هم وصل کنند.  اما گاهی اوقات ما با همکاران و دوستانی از هر جای دنیا ارتباط داریم اما از افراد خانواده و کسانی که در کنار ما هستند غافل می‌شویم.

نزدیک‌ترین افراد و اعضای خانواده می‌خواهند با ما ارتباط برقرار کنند اما نمی‌توانند ما را از گوشی هایمان ما دور کنند و از این بابت خوشحال نیستند. اگر زمان و توجه لازم را به عزیزترین افراد زندگی خود اختصاص ندهیم پس حق دارند از ما راضی نباشند. شاید امروز بیش از هر زمانی مردم از روابط خود ناراضی هستند و شاید بعضی آرزو کرده باشند کاش جای گوشی هوشمند بودند تا بیشتر به آن‌ها توجه می‌شد. به همین خاطر بسیاری از روابط امروز دوامی ندارد و قوی نیست. علاوه بر این، اگر به این مشکلات توجه نکنیم و به دنبال راهی برای برطرف کردن آن نباشیم آیا روابط انسانی ما دوام می‌آورد؟

3. این روزها واقعا با کسی حرف نمیزنیمپیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

در گذشته، مردم به صورت رو در رو با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند. با صمیمیت و پیوندهای حاصل از این نوع تعاملات اجتماعی، مردم با یکدیگر ارتباط قوی و محکمی داشتند. با گذشت زمان ، فناوری‌هایی چون ایمیل، پیام‌های متنی و یا شبکه‌های اجتماعی جای ارتباطات رو در رو را گرفت. در بسیاری از مواقع، مردم هیچگونه ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند. استفاده زیاد و اعتیاد به گوشی‌های هوشمند به تنهایی و کمرویی افراد ربط دارد. وقتی که شما تنها هستید و دوست دارید با دیگران تعامل داشته باشید اما آنقدر خجالتی هستید که بیرون نمی‌روید تا با دیگران دوست شوید و ارتباط برقرار کنید ممکن است به گوشی اعتیاد پیدا کنید. مطالعه روی 414 دانشجوی یک دانشگاه در چین نشان داد که افراد تنها و خجالتی بیشتر احتمال دارد که به گوشی هوشمند خود معتاد شوند.

4. آیا حقایق را به خاطر می‌سپاریم؟پیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

چند بار این اتفاق برای شما افتاده است: شما با یک گروه از افراد کار می‌کنید و یا دوست هستید و شخصی سؤالی را مطرح می‌کند. هیچ‌کس جواب آن را نمی داند، بنابراین همه گوشی‌های هوشمند خود را در دست می‌گیرند و خیلی سریع در گوگل به دنبال جواب می‌گردند تا اول از همه به سوال پاسخ دهند. ناگهان یک نفر فریاد می‌زند: فهمیدم…جوابش میشه… . و این فرد نه به خاطر هوش و اطلاعات بالایی که دارد بلکه در واقع به خاطر مهارت‌های گوگل مورد تحسین بقیه قرار می‌گیرد. چند دقیقه بعد، همه سراغ یک موضوع متفاوت می‌روند و پاسخ سؤال قبلی را کاملاً فراموش می‌کنند.

در گذشته، پیدا کردن جواب سوالات به کار و صرف وقت زیادی نیاز داشت. گاهی باید یک متخصص پیدا می‌کردیم و یا به کتابخانه می‌رفتیم و کتابی درباره‌ی آن می‌خواندیم. علاوه بر این، گاهی اوقات برای یافتن پاسخ سوالات باید آزمایش انجام می‌دادیم تا جواب آن را خودمان پیدا کنیم. تمام این کار تأثیر ماندگاری روی ذهن ما داشت و به همین خاطر  اطلاعات و جواب سوالات به حافظه بلندمدت منتقل می‌شد. این روزها اطلاعات به راحتی به دست می‌آیند و پیدا کردن آن دیگر به ماجراجویی نیاز ندارد.

در حالی که قبلاً برای به خاطر سپردن چیزها به خودمان و کسانی که با آنها رابطه‌ای داشتیم تکیه می‌کردیم و اطلاعات در حافظه بلندمدت ثبت می‌شد اما اکنون گوشی‌های هوشمند ما به اینترنت وصل هستند و این کار را برای ما انجام می‌دهند و شاید جواب خیلی سوالات را سریع‌تر از روش اول از یاد ببریم. اما اگر همین الان گوشی‌های ما را بگیرند و مجبور شویم جواب سوالات را پیدا کنیم چه می‌شود؟

5. شیوع اختلال نوموفوبیاپیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

اصطلاح نوموفوبیا که اختلال روانی شایعی هم هست به اضطراب و  ترس از دست دادن دسترسی به گوشی‌های هوشمند به دلیل تمام شدن شارژ باتری، از بین رفتن سیگنال یا خراب شدن خود گوشی گفته می‌شود. تحقیقات چهار علت اصلی این نوع ترس را فاش کرده است: عدم امکان برقراری ارتباط، عدم آنتن‌دهی گوشی، از دست دادن دسترسی به اطلاعات روزمره و احساس ناراحتی. در واقع، بسیاری از ما به گوشی‌های خود وابستگی زیادی داریم. این دستگاه امکان برقراری ارتباط با مردم را مهیا کرده و پاسخ بسیاری از سوالات را در اختیار ما قرار می‌دهد. این دستگاه‌ها همچنین تعداد زیادی از موانع و مشکلات را برطرف می‌کنند. حس از دست دادن این قابلیت‌ها منجر به ترس و اضطراب می‌شود.

در یک تحقیق انجام شده در امریکا، سی و هشت درصد از نوجوانان آمریکایی اذعان کردند که فکر نمی کنند بتوانند حتی یک روز را بدون گوشی‌های هوشمند خود زندگی کنند. هفتاد و یک درصد هم گفتند که بیش از یک هفته بدون گوشی دوام نمی‌آورند.

6. افزایش چشم‌ و هم چشمی‌هاپیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

این روزها، تقریبا همه‌ی افراد حداقل در یک شبکه‌های اجتماعی فعال هستند. بسیاری از افراد، از تک تک لحظه‌های زندگی خود، از خریدها، مناسبت‌ها و حتی ناهار و شام خود عکس گرفته و آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارند. برخی زندگی خود را شاد، پرزرق و برق و بهتر از دیگران نشان می‌دهند و اگرچه شاید برخی از این عکس‌ها و فیلم‌ها فقط یک شوآف باشند و واقعیت زندگی آن‌ها با عکس‌ها تفاوت زیادی داشته باشد اما گاهی حسادت دیگران را برانگیخته و باعث چشم و هم‌چشمی می‌شود. در نهایت، بسیاری افراد همین رویه را دنبال کرده و تلاش می‌کنند تا زندگی مشابه آن را به نمایش بگذارند.

در واقع، گوشی موبایل به وسیله‌ای برای به اشتراک گذاری اتفاقات زندگی و حتی خودنمایی تبدیل شده است. چشم و هم‌چشمی نیز به تبع وجود شبکه‌های احتماعی مانند اینستاگرام روز به روز بیشتر می‌شود. به طوری که حتی اگر شما بخواهید یک سبک زندگی ساده و راحت داشته باشید گاها می‌بینید که برخی دوستان و اطرافیان تمام تلاش خود را می‌کنند تا زندگی شما را بی‌ارزش، پوچ و بی‌هیجان بخوانند. در نهایت، شما فکر می‌کنید که واقعا از قافله زندگی دنیا عقب افتاده‌اید.

هر بار که صفحه اینستاگرام را باز کنید با سیلی از اتفاقات شگفت انگیز که برای مردم جهان رخ داده مواجه می‌شوید. شما به این تصاویر، پوشش و زندگی آن‌ها نگاه می‌کنید و واقعیت زندگی خود را با این عکس‌ها مقایسه می‌کنید و شایدحسادت کنید و غبطه هم بخورید. در نهایت، گاهی اوقات، چون فکر می‌کنید که نمی‌توانید مثل آن‌ها زندگی کنید به استرس و افسردگی دچار می‌شوید.

7. افزایش اختلال فومو پیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

در سال‌های اخیر در کنار افزایش چشم‌ و هم‌چشمی‌ها اختلال فومو نیز رایج شده است. اگر از آن دسته افرادی هستید که اگر از گوشی خود فاصله بگیرید دائم به این فکر می‌کنید که آیا پیام و یا تماس جدیدی دریافت کرده‌اید یا کسی پستی جدید در اینستاگرام به اشتراک گذاشته یا عکس شما را لایک کرده است باید بگوییم شما به سندروم فومو دچار شده‌اید.

در واقع، فومو به ترس از دست دادن چیزی جالب و خوشایند گفته می‌شود و این نوع ترس فقط به شبکه‌های اجتماعی و گوشی محدود نمی‌شود. برای مثال شما دوستان خود را در حال انجام کاری جذاب و هیجان‌انگیز یا خرید محصولی تازه مانند گلکسی فولد مشاهده می‌کنید و شما نیز تحت تاثیر آن‌ها می‌خواهید همین خرید را انجام دهید. در حقیقت، شما می‌ترسید که اگر اکنون این کار را انجام ندهید و یا این محصول را نخرید فرصت و چیزی جذاب را از دست داده باشید.

دنیای فناوری دیجیتال از طریق گوشی‌های هوشمند به طور مداوم محصولات جدید و جذابی را به ما نشان می‌دهد. مردم و شرکتهایی که این محصولات را می‌سازند می‌دانند که چگونه باید احساس فومو را تقویت کنند و محصولات یا خدمات خود را ویروسی کنند. همه این ترس‌ها می‌تواند به هزینه‌های سنگین برای خرید چیزهای غیرضروری منتهی شود. و هر بار چیز پر زرق و برق دیگری را ببینید و نتوانید آن را بخرید احساس افسردگی کنید.

8. از دست دادن زمان و عمر با ارزشپیامدهای مخرب اعتیاد به گوشی و شبکه های اجتماعی

آیا تا به حال حس کرده‌اید که وقت کافی برای انجام کارها و وظابف خود ندارید و یا نمی‌توانید پا به پای بقیه حرکت کنید؟ آیا تاکنون مجاسبه کرده‌اید که در طول روز چند ساعت از گوشی هوشمند خود برای بازی و جک کردن شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنید؟ دنیای امروز، ما را به گوشی‌های هوشمند خود وابسته کرده است. اما گاهی اوقات، همین وابستگی و اعتیاد به گوشی زمان و عمر با ارزش ما را از ما می‌گیرد. در نهایت، یک روز به گذشته خود نگاه می‌کنیم و متوجه می‌شویم چه ساعات گرانبهایی را پای گوشی گذرانده و صرف شبکه‌های اجتماعی، بازی و یا حتی مطالعه مطالبی سطحی و شاید دروغ کرده‌ایم.

شاید وقت آن رسیده که به جای صرف وقت خود پای گوشی هوشمند و شبکه‌های اجتماعی به تغییر عادت‌ها فکر کنیم. استفاده از گوشی هوشمند را محدود کرده و به فعالیت‌های مفیدتر و باارزش‌تر فکر کنیم.

]]>
https://digiro.ir/8-ways-your-smartphone-is-ruining-your-life/feed/ 0
10 سلبریتی برتر با گذشته‌ی غم‌انگیز https://digiro.ir/top-10-celebrities-with-tragic-pasts/ https://digiro.ir/top-10-celebrities-with-tragic-pasts/#respond Tue, 21 Apr 2020 09:25:41 +0000 https://digiro.ir/?p=167832 گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتربه‌سادگی می‌توان به زندگی سلبریتی‌ها نگاه کرد و گفت همه چیز زندگی‌شان عالی است. با آن همه شهرت و ثروت، به‌سادگی می‌توانند کاری کنند که تمام مشکلات از زندگی‌شان رخت بر ببندد. ولی حقیقت این است که سلبریتی‌ها هم مانند ما انسان‌هایی عادی هستند و هر کاری که بکنیم، برخی از مشکلات تا آخر عمر […]]]> گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

به‌سادگی می‌توان به زندگی سلبریتی‌ها نگاه کرد و گفت همه چیز زندگی‌شان عالی است. با آن همه شهرت و ثروت، به‌سادگی می‌توانند کاری کنند که تمام مشکلات از زندگی‌شان رخت بر ببندد. ولی حقیقت این است که سلبریتی‌ها هم مانند ما انسان‌هایی عادی هستند و هر کاری که بکنیم، برخی از مشکلات تا آخر عمر با ما می‌مانند. ده سلبریتی ادامه‌ی مقاله، شاید از مشهورترین افراد جهان باشند ولی همه‌چیز همیشه هم برای‌شان به این اندازه خوب نبوده است.

10. شارلیز ترون

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

شارلیز ترون به‌عنوان یکی از مستعدترین بازیگران هالیوود شناخته می‌شود. ایفای نقش او به‌عنوان آیلین وورنوس به دریافت جایزه‌ی اسکار و همچنین ماندگار شدن او در تاریخ سینما انجامید. ولی گذشته‌ی او کمی متفاوت با آن چیزی است که اکنون می‌بینیم، شاید هرگز چیزی درباره‌ی آن بچه‌ی عصبانی ساکن آفریقای جنوبی نشنیده باشیم که حالا به بازیگر محبوبی تبدیل شده است.

ترون در مزرعه‌ای همراه والدینش بزرگ شد، والدینی که در یک ازدواج بی‌عشق گیر افتاده بودند. پدرش همیشه مست بود و گرچه ترون می‌گوید پدرش هرگز به او آسیب فیزیکی نرساند، ولی چنین موضوعی درباره‌ی مادرش صدق نمی‌کند. یک شب، عمه‌اش با او تماس گرفت تا بگوید پدرش با حالتی عصبانی در مسیر آمدن به خانه است. به زودی سروکله‌ی پدرش به همراه برادرش پیدا شد و تهدید شارلیز و مادرش را شروع کردند، تهدید به اینکه با تفنگ به آن‌ها شلیک می‌کنند. بحث بالا گرفت و آشوب سختی بر پا بود تا اینکه پدرش از درون درب اتاق خواب به سمت مادر شارلیز تیراندازی کرد و اینجا بود که مادر شارلیز هم با تفنگ دستی‌اش پدر شارلیز را کشت و به برادرش هم شلیک کرد. خوشبختانه در دادگاه، مادر شارلیز به‌علت تیراندازی برای دفاع از خود تبرئه شد و ترون هم توانست در ادامه‌ی زندگی خود به دستاوردهای شگفت‌انگیزی برسد.

9. پیرس برازنان

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

سختی زندگی پیرس برازنان، کم‌وبیش از همان آغاز زندگی‌اش شروع شد. او در منطقه‌ای روستایی در ایرلند به دنیا آمد و به‌سرعت پدرش آن‌ها را ترک کرد؛ پدری که پیرس فقط یک‌بار دیگر در زندگی‌اش او را دید. مادرش مجبور بود او را برای زندگی به خانه‌ی پدربزرگش بفرستد و خودش به‌عنوان پرستار در بریتانیا کار کند، پیرس را سپس پیش خاله و شوهرخاله و سپس به اقامتگاهی عمومی فرستاد. مادرش دوبار در سال به او سر می‌زد و در نهایت پیرس نوجوان توانست در سن 11 سالگی به بریتانیا برود و البته که در بریتانیا هم زندگی مطابق میل او نبود، پیرس کوچک باید در مدرسه، قلدری‌های بچه‌های دیگر را تحمل می‌کرد.

در سال 1980 پیرس برازنان با کاساندرا هریس ازدواج کرد و 3 فرزند شوهر پیشین کاساندرا را به فرزندخواندگی پذیرفت. ولی در سال 1991 کاساندرا در سن 41 سالگی و پس از 4 سال مبارزه با سرطان تخمدان، از دنیا رفت؛ این بیماری این خانواده را رها نکرد و بعدها در سال 2013 جان دختر 41 ساله‌ی این خانواده را دوباره گرفت. همان زمان بود که برازنان از پسرش کریس دور شد، پسری که اعتیاد به مواد مخدر داشت و این اعتیاد به دعواهای خیابانی و دزدی و دوبار تصادف در حین مستی در طول دو سال انجامیده بود. شاید این تصادف‌های حین مستی، همان چیزی بودند که کاسه‌ی صبر برازنان را لبریز کردند، چون پیش از این نیز برازنان در حادثه‌ای نزدیک بود پسر خود، شان، را در 13 سالگی‌اش از دست بدهد، حادثه‌ای که تقصیر پسرعموی شان بود که در حین مستی، خودرو را از از پرتگاهی به پایین رانده بود.

با وجود این، برازنان می‌گوید نیازی نیست با او همدلی کنید، گرچه به نظر می‌رسد کودکی او غم‌انگیز بوده است، ولی برای او همه‌چیز عادی بود.

8. کلسی گرمر

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

مشکلات زندگی کلسی گرمر خیلی زود شروع شد، وقتی که او 2 ساله بود، والدینش از یکدیگر جدا شدند. والدین مادرش میزبان آن‌ها در خانه‌ی خود شدند و تا 12 سالگی کلسی، از آن‌ها مراقبت کردند، زمانی که پدربزرگ کلسی به‌خاطر سرطان از دنیا رفت. سال بعد، مجرمی به خانه‌ی پدرش حمله کرد، او را جلوی چشمان خانواده‌ی جدیدش کشت و سپس خانه‌شان را به آتش کشید.

سپس در سال 1975، چهار مرد، خواهر 18 ساله‌ی گرمر را ربودند، به او تجاوز کردند و سپس او را رها کردند تا بمیرد. غم‌انگیزست که خواهر کلسی تمام توانش را جمع کرد و خود را تا نزدیک‌ترین خانه رساند و رد خون نشان می‌داد که تلاش کرده است زنگ خانه را بزند ولی کسی خانه نبود. یک هفته بعد کلسی بدن بی‌جان خواهرش را شناسایی کرد. دو سال بعد هر دو برادر ناتنی‌اش در حادثه‌ی غواصی اسکوبا جان خود را از دست دادند.

تعجب‌برانگیز است که گرمر در جلسه‌ی دادگاه آزادی مشروط آخرین عضو به‌جامانده از گروهی که خواهرش را به قتل رساندند، حضور یافت. در سال 2014 او در جلسه‌ی دادگاه به‌شکل مستقیم با قاتل خواهرش صحبت کرد و گفت «من هم انتخاب‌های بدی در زندگی داشته‌ام. عذرخواهی‌ات را می‌پذیرم. تو را می‌بخشم. با این حال نمی‌توانم موافقتم را با آزادی‌ات اعلام کنم. چنین دعای خیری از جانب من، خیانت به زندگی خواهرم است».

7. نیکی میناژ

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

چه عاشقش باشید و چه از او متنفر باشید، شکی نیست که نیکی میناژ توانسته مسیر شغلی بسیار موفقی را برای خود بسازد. با آلبوم‌های پرفروش و مجموعه‌ای از جوایز و ارزشی بالغ بر 100 میلیون دلار، نیکی میناژ می‌توانست زندگی بدتری هم داشته باشد. ولی طبق گفته‌های خودش، این حقیقت که همه چیز افتضاح بود، به او انگیزه داد تا به این اندازه سخت تلاش کند.

میناژ در دوران کودکی‌اش باید پدر آزارگر و معتاد خود را تحمل می‌کرد، پدری که مادر نیکی را کتک می‌زد و جای مشت‌هایش روی دیوار باقی می‌ماند، پدری که بارها دستگیر شد و لوازم خانه را برای تهیه‌ی پول مواد مخدر می‌فروخت. پدرش یک بار هم تلاش کرد تا با آتش کشاندن خانه، مادر نیکی را بکشد. با وجود همه‌ی این‌ها، والدین نیکی هنوز هم با هم زندگی می‌کنند و هر بار که پدرش این داستان نیکی را می‌شنود، چندان خوشحال نمی‌شود. نیکی در جواب به این واکنش پدرش می‌گوید «این همان چیزی است که در ازای مصرف الکل و آزار خانواده‌تان، گیرتان می‌آید. شاید روزی دخترتان مشهور شود و داستان‌تان را به کل جهان بگوید. پس، پدرهایی که کارهای وحشیانه‌ای می‌کنید، به این موضوع فکر کنید».

6. کوین اسپیسی

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

هیچ چیزی از گذشته‌تان نمی‌تواند اجازه‌ی آزار رساندن به کودکان را به شما اهدا کند، حتی اگر خودتان هم در کودکی آزار دیده باشید. گرچه اگر اتهامات کودک‌آزادی کوین اسپیسی ثابت می‌شد، بسیاری از ما نمی‌توانستیم با او همدلی کنیم، ولی شاید این نکته گفتی باشد که خود او هم در کودکی قربانی چنین آزارهایی بوده است. قابل ذکر است که در 17 ژوئیه 2019 کوین اسپیسی از اتهامات آزار جنسی تبرئه شد.

طبق گفته‌ی بردار کوین اسپیسی که حالا دیگر با او ارتباطی ندارد، پدرشان آن‌ها را تحت آزار فیزیکی و جنسی قرار می‌داد. اگر فکر می‌کنید این قضیه به اندازه‌ی کافی بد نیست باید بگوییم که طبق گفته‌ی برادر کوین، مادرشان از این موضوع خبر داشت ولی تصمیم گرفته بود خودش را به ندیدن بزند. مادرشان بعدها نامه‌ای نوشت و اعلام کرد که هم خودش و هم پدرش در کودکی تحت آزار جنسی بوده‌اند.

فرای همه‌ی این‌ها، پدر اسپیسی یک نازیست نژادپرست بود و حتی آن‌قدر به این جنبش علاقه داشت که سبیلش را به شبیه به هیتلر اصلاح می‌کرد. جالب است که پس از متهم شدن پدرش، خود کوین صحت ادعاهای برادرش را تکذیب کرد. برادرش، رندی، تصمیم گرفته است بچه‌دار نشود تا مبادا این ژن‌های درنده‌خویی به نسل بعد منتقل شوند. تصمیمی که از نظر برخی درست و از نظر برخی تعجب‌برانگیز است.

5. جک نیکلسون

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

جک نیکلسون در سال 1937 در شهر نپتون سیتی نیوجرسی متولد شد. مادرش او را در 17 سالگی به دنیا آورد و در زمان حاملگی‌اش شوگرل (رقاصی با لباس‌های بدن‌نما) بود. گرچه با شوهرش ازدواج کرده بود، خیلی زود متوجه شد که شوهرش ازدواج دیگری داشته است و حالا با فرزندش تنها شده بودند. همچنین شبهه‌هایی وجود داشت که آیا پدر اصلی این کودک، شوهرش، مدیر استیج یا فردی ناشناخته است.

صرف‌نظر از این‌ها، نیکلسون کودکی‌اش را بسیار معمولی سپری کرد و نمی‌توان گفت که کودکی غم‌انگیزی داشت. ولی در سال 1974، کودکی نیکلسون برای همیشه نابود شد، در این سال بود که به او گفتند خواهرش، در واقع مادر اوست. کسانی که خودشان را والدین او معرفی کرده بودند در واقع پدربزرگ و مادربزرگش بودند و خواهر دیگر جک، خاله‌اش بود. حالا دیگر هم مادر واقعی و هم مادرخوانده‌اش از دنیا رفته بودند.

داستان نیکلسون آن‌قدرها هم بی‌همتا نیست، بسیاری از خانواده‌ها، بچه‌های دختران جوان و ازدواج‌نکرده‌شان را این‌طور فریب می‌دهند. با این حال او در رابطه با کسانی که بهش دروغ گفته بودند هیچ چیز بدی نمی‌گوید «می‌توانم بگویم رویداد چشمگیری بود ولی عامل ایجاد ضربه‌ی روانی بود… وقتی که فهمیدم مادر واقعی‌ام کیست، دیگر از نظر روانی بالغ شده بودم. حتی می‌توانم بگویم که برخی چیزها برایم واضح‌تر شد. اگر بخواهم چیزی بگویم می‌گویم که به خاطر شنیدن این حقیقت سپاسگزارم».

4. ترنس هاوارد

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

اینکه با کسی نسبت خانوادگی داشته باشیم، به ما اجازه می‌دهد که بگذاریم کارهای بدی انجام دهند و باز هم سرزنشش نکنیم. بیشتر افراد دوست دارند به این فکر کنند که اطرافیان‌شان با وجود خطاهایی که مرتکب می‌شوند، انسان‌های خوبی هستند. پس وقتی که کسی تصمیم می‌گیرد تمام ارتباطش را با عضوی از خانواده‌اش قطع کند، بی‌شک دلیل بسیار خوبی برای این کار دارد.

ترنس هاوارد نه تنها زیر دستان پدر خود آزار فیزیکی را تجربه کرد، بلکه مادرش هم در این آزارها با پدرش همراه بود. وقتی دو ساله بود دید که پدرش مردی را با چاقو کشت و سپس به دلیل همین جرم به قتل محکوم شد. مادرش تا زمان آزاد شدن پدرش از زندان او را بزرگ کرد و سپس با آزاد شدن پدرش از زندان، والدین او از هم جدا شدند و ترنس را فرستادند تا پیش پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کند. ترنس در سن 16 سالگی استقلال قانونی خود را کسب کرد و به نیویورک رفت و با استفاده از حقوق تأمین اجتماعی، تلاش کرد که شغلی به‌عنوان یک بازیگر برای خود پیدا کند. گرچه این یکی از سخت‌ترین تصمیماتی بود که در طول زندگی‌اش گرفت، به نظر می‌رسد که تصمیم بسیار درستی بود.

3. جیم کری

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

زندگی جیم کری کوچک، زندگی بسیار نرمالی بود،‌ پدر او حسابدار بود بود و زندگی خوبی به‌عنوان یکی از خانواده‌های طبقه‌ی متوسط درآمدی داشتند. متأسفانه پدرش شغلش را از دست داد و جیم جوان مجبور شد از مدرسه بیرون بیاید و به‌عنوان سرایدار کار کند تا کمک خرج‌های خانواده باشد. همه‌چیز خیلی بد بود و حتی در طول دوره‌ای، خانواده مجبور شدند در یک ون زندگی کنند. حتی جیم جوان به این فکر افتاد که شاید بتواند با انجام استندآپ در کنار سرایداری، کمی پول بیشتری به دست بیاورید.

بی‌شک، همه چیز برای جیم کری جوان خوب پیش رفت و شغلش به‌عنوان یک کمدین جوان بسیار موفقیت‌آمیز بود. ولی سال‌ها بعد دوباره سختی‌های زندگی به سراغش آمدند؛ وقتی که از دوست‌دخترش کاتریونا وایت جدا شد و او هم چند روز بعد خودکشی کرد. یکی از یادداشت‌های گوشی کاتریونا، جیم را مقصر نابودی زندگی‌اش می‌داند و می‌گوید جیم او را با مواد مخدر آشنا کرده و چند بیماری مقاربتی را به او منتقل کرده است.

به‌سرعت مشخص شد که وایت هنگامی که با کری دوست بوده است، برای دریافت گرین کارت با مرد دیگری ازدواج کرده است. سپس شوهر و مادر وایت علیه جیم کری شکایت کردند و او را متهم به این کردند که عامل خودکشی دخترشان بوده است. مشخص شد که وایت آزمایش‌های بیماری مقاربتی خود را دستکاری کرده است تا طوری به نظر برسد که قبل از ملاقات جیم کری سالم بوده و بعد از ارتباط با او دچار این بیماری‌ها شده است. پس از سال‌ها مبارزه‌ی حقوقی، جیم کری بالاخره از این اتهامات تبرئه شد.

2. اپرا

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

شاید بتوان گفت اپرا یکی از مشهورترین نمونه‌های یک سلبریتی است که بر گذشته‌اش غلبه کرده و به موفقیت رسیده است. او که ارزشی بین 2 تا 4 میلیارد دلار دارد، یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترین افراد جهان است. شاید این موضوع خودش به تنهایی کافی باشد ولی اینکه او چنین موفقیتی را پس از گذشته‌ای سرشار از آزارهای شدید به دست آورده است، منبع الهام بسیاری از افراد بوده است.

او به‌مدت سال‌ها بین خانه‌ی والدینش جابه‌جا می‌شد و در 6 سالگی به یکی از فقیرترین و خطرناک‌ترین گتوهای میلواکی نقل‌مکان کردند. مادرش چند شیفت کار می‌کرد تا حقوق ناچیزی دریافت کند و وقتی برای مراقبت و نگهداری از او نداشت. وقتی اپرا 9 ساله بود، برخی از دوستان خانوادگی معتمد مادر اپرا، با سوءاستفاده از غیبت مادرش، آزار جنسی اپرای کوچک را شروع کردند.

او در 12 سالگی چند سال را به خوبی و خوشی در خانه‌ی پدرش گذراند و سپس دوباره او را به خانه‌ی مادرش فرستادند و این آزارهای جنسی ادامه یافتند. همچنین اعضای خانواده‌شان نیز او را تحت آزار فیزیکی قرار می‌دادند برای نمونه یک بار مادربرزگش او را شلاق زد چون لباس اپرا به خون آغشته بود، ولی این خون خودش نتیجه‌ی شلاق خوردن به خاطر آب‌بازی بود. در نهایت او برای زندگی پیش پدرش رفت و او می‌گوید پدرش به او کمک کرد تا به زنی تبدیل شود که امروز او را می‌شناسیم.

1. بریتنی اسپیرز

گذشته‌ی غم‌انگیز 10 سلبریتی برتر

همه می‌دانند که بریتنی اسپیرز سال‌های سختی را تحمل کرده است. نزدیک بود این ستاره را از دست بدهیم ولی او به ما نشان داد که در هر شرایطی می‌توانیم راه برگشت و سلامتی را پیدا کنیم. او کمکی را که لازم داشت، دریافت کرد و حالا به جایگاه حقیقی‌اش به‌عنوان ملکه‌ی پاپ برگشته است. ولی گرچه بیشتر ما داستان سال 2007 او را به یاد می‌آوریم، بسیاری از ما از جریان زندگی کودکی او خبری نداریم.

خانواده‌ی بریتنی آن‌قدر فقیر بودند که پدر الکلی و آزارگر او برای تأمین غذای خانواده به شکار خرگوش یا سنجاب می‌رفت. لین اسپیرز، مادرش، تصمیم گرفت به جای پیدا کردن یک شغل، بهترین راه پولدار شدن این است که از صدای دخترش استفاده کند. متأسفانه این نقشه موفقیت‌آمیز بود و حالا بریتنی، نان‌آور خانواده‌ای 5 نفره شده بود.

او در 13 سالگی به مشروبات الکلی روی آورد و در 14 سالگی رابطه‌ی جنسی داشت و به او اجازه می‌دادند پسران را به اتاق خود ببرد. همچنین مادرش قرار دوستی او با فردی 18 ساله را گذاشت تا در عوض تبلیغات رایگان دریافت کنند. بریتنی در 15 سالگی به سمت مواد مخدر رفت. سپس او در شغلش بسیار موفق شد، سپس همه چیز سقوط کرد و به حکم دادگاه، قیمی برای او مشخص شد. ولی با توجه به این حقیقت که پدرش، فردی الکلی بود که یک بار به مدت 4 ساعت گزارشگری را با چاقو تهدید می‌کرد، دادگاه او را قیم بهتری نسبت به لین تشخیص داد، مادری که این روزها بریتنی ارتباط بسیار کمی با او دارد.

شاید بسیاری از ما حاضر نباشیم که در ازای این حجم از شهرت، موفقیت و ثروت هم جای‌مان را با بریتنی عوض کنیم. گرچه داستان غم‌انگیزی است ولی داستانی است که پایان خوشحال‌کننده‌ای دارد. داستان ستاره‌ای که در چشمان مرگ نگاه کرد و سپس برخواست و موفق شد، داستانی که تا دهه‌های آینده نیز بارها و بارها شنیده می‌شود.

]]>
https://digiro.ir/top-10-celebrities-with-tragic-pasts/feed/ 0