فضا، این پهنه بیکران و ناشناخته، همواره منبع الهام داستانهای علمی-تخیلی و باورهای عامیانه بوده است. از فیلمهای هالیوودی گرفته تا کتابهای علمی قدیمی، چندین و چند افسانه رایج درباره فضا به ما منتقل شده که با واقعیتهای علمی فاصله زیادی دارند. این باورهای نادرست، که امروزه آنها را به عنوان افسانههای فضایی میشناسیم، گاه آنقدر در ذهن ما ریشه دواندهاند که پذیرفتن حقیقت علمی آنها دشوار میشود!
به لطف پیشرفتهای شگفتانگیز در علم نجوم و ماموریتهای فضایی متعدد، امروز میدانیم که بسیاری از تصورات ما درباره کیهان، نادرست و اشتباه بودهاند. این مقاله به بررسی و روشنسازی 11 مورد از این افسانهها میپردازد و حقایق علمی پشت آنها را آشکار میکند. هدف ما این است که با درک بهتر این حقایق، به درک دقیقتر و جذابتری از دنیای شگفتانگیز اطراف خود برسیم و با افسانههای فضایی برای همیشه خداحافظی کنیم. با ما در دیجی رو همراه باشید.
افسانه اول: در فضا جاذبهای وجود ندارد
یکی از بزرگترین و پرتکرارترین افسانههای فضایی این است که در خلاء، جاذبهای وجود ندارد. این تصور، عمدتاً به دلیل مشاهده تصاویر و ویدیوهای فضانوردان در ایستگاه فضایی بینالمللی که به نظر میرسد در حال شناور شدن هستند، شکل گرفته است. در حقیقت، جاذبه یک نیروی بنیادی در جهان است که در هر نقطهای، حتی در دورترین نقاط کیهان، وجود دارد. اگر جاذبهای در فضا وجود نداشت، ستارگان شکل نمیگرفتند و سیارات هرگز نمیتوانستند در مدارهای خود باقی بمانند.
واقعیت این است که فضانوردان به دلیل “سقوط آزاد” دائمی احساس بیوزنی میکنند. ایستگاه فضایی بینالمللی با سرعتی باورنکردنی (حدود 27٬700 کیلومتر بر ساعت) به دور زمین میچرخد. این سرعت دقیقاً به گونهای تنظیم شده که ایستگاه فضایی همواره در حال سقوط به سمت زمین باشد، اما به دلیل سرعت افقی زیادش، هرگز به سطح زمین نمیرسد.
این کشمکش مداوم و برقراری تعادل بین نیروی جاذبه (که ایستگاه را به سمت زمین میکشد) و نیروی گریز از مرکز (ناشی از سرعت زیاد) باعث میشود که فضانوردان و هر شیء دیگری در داخل ایستگاه، مانند یک آسانسور در حال سقوط مداوم باشند و احساس بیوزنی کنند. بنابراین، بیوزنی به معنای فقدان جاذبه نیست، بلکه یک تعادل پیچیده بین سرعت و جاذبه است که در دنیای واقعی فضانوردی رخ میدهد.
افسانه دوم: خورشید زرد است
از نقاشیهای دوران کودکی گرفته تا تصاویر کتابهای درسی قدیمی، خورشید همواره به رنگ زرد، نارنجی یا حتی قرمز به تصویر کشیده شده است. اما حقیقت علمی شگفتانگیز این است که خورشید در واقع سفید است. نور خورشید ترکیبی از تمام رنگهای طیف مرئی است. هنگامی که این نور از فضای بیهوا عبور کرده و به جو زمین میرسد، مولکولهای هوا نور آبی و بنفش را بیشتر از سایر رنگها پراکنده میکنند.
این پدیده که پراکندگی ریلی نام دارد، باعث میشود که نوری که به چشمان ما میرسد، کمی از رنگهای آبی و بنفش تهی شده و در نتیجه زرد به نظر برسد. هنگام طلوع و غروب خورشید، نور باید از لایههای ضخیمتری از جو عبور کند که باعث میشود نور آبی بیشتری پراکنده شود و تنها رنگهای قرمز، نارنجی و زرد باقی بمانند و به همین دلیل است که خورشید در این زمانها رنگهای جذابی به خود میگیرد.
در بیرون از جو زمین، جایی که هیچ مولکول هوایی برای پراکنده کردن نور وجود ندارد، فضانوردان خورشید را به رنگ سفید خیره کننده میبینند. این واقعیت یکی از جذابترین افسانههای فضایی است که به دلیل تأثیر جو زمین بر دید ما ایجاد شده است.
افسانه سوم: بدن در فضا بدون لباس فضایی منفجر میشود
تصور کنید که بدون لباس فضایی وارد خلاء کیهان شوید. فیلمهای علمی-تخیلی اغلب صحنههایی هولناک از منفجر شدن بدن انسان مانند یک بادکنک را به تصویر میکشند. اما این تنها یک افسانه است. در حالی که فضا برای انسان بسیار خطرناک است، اما مطمئن باشید که بدن شما منفجر نخواهد شد. پوست بدن انسان به طرز شگفتانگیزی محکم و انعطافپذیر است و میتواند فشار داخلی بدن را در برابر خلاء نگه دارد.
با این حال، اتفاقات دیگری رخ خواهند داد که به همان اندازه مرگبار هستند. اولین اتفاق، از دست دادن هوشیاری در عرض 10 تا 15 ثانیه به دلیل کمبود اکسیژن است. پس از آن، مایعات بدن شروع به جوشیدن میکنند (پدیدهای به نام ابولیسم) که باعث تورم شدید بدن میشود، اما همانطور که گفته شد، پوست بدن میتواند این تورم را مهار کند. اگر چه این وضعیت بسیار دردناک و مرگبار است، اما انفجاری در کار نخواهد بود. این یک افسانه رایج درباره فضا است که از جذابیت بصری فیلمها سرچشمه میگیرد، اما با واقعیت علمی تفاوت دارد.
افسانه چهارم: ماه یک سمت تاریک دارد
یکی دیگر از افسانههای فضایی که بسیار رایج است، وجود یک “سمت تاریک” برای ماه است. این باور به دلیل اینکه ما همیشه تنها یک سمت ماه را از زمین میبینیم، شکل گرفته است. در حقیقت، ماه در حال چرخش به دور محور خود است و هر دو سمت آن نور خورشید را دریافت میکنند. ماه به دلیل پدیدهای به نام “قفل گرانشی” یا “قفل کشندی” به گونهای میچرخد که سرعت گردش آن به دور محور خود با سرعت گردش آن به دور زمین یکسان است. این باعث میشود که همیشه یک روی ماه به سمت زمین باشد.
سمتی از ماه که ما هرگز نمیبینیم، “سمت دور” ماه نامیده میشود، نه “سمت تاریک”. این سمت هم درست مانند سمتی که ما میبینیم، چرخههای روز و شب را تجربه میکند و در طول یک ماه قمری، به طور کامل نور خورشید را دریافت میکند. بنابراین، ماه سمت تاریک ندارد، بلکه یک سمت دور از دید ما دارد که البته، توسط کاوشگرهای فضایی و تصاویر ماهوارهای به طور کامل نقشهبرداری شده است.
افسانه پنجم: بیوزنی به دلیل دور بودن از زمین است
همانند افسانه اول، این تصور نیز نادرست است که فضانوردان به دلیل دور بودن از گرانش زمین، بیوزن هستند. در مدارهای پایین زمین، مانند مدار ایستگاه فضایی بینالمللی که تنها حدود 400 کیلومتر از سطح زمین فاصله دارد، جاذبه زمین همچنان بسیار قوی است و حدود 90 درصد از نیروی جاذبهای که در سطح زمین احساس میکنیم، در آن ارتفاع وجود دارد.
همانطور که در توضیحات افسانه اول هم گفتیم، بیوزنیای که فضانوردان تجربه میکنند، ناشی از سقوط آزاد مداوم است. به عبارت دیگر، فضانوردان و ایستگاه فضایی به طور همزمان و با یک سرعت به سمت زمین سقوط میکنند، اما به واسطه سرعت زیاد خود به صورت افقی، هرگز به زمین نمیرسند. این سقوط دائمی و هماهنگ، باعث میشود که آنها احساس کنند هیچ نیرویی به آنها وارد نمیشود و این همان چیزی است که به عنوان بیوزنی تجربه میشود. درک این نکته کلیدی برای فهمیدن بسیاری از حقایق علمی فضا ضروری است.
افسانه ششم: فضا آنقدر سرد است که شما را بلافاصله منجمد میکند
این ایده که خلاء فضا به قدری سرد است که در یک چشم بر هم زدن شما را به یک مجسمه یخی تبدیل میکند، یک افسانه دیگر است که از فیلمها وارد ذهن ما شده. در حالی که دمای فضا بسیار پایین است (حدود 2.7 کلوین یا منفی 270 درجه سانتیگراد)، اما روش از دست دادن گرما در فضا بسیار کندتر از آن چیزی است که تصور میشود. در زمین، گرما از طریق سه مکانیسم اصلی (هدایت، همرفت و تابش) منتقل میشود. اما در خلاء فضا، هیچ مولکول هوایی برای هدایت یا همرفت گرما وجود ندارد. تنها راه از دست دادن گرما از طریق تابش است که فرآیندی بسیار آهسته است.
در نتیجه، اگر چه شما در نهایت منجمد خواهید شد، اما این اتفاق به هیچ وجه در لحظه رخ نمیدهد. در واقع، بدن شما پیش از آنکه کاملاً منجمد شود، ابتدا به دلیل فقدان اکسیژن و سپس جوشیدن مایعات در اثر خلاء، دچار آسیبهای جدی و مرگبار خواهد شد.
افسانه هفتم: در فضا میتوان صدای انفجارها را شنید
در فیلمهای علمی-تخیلی، انفجارهای فضایی با صداهای مهیب و گوشخراش همراه هستند. اما واقعیت این است که در فضا هیچ صدایی وجود ندارد. صدا یک موج مکانیکی است که برای حرکت به یک واسطه مانند هوا، آب یا یک جسم جامد نیاز دارد. فضا اما یک خلاء کامل است، یعنی تقریباً هیچ مولکولی برای انتقال امواج صوتی در آن وجود ندارد.
در نتیجه، بزرگترین و قدرتمندترین انفجارهای فضایی، مانند انفجار یک ابرنواختر، در سکوت مطلق رخ میدهند. هر چند چنین رویدادهایی از نظر بصری و انتشار انرژی بسیار پرقدرت هستند، اما گوشهای ما هیچ صدایی را از آنها دریافت نخواهد کرد. این یکی از آن حقایق علمی فضا است که ماهیت آرام و در عین حال خشن کیهان را به ما یادآوری میکند.
افسانه هشتم: ماهوارهها به دلیل نبود جاذبه در مدار میمانند
این افسانه شباهت زیادی به باور نادرست درباره بیوزنی دارد. ماهوارهها، ایستگاههای فضایی و حتی سیارات، همگی در حالتی از تعادل دینامیکی قرار دارند. آنها به دلیل عدم وجود جاذبه در مدار خود باقی نمیمانند، بلکه دقیقاً به دلیل وجود آن در مدار نگه داشته میشوند!
نیروی جاذبه زمین، ماهوارهها را به سمت خود میکشد، در حالی که سرعت بسیار بالای آنها به صورت افقی، آنها را به سمت بیرون پرتاب میکند. این دو نیرو در یک کشمکش دائمی هستند که نتیجهاش یک مدار پایدار است. اگر جاذبه نبود، ماهوارهها در امتداد یک خط مستقیم به فضا پرتاب میشدند. بنابراین، نه تنها جاذبه عامل ماندن ماهوارهها در مدار محسوب میشود، بلکه کلیدیترین نیرویی است که آنها را در مسیر خود حفظ میکند.
افسانه نهم: عطارد گرمترین سیاره منظومه شمسی است
بر اساس منطق ساده، باید عطارد، نزدیکترین سیاره به خورشید، گرمترین باشد. اما این یک افسانه رایج درباره فضا است که علم آن را رد میکند. گرمترین سیاره منظومه شمسی، زهره (ونوس) است. دلیل این امر، جو بسیار ضخیم و پر از دیاکسید کربن زهره میباشد. این جو مانند یک پتو عمل میکند و گرما را به دام میاندازد و یک “اثر گلخانهای” بسیار قوی ایجاد میکند.
در نتیجه، دمای سطح زهره به بیش از 475 درجه سانتیگراد میرسد که برای ذوب شدن سرب کافی است. در مقابل، عطارد تقریباً هیچ جوی ندارد و به همین دلیل، در سمت روز آن دما به حدود 430 درجه سانتیگراد میرسد، اما در سمت شب آن دما به منفی 173 درجه سانتیگراد کاهش مییابد. نبود جو باعث میشود که عطارد نتواند گرما را در خود نگه دارد و بنابراین، به صورت میانگین، گرمترین سیاره نیست.
افسانه دهم: سیاهچالهها همه چیز را میبلعند
تصور سیاهچالهها به عنوان یک جاروبرقی غولپیکر فضایی که هر چیزی را به داخل خود میکشد، یکی از جذابترین افسانههای فضایی است. در واقع، نیروی گرانش یک سیاهچاله فقط زمانی به یک تهدید تبدیل میشود که یک شیء به “افق رویداد” آن بسیار نزدیک شود. از فواصل دور، سیاهچالهها درست مانند هر جرم دیگری با همان جرم، رفتار میکنند.
برای مثال، اگر خورشید ما به طور ناگهانی با یک سیاهچاله همجرم جایگزین میشد، زمین به هیچ وجه به داخل آن کشیده نمیشد، بلکه به حرکت کردن در مدار عادی خود به دور آن ادامه میداد. سیاهچالهها به دلیل جرم فوقالعاده زیاد و متراکم خود، جاذبه بسیار قدرتمندی دارند، اما این جاذبه تنها در نزدیکی آنها خطرناک میشود و دارای یک محدوده اثر خاص است.
افسانه یازدهم: دیوار بزرگ چین از فضا با چشم غیر مسلح دیده میشود
شاید یکی از معروفترین افسانههای فضایی این باشد که دیوار بزرگ چین تنها ساختار دستساز انسانی است که از فضا قابل مشاهده است. این باور به دلیل اندازه و عظمت دیوار ایجاد شده، اما فضانوردان خود این افسانه رایج درباره فضا را رد کردهاند. دیوار چین بسیار باریک است و رنگ آن با رنگ محیط اطراف خود همخوانی دارد و به همین دلیل، از ارتفاع مدار پایین زمین با چشم غیر مسلح به سختی دیده میشود. فضانوردان میگویند که آنها به راحتی میتوانند شهرها، بزرگراهها و حتی چراغهای شبانه شهرها را ببینند، اما دیدن دیوار چین بسیار دشوار است.
این افسانه احتمالاً از ترکیبی از غرور ملی و اطلاعات قدیمی نشات گرفته است. در حقیقت، فضانوردان گزارش میدهند که بیشتر از هر چیز، پدیدههای طبیعی مانند رودخانهها، دریاچهها، کوهها و بیابانها به راحتی قابل مشاهده هستند.