پس از ماه‌ها شایعه و درز اطلاعات، بالاخره آیفون دوئو (iPhone Duo) به واقعیت پیوست و نخستین گوشی تاشوی اپل رسماً معرفی شد. ما سال‌هاست با گوشی‌های تاشو آشنا هستیم، اما برای اپل این اولین و تنها فرم طراحی کاملاً جدید آیفون طی 19 سال گذشته، یعنی از زمان عرضه نسل اول آیفون، به شمار می‌رود. بنابراین، واضح است که با یک اتفاق بزرگ و نقطه عطف تاریخی روبرو هستیم.

با این حال، همان‌طور که اشاره شد، گوشی‌های تاشو این روزها پدیده تازه‌ای نیستند. 7 سال از زمانی می‌گذرد که اولین مدل از گلکسی فولد روانه بازار شد می‌گذرد و از آن روز تاکنون، گوشی‌های تاشوی بی‌شماری از تقریباً تمام برندهای بزرگ دیده‌ایم. بعضی از آن‌ها چنان سریع آمدند و رفتند که شاید حتی ندانید اولین گوشی‌ای که نام Duo را یدک می‌کشید، محصول مایکروسافت بود!

آیفون دوئو

به همین دلیل، تقریباً همه ما با خوبی‌ها و بدی‌های گوشی‌های تاشو آشنا هستیم. اما اگر کاربر آیفون هستید و تا به حال از گوشی تاشو استفاده نکرده‌اید و حالا به فکر مهاجرت به این دنیای جدید افتاده‌اید، بهتر است بیشتر به مشکلات آن توجه کنید. شاید نگاه اغلب افراد این باشد که اپل این‌قدر وقت گذاشته تا همه ایرادها را برطرف کند، اما واقعیت این است که این‌طور نیست! بنابراین، قبل از اینکه وارد این دنیای تازه شوید و بخشی از سرمایه‌تان را فدای تجربه‌ای نو کنید، بهتر است با مشکلاتی آشنا شوید که آیفون دوئو همچنان با خود به همراه دارد.

قیمت همچنان تعیین کننده است

قیمت 2000 دلاری از همان ابتدای ظهور گوشی‌های تاشوی پرچمدار، همواره یکی از ویژگی‌های ثابت این محصولات بوده و اپل هم قطعاً قرار نبود اولین شرکتی باشد که این روند را تغییر می‌دهد. با این حال، هفت سال پس از معرفی نخستین گلکسی فولد، حالا کاملاً مشخص است که این مانع قیمتی بیشتر برای ایجاد هاله‌ای از برتری و خاص بودن در اطراف این محصولات شکل گرفته است، نه اینکه واقعاً یک سقف قیمتی سخت و غیرقابل عبور باشد که عبور از آن در عمل پیامدهای فاجعه‌باری به همراه داشته باشد.

متأسفانه، پرداخت تقریباً دو برابر قیمت یک گوشی پرچمدار معمولی، حتی برای کسانی که حاضرند پول زیادی برای خرید یک گوشی هزینه کنند، اصلاً تصمیم ساده‌ای نیست. به نظر می‌رسد بیشتر مردم متوجه شده‌اند که در ازای این مبلغ، ارزش واقعی متناسب با هزینه‌ای که می‌پردازند دریافت نمی‌کنند. به همین دلیل، حتی افرادی که از نظر مالی محدودیت چندانی ندارند نیز ترجیح داده‌اند همچنان سراغ گوشی‌های پرچمدار معمولی بروند.

آیفون دوئو

اپل در گذشته معمولاً به لطف اعتبار و ارزش برند خود می‌توانست قیمت‌گذاری‌های بسیار بالایی برای محصولاتش داشته باشد و همچنان مشتریان را به پرداخت چنین مبالغی متقاعد کند. با این حال، در سال‌های اخیر مشخص شده است که حتی این برند که زمانی تقریباً شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسید نیز گاهی در عرضه محصولات گران قیمت با شکست‌های قابل توجهی روبه‌رو می‌شود؛ نمونه‌هایی از این موضوع را می‌توان در هدست اپل ویژن پرو و گوشی آیفون ایر دید. احتمالاً همین مسئله یکی از دلایلی است که آیفون دوئو با قیمت پایه 3000 دلار عرضه نشده است؛ قیمتی که برخی پیش‌تر درباره آن گمانه‌زنی کرده بودند. واقعیت‌های اخیر باعث شده‌اند اپل دوباره بررسی کند که تا چه اندازه می‌تواند روی اعتبار و محبوبیت خود حساب کند و قیمت‌ها را بالا ببرد.

با این حال، قیمت فعلی 2000 دلار همچنان برای محصولی که در اصل یک گوشی هوشمند است، بسیار سنگین محسوب می‌شود. اگر قرار باشد کسی بتواند مردم را متقاعد کند که چنین مبلغی برای یک گوشی منطقی است، بدون شک اپل یکی از بهترین گزینه‌ها خواهد بود؛ اما این روزها دیگر موفقیت در چنین کاری به اندازه گذشته تضمین شده نیست.

ادعای «گوشی و تبلت در یک دستگاه» کماکان چندان قانع کننده نیست

یکی از اصلی‌ترین شعارهای بازاریابی گوشی‌های تاشوی کتابی (محصولاتی مانند گلکسی زد فولد و آیفون دوئو) این است که با خرید آن‌ها در واقع می‌توانید یک گوشی هوشمند و یک تبلت را به طور همزمان در جیب خود داشته باشید. با این حال، همان‌طور که بسیاری از کاربران این محصولات متوجه شده‌اند، واقعیت دقیقاً این‌طور نیست. در حقیقت، این نکته که یک گوشی تاشو می‌تواند بهترین ویژگی‌های هر دو دستگاه را در یک محصول ارائه دهد، ممکن است در عمل باعث شود در هیچ کدام از این بخش‌ها تجربه بی‌نقصی نداشته باشید!

تبلت‌ها معمولاً ابعاد بزرگ‌تری دارند و فضای قابل استفاده بیشتری در اختیار کاربر می‌گذارند؛ بنابراین برای تماشای فیلم، انجام کارهای مختلف، طراحی و نقاشی یا حتی صرفاً بالا و پایین کردن بی‌پایان شبکه‌های اجتماعی، تجربه بهتری ارائه می‌دهند. همچنین، تبلت‌ها معمولاً شارژدهی بسیار خوبی دارند و می‌توانند چندین روز بدون نیاز به شارژ مجدد کار کنند. با این حال، بیشتر نمایشگرهای تاشو پس از باز شدن، آن‌قدر که انتظار می‌رود بزرگ‌تر نمی‌شوند و تفاوت چشمگیری با یک گوشی معمولی ایجاد نمی‌کنند. نبود بهینه‌سازی مناسب برای اپلیکیشن‌ها نیز باعث می‌شود فضای اضافه نمایشگر همیشه به شکل مؤثر مورد استفاده قرار نگیرد.

آیفون دوئو

کاربران همچنین ممکن است به نتیجه‌ای ناامید کننده برسند: تماشای ویدیو روی نمایشگر داخلی همیشه تفاوت قابل توجهی با تماشای همان ویدیو روی نمایشگر بیرونی ندارد؛ به خصوص اینکه نمایشگر بیرونی بسیاری از گوشی‌های تاشو، هنگام قرار گرفتن گوشی در حالت افقی، عرضی مشابه با نمایشگر داخلی دارد. در نهایت، استفاده از نمایشگر داخلی نیز تأثیر محسوسی بر شارژدهی باتری می‌گذارد و باعث می‌شود باتری دستگاه سریع‌تر از حالت عادی خالی شود.

حالا به بخش تجربه گوشی تاشو به عنوان یک گوشی معمولی می‌رسیم. گوشی‌های تاشو معمولاً ضخیم‌تر و سنگین‌تر از گوشی‌های معمولی هستند، دوربین‌های ضعیف‌تری دارند، شارژدهی باتری آن‌ها پایین‌تر است، عملکرد حرارتی ضعیف‌تری ارائه می‌دهند و در برابر نفوذ گردوغبار و آب نیز معمولاً محافظت ضعیف‌تری دارند. بنابراین، اگر فقط بخش «گوشی» این تجربه را در نظر بگیریم، در بسیاری از موارد با محصولی روبه‌رو هستیم که از یک گوشی معمولی ضعیف‌تر است.

در نهایت، حتی ساده‌ترین خریداران هم می‌توانند متوجه شوند که در این میان چیزی به آن‌ها فروخته شده که آن‌قدرها هم که تبلیغ می‌شود جذاب نیست. واقعیت این است که داشتن یک گوشی و یک تبلت به صورت جداگانه لزوماً تجربه بدی نیست؛ به خصوص اینکه مجموع قیمت آن‌ها کمتر از یک گوشی تاشو می‌شود! بعضی از محصولات و قابلیت‌ها واقعاً بهتر است جدا از یکدیگر باقی بمانند و قرار دادن همه‌چیز در یک دستگاه همیشه به معنای داشتن تجربه بهتر نیست.

در مورد آیفون دوئو نیز شرایط تفاوت چندانی با دیگر گوشی‌های تاشو بازار ندارد. این گوشی قرار است همزمان نقش یک گوشی هوشمند و یک تبلت را ایفا کند، اما این ترکیب لزوماً به معنای ارائه بهترین تجربه از هر دو دستگاه نیست.

دوربین‌های ضعیف‌تر

یک گوشی تاشو را می‌توان تا حد زیادی به دو گوشی تشبیه کرد که روی یکدیگر قرار گرفته‌اند. همین موضوع محدودیت‌های واقعی و مهمی برای ضخامت هر نیمه از دستگاه ایجاد می‌کند. در نتیجه، مشکلات مختلفی به وجود می‌آید که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، افت کیفیت دوربین‌هاست.

آیفون دوئو

هر نیمه از گوشی باید تا حد ممکن باریک ساخته شود تا وقتی دو بخش روی یکدیگر قرار می‌گیرند، دستگاه در مجموع بیش از حد ضخیم نشود. به همین دلیل، دوربین‌ها اغلب جزو نخستین بخش‌هایی هستند که برای رسیدن به ضخامت کمتر، قربانی می‌شوند و تحت تأثیر این محدودیت قرار می‌گیرند.

آیفون دوئو در بخش پشتی خود به یک دوربین اصلی و یک دوربین فوق‌عریض مجهز شده است. ممکن است دوربین فوق‌عریض این گوشی با نمونه‌ای که در آیفون 18 پرو استفاده شده، مشترک باشد، اما دوربین اصلی به هیچ وجه کیفیتی قابل مقایسه با آیفون 18 پرو ندارد. علاوه بر این، خبری از دوربین تله‌فوتو نیز در این گوشی نیست.

با توجه به اینکه قیمت آیفون دوئو به مراتب بیشتر از آیفون 18 پرو است، انتظار می‌رود حداقل کیفیت دوربین‌های آن در سطحی مشابه مدل پرو باشد. با این حال، چنین چیزی در آیفون دوئو اتفاق نیفتاده است؛ موضوعی که پیش از این نیز در بسیاری از گوشی‌های تاشو دیگر شاهد آن بوده‌ایم.

باتری‌های کوچک‌تر

درست مانند دوربین‌ها، باتری نیز یکی دیگر از بخش‌هایی است که هنگام تبدیل یک گوشی معمولی به فرم تاشو، تحت تأثیر محدودیت‌های طراحی قرار می‌گیرد. فضای داخلی گوشی تاشو محدود است و همین فضای محدود نیز به دلیل نیاز به تقسیم باتری به دو بخش، بازده کمتری پیدا می‌کند. در واقع، باتری باید در دو قسمت مختلف دستگاه جای بگیرد و همین موضوع استفاده بهینه از فضای داخلی را دشوارتر می‌کند.

بر اساس داده‌های محدودی که خود اپل از آزمایش‌هایش ارائه کرده است، آیفون دوئو هنگام استفاده از نمایشگر بیرونی کوچک‌تر، شارژدهی کمتری نسبت به آیفون 18 پرو مکس دارد. این اختلاف هنگام استفاده از نمایشگر داخلی و پخش ویدیو نیز بسیار بیشتر می‌شود و آیفون دوئو در این شرایط عمر باتری به مراتب کوتاه‌تری ارائه می‌دهد.

آیفون دوئو

می‌توان گفت کاهش شارژدهی در هنگام استفاده از نمایشگر بزرگ‌تر، تا حدی یک نتیجه معقول و منطقی است؛ زیرا نمایشگر داخلی بزرگ‌تر طبیعتاً انرژی بیشتری مصرف می‌کند. با این حال، این اختلاف شارژدهی در بخش‌هایی از استفاده روزمره که نمایشگر نقش تعیین کننده‌ای ندارد نیز خودش را نشان می‌دهد؛ برای مثال، هنگام برقراری تماس تلفنی. بنابراین، مشکل فقط به استفاده از نمایشگر بزرگ‌تر محدود نمی‌شود.

از طرف دیگر، آیفون دوئو سرعت شارژ پایین‌تری نیز دارد که این موضوع هم چندان ایده‌آل نیست و یکی دیگر از نقاط ضعف آن در مقایسه با گوشی‌های معمولی به شمار می‌رود.

عملکرد حرارتی ضعیف‌تر

در نهایت، طراحی باریک‌تر هر یک از دو نیمه گوشی، به عملکرد حرارتی به مراتب ضعیف‌تر نیز منجر می‌شود. وقتی ضخامت و مواد کافی برای انتقال و دفع گرمای تولید شده وجود نداشته باشد، تراشه داخل گوشی مجبور است برای حفظ دمای قابل قبول، خیلی زودتر و با شدت بیشتری فرکانس و عملکرد خود را کاهش دهد.

این یعنی آیفون دوئو هنگام اجرای کارهای سنگین، خیلی زودتر و شدیدتر از آیفون 18 پرو از حداکثر توان پردازشی خود فاصله می‌گیرد و عملکردش افت می‌کند؛ حتی با وجود اینکه هر دو گوشی از یک تراشه مشابه استفاده می‌کنند.

دوام و مقاومت کمتر

گوشی‌های تاشو در زمینه دوام و مقاومت حرف خاصی برای گفتن ندارند. وجود قطعات متحرک همیشه پیچیدگی بیشتری به یک دستگاه اضافه می‌کند و این قطعات متحرک در عمل به یک نقطه ضعف تبدیل می‌شوند که ممکن است در اثر خرابی باعث از کار افتادن گوشی شوند. حالا تصور کنید که تقریباً تمام گوشی به یک قطعه متحرک بزرگ (لولا) متکی باشد و روی آن نیز یک لایه شیشه‌ای بسیار حساس قرار گرفته باشد. در چنین شرایطی، میزان ریسک آسیب دیدن دستگاه به شکل محسوسی افزایش پیدا می‌کند. اگر محافظت نه چندان مناسب در برابر نفوذ آب و گردوغبار را هم به این موارد اضافه کنیم، دیگر عجیب نیست که گوشی‌های تاشو به شکننده بودن شهرت پیدا کرده باشند.

آیفون دوئو

گوشی‌های هوشمند امروزی از نظر دوام و مقاومت پیشرفت زیادی کرده‌اند. یک گوشی مدرن مانند آیفون 18 پرو می‌تواند در برابر بسیاری از فشارها و آسیب‌هایی که ممکن است در استفاده روزمره با آن‌ها مواجه شود، مقاومت کند. اپل با ارائه گواهی IP68 برای آیفون دوئو قطعاً نسبت به بسیاری از رقبا قدم بیشتری برداشته است، اما محصولی که یک لولای بزرگ و یک لایه شیشه‌ای نسبتاً نرم و حساس روی نمایشگر داخلی خود دارد، همچنان در برابر بسیاری از حوادث روزمره آسیب‌‌پذیر محسوب می‌شود.

از طرف دیگر، نمی‌توان چندان روی قاب محافظ نیز حساب کرد. قاب‌های مخصوص گوشی‌های تاشو به دلیل محدودیت‌های طراحی، معمولاً نمی‌توانند مانند قاب‌های گوشی‌های معمولی محافظت مؤثری در برابر ضربه و آسیب‌های فیزیکی ارائه دهند.

حسگر اثر انگشت نامناسب

آیفون دوئو نخستین آیفون در چند سال اخیر است که به Touch ID مجهز شده است. برای کاربرانی که به راحتی و سرعت بالای Face ID عادت کرده‌اند و می‌توانند بدون انجام هیچ کار خاصی و تنها با گرفتن آن در مقابل خود، به شکلی ساده باز کنند، بازگشت به حسگر اثر انگشت می‌تواند در نگاه اول یک عقب‌گرد محسوب شود. با توجه به نوع طراحی گوشی‌های تاشو و از آنجا که امکان تعبیه حسگرهای Face ID هم روی نمایشگر بیرونی و هم روی نمایشگر داخلی وجود ندارد، استفاده از حسگر اثر انگشت همچنان گزینه منطقی‌تری برای احراز هویت و باز کردن قفل گوشی است.

آیفون دوئو

از همین رو، اپل نیز مانند تقریباً تمام سازندگان گوشی‌های تاشو، حسگر اثر انگشت را روی لبه سمت راست دستگاه قرار داده است. البته، حسگر اثر انگشت کناری راحت‌ترین و مطمئن‌ترین روش برای باز کردن قفل گوشی نیست. برای مثال، این طراحی کاربران چپ‌دست را با مشکل مواجه می‌کند و آن‌ها را مجبور می‌کند برای باز کردن قفل گوشی از دست راست خود استفاده کنند. مگر اینکه بخواهند با شست دست چپ قفل گوشی را باز کنند و بعد دستگاه را در دست خود بچرخانند!

حسگرهای اثر انگشت کناری همچنین سطح بسیار کوچک‌تری دارند و به همین دلیل هنگام ثبت اثر انگشت یا باز کردن قفل دستگاه، بیشتر مستعد خطا هستند. یک راهکار ساده‌تر می‌توانست قرار دادن حسگر روی پنل پشتی گوشی باشد تا همه کاربران بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند، اما به نظر می‌رسد چنین راهکاری همواره به خاطر داشتن طراحی ظاهری تمیزتر کنار گذاشته می‌شود.

از طرف دیگر، آیفون دوئو به دلیلی که چندان مشخص نیست، دکمه‌های تنظیم صدا را روی لبه بالایی دستگاه قرار داده است؛ تصمیمی که صرف‌نظر از اینکه گوشی را چگونه در دست بگیرید، می‌تواند استفاده از این دکمه‌ها را دردسرساز کند.

چین‌خوردگی آزار دهنده نمایشگر

چین‌خوردگی روی نمایشگر گوشی‌های تاشو از همان ابتدای ظهور این محصولات، یکی از نقاط ضعف آن‌ها محسوب می‌شود. از نظر منطقی، وجود چنین خطی روی نمایشگر تاشو قابل درک است و دلیل فنی مشخصی دارد. اما وقتی برای یک گوشی بیش از 2000 دلار هزینه می‌کنید، طبیعتاً انتظار دارید محصولی تقریباً بی‌نقص تحویل بگیرید و حتی شاید انتظار داشته باشید برایتان پرواز کند و شام هم درست کند! در چنین شرایطی، وجود یک چین‌خوردگی روی نمایشگر داخلی که همیشه جلوی چشم شماست، می‌تواند بیشتر از یک نقص جزئی به نظر برسد و حس ناخوشایندی ایجاد کند.

آیفون دوئو

در مقایسه با نسل‌های اولیه گوشی‌های تاشو، سازندگان پیشرفت بسیار زیادی در کاهش میزان دیده شدن چین‌خوردگی نمایشگر داشته‌اند. گوشی اوپو فایند N6 که امسال معرفی شده، یکی از کم‌ترین چین‌خوردگی‌ها را دارد که تاکنون در یک گوشی تاشو دیده‌ایم و اپل این مسیر را حتی یک قدم جلوتر برده است.

اپل با استفاده از یک پوشش نانو مات روی نمایشگر داخلی، عملاً میزان تابش نور و بازتاب‌های شبیه آینه را از سطح شیشه کاهش می‌دهد. این بازتاب‌ها یکی از عوامل اصلی دیده شدن چین‌خوردگی هستند، زیرا هنگام عبور نور از روی قسمت لولا، بازتاب‌ها به وضوح تغییر شکل می‌دهند و وجود چین را نمایان می‌کنند. حالا با صاف‌تر شدن سطح پنل و حذف بازتاب‌های مشخصی که چین‌خوردگی را برجسته می‌کنند، طراحی نمایشگر آیفون دوئو تا حد زیادی بدون چین به نظر می‌رسد.

آیفون دوئو

با این حال، هنوز به مرحله‌ای نرسیده‌ایم که بتوان یک نمایشگر تاشوی کاملاً بدون چین‌خوردگی ساخت. چین‌خوردگی روی نمایشگر آیفون دوئو، هرچند بسیار کم‌رنگ و ظریف است، اما همچنان وجود دارد؛ همان‌طور که در ویدیوهای بررسی اولیه و کار با این گوشی نیز دیده شده است. بنابراین، اگر وجود چنین خطی روی نمایشگر واقعاً شما را آزار می‌دهد، شاید گوشی‌های تاشو هنوز انتخاب مناسبی برایتان نباشند؛ دست‌کم فعلاً.

با تمام این تفاسیر، آیفون دوئو در برخی زمینه‌ها عملکرد بهتری نسبت به رقبای خود دارد و بد نیست در ادامه به این نقاط قوت نیز اشاره کنیم.

پشتیبانی از اپلیکیشن‌های بومی

یکی از آزاردهنده‌ترین مشکلات گوشی‌های تاشوی اندرویدی این است که به نظر می‌رسد تعداد کمی از توسعه‌دهندگان علاقه‌ای به ساخت تجربه‌ای واقعاً بومی و اختصاصی برای نمایشگرهای بزرگ این دستگاه‌ها دارند. بیشتر اپلیکیشن‌های امروزی وقتی روی نمایشگر داخلی و عریض گوشی‌های تاشوی اندرویدی باز می‌شوند، صرفاً کشیده و بزرگ‌تر می‌شوند. این کار نه تنها باعث نمی‌شود استفاده از فضای بیشتر نمایشگر مفیدتر باشد، بلکه در بسیاری از موارد ظاهر و عملکرد اپلیکیشن را نسبت به حالت معمول بدتر می‌کند! زیرا طراحی آن برای استفاده از این فضای بزرگ‌تر، بهینه‌سازی نشده است.

آیفون دوئو

البته، هنوز برای قضاوت نهایی درباره این موضوع زود است، اما اگر قرار باشد روی درست انجام دادن یک کار توسط اپل حساب کنیم، بدون شک سازگاری اپلیکیشن‌های شخص ثالث با آیفون یکی از گزینه‌های اصلی خواهد بود. اپل همین حالا نیز تعدادی از اپلیکیشن‌ها را نمایش داده است که خود را با چیدمان جدید رابط کاربری در هر دو نمایشگر آیفون دوئو تطبیق داده‌اند و می‌توانند از قابلیت‌های هر دو نمایشگر به شکل مناسبی استفاده کنند.

به نظر می‌رسد تقریباً هیچ تردیدی وجود ندارد که طی یک سال آینده، تمام اپلیکیشن‌های مهم تجربه‌ای بومی و بهینه شده برای آیفون دوئو ارائه خواهند کرد؛ موضوعی که می‌تواند اپل را از نظر پشتیبانی نرم‌افزاری و بهینه‌سازی اپلیکیشن‌ها برای گوشی‌های تاشو، بسیار جلوتر از چیزی قرار دهد که سازندگان و توسعه‌دهندگان در طول هفت سال برای گوشی‌های تاشوی اندرویدی به آن دست یافته‌اند.

انتقال بین نمایشگرها

کار کردن با دستگاهی مجهز به دو نمایشگر متفاوت که هر کدام نسبت تصویر، وضوح و نرخ تازه‌سازی مخصوص خود را دارند، برای توسعه‌دهندگان نرم‌افزار یک کابوس واقعی است! بنابراین، تعجبی ندارد که بسیاری از اپلیکیشن‌ها هنگام انتقال از نمایشگر بیرونی به نمایشگر داخلی، عملکرد روان و بی‌نقصی نداشته باشند. بازی‌ها در این زمینه از همه بدتر هستند؛ بسیاری از بازی‌ها وقتی کاربر از یک نمایشگر به نمایشگر دیگر می‌رود، برای سازگار شدن با صفحه جدید، مجبورند از ابتدا دوباره اجرا شوند!

آیفون دوئو

به نظر می‌رسد اپل این مسئله را با مهارت و دقت بیشتری مدیریت کرده است. در تمام ویدیوهای بررسی اولیه‌ای که تاکنون از آیفون دوئو دیده‌ایم، بازی‌هایی که روی نمایشگر بیرونی در حال اجرا هستند، بدون کوچک‌ترین وقفه‌ای، به صورت روان به نمایشگر داخلی منتقل می‌شوند. کاربر می‌تواند به راحتی بین دو نمایشگر جابه‌جا شود و حتی جهت نمایشگر را تغییر دهد؛ در حالی که بازی نیز همزمان و بدون وقفه خود را با جهت جدید صفحه تطبیق می‌دهد.

حالت نیمه‌باز

گوشی‌های تاشوی اندرویدی مدت‌هاست به لولاهایی مجهز شده‌اند که به آن‌ها اجازه می‌دهد دستگاه را در حالت‌های مختلف بین کاملاً باز و کاملاً بسته نگه دارند، اما به نظر می‌رسید این قابلیت هیچ وقت آن‌طور که باید مورد توجه قرار نگرفته و به شکل گسترده و خلاقانه از آن استفاده نشده است. اپل در آیفون دوئو، حالت نیمه‌باز را به یکی از ویژگی‌های اصلی و مهم طراحی این گوشی تبدیل کرده و نشان داده است که این حالت می‌تواند کاربردهای بیشتری داشته باشد.

اپلیکیشن‌ها به شکلی طراحی شده‌اند که در حالت نیمه‌باز از وسط تقسیم شوند و محتوای متفاوتی را در دو بخش دستگاه نمایش دهند. صفحه‌کلید نیز با توجه به جهت قرارگیری گوشی، به دو شکل مختلف از وسط تقسیم می‌شود تا استفاده از آن راحت‌تر باشد. در پخش کننده‌های ویدیو، کنترل‌های پخش می‌توانند در نیمه پایینی نمایشگر قرار بگیرند و در بازی‌ها نیز امکان نمایش کلیدهای کنترل در بخش پایینی دستگاه وجود دارد.

آیفون دوئو

همچنین می‌توان دستگاه را در حالت برعکس و روی لبه‌های آن قرار داد تا به عنوان یک نمایشگر یا ساعت رومیزی جذاب مورد استفاده قرار بگیرد. در این حالت نیز ویجت‌های مخصوصی در دسترس هستند که دقیقاً برای همین نوع استفاده طراحی شده‌اند.

در مجموع، در آیفون دوئو به کاربردهای طراحی تاشو بسیار بیشتر فکر شده و هدف فقط این نیست که با باز کردن گوشی، یک نمایشگر بزرگ‌تر در اختیار کاربر قرار بگیرد. اپل تلاش کرده از قابلیت‌های مختلفی که فرم طراحی تاشو ایجاد می‌کند، برای ارائه تجربه‌های کاربردی جدید استفاده کند.

اسپیکرها

استفاده از اسپیکرهای استریو در گوشی‌های تاشو کار ساده‌ای نیست، زیرا با تغییر حالت باز و بسته شدن دستگاه، جای کانال چپ و راست صدا نیز دائماً تغییر می‌کند. راهکاری که در تبلت‌ها برای حل این مشکل استفاده می‌شود، قرار دادن یک اسپیکر در هر گوشه دستگاه است؛ اما گوشی‌های تاشو فضای کافی برای چنین طراحی‌ای ندارند. در سال‌های اخیر حتی شاهد بوده‌ایم که سامسونگ اسپیکرهای گلکسی زد فولد 8 را در یک سمت دستگاه قرار داده است؛ تصمیمی که عملاً تأثیر استریوی صدا را تا حد زیادی از بین می‌برد.

آیفون دوئو این مشکل را با قرار دادن یک اسپیکر در یکی از گوشه‌ها و اسپیکر دیگر در گوشه‌ای قطری و مقابل آن حل کرده است. نرم‌افزار دستگاه تشخیص می‌دهد که کاربر گوشی را از کدام جهت در دست گرفته است و صدا را به طور مداوم با شرایط جدید تطبیق می‌دهد. این تنظیمات نه تنها موقعیت اسپیکرها، بلکه فاصله نسبی آن‌ها از کاربر را نیز در نظر می‌گیرد تا صدای استریو در حالت‌های مختلف، کیفیت و توازن ثابتی داشته باشد.

در مجموع، اپل گام‌های مهمی برای تبدیل آیفون تاشو به جایگزینی عملی برای آیفون‌های معمولی برداشته است. با این حال، گوشی‌های تاشو همچنان با چندین مشکل ذاتی و ساختاری مواجه هستند که غلبه بر آن‌ها به زمان و مهندسی بسیار زیادی نیاز خواهد داشت.

بنابراین، اگر بیش از 2000 دلار پول اضافه در اختیار دارید و قصد دارید آن را برای یک گوشی تاشو هزینه کنید، همچنان باید گزینه‌های مختلف خود را با دقت بررسی کنید. تنها زمانی سراغ چنین محصولی بروید که پذیرفته باشید امروزه سازش و کنار آمدن با محدودیت‌ها، بخش جدایی‌ناپذیر تجربه استفاده از گوشی‌های تاشو است.