مرگ در عصر فیسبوک و اینستاگرام: سوگواری ها در شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها!

مرگ در عصر فیسبوک و اینستاگرام: سوگواری ها در شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها!

اگر این مطلب را می‌خوانید، سه حقیقت در مورد شما وجود دارد. شما به دنیا آمده‌اید. شما خواهید مرد، و دیگران برای شما سوگواری می‌کنند و کسانی که شما را دوست دارند تصویر پروفایلشان را به تصویر شما تغییر می‌دهند. و داستان‌ها در شبکه‌های اجتماعی چون، ویبو، توئیتر، فیسبوک و اینستاگرام و … در مورد شما گفته خواهد شد. عده‌ای هم حضورخود را برای خاکسپاری شما اعلام می‌کنند. هرچه بیشتر با دنیای دیجیتال آشنا شده‌ایم، بیشتر تلاش کرده‌ایم که احساسات وجودی خود را از طریق آن به نمایش بگذاریم. با آمدن رسانه‌های اجتماعی، روش زندگی کردن و نگرش ما هم نسبت به زندگی به کلی تغییر کرد.

پروفسور مطالعات مرگ و میر از دانشگاه بس بر این باور است که رسانه‌های ارتباطی متنوع برارتباط مرگ و میر افراد تأثیر گذاشته است. (سوگواری آنلاین نوع جدیدی است که می‌توان آن را فصل آخر داستان سوگواری در طول تاریخ دانست). پروفسور واتر مسیر سوگواری را تا دوره‌ی پارینه سنگی بررسی کرده است. پیشرفت ارتباطات نوشتاری به عکس و بعد ضبط صدا، اثرات قابل ملاحظه‌ای بر نحوه سوگواری انسان‌ها گذاشته است. بسیاری از محققان ارتباط بسیار نزدیکی بین غم و غصه در اینترنت با دوره‌ی ظهور عکاسی در قرن نوزدهم، می‌بینند. جان ترویر رئیس بخش مطالعات مرگ و جامعه شناسی دانشگاه بس معتقد است که این ایده که شما می‌توانید از رفتگانتان تصویری داشته باشید بسیار انقلابی بود. او همچنین اشاره می‌کند که هر فناوری جدید که مورد استفاده قرار می‌گیرد وقتی به مساله مرگ می‌رسد، حساسسیت ها را بر می‌انگیزد. در واقع فناوری هرچه که می‌خواهد باشد در این زمینه نامناسب است.

ماسک‌های مرگ در سده‌های اخیر مورد استفاده قرار می‌گرفت آن هم پیش از اختراع عکاسی، تا از مرده تصویر دوست داشتنی به جا گذارد، بخصوص در مورد افراد مهم این کار صورت می‌گرفت. برخی از موزه‌ها امروز ماسک‌های مرگ افراد سرشناس را به نمایش می‌گذارند. افرادی مثل دانته و ناپلئون.

 

شکل دیگری از سنت رومی در استفاده از ماسک امروزه با فیسبوک و دیگر شبکه های اجتماعی حتی تلگرام بازگشته است. به طوری که افراد تصاویر پروفایلشان را در هنگام سوگواری برای عزیزان از دست داده‌شان به تصاویر آن‌ها تغییر می‌دهند. در جهان مدرن، عزاداری زمان زیادی را از ما می‌گیردشغل‌های ما وقت گیر است و خانواده‌ها معمولاً مشغله دارند. در آمریکا، اوضاع وخیم‌تر است، چرا که هیچ قانون کفن و دفنی برای افراد وجود ندارد. کندی کن استاد دانشگاه بایلور معتقد است که: مراسم سوگواری رسانه‌های اجتماعی در حال گسترش است، چرا که مردم قادر به سوگواری در مکان‌های عمومی نیستند.

سنگ قبرهای قابل حمل

ما همیشه با مردگان ما حرف می‌زدیم. از زمان اختراع دستگاه ضبط صدا در سال 1877، مردم دوست داشتند که آخرین واژگان عزیزانشان را ضبط کنند و صداهای آن‌ها را نگه دارند. شاید به طور خصوصی همه‌ی ما در درد و دل‌هایمان از جملاتی قبیل: دلم برایت تنگ شده است. ای کاش اینجا بودی و… استفاده می‌کنیم. اکنون این جملات راه خود را به اینترنت باز کرده‌اندرسانه‌های اجتماعی این امکان را به ما می‌دهند که ما جملاتی را به یاد عزیزانمان در معرض نمایش قرار دهیم و یاد و خاطره آن‌ها را گرامی بداریم.

زمانی افراد برای حرف زدن با مردگانشان به محل دفن آن‌ها می‌رفتند اما امروزه اینترنت کار را برای آن‌ها آسان کرده است و درواقع تبدیل به سنگ قبر قابل حمل شده است.رسانه‌های اجتماعی در واقع توهم زنده بودن مردگان را به‌دست می‌دهند. هم اکنون می‌توان به فیسبوک، توئیتر، اینستاگرام و تلگرام رفت و پست‌ها و عکس‌های آن‌ها را دید. بیشتر مردم مردگان را به عنوان مخاطب درنظر می‌گیرند و نه سوم شخص. و از آن جا که سایر افراد قادر به خواندن این مطالب هستند برای آن‌ها بسییار جالب است و گویا فرد مرده هم در میان ما زنده است.

من اینجا بودم

البته مشکلاتی هم برای اینگونه عزاداری‌ها وجود دارد. افراد سوگوار تصاویر خودشان و درگذشتاگان را به یکی از شبکه‌های مورد علاقه‌شان می‌فرستند. برای بسیار این عمل، ناپسند است وخودگرایی محسوب می‌شود.

پروفسور کن معتقد است که برای نسلی که با تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی بزرگ شده‌اند، سلفی تنها جزئی از عادات بصری آن‌هاست. او مثالی از دختر خود می‌آورد که در 6 سالگی مورد عمل جراحی قرار گرفته است و خواستار ثبت لحظه پس از عمل خود شده است. در واقع سلفی‌های سوگواری کم کم به عادات روزمره مردم تبدیل شده است و راهی که به‌وسیله آن خود را نشان دهند و بگویند من اینجایم و این یکی از لحظات زندگی من است.

مرگ های پیچیده

تابوهای بزرگتری هم در باره سلفی‌ها در مراسم سوگواری بزرگان وجود دارد، که کسی دوست ندارد راجع به آن‌ها صحبت کند. خودکشی، مرگ‌های ناگهانی، مرگ خود خواسته (اتونازی و سایر حوادث ناگوار اینچنینی.

سارا چاوز، عضو انجمن مرگ پاک این گونه مرگ‌ها را، مرگ‌های پیچیده بیان می‌کند. مرگ غم انگیز اما موردانتظار بزرگان و افراد بیمار، پایان‌های بحث برانگیزی هستند که مردم را به چالش می‌کشند. پاسخ به این گونه مرگ‌ها کاملاً متفاوت است. چاوز معتقد است که: به خاطر آن که فرد مرده هیچ حامی و همراهی ندارد بسیار احساس تنهایی می‌کند. سه سال قبل فرزند به دنیا نیامده چاوز دچار بیماری مهلکی شد که تمام متخصصان از علاج آن عاجز بودند. با هر متخصص و مشاوری که می‌توانستم حرف زدم اما همه مرا پس زدند و هیچ کس دوست نداشت با من روبه رو شود.

او معتقد است که: افرادی که سوگوار مرگ‌های این چنینی هستند در شبکه‌های اجتماعی به دنبال پیدا کردن افراد هم درد خود هستند. گروه‌های اجتماعی آنلاین آیینه‌ای برای نمایش اینگونه افراد هستند. چاوز می‌گوید که زنی که مشکل او را داشت، تاتویی از اسکن نوزادش را در شبکه اجتماعی به معرض نمایش قرار داد. پاسخ صدها نفر وحشتناک و مخرب بود. مردم اغلب به آن زن گفته بودند که بهتر است او هم بمیرد. چاوز معتقد است که: شبکه‌های اجتماعی در واقع برای این ساخته شده‌اند که این گونه انجمن‌ها را به حاشیه ببرند. این انجمن‌ها به مردم می گویند که آن‌ها تنها نیستند و افراد هم درد آن‌ها هم وجود دارندکه احساس خشم، درد و غصه آن‌ها را درک می‌کنند.

رعایت آداب

دنیل سنینگ، یکی از متخصصان انیستیتو امیلی پست می‌گوید: احترام به مردگان در فضای مجازی هیچ تفاوتی با احترام ما به آن‌ها در حقیقت نیست. وقتی پستی را منتشر می‌کنیم بایستی حتماً نزدیکان درگذشته را مطلع کنیم و به آن‌ها شخصاً ادای احترام کنیم و نه در فضای مجازی.

هیچ ایرادی در عرض تسلیت به بازماندگان به صورت اینترنتی نیست اما هیچ بایدی هم در کار نیست وقتی می‌توانیم این کار را به‌صورت حقیقی انجام دهیم. حتی یک متن نوشتاری نیز از ارزش بیشتری برخوردار است.

نظر دهید

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید