گاهی اوقات افرادی در زندگیمان وجود دارند که با منفیگراییهای همیشگی، شکوهها، بدگویی از دیگران، خودخواهی یا وابستگی بیش از اندازه، زندگیمان را از ما میگیرند، این افراد آسیبرسان هستند. در این مقاله به بررسی سه گامی میپردازیم که توسط آنها میتوانید این افراد را از زندگی خود حذف کنید.
افراد میتوانند به شیوههای مختلفی سمی باشند و این افراد صرف نظر از نوع آن، باید از زندگیتان بیرون گذاشته شوند. یکی از افراد سمی زندگی من به کنترل زمان و منابع من میپرداخت و شخص دیگری همیشه دربارهی خودش و اتفاقات بدی که بیوقفه برایش رخ میدادند صحبت میکرد. برای حفظ سلامتی خودم و خانوادهام به هر دوی این افراد گفتم که دیگر نمیخواهم ببینمشان.
بنشینید و به روابطی که در زندگیتان دارید فکر کنید. به این فکر کنید که واکنشتان به این روابط چیست. آیا به خاطر یک یا دو نفر تمام تماسهایتان را بررسی میکنید؟ آیا به دلیل شخصی خاص از انجام فعالیتهایی که برایتان لذتبخش بوده است صرف نظر میکنید؟ اینها نشانههایی از یک رابطهی سمی هستند.
وقتی که افراد سمی زندگی شما را مسموم میکنند
سمیت خاصیتی است که یک ماده شیمیایی میتواند توسط آن به یک ارگانیسم آسیب برساند. اگر شخصی در حال آسیب رساندن به زندگی شما است، سمی است و باید به این مشکل رسیدگی کنید. افرادی که با منفیگراییهای همیشگی، شکوهها، بدگویی از دیگران، خودخواهی یا وابستگی بیش از اندازه به شما آسیب میرسانند میتوانند باعث افسردگی و اضطرابتان شوند.
شما هنگام حذف مواد مسموم از غذایتان درنگ نمیکنید و همچنین هنگام بازی کودکان مواد سمی را از حیطهی بازی آنها دور نگه میدارید، پس چرا ما هنگام حذف افراد سمی از زندگیمان درنگ میکنیم؟ واضحترین دلیل این است که بیشتر ما علاقهای به درگیری نداریم و نمیخواهیم به احساسات یک انسان دیگر آسیب برسانیم.
با این حال باید شجاعت گفتن حقیقت به فرد سمی را داشته باشید. چنین کاری تنها روش حذف یک رابطهی آسیبرسان از زندگیتان است و همچنین فرد مقابل به این ضربهی احساسی نیاز دارد تا بتواند زندگی خود را بررسی کند، با سمیت خود مواجه شود و در حالت ایدهآل تغییری در خود ایجاد کند. ممکن است او تغییر نکند اما این تصمیم مربوط به خود او و نه شما است. شما فقط میتوانید با انتخاب اشخاص سهیم در زندگیتان روی زندگی خودتان تأثیر بگذارید.
آزاد کردن خودتان از روابط سمی کار آسانی نیست اما میتوانید برای این کار از این سه گام کمک بگیرید:
گام اول: مرزبندیهای خودتان را مشخص کنید و به خاطرشان عذرخواهی نکنید
مرزبندیها برای حفظ سلامت روانی و جسمیتان لازم هستند. اگر افراد به مرزبندیهای شما احترام نمیگذارند در واقع به خود شما احترامی نمیگذارند. فهرستی از مرزبندیهای شخصیتان ایجاد کنید و اگر دیگران از این مرزبندیها عبور کردند بدون ترس موضوع را به آنها بگویید.
گام دوم: بدانید که افراد سمی به سادگی شما را ترک نخواهند کرد
برای حذف مواد مسموم در یک اکوسیستم باید از نیروهای قدرتمندی استفاده کنیم. افراد سمی به سادگی از زندگیتان خارج نمیشوند. ممکن است عقبنشینی کنند و غیرمنطقی و عصبانی شوند یا خود را قربانی بدانند. از اصل موضوع اجتناب نکنید و سعی نکنید از خودتان دفاع کنید. حقیقت را به فرد سمی بگویید و در تصمیمتان ثابتقدم و استوار باشید.
گام سوم: نشانههای سمی بودن افراد را بشناسید
باید نشانههای سمی بودن افراد را تشخیص دهید، در غیر این صورت زیاد طول نمیکشد که با فردی سمی در زندگیتان مواجه شوید. باید یاد بگیرید همانطور که برای اجتناب از سرماخوردگی دستهایتان را میشویید و از تماس با افراد بیمار جلوگیری میکنید، در این رابطه نیز از خودتان در برابر افراد سمی محافظت کنید. مراقب افرادی باشید که تأثیر بدی روی روابط دیگرتان دارند، به فضای شخصیتان احترام نمیگذارند و وقت زیادی از شما میگیرند. اگر شخصی باعث شود احساس عدم آسودگی و عدم بهرهوری کنید احتمالاً فردی سمی است.
اشکالی ندارد که بگویید «دیگر نمیخواهم تو را ببینم»
افراد سمی جذب افرادی میشوند که در طبیعت خود احساس همدردی زیادی دارند و به دیگران اعتماد میکنند و به همین دلیل ممکن است برای چنین اشخاصی سخت باشد که خودشان را از فرد سمی رها کنند. ممکن است در ابتدا احساس کنید فرد ناملایم یا بدجنسی هستید اما در نظر داشته باشید که باید از خودتان و سلامت روانیتان محافظت کنید. اگر به سلامت فیزیکی، احساسی، روانی و سلامت روابطتان اهمیت بدهید کارهای مورد نیاز برای رهایی از یک رابطهی سمی را انجام خواهید داد.
مهم است به یاد داشته باشید که با حذف فرد سمی از زندگیتان، وارد دورهای تنظیمی خاصی میشوید که در طی آن تصمیم خود را زیر سؤال میبرید و رفتارهای شخص مقابل را توجیه میکنید. قوی باشید و به یاد داشته باشید که این کار را به خاطر خودتان و خانوادهتان انجام دادهاید. منفیگرایی روی شما و سلامت فیزیکی و روانیتان تأثیر میگذارد و در نهایت اشخاصی که دوستشان دارید نیز از این قضیه تأثیر میگیرند.
حقیقت این است که ما به روابطمان نیاز داریم اما به هر رابطهای هم نیاز نداریم. خودتان را با افراد مثبتی احاطه کنید که به جای پایین کشیدنتان، شما را بالا میکشند. نیازی نیست برای اجتناب از جریحهدار شدن احساسات دیگران سلامت روانی خودتان را فدا کنید. نباید بگذارید مهربانیتان شما را کنترل کند. میتوانید شخص خوبی باشید و در عین حال نگذارید دیگران با خودخواهیشان به شما آسیب برسانند.
به یاد داشته باشید که شما سزاوار خوشحالی هستید.



۳۰ دیدگاه
.
سلام
من ۲۲ سالمه و از دبیرستان یه دوستی دارم تا به الان که با هم دوستی اوکی داشتیم تا اینکه این آدم با یه فردی تو رابطه میره و اخلاقش کل عوض میشه و طوری رفتارای زننده انجام میده که من خودم خوشم نمیاد و حالا بخاطر کمک بهش آوردمش سرکار خودم و الان همکار خودمه و یه سری رفتارای میکنه که آبروی منم در خطر میندازه هرچی بهش میگم گوش نمیده و بخاطر مشکلات خانوادگی هم مادرش از من خواسته راپورتشو هرروز بدم و من یه مدت انجام دادم ولی چون مجبور بودم باهاش برگردم از سرکار هنیشه کارایی زننده و ابرو بری انجام میده و بخصوص سمت محل کار وایمیسه گل میکشه و کارایی میکنه که من خوشم نمیاد و نمیخام همکارا یه موقع ببینن و آبروی منم میره چون من معرفیش کردم و میگن دوستت هست و اینا
خودش هم پیش همکارا نمک بازی درمیاره و منو گاهی مسخره میکنه و از این کاراش خسته شدم نمیدونم چجوری این آدم سم رو از زندگیم بندازم بیرون با اینکه همکارم هم هست الان
من یا دوستی دارم خیلی باهم صمیمی بودیم خیلی همو دوست داشتیم ولی الان که دیگه من دارم پیشرفت میکنم چشم دیدن نداره و یکسره از حسودی دست به یه کارهایی میزنه در دوره دوستی حرفایه زیادی زدیم و من مطمئنم اگه یه وقت چیزی بشه و به کسی بگه بدبخت میشم!
بعضیا میگن اگه الانم چیزی نگه صد در صد یه روزی زهر خودشو میریزه به نظرتو اگه الان ارتباطم رو باهاش کم کنم و مثل یه دانش اموز عادی باشیم و دعوایی رخ نده تا زمانی که حداقل کلاس دهم میشم و میرم نمونه که صد در صد نمیتونه بیاد زهرشو میریزه؟
دوستان من یادتون باشه شما میتونید یک فرد کاملا مهربان یه فرد خیلی خیلی درستگار باشید و بازم یه شخص رو کنار بذارید پس برای افرادی که وسواش دارند میگم برای کسایی که عذاب وجدان میگیرند میگم که شما انسان خوبی اید مهم نیست اگه موقع ترک یک نفر اون شخص به جای احساس تاسف خود شما رو کوبید اصلا مهم نیس اگه که به شما گفته که خودتان هم همچین اش دهن سوزی نیستید یا هرچیزی که گفته…
اگه کل دنیاهم مخالفتن تو باز باید به صورت منطقی اگه حرف درست رو میزنی پشت خودت باشی پس به کارت شک نکن و بابت این کار به خودت افتخار کن
من ی خواهر دارم دخالت میکنه و همه کاره زندگیمون شده و مامان بابامم کاریش ندارن
سلام خسته نباشید
بنده یه یک دوست دارم بسیار از خود راضی هستش وهمیشه منو تو تصمیماتم سست کرده یا کاری کرده که از اونا دست بکشم نمیدونم چجوری بگم گورشو گم کنه
از طرف دیگه عین مواد مخدر شده یعنی عادت کردم به منفی بافیاش خواهشان کمکم کنید یه راهی بگید
منم یکی رو دارم که از زمان بچگی دارم تحملش میکنم اون مامان و باباش از هم توی ۷سالگیش از هم جدا شدن حالا این به کنار الان با هر زنی که باباش بیاره که نگهس داره مشکل داره و ۶ سال تموم مارو از خونه زنگی انداخته واقعا دلم می خواد یکاری بکنم بخدا بخاطر اون افسردگی گرفتم خیلی افکار منفی میده به ادم یه سالم ازم کوچیکتره که من انقدر بدبختم واقعا این دنیا یا جای منه یا جای هیچکدوم از اونا یعنی چی اخه همش از اول زندگیم دارم درد و سختی میکشم
همه چیزمو بخاطرش از دست دادم
به خاطرش بچگیم به فنا رفت
من هم با یکی از دوران دبیرستان دوست بودم و این ادم تبدیل شد به یک ادم سمی برای من دلم میخواد از زندگیم بندازمش بیرون ولی از اونجایی که تو دانشگاه همش همو میبینیم نمیتونم رابطم رو باهاش تموم کنم واقعا نمیدونم باید چیکار کنم از طرفی هم عذاب وجدان دارم چون خیلی به من وابسته هست واقعا دارم اذیت میشم از این ماجرا
بنظرتون کسانی که توی خلوت باهاشون درد دل میکنید و از اون درد دل سو استفاده میکنند و توی اولین فرصت از اونا استفاده نیکنن افراد سمی هستند ؟
میترسم کلا
نمیدونم ادمای اطرافم دوسم دارن یا نع
میترسم رفیقم لوم بده خیلی حسوده
خواهرم ۲۴ ساعته به من فحش میده ومسخره میکنه واقعا از دست کاراش خسته شدم
نباید بگذارید مهربانی تان شما را کنترل کند.عال بود
ادمایی که پررو هستند مثلا خودشون رو به حونمون دعوت میکنند و به این راحتمیا از طعنه بدش نمیاد
سلام
من دوستی دارم که دائم از من تقلب میخواد
بددهنه
من آدم مذهبی هستم و اینا برام نشونه سمی بودنه
از طرفی این آدم منو تهدید میکنه چیکار کنم ؟
منم یه آدم اراذل تو زندگیم هست میخوام بندازمش بیرون از زندگیم اما نمی ره تهدید میکنه بعد میاد معذرت خواهی میکنه میگه میام دم محلتون ابروتو میبرم من پسرم نمیدونم آخه من به چه دردش میخورم خیلی میترسم کاش کسی بتونه کمکم کنه
فقط خدا کمک امساله ما مهربونا بکنه که این وحشیا دارن از مهربونی و دلرحمیمون سواستفاده میکنن
خودم را چگونه سمی کنم
شخصی توی زندگی من وجود دارع ک اوایل بسیار احساس رضایت و دلگرمی داشتم و فکر میکردم هوامو داره ولی به مرور رفتار هایی از خودش نشون داد که به فکر ترکش افتادم.مثلا همیشه منو به خاطر گذشتم سرزنش میکنه یا کنایه میزنع و ازارم میده با این حال که من تغییر کردم و گذشتمو جبران کردم.همین چند وقت پیش گفتم که دیگ نمیخام در ارتباط باشیم و همچیم تموم کرده بودم ولی باز لحظات اخر تهدید کرد که خودشو میکشه و نمی تونه بدون من زندگی کنه و منم نتونستم طاقت بیارم و گفتم پشیمون شدم و نمیرم.ولی هر روز با حرفای تکراری و بی فایده بینمون نا امید میشم و همیشه دعا میکنم بتونم راهی پیدا کنم