مرگ حقیقت غمگینی از زندگی بشر است و جاودانگی انسان آرزویی دیرینه. وقتی جوان هستید درک اجتنابناپذیر بودن و دائمی بودن مرگ کمی سخت است اما مرگ کسانی که دوستشان دارید باعث میشود به سرعت به حقیقت این اتفاق پی ببرید.
با وجود ناتوانیمان در مواجهه با این سرنوشت گریزناپذیر، انسانها از زمانهای دور دنبال راههایی بودهاند تا بتوانند از مرگ بگریزند. پزشکی مدرن و رسانههای دیجیتالی پیشرفت زیادی داشتهاند اما این حقیقت به قوت خود باقی مانده است که ما نیز روزی در زمین میپوسیم، مگر اینکه یکی از این دانشمندان دیوانهای که ادعای جاودانگی انسان را دارد درست بگوید. اخیراً یکی دیگر از آیندهنگران خودخوانده حال حاضر، پیشبینی خود را دربارهی آیندهی عجیب و جاودانهی انسانها اعلام کرده است. آیا به زودی خواهیم توانست با استفاده از تکنولوژی مرگ را فریب بدهیم؟

این پیشبینیهای اخیر توسط مهندس و آیندهنگر، ایان پیرسون، انجام شده است که عضو انجمن کامپیوتر بریتانیا و آکادمی هنر و علم و همچنین بنیاد نوآوری جهانی است. او ادعا میکند که پشیبینیهایش دربارهی 10 الی 15 سال آینده 85 درصد دقیق بودهاند. او در مصاحبهای با The Sun اعلام کرده است که انسانها تا سال 2050 قادر خواهند بود از مرگ بگریزند. البته برخی از انسانها چنین شرایطی خواهند داشت. انسانهای پولدار، انسانهای بسیار بسیار پولدار چنین شرایطی خواهند داشت:
روزی بدنتان میمیرد، شاید تصادف کنید یا بیماری سختی بگیرید، اما اهمیتی ندارد چون ذهنتان سرجایش خواهد بود. خواهید توانست از بدن مکانیکیتان به جای بدن طبیعی مفقود شدهتان استفاده کنید. افراد عادی که درآمدی عادی دارند باید کمی بیشتر منتظر بمانند. تا سال 2060 افرادی مثل من و شما نیز میتوانیم این تکنولوژی را تهیه کنیم و تا سال 2070 افراد متوسط کشورهای فقیر نیز قادر به خرید این تکنولوژی خواهند بود.
پیرسون در پیشبینی خود از جاودانگی انسانها، از سه تکنولوژی نام میبرد که پتانسیل افزایش طول عمر انسان یا حداقل افزایش طول عمر هوشیاری انسان را دارند: جوانسازی اعضای بدن با استفاده از ژن درمانی ضدپیری یا جایگزینی اعضای بدن توسط جایگزینهای آزمایشگاهی، دیجیتالی کردن هوشیاری انسان و دانلود کردن آن در بدنی مکانیکی یا تولید تکنولوژیهایی که به هوشیاری ما اجازه دهد که تا ابد در واقعیتی مجازی زنده بمانند. در ادامه این موارد را بیشتر بررسی میکنیم.

گرچه این پیشبینیهای ترابشریتی موضوعات خوبی برای داستانهای ژانر عملی تخیلی هستند و بودجههای خوبی برای تحقیقات جذب کردهاند، سؤال اصلی ما این است که آیا این موارد نیز نوعی جدید از یک سیستم باور تکنولوژی-مذهبی هستند یا خیر. این جاودانگی تکنولوژیک بسیار شبیه به مفاهیم زندگی پس از مرگ، تناسخ یا دیدگاه مذاهب در رابطه با روح انسان است. آیا واقعاً میتوانیم هوشیاری انسان را دیجیتالی کنیم؟ آیا واقعاً میخواهیم که چنین کاری کنیم؟ فقط به این دلیل که میتوانیم کاری را انجام دهیم به این معنی نیست که باید انجامش دهیم.
علاوه بر این طول عمر متوسط انسان در 100 سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است. این افزایش طول عمر به دلیل دستاوردهای ما در تکنولوژی، علوم مختلف و پزشکی بوده است، اما آیا هرگز میتوانیم به جاودانگی دست پیدا کنیم؟
ما توانستهایم با استفاده از واکسیناسیون، بیماریهایی مانند آبله را ریشهکن کنیم اما صرف نظر از عوامل بیماریزا، شکارچیان طبیعی انسان و اتفاقات، آیا هرگز میتوانیم سبک زندگی یا بدن خود را به گونهای تغییر دهیم که جاودانه شویم؟
برای دستیابی به این هدف باید به موضوعاتی غلبه کنیم که باعث پیری و در نهایت مرگ ما میشوند. علم به ما کمک کرده است تا چهار فرآیند کلیدی دخیل در پیری را تشخیص دهیم:
- کوتاهی تلومر
- پیری کرونیکال
- استرس اکسیداتیو
- گلیکاسیون
اگر بتوانیم این عوامل را متوقف کرده، سرعت آنها را کاهش داده یا حذفشان کنیم ممکن است بتوانیم جاودانه شویم. اگر جاودانه بودن را در معنای فیزیکی آن تعریف کنیم، ردههای سلولی نامیرا همین حالا نیز وجود دارند. چنین چیزی به این معنی نیست که انسانها به عنوان موجوداتی فیزیکی میتوانند جاودانه باشند.

سلولهای نامیرا به دو دسته تقسیم میشوند. یاختههای بنیادی جنینی و سلولهای سرطانی. نامیرا بودن سلولهای سرطانی به کوتاهی تلومرشان مربوط است. تلومرها بخشی از دیانای غیرکدکنندهی انتهای کروموزوم هستند که پرایمر همانندسازی دیانای به آن متصل میشود. با ایجاد توالی جدید دیانای از این پرایمر، تلومر ایجاد شده کوتاهتر خواهد بود. با تکثیر سلولهای عادی، تلومرها کوتاهتر میشوند تا اینکه در نهایت تلومری باقی نمیماند.
وقتی چنین اتفاقی بیفتد همانندسازی باعث ایجاد بخشهای مفقودی از توالی کدها میشود که سلول آن را به عنوان آسیب دیانای میبیند و سبب پیری و مرگ میشود. این یکی از عوامل دخیل در فرآیند پیری و طول عمر محدود است.
سلولهای سرطانی با استفاده از آنزیم تلومراس این مشکل را حل میکنند، این آنزیم با تلومرها ترکیب میشود و در نتیجه مشکل کوتاه شدن تلومر وجود ندارد. یاختههای بنیادی جنینی نیز جاودانه هستند و پیر نمیشوند، میتوانند به طور نامحدود تکثیر شوند و بخشی از هر کدام از بافتهای موجود زنده باشند.
پیدایش سلولهای هلا
گرچه ردهی سلولی نامیرای هلا اولین ردهی سلولی نامیرا نیست و میدانیم که قبل از ردههای سلولی نامیرای انسانی ردههای سلولی نامیرای موشها را داشتهایم، ردهی سلولی هلا قدیمیترین و پراستفادهترین ردهی سلولی انسانی است.

این ردهی سلولی بر اساس نام اهداکنندهی آن نامگذاری شده است، یک کشاورز تنباکو به نام هنریتا لاکز که در دههی 1950 مبتلا به سرطان دهانهی رحم تشخیص داده شد. در 8 فوریهی 1951 دانشمندان بیماریستان جان هاپکینز از تومور سرطانی رحم او نمونهبرداری کردند و سپس زیستشناس سلولی، جورج اوتو گی، تشخیص داد که میتواند این سلولها را زنده نگه دارد. او یکی از این سلولها را ایزوله کرد، آن را تکثیر کرد و یک ردهی سلولی ایجاد کرد.
پیش از این کشتهای سلولهای انسانی فقط چند روز باقی میماندند. از آن زمان تا به حال از سلولهای هلا برای توسعهی واکسنی برای فلج اطفال در سال 1952 استفاده شده است، این سلولها اولین سلولهای انسانی بودند که با موفقیت در سال 1953 تکثیر شدند و تا به حال دانشمندان 50 تن از آن را تکثیر کردهاند. همچنین این باور وجود دارد که تا 20 درصد ردههای سلولی دیگر نیز توسط سلولهای هلا و به علت سرسختی استثناییشان آلوده شدهاند.
لاکز و خانوادهی او تا سالها بعد در جریان این پیشرفت علمی نبودند. گرچه دانشمندان به نتایج مهمی در تحقیقات پزشکی دست پیدا کردند اما این موضوع باعث به وجود آمدن سؤالاتی در زمینهی اخلاق زیستی نیز شده است. دانشمندان قبل از نمونهبرداری از سلولهای لاکز از او اجازه نخواستند و همچنین به فرزندان او توضیح ندادند که چرا در طی سالیان به نمونهبرداریهای متعددی از خونشان نیاز دارند.
علاوه بر ردههای سلولی نامیرا، تکنولوژیها و نظریههای احتمالی دیگری نیز در اختیار داریم که میتوانند در دسترسی به جام مقدس زندگی جاودانه به ما کمک کنند. در ادامه به بررسی 11 تکنولوژی احتمالی و نظریههایی از این دست میپردازیم. این فهرست به هیچ وجه جامع نیست و ترتیب خاصی ندارد.
1. انتقال خون ترمیمی میتواند باعث افزایش طول عمر انسان شود
گرچه این موضوع کمی ترسناک به نظر میرسد و شاید ما را به یاد خونآشامها بیندازد اما میتوان از آن برای افزایش طول عمر انسان استفاده کرد، افزایشی که میتواند 10 الی 20 سال یا حتی بیشتر از اینها باشد. دانشمندان مشاهده کردهاند که پروتئینی به نام GDF11 در خون موشهای جوان تراکم بیشتری نسبت به موشهای پیر دارد.

شواهد حاکی از این هستند که این پروتئین باعث افزایش ماهیچههای اسکلتی و قدرت قلب میشود. اگر بتوانیم این موضوع را با دانش در حال رشد خود از خون مصنوعی ترکیب کنیم میتوانیم در آیندهی نه چندان دور انتظار انتقال خون ترمیمی را داشته باشیم.
2. قرصهای طول عمر میتوانند طول عمر ما را تا 15 درصد افزایش دهند
این قرص آنزیم ضدپیری Sirtuin 1 را فعال میکند، پیشبینی میشود این قرص بتواند عمر انسان را تا 15 درصد افزایش دهد. نمونهای از این قرص توسط یک شرکت استارتاپ دارویی با نام Elysium تولید شده است (مکمل NAD+) که انتظار میرود سرعت فرآیند پیری را کاهش دهد.
این قرص بر اساس 25 سال تحقیق ایجاد شده است و در حال گذراندن آزمایشهای بالینی است، پس ممکن است به زودی شاهد عرضهی این قرص باشید.
3. نانوتکنولوژی میتواند به ترمیم سلولها و مبارزه با سرطان بپردازد
نانوباتهای خودتکثیرگر میتوانند کارکردهای مهمی در آینده داشته باشند. میتوانیم به شیوههای مختلفی از آنها استفاده کنیم، حملهی مستقیم به سلولهای سرطانی یا ترمیم بدنمان در سطح سلولی دو نمونه از این موارد هستند.
گرچه کمی عملی تخیلی به نظر میرسد اما این نانوباتها میتوانند ظرفیت خوبی برای افزایش طول عمر انسانها داشته باشند.
4. تشخیص ژنهای طول عمر میتوانند باعث افزایش طول عمر متوسط انسان به بیش از 100 سال شوند
دانشمندان در تلاشند تا با تحقیق بر روی 152 اسپانیایی و 724 ژاپنی که بیش از صد سال عمر دارند ژنهای طول عمر را تشخیص دهند. این تحقیق اخیر چند اختلاف ژنی این گروه از افراد تشخیص داده است.
تحقیقات ژندرمانی انجام شده روی مخمر نیز که شامل پروتئین ISW2 است بر این موضوع تأکید دارد. این تحقیق نشان داده است که میتوان با استفاده از این تکنیک طول عمر را تا 25 درصد افزایش داد.
5. ژن درمانی میتواند باعث افزایش طول عمر و جاودانگی انسان شود
مطالعات نشان دادهاند که در صورت موفقیت ژن درمانی در تحریک سلولها برای بروز تلومراز، میتوانیم شاهد کاهش سرعت ساعت بیولوژیکی بدنمان باشیم. آزمایشاتی که در سال 2012 در این زمینه روی موشها انجام شد موفقیتآمیز بود و دانشمندان موفق شدند طول عمر موشها را تا یک چهارم افزایش دهند.
این تحقیق به عنوان اثباتی برای این مفهوم مورد استفاده قرار میگیرد که میتوان از تکنیکهای ژندرمانی برای افزایش طول عمر و جاودانگی انسان استفاده کرد.
6. بیونیکهای فرامادهای میتوانند ما را به ابرانسان تبدیل کنند
فرامادهها موادی مصنوعی هستند که مهندسی شدهاند تا خواصی داشته باشند که در طبیعت مشاهده نمیشود. از این فرامادهها میتوان برای ایجاد اعضای مصنوعی بدن و تقویت اعضای فعلی (مانند چشم) استفاده کرد تا قدرتمندتر شوید و عمر طولانیتری داشته باشید.
محققان همین حالا نیز در حال بررسی این موضوع هستند که آیا میتوان از فرامادهها برای جایگزین کردن حلزون آسیبدیدهی گوش اشخاص استفاده کرد یا خیر.
7. آواتارهای روباتیک میتوانند باعث جاودانگی سایبری ما شوند
دانشمندان بر این باورند که ممکن است در آینده بتوانیم خودمان را ذخیره و آپلود کنیم، موضوعی که به آن جاودانگی سایبری میگویند. سپس میتوانیم این نسخههای ذخیره شده از خودمان را در بدنهای روباتیک یا آواتارهای خاصی آپلود کنیم و در تئوری جاودانه شویم.
این فرآیند تا ابد تکرار میشود و با خراب شدن، بروز اتفاقات یا قدیمی شدن آواتارهای روباتیکمان از نسخههای جدیدتری از بدنهای مصنوعی استفاده میکنیم. سازمانهایی مانند 2045 همین حالا نیز در حال تحقیق روی آواتارهایی از این دست هستند.
شبیهسازی کل مغز یا آپلود ذهن موضوعی است که شاید در داستانهای ترسناک دربارهی آن شنیده باشید. میلیاردر روس، دیمیتری ایتسکوف، پروژهای را با نام 2045 شروع کرده است که قصد دارد توسط آن ذهن خود را به یک کامپیوتر منتقل کند و به همین دلیل ممکن است در یک دههی آینده شاهد چنین موضوعی باشیم.
ایتسکوف میگوید:
«میخواهم مطمئن شوم که تا 30 سال آینده به جایی رسیده باشیم که همهمان بتوانیم تا ابد زنده بمانیم، در غیر اینصورت چنین پروژهای را شروع نمیکردم.»
هدف نهایی این پروژه، که سال 2045 برای دستیبابی به آن انتخاب شده است، ایجاد آواتارهایی هولوگرامی از ذهن افرادی است که مردهاند. ممکن است شبیه به یک داستان علمی تخیلی به نظر برسد و تا اینجای کار نیز همینطور است، پیشرفتهای علمی مورد نیاز برای دستیابی به این تکنولوژی هنوز فاصلهی زیادی تا واقعیت دارند.
یکی از پیشرفتهای علمی مورد نیاز این پروژه ایجاد نقشهی کاملی از ذهن انسان است که شامل مکان و تعاملات بیش از 100 میلیارد نورون مغز انسان باشد. برخی از دانشمندان علوم اعصاب بر این باورند که اگر مغز انسان و تمام ورودیها و خروجیهای حسی آن را بتوان به یک کامپیوتر تبدیل کرد، هدف ایتسکوف برای انتقال شخصیت فرد به یک هویت غیرزنده ممکن است.
رندال کوئن، استاد سابق مرکز مغز و حافظهی دانشگاه بوستون، میگوید «تمام مدارک موجود میگویند که چنین کاری ممکن است، انجامش بسیار سخت است، اما ممکن است. به همین دلیل میتوانید بگویید چنین شخصی رؤیاپرداز است اما دیوانه نیست، چون دیوانگی به معنای فکر کردن به چیزی غیرممکن است و میدانیم که در این مورد اینطور نیست.»

8. دستکاری مولکولی میتواند عمر ما را 4 قرن بیشتر کند
برخی از محققان توانستند با دستکاری مولکولهای تأثیرگذار روی انسولین و دیگر سیگنالهای مواد مغذی، عمر برخی از کرمها را افزایش دهند. اگر بتوانیم این نتایج را در انسانها نیز تکرار کنیم ممکن است بتوانیم عمر انسانها را به 500 سال برسانیم.
دانشمندانی همچون دکتر پنکاج کاپاهی در حال کاوش در این زمینه هستند و به نتایج جالبی نیز دست پیدا کردهاند.
9. زیست تعویقی میتواند به جاودانه شدنمان کمک کند
سالها است که زیست تعویقی بخشی جداییناپذیر از ژانر علمی تخیلی است اما میتواند شیوهی مناسبی برای افزایش طول عمر انسان در آینده باشد. پزشکان توانستهاند بیماران را در بازههای زمانی چند ساعته منجمد کرده و سپس به زندگی برگردانند، فرآیندی که به آن هیپوترمی القایی میگویند.
این فرآیند سرعت متابولیسم بدن را آنقدر کاهش میدهد که میتواند بدن را به حالت توقف در بیاورد. البته که اگر زمانبندی آن درست نباشد میتواند منجر به مرگ شود. در صورت گسترش و تکامل این تکنیک میتوان از آن برای ایجاد نوعی خواب زمستانی در انسان استفاده کرد، خوابی که در تئوری میتواند تا ابد ادامه پیدا کند و شاید اینگونه جاودانگی انسان محقق شود.

10. پرینت سه بعدی اعضای بدن میتواند باعث افزایش طول عمرمان شود
پرینت سه بعدی با سرعت بسیار زیادی در حال توسعه است و به زودی میتواند برای پرینت اعضای جایگزین بدن انسان، برای مثال قلب، مورد استفاده قرار بگیرد. اخیراً یک تیم بریتانیایی پیشرفتهای موفقیتآمیزی در این زمینه داشتهاند و توانستهاند با موفقیت یک قرنیهی جایگزین را پرینت کنند.
میتوان این تکنیک را گسترش داد تا با استفاده از چربی و کلاژن اعضای دیگر بدن از جمله قلب را نیز پرینت کرد و به این ترتیب عمر اهداکنندگان عضو نیز دههها افزایش مییابد.
11. شبیهسازی اندامها میتواند به شما کمک کند تا جاودانه شوید
و در انتهای فهرستمان از نظریهها و تکنولوژیهایی که میتوانند به افزایش طول عمر انسان کمک کنند و به عنوان جایگزینی برای پرینت اعضای بدن به شمار میآیند، شبیهسازی قرار گرفته است. شبیهسازی اعضای بدن تکنولوژی جدیدی است اما میتوان از آن برای تولید اعضای بدن استفاده کرد.
دانشمندان همین حالا نیز موفق به شبیهسازی اعضایی از جمله گوش، استخوان و پوست شدهاند و بعد از کامل شدن آن میتوان برای شبیهسازی اعضای پیچیدهتر بدن انسان نیز از آن استفاده کرد تا طول عمر افراد را با استفاده از این اعضای شبیهسازی شده به طور نامحدودی افزایش دهیم.
آیا با وجود پیشرفت تکنولوژیهایی اینگونه میتوان امیدوار بود که روزی رویای جاودانگی انسان تحقق یابد. نظر شما در این باره چیست؟



۱۷۹ دیدگاه
۲۰ از ۴۸ گفتوگو
بعضیا میگن معلومه که یا میریم بهشت یا جهنم خوب. این اشتباهه چون تنها منشا وجود همه ی این حقایق چن تا کتابن خواب قبول همچین چیزایی وجود داشتن علم هم اینو ثابت کرده ولی کی اون کتاب ها رو نوشته کی اون آثار رو بجا گذاشته که همش تو همون کتابا اومده حتما الان میگین خدا و پیامبر ها و امام ها ولی کی تایید میکنه که پیامبرا و اماما از طرف خدا بودن و کلی چیز دیگه که همون کتابا گفتن فقط اون کتابا اینا رو تایید میکنن این یعنی. خودشون خودشونو تایید کردن و. از ی جایی به بعد دیگه رفتن و اجازه تایید انسانهای باهوش تر و عاقل تر رو ندادن شاید الان بگید این برای این بوده که ما بهتر در این زندگی آزمایش بشیم ولی بهر حال همین کافیه تا به حقیقت شک کنیم
جاودانه شدن بخاطر اینکه ما مطمئن نیستیم بعد از مرگ چخبره بهترین گزینه هستش
و این هم نمونه اسلامیش
ا اینکه با ویران شدن بت ها، سزاوار بود نمرود عبرت بگیرد و از میان پوست غرور خارج شود، ولی آن خیرهسر غافل به جای عبرت، تصمیم دیگری گرفت که ما از آن به ساختن سفینه فضاپیما برای ترور خدای ابراهیم (ع) تعبیر نمودهایم. او به مهندسین آن دوره فرمان داد اتاقی کوچک بسازند به گونهای که او را به سمت آسمان ببرند.
مهندسین به طراحی پرداختند، طرح آنها به این صورت در آمد که اتاقکی از چوب محکم ساختند، چهار کرکس لاشخور را گرفتند و آنها را مدتی با غذاهای مختلف پرورش دادند سپس هریک از آنها در قسمت پایین پایههای یکی از چهارگانه آن اتاق بستند و بعد از مدتی آنها را گرسنه نگهداشتند. سپس در قسمت وسط سقف آن اتاق شقههایی از گوشت نهادند تا کرکسها به طمع آن گوشتها به پرواز درآیند و نمرود در آن اتاق همراه آنها به سوی آسمان حرکت نمایند.
این دستگاه به این ترتیب ساخته شده نمرود با تیرو کمان خود در آن دستگاه رفت و کرکسها به پرواز درآمدند، نمرود نیز با آنها به سوی آسمان حرکت کرد، اما پس از چند لحظه نمرود خود را در تاریکی شدید دید وحشت و ترس او را فراگرفت، بیدرنگ طبق برنامهای از پیش تعیین شده آن گوشتها در قسمت پایین قرار داده، این بار کرکسها به طمع رسیدن به گوشت سرازیر شده و با صداهای دلخراش و بلند به طرف زمین به پرواز درآمدند به این ترتیب فضاپیمای نمرود با کمال روسیاهی و شرمندگی از آن خارجی گردید.
(اقتباس از بحار، ج. ۱۲، صحفه ۴۳ و ۴۴)
حرفم اینه که هرچقدرم واسه خودتون قپی در کنید مثل این پادشاها هستید حالا اونا ثروت داشت شما مثلا علم (که اونم خدابتون داده )
روزی روزگاری در یک کشور پادشاه ظالمی زندگی میکرد که همهی فکر و ذکرش جنگ و کشت و کشتار بود. او دوست داشت همیشه به مردم ظلم کند و با آنها بجنگد تا یک روز بتواند پادشاه همهی عالم بشود. او دوست داشت وقتی مردم جهان اسمش را میشنوند از ترس به لرزه بیفتند، بنابراین او به هیچ کس رحم نمیکرد و همیشه کارش را با آتش و سلاح و شمشیر به پیش میبرد.
پادشاه به افرادش دستور میداد که مزرعهها و خانههای روستاییان را به آتش بکشند. و باعث میشد که بسیاری از مزارع و خانههای روستاییان بیچاره تبدیل به خاکستر شود. مردم روستا هم وقتی خانههایشان آتش میگرفت از خانههایشان فرار میکردند و بیشترشان هم که نمیتوانستند فرار کنند در آتش میسوختند و میمردند. مادرها هم در آن آتشسوزیها بچههای کوچکشان را توی بغلشان میگرفتند و فرار میکردند اما افراد پادشاه ظالم که آنها را پیدا میکردند و اذیتشان میکردند، از این کار زشت و بدشان لذت میبردند.
هر روز که میگذشت پادشاه ظالم قدرت بیشتری پیدا میکرد و کشورهای بیشتری را مال خودش میکرد. تا جایی که هر کسی اسم او را میشنید از ترس وحشت میکرد و میلرزید. او توانسته بود گنجها و طلاهای فراوانی جمع کند، به طوری که در پایتخت کشورش یک کوه طلا ساخته بود که نظیر نداشت. هر کس که از نقاط دور دنیا به آنجا میآمد و آن گنجهای با ارزش را میدید و میشنید که همه آنها مال پادشاه است پیش خودش میگفت: «عجب پادشاه قدرتمند و بزرگی است که صاحب این همه ثروت است.»
پادشاه هم که تعریفهای مردم را میشنید خودش را باد میکرد و بیشتر مغرور میشد و اصلاً فکر نمیکرد که همهی این گنجها را از راههای شیطانی به دست آورده و چون هر روز بیشتر تعریف این آدمها را میشنید مغرورتر میشد و با خودش میگفت: «پس معلوم میشود که من پادشاه بسیار بزرگی هستم اما باز هم لیاقت من بیشتر از این حرفهاست و من دوست دارم که بزرگتر از اینها باشم. من باید از همهی پادشاهان جهان بزرگتر باشم.»
این شد که او تصمیم گرفت به کشورهای همسایه هم حمله کند و آن کشورها را به زور مال خودش کند. او هر کشوری را که شکست میداد دستور میداد که پادشاهش را با زنجیر میبستند و بر گاری سوارش میکردند و این ور و آن ور میبردندش.»
افراد پادشاه هم وقتی مردم را اسیر میکردند خیلی بد با آنها رفتار میکردند. اسیران هم زمانی که گرسنه میشدند مجبور میشدند جلوی سربازان زانو بزنند تا آنها ته ماندهی غذایشان را جلوی آنها بیندازند. یک روز پادشاه دستور داد که از صورتش مجسمههای زیادی بسازند و در تمام قصرها و میدانهای شهر نصب کنند، اما کشیشها به او گفتند: «ای پادشاه بزرگ! ما میدانیم که تو بسیار بزرگ و قدرتمند هستی اما خدا از تو بزرگتر است و برای همین ما جرأت نداریم به دستور شما عمل کنیم و نمیتوانیم که مجسمههای شما را در محراب کلیساها نصب کنیم چون خدا چنین چیزی را نفرموده است.»
پادشاه که خیلی از حرف کشیشها عصبانی شده بود تصمیم گرفت که خدا را هم شکست دهد. او که خیال میکرد خدا در آسمان است دستور داد که یک کشتی عظیم برای او بسازند که او بتواند با آن پرواز کند. پس کشتی او را از فولاد درست کردند؛ و بسیار محکم شد و خیلی ترسناک جلوه میکرد. او دستور داد که هزاران تفنگ به کشتی وصل کنند که با فشار یک دکمه به همهی دور و ور کشتی شلیک شود و هرچه اطرافش هست را از بین ببرد.
افراد پادشاه عقابهای بزرگی را به جلوی کشتی بستند و عقابها به سرعت برق پرواز کردند و کشتی را به پرواز درآوردند. در هر حال کشتی هرچه بالاتر میرفت خانهها و جنگلها و کوهها در چشم پادشاه ریزتر و ریزتر جلوه میکرد و وقتی کشتی از ابرها هم بالاتر رفت دیگر پادشاه هیچ چیز را نمیتوانست از آن بالا ببیند.
پادشاه با کشتی پرندهاش آنقدر در آسمان بالا رفت تا اینکه به جسمی سخت برخورد کرد و کشتیاش صدمه دید و سقوط کرد. پادشاه از شدت ترس بیهوش شد و در حالت بیهوشی میگفت: «من باید خدا را شکست دهم، من حتماً باید این کار را بکنم چون من قویترین پادشاه جهان هستم.» بعد از اینکه پادشاه به هوش آمد دستور داد تا چندین کشتی پرنده بسازند که از آن اولی هم محکمتر باشند. و دستور داد که نیزههایی هم بسازند که بتوانند با فرشتههای خدا بجنگند و آنها را شکست بدهند تا خدا شکست بخورد و آسمان هم مال پادشاه بشود.
ساختن کشتیها خیلی زمان برد و بالاخره بعد از هفت سال افراد ساختن آنها را تمام کردند و همهی افراد به صف ایستادند تا وارد کشتیها بشوند. البته تعداد افراد آنقدر زیاد بود که صف آنها چندین کیلومتر میشد. وقتی پادشاه را میخواستند سوار کشتی مخصوصش کنند یکدفعه هزاران پشه از آسمان به طرف او حمله کردند و او را نیش باران کردند. در آن حال پادشاه که عصبانی شده بود شمشیرش را درآورد و با پشهها جنگید. اما هرچه در هوا شمشیر زد نتوانست حتی یکی از آن پشهها را از پا بیندازد.
پادشاه وقتی که دید نمیتواند با آن پشهها مبارزه کند به افرادش دستور داد تا سر و رویش را با پارچههای گران قیمت بپوشانند تا دیگر هیچ پشهای نتواند به او حمله کند اما یکی از پشهها که زرنگی کرده بود، درون آن پارچهای که میخواستند روی سر پادشاه بکشند پنهان شد. زمانی که پارچه را روی سرش کشیدند در گوش او رفت و چنان نیش دردناکی به او زد که داد پادشاه به هوا بلند شد.
زهر نیش آن پشه به مغز پادشاه رسیده و او را دیوانه کرده. بعد او با خشم و عصبانیت لباسهایش را درآورد و لخت شد و با همان وضع جلوی افرادش و مردم بالا و پایین پرید. لشکر او که این صحنه را دیدند صدای خندههایشان به آسمان رفت. حالا همه به پادشاهی که قرار بود برود تا خداوند را شکست دهد میخندیدند، چرا که یک پشهی ضعیف توانسته بود این موجود مغرور را به راحتی شکست دهد.
منبع مقاله :
اندرسن، هانس کریستین؛ (1394)، مجموعه 52 قصه از هانس کریستین آندرسن، ترجمه کامبیز هادیپور، تهران: انتشارات سماء، چاپ سوم
عزیزان من انسان دو بعد داره. بعدی مادی و بعد غیر مادی. بعد غیر مادی انسان که جاوادنه هست. دانشمندان زحمت نکشید. خدا روح مارو جاودانه خلق کرد. میمونه بعد مادی انسان که با چسب و مسب میخواید جاودانه اش کنید؟ حقیقت انسان روحشه نه جسمش. اگه من با جسم دیگری یا یه چیز مصنوعی جاودانه شم که هنر نیست. مهم روح انسانه که جاوادنه هست. مرگ یکی از مراحل تکامل روح انسانه. پس زیاد زحمت نکشید. قبل از شما خدا همه مارو جاودانه افرید.
دوستان دوستان دعوا نکنید با همدیگه هرکی دین های خودشو داره نظریه های خودشو ولی از اول دین های توسط لوسیفر ساخته شده تا بتونن کنترل بهتری روی مردم و کشورشون داشته باشن!
برای مثال هندی ها میگن با دوباره متولد میشیم یا میگن همه ما ها یک نفر هستیم که تولید مثل شدیم پس باید به خودمون احترام بزاریم یا مثلا اسلام میگه ما بخاطر خداوند باید خوبی بکنیم اگر بهشتی در کار بود پس یعنی برای مورچه و سوسک هم بهشت هست؟ اگر نباشه غیرمنطقیه!
همه اینها به نوعی سعی دارن مردم رو کنترل بکنن چون اگر دینی وجود نداشته باشه حتی منم به راحتی قتل انجام میدم یا کار های وحشتناک چون میدونم همه دین ها دروغه!
پس رفقا بعد از خوندن این متن به عقاید همدیگه احترام بزارید بعضی ها میگن کل دین ها اشتباهه بعضیا میگن فقط دین ما درسته همگی انسان هستیم از ی نوع موجود ولی وقتی بقاه در کار باشه هر کاری میکنیم تا زنده بمونیم
اتفاقا خیلی خوبه ولی باید جوری باشه که خیلی گرون باشه تا افراد محدودی بتونن استفاده کنن چون اگر همگانی باشه دنیا رسما یه تویله میشه
زندگی ابدی طبیعتی است حقیقتی که همیشه بوده و هست و خواهد بود شما همیشه از ازل با ان هماهنگی داشته اید اما شما را طوری برنامه ریزی کرده اند که باور داشته باشید با ان ناهماهنگ هستید .ایت عقیده نادرست باعث می شود شما خود و بدنتان را به تدریج از بین ببرید بدنی که قرار بوده است عمری به اندازه عمر کره زمین داشته باشد
بابا با وسایل مصنوعی زنده وایسی که فایده نداره عمر خدایی بسه مون بعدشم تهش که چی بالاخره انسن ها منقرض میشن چون دارن زمین را نابود میکنن تازه دنیا بعد از مرگ هم هست
اخه مگه میشه ادم جاودانه بشه؟؟؟ انسان روح داره مگه میشه روح و با دستگاه و منجمد کردن و این چیزا بسازن یا از اون دنیا برگردونن…واقعا برای کسایی که میگن روح وجود نداره و خدا نیست و این مزخرفات متاسفم.. یکم با خودتون فکر کنین ما یه ماشین یا کوچیک تر از اون یه دوچرخه بخوایم بسازیم باید کلی کار انجام بدیم مثلا چرخ درست کنیم .. زین خوب بخریم…رکاب… فرمون و غیره… حالاااا این دنیا به این بزرررررگی یعنی همش اتفاقی درست شده؟؟؟ چندتا چیز باهم بخورد کردن و یه نوری درست شده و این دنیا تشکیل شده همین!!!این نظرات خنده دار نیست اخه!!!
واقعا این جهان بی نهایت میشه بدون صاحب باشه و همینجوری الکی میچرخه و تمام نظم و تعادلش هم خود به خود وجود اومده!!!
به همین امید باشن اونایی که فکر میکنن میتونن جاودانه بشن:)
علم ثابت کرده هر کاری بگی از دستش بر میاد
ما هیچ محدودیتی نداریم تا وقتی که باور داشته باشیم!
به شخصه فعلا تلاش میکنم زندگی سالمی داشته باشم تا عمرم بیشتر بشه اما وقتی تکنولوژیش بیاد از اولین افرادی میشم که کل زندگیشو میفروشه و میره عمرشو افزایش میده!
حتی اگر روزی ثروتمند شدم حتما در این راه بودجه های هنگفتی خواهم داد…
من یه سوال دارم زیست تعویضی یا همان منجمد کردن بدن حرکت اندام های بدن را به مرور زمان انقدر کاهش میدهد که مثلا ضربان قلب بجای اینکه هر دقیقه 60 بار بتپه سالی یک بار یک دفعه میتپه! 1)این که نشد منجمد کامل در ثانی تا اونجایی که من اطلاع دارم این روش بخاطر بیماری های ناعلاج هستش یعنی مثلا یه بچه یه بیماری میگیره که درمان اون تو اون زمان غیر ممکن هست . در این صورت پدر مادر دو راه دارند یا باید با فرزندشان مدت زمان محدودی بمون یا اینکه اون رو منجمد کنن تا کی که این بیماری علاج پیدا کنه و در این صورت اون رو از حالت منجمد در میارن و درمانش میکنن فقط دیگه اونو کلا از مامان باباش میگیرن. خب طبیعتاَ معلوم نیست تا اون موقع سر مامان باباش چ بیاد و در ثانی کلا مامان باباش اجازه ی حتی دیدن اون رو ندارن!!2) خب اینکه طرف منجمد شه که نشد زندگی جاودانه ! زندگی یعنی اینکه راه بری حرف بزنی ! در غیر اینصورت انگار که مردی فقط بجای اینکه تو قبر باشی تو یه محفظه ی شیشه ای سرد هستی همین ! هیچ فرقی با مرگ نداره . در ضمن نیازی نیست که مغز رو از بدن در آردو تو یه بدن ممکانیکی قرار داد که ! یا اون رو منجمد کرد . جاودانگی یعنی نمردن اما عروس دریایی ها جاودانه زنگی نمیکن عروس دریایی ها از مرگشون جلوگیری میکنن . یعنی زندگیشون رو مثل نوار فیلم عقب جلو میکنن و تکرار میکنن . نیازی به تکنولوزی وحشتناک نیست بجای اینکه مغز رو در بیاری و تو یه بدن مکانیکی بذاری با وارد کردن دی .ان . ای پروتین عروس دریایی به بدن انسان بدون اینکه اون رو تو یه بدن مکانیکی قرار بدی . تو همین بدن میتونی زندگی کنی!!! طبیعت ههر چیزی داره حتی چراغ های رنگی تو بدن موجودات مختلف و حتی رقص نور !!!!!
اینا فعلا تو کرونا گیرن. چطور میتونن عمر جاودانه به ما بدن؟؟؟ شاید ۲۰۰ ۳۰۰ سال دیگه این عمر جاودانه رخ بده ولی حالا حالاها نه ???
این مطالب تا حد بسیار زیادی صحت نداره چون انسان به هیچ وجه نمیتونه جلوی مرگ رو بگیره واین کار افرادی که به اصطلاح خودشون رو با پول آمریکا و اسرائیل و کشور های دیگر دانشمند خوندن و هیچ اطلاعاتی درباره جهان پس از مرگ ندارن میخوان خدارو تکذیب کنند و حالا به عرض محال بگیم انسان به وسیله مغز تخیلی و مکانیکی
که اون هم در حدد99 درصد تخیلی است اون یه درصد هم به شرط شانس .
حالااا بگیم نمردیم اما هیچ وقت احتمال جاودانگی نیست طبق نظر دانشمندان و پراکندگی اجرام آسمونی که مثل این شهاب سنگ و میلیارد ها دیگه عزیزان دل شک نکنید نابود میشیم.
برید قرآن رو ببینید چیا گفته که هر دانشمندی که به درجه بسیار بسیار بسیار کوچکی ازعلم خدا رو بلد باشه داره مسلمان میشه روز قیامت شک نکنید واقعیت داره .
اینها هم همش کار دشمنان امام عصر (عج )
است که میخوان مردم رو از راه حق گمراه کنند.
مرگ یه توهمه
ای بیخود دلتون صابون نزنین ما از خاکیم و به خاک باز میگردیم مرگ قانون طبیعته و هیچکس نمیتونه قانون خدارو بهم بزنه
کافیه فیلم هايي رو که میبینیم باور کنیم. چیز هایی ک برای گذشتگان غیر ممکن بوده تو زمان ما ممکن و بیشتر هم شده اینده روشن نیست ولی پیشرفتش قطعیه
واقعا جالب بود از نظر من واقعا تو 40 سال اینده انسان حده عقل میتونه عمرشو به 300یا بالاتر افزایش بده چه شود
چندسالته الان
بعد چجوری میتونن روح رو نگه دارن؟اخه زنده بودن با وسایل مصنوعی ک نشد جاودانه بودن یکاری باید بکنن ک همین بدن تا قیامت زنده باشه ن صد سال و دوقرن و اینا!