سریال The Last of Us (آخرین بازمانده از ما) یکی از موفقترین اقتباسهای تلویزیونی از بازیهای ویدیویی است. این مجموعه توسط کریگ مازین، خالق سریال Chernobyl، و نیل دراکمن، خالق و نویسنده بازی The Last of Us، برای شبکه HBO ساخته شد و در فصل اول، داستان بازی سال 2013 را با برخی تغییرات به صفحه تلویزیون آورد.
یکی از جذابترین ویژگیهای سریال، میزان توجه سازندگان به جزئیات بازی اصلی است. از حضور صداپیشگان نسخه بازی گرفته تا بازسازی لوکیشنها و حتی وسایل کوچک، تعداد زیادی اشاره مستقیم و غیرمستقیم به دنیای بازی در سریال دیده میشود.
در ادامه، 20 نکته جالب درباره پشت صحنه، روند ساخت و ارجاعات پنهان The Last of Us را مرور میکنیم. البته، باید اشاره کنیم که بیشتر این نکات مربوط به فصل اول هستند. پس در ادامه با ما در دیجی رو همراه باشید.
1. پدرو پاسکال و بلا رمزی قرار بود بازی را بازی نکنند!
کریگ مازین و نیل دراکمن از پدرو پاسکال و بلا رمزی خواسته بودند پیش از ایفای نقش جوئل و الی، بازی The Last of Us را تجربه نکنند. هدف این بود که این دو بازیگر بیش از حد تحت تأثیر اجرای تروی بیکر و اشلی جانسون، صداپیشگان اصلی جوئل و الی، قرار نگیرند و نسخه تلویزیونی شخصیتها را با برداشت خودشان شکل دهند.
با این حال، هر دو بازیگر چندان به این توصیه پایبند نماندند! بلا رمزی بخشی از گیمپلی بازی را تماشا کرد و پدرو پاسکال نیز تلاش کرد بازی را تجربه کند، اما خودش گفته است که در بازی کردن چندان مهارت نداشت و در نهایت خواهرزادههایش کنترلر را از او گرفتند و بازی را ادامه دادند.
2. صداپیشگان اصلی بازی در سریال نقشهای جدیدی گرفتند
یکی از جذابترین ادای احترامهای سریال به بازی، حضور بازیگران نسخه اصلی در نقشهای متفاوت است.
اشلی جانسون، صداپیشه و بازیگر الی در بازی، در قسمت پایانی فصل اول نقش آنا، مادر الی، را بازی میکند. تروی بیکر، صداپیشه جوئل، نیز در نقش جیمز، یکی از افراد گروه دیوید، ظاهر شد. از طرف دیگر، لورا بیلی، صداپیشه ابی در بازی دوم، در همان قسمت پایانی نقش یکی از پرستاران بیمارستان را ایفا کرد.
این انتخابها باعث شد بازیگران اصلی مجموعه بازی، به شکلی متفاوت دوباره وارد دنیای The Last of Us شوند.
3. قارچ کوردیسپس واقعاً وجود دارد، اما انسانها را زامبی نمیکند
یکی از ترسناکترین ایدههای The Last of Us از یک پدیده واقعی در طبیعت الهام گرفته است. گونههایی از قارچهای خانواده کوردیسپس، به ویژه اوفیوکوردیپس (Ophiocordyceps)، میتوانند حشرات خاصی مانند مورچهها را آلوده کنند و رفتار آنها را تغییر دهند.
البته، واقعیت با داستان سریال فاصله زیادی دارد. این قارچها توانایی آلوده کردن انسانها و کنترل رفتار آنها را ندارند. دمای بدن انسان و تفاوتهای زیستی متعدد، از موانع مهم برای چنین سناریویی هستند. در واقع، ایده انتقال قارچ از حشرات به انسان در The Last of Us بخشی از داستان علمی-تخیلی اثر است.
سریال در افتتاحیه خود نیز با مطرح کردن فرضیهای درباره افزایش دمای زمین، توضیح داستانی متفاوتی برای امکان چنین جهشی ارائه میدهد؛ اما این موضوع به معنای وجود شواهد علمی مبنی بر تبدیل کوردیسپس به یک عامل بیماریزای انسانی نیست.
4. در فصل اول، اسپورها جای خود را به یک روش انتقال متفاوت دادند
در بازی، اسپورها یا همان هاگهای قارچ یکی از راههای انتقال عفونت هستند و همین موضوع باعث میشود شخصیتها در برخی محیطها به ماسک نیاز داشته باشند. سازندگان سریال برای فصل اول این شیوه انتقال را کنار گذاشتند تا مجبور نباشند چهره بازیگران را برای مدت طولانی پشت ماسک پنهان کنند!
در عوض، مفهوم تندریلها یا رشتههای قارچی و شبکهای شبیه مایسلیوم (Mycelium) وارد سریال شد. مایسلیوم در طبیعت واقعاً به شبکهای از رشتههای قارچی گفته میشود، اما ارتباط ذهنی و هماهنگی میان مبتلایان در The Last of Us بخشی از منطق داستانی سریال است و نباید آن را یک واقعیت علمی تلقی کرد.
نکته جالب این است که سریال در ادامه، یعنی فصل دوم، دوباره ایده اسپورهای موجود در هوا را وارد داستان کرد؛ بنابراین، بهتر است گفته شود فصل اول اسپورها را کنار گذاشت، نه اینکه کل سریال فاقد اسپور باشد.
5. قسمت اول در ابتدا قرار بود دو قسمت جداگانه باشد
قسمت افتتاحیه با نام When You’re Lost in the Darkness تقریباً در حد و اندازه یک فیلم سینمایی است و در نسخه پخششده، حدود 81 دقیقه زمان دارد. اما ساختار اولیه داستان متفاوت بود و بخش ابتدایی قرار بود در قالب دو قسمت جداگانه روایت شود.
در نسخه اولیه، قسمت اول پیش از آنکه جوئل و الی واقعاً وارد مسیر مشترک خود شوند به پایان میرسید. مدیران HBO معتقد بودند چنین پایانی ممکن است ارتباط مخاطب با داستان اصلی را دشوار کند؛ بنابراین دو قسمت در یک قسمت طولانی ادغام شدند تا رابطه جوئل و الی از همان ابتدای سریال شکل بگیرد.
6. پیش از سریال، بازیگران دیگری برای نقش الی و جوئل مطرح بودند
سالها قبل از ساخته شدن سریال، قرار بود The Last of Us به یک فیلم سینمایی تبدیل شود. در جریان توسعه آن پروژه، میزی ویلیامز، بازیگر نقش آریا استارک در Game of Thrones، یکی از گزینههای جدی برای نقش الی بود.
کیتلین دیور نیز در آن دوره برای نقش الی در جلسات خوانش فیلم حضور داشت. پروژه سینمایی سرانجام متوقف شد، اما سالها بعد دیور برای ایفای نقش ابی در فصل دوم سریال انتخاب شد؛ اتفاقی جالب با توجه به اینکه او پیشتر برای نقش الی تست داده بود.
7. پدرو پاسکال و بلا رمزی هر دو در Game of Thrones بازی کرده بودند
پیش از The Last of Us، هر دو بازیگر اصلی سریال تجربه حضور در Game of Thrones را داشتند.
پدرو پاسکال در نقش اوبرین مارتل و بلا رمزی در نقش لیانا مورمونت ظاهر شدند، اما این دو شخصیت در طول سریال Game of Thrones هیچ صحنه مشترکی نداشتند. بنابراین The Last of Us نخستین پروژهای بود که این دو بازیگر در آن به عنوان همبازی مقابل یکدیگر قرار گرفتند.
8. زرافه معروف قسمت پایانی واقعاً وجود داشت؛ اما همه چیز واقعی نبود
صحنه زرافه در قسمت پایانی فصل اول یکی از وفادارترین و احساسیترین لحظات اقتباس تلویزیونی از بازی است. نکته جالب اینکه زرافهای که پدرو پاسکال و بلا رمزی در کنار آن بازی میکنند، کاملاً ساختهشده با جلوههای ویژه نیست.
تیم تولید واقعاً از یک زرافه به نام Nabu در باغوحش کلگری فیلمبرداری کرد. با این حال، کل سکانس صرفاً با تصاویر واقعی ضبط نشده بود و در بخشهایی از صحنه از یک بدل عروسکی و جلوههای بصری استفاده شد. بنابراین، دقیقتر است که بگوییم سکانس ترکیبی از فیلمبرداری واقعی و جلوههای دیجیتال است.
9. فصل اول The Last of Us یکی از بزرگترین پروژههای فیلمبرداری تاریخ کانادا بود
بخش بزرگی از فصل اول در استان آلبرتا در کانادا فیلمبرداری شد و تیم تولید برای تبدیل شهرها و ساختمانهای واقعی به نسخهای پساآخرالزمانی از آمریکا، تغییرات گستردهای ایجاد کرد.
در سال 2021، مقامهای آلبرتا این پروژه را بزرگترین تولید سینمایی و تلویزیونی تاریخ کانادا معرفی کردند و بعدها نیز اطلاعات اقتصادی منتشر شده درباره تولید نشان داد که این سریال بیش از 141 میلیون دلار کانادا در آلبرتا هزینه داشته است و به عنوان بزرگترین سریال فیلمبرداری شده در کانادا معرفی شد.
10. جوئل سریال عمداً بسیار آسیبپذیرتر از نسخه بازی است
جوئل در بازی شخصیتی بسیار قدرتمند است که در طول مسیر بارها از موقعیتهایی جان سالم به در میبرد که برای یک انسان عادی تقریباً غیرممکن هستند. سازندگان سریال تصمیم گرفتند این ویژگی را واقعگرایانهتر کنند.
در نسخه تلویزیونی، جوئل از ناحیه یک گوش کمشنواست؛ وضعیتی که خودش آن را به شلیکهای نزدیک و بدون محافظ گوش در طول سالها نسبت میدهد. زانوهایش هم هنگام بلند شدن درد میگیرند و در قسمت ششم نشانههای حملات پانیک را تجربه میکند. کریگ مازین توضیح داده بود که هدف، نشان دادن تأثیر سالها زندگی سخت بر بدن و روان جوئل بوده است.
11. بسیاری از موجودات آلوده با گریم و جلوههای واقعی ساخته شدند
ظاهر ترسناک کلیکرها نتیجه ترکیبی از گریمهای پروستتیک، طراحی عملی و جلوههای دیجیتال است. سرپرستی طراحی گریم موجودات آلوده را بری گوور (Barrie Gower) بر عهده داشت؛ هنرمندی که پیشتر برای طراحی موجوداتی مانند نایت کینگ در Game of Thrones نیز شهرت پیدا کرده بود.
برای بلوتر (Bloater)، یک لباس بسیار سنگین و حجیم ساخته شد که وزن آن حدود 40 کیلوگرم یا بیشتر بود. بازیگر بدلکار آدام بسیل که بیش از دو متر قد دارد، زیر این لباس قرار گرفت و ظاهر نهایی با جزئیات قارچی و مواد مختلف تکمیل شد.
12. موسیقی سریال ریشه در موسیقی بازی دارد
گوستاوو سانتائولایا، آهنگساز آرژانتینی و برنده دو جایزه اسکار، موسیقی بازی The Last of Us را ساخته بود و برای نسخه تلویزیونی نیز بازگشت.
با این حال، موسیقی سریال صرفاً کار سانتائولایا نیست. او در کنار دیوید فلمینگ روی موسیقی مجموعه کار کرد و تعدادی از تمهای شناخته شده بازی نیز برای تلویزیون بازآفرینی شدند. به همین دلیل موسیقی سریال در عین حالی که همان حس آشنای بازی را به مخاطب القاء میکند، نوعی تازگی را نیز در خود دارد.
13. یکی از معروفترین دیالوگهای بیل در ابتدا دیالوگ نبود!
در قسمت سوم با نام Long, Long Time، زمانی که بیل با نیروهای نظامی روبهرو میشود، جملهای تند و بهیادماندنی را بر زبان میآورد.
جالب اینکه این عبارت در فیلمنامه ابتدا بیشتر به عنوان توصیفی از افکار و واکنش بیل نوشته شده بود، نه یک دیالوگ مشخص! نیک آفرمن، بازیگر نقش بیل، پیشنهاد کرد همین جمله در فیلم نیز گفته شود و کریگ مازین با این پیشنهاد موافقت کرد. به این ترتیب یکی از جملات بهیادماندنی قسمت سوم شکل گرفت.
14. برخی صحنههای سریال عمداً تجربه بازی را تداعی میکنند
سازندگان تنها داستان بازی را اقتباس نکردند و در برخی سکانسها، سبک بصری بازی را نیز به تلویزیون منتقل کردند.
یکی از نمونههای قابل توجه، صحنه فرار جوئل، سارا و تامی با خودرو در قسمت اول است. قرار گرفتن دوربین در داخل خودرو و محدود شدن میدان دید شخصیتها، حس بیخبری و اضطرابی را ایجاد میکند که یادآور تجربه بازیکن در همان بخش از بازی است.
این نوع بازسازیهای بصری در نقاط مختلف فصل اول دیده میشود و باعث شده برخی لحظات برای طرفداران قدیمی بازی بسیار آشنا به نظر برسند.
15. لوگوی Naughty Dog روی یک جاکلیدی کوچک
در یکی از جزئیات کوچک قسمت هفتم، اشاره مستقیمی به Naughty Dog، استودیوی سازنده بازی، دیده میشود.
روی دستهکلید کاپیتان کوانگ، یکی از شخصیتهای حاضر در بخش مربوط به مدرسه فدرا در گذشته الی، یک نشان کوچک مربوط به Naughty Dog دیده میشود. این از همان نوع جزئیات ظریفی است که ممکن است در نگاه اول کاملاً از چشم مخاطب پنهان بماند. خود کریگ مازین نیز این جاکلیدی را یکی از ایستر اگهای سریال دانسته است.
16. بازیگر نقش سم با کمک یک فراخوان در توییتر پیدا شد
انتخاب بازیگر مناسب برای نقش سم چالش مهمی بود، زیرا سازندگان میخواستند این شخصیت مانند نسخه بازی، یک کودک ناشنوا باشد و از زبان اشاره آمریکایی استفاده کند.
کریگ مازین برای پیدا کردن بازیگر مناسب از شبکه اجتماعی توییتر کمک گرفت و یک فراخوان عمومی منتشر شد. نتیجه این جستجو، انتخاب کیوون وودارد (Keivonn Woodard) بود؛ بازیگری ناشنوا که نقش سم را با زبان اشاره آمریکایی ایفا کرد. بنابراین، برخلاف برخی روایتها، او یک «نوجوان» نبود؛ وودارد هنگام حضور در فصل اول هنوز کودک بود.
17. استفاده از Take On Me یک اشاره مستقیم به بازی دوم است
در قسمت هفتم، الی و رایلی وارد یک مرکز خرید متروکه میشوند و یکی از لحظات ماندگار این قسمت هنگام حرکت آنها روی پلهبرقی با آهنگ Take On Me از گروه A-ha شکل میگیرد.
این انتخاب برای طرفداران بازی معنای بیشتری دارد، زیرا الی در The Last of Us Part II نیز این آهنگ را در یکی از صمیمیترین لحظات داستان برای دینا اجرا میکند. حتی نسخهای از همین آهنگ در یکی از تریلرهای سریال نیز استفاده شده بود.
18. مرکز خرید قسمت هفتم یک مرکز خرید واقعی بود
بخش عمده قسمت Left Behind در یک مرکز خرید واقعی در کلگری فیلمبرداری شد. این مکان در واقع Northland Village Mall بود؛ مرکز خریدی که پیش از تولید سریال تعطیل شده و فضای داخلی آن تا حد زیادی تخلیه شده بود.
تیم سازنده قفسهها و دکورهای جدیدی را در آن ایجاد کرد تا مرکز خرید موجود به نمونهای شبیه محیط بازی تبدیل شود. نکته جالب اینکه ساختمان واقعی یک طبقه بود و تیم تولید برای نماهایی که به طبقه دوم یا فضای بزرگتر نیاز داشتند، از جلوههای بصری و توسعه دیجیتال دکور استفاده کرد.
19. کتابهای الی مستقیماً از دنیای بازی آمدهاند
کتابها و کمیکهایی که الی در طول سریال با آنها سرگرم میشود، صرفاً برای پر کردن صحنهها انتخاب نشدهاند.
کتاب لطیفهگویی No Pun Intended: Volume Too در بازی وجود دارد و در سریال نیز به یکی از ویژگیهای شخصیتی الی تبدیل شده است. کمیکهای Savage Starlight نیز از آیتمهای قابل جمعآوری در بازی هستند و در سریال به شکل بخشی از علایق شخصیتها ظاهر میشوند. این جزئیات به سازندگان اجازه میدهد عناصر کوچک و آشنای بازی را بدون کپی کردن کامل داستان آن وارد سریال کنند.
20. فندک تس یک ارجاع مخفی به بازی دیگری از Naughty Dog است
یکی از ایستر اگهای جالب سریال در قسمت دوم دیده میشود. تس فندکی در اختیار دارد که ظاهر آن با فندک شخصیت اصلی در بازی The Last of Us مطابقت دارد.
اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود؛ طراحی این فندک در واقع ارتباطی با یکی دیگر از آثار Naughty Dog دارد. نمونه مشابه آن پیشتر در Uncharted 4 دیده شده بود و به همین دلیل این وسیله کوچک، علاوه بر اشاره به بازی The Last of Us، یک ارتباط ظریف میان دو مجموعه بازی Naughty Dog ایجاد میکند.
جمعبندی
یکی از دلایل جذابیت The Last of Us برای طرفداران بازی، فقط شباهت داستان و شخصیتها نیست؛ بلکه مجموعه بزرگی از جزئیات کوچک در طراحی صحنه، موسیقی، گریم، انتخاب بازیگران و وسایل صحنه نیز به نسخه بازی وفادار ماندهاند.
از حضور صداپیشگان اصلی بازی در نقشهای جدید گرفته تا زرافه واقعی، مرکز خرید بازسازیشده، جاکلیدی Naughty Dog و آهنگ Take On Me، بسیاری از این جزئیات ممکن است در هنگام تماشای سریال اصلاً به نظر نرسند، اما همین نکات ریز هستند که تماشای دوباره مجموعه را برای طرفداران بازی جذابتر میکنند.























اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد