در بازار کارتهای گرافیک، دو شرکت اصلی AMD و NVIDIA (انویدیا) سهم مهمی دارند و طرفداران این دو برند نیز گاهی از اصطلاحهای «تیم قرمز» (Team Red) برای AMD و «تیم سبز» (Team Green) برای NVIDIA استفاده میکنند. با این حال، انتخاب یکی از این دو شرکت به این معنا نیست که نمیتوان از محصولات هر دو در یک کامپیوتر استفاده کرد. در واقع، امکان نصب و استفاده همزمان از یک کارت گرافیک AMD و یک کارت گرافیک NVIDIA در یک سیستم وجود دارد؛ البته، به شرط آنکه سختافزار، منبع تغذیه، فضای داخلی کیس و سیستم خنک کننده برای این کار مناسب باشند.
یکی از کاربردهای جالب این شیوه پیکربندی، اختصاص دادن وظایف متفاوت به دو کارت گرافیک است؛ برای مثال، میتوان از کارت قدرتمندتر برای اجرای بازی و از کارت دوم برای پردازشهای مربوط به تولید فریم استفاده کرد. با این حال، باید توجه داشت که نصب دو کارت گرافیک لزوماً به معنای ترکیب قدرت پردازشی آنها نیست. این تفاوت، مهمترین نکته برای درک مزایا و محدودیتهای چنین سیستمی است.
آیا میتوان کارتهای گرافیک AMD و NVIDIA را در یک کامپیوتر نصب کرد؟
بله. ویندوز میتواند کارتهای گرافیک AMD و NVIDIA را به طور همزمان شناسایی کند و در صورت نصب صحیح درایورها، امکان استفاده از هر دو کارت برای وظایف مختلف وجود دارد. برای مثال، هر کارت میتواند نمایشگر جداگانهای را کنترل کند یا برنامهای مشخص از یکی از کارتها برای انجام پردازشهای خود استفاده کند.
با این حال، برای پیادهسازی چنین سیستمی باید چند نکته سختافزاری را در نظر گرفت:
- مادربرد: باید اسلاتهای PCI Express مناسب و فضای کافی برای نصب فیزیکی هر دو کارت بر روی برد اصلی یا همان مادربرد وجود داشته باشد. وجود دو اسلات با اندازه ظاهری x16 لزوماً به این معنا نیست که هر دو از 16 خط ارتباطی واقعی بهره میبرند.
- منبع تغذیه (PSU): باید بتواند مصرف برق هر دو کارت، پردازنده و سایر قطعات را تأمین کند و برای افزایش ناگهانی مصرف انرژی نیز ظرفیت کافی داشته باشد.
- فضای کیس: ابعاد کارتها نباید مانع نصب یکدیگر شوند یا مسیر جریان هوای خنک کننده را بیش از حد محدود کنند.
- درایورها و نرمافزارها: باید از هر دو کارت پشتیبانی کنند و امکان اختصاص وظایف به کارت مورد نظر را فراهم سازند.
نکته مهم این است که امکان نصب دو کارت گرافیک با امکان استفاده مشترک از قدرت آنها تفاوت دارد. در گذشته، فناوریهایی مانند NVIDIA SLI و AMD CrossFire برای استفاده هماهنگ از چند کارت گرافیک در بعضی بازیها طراحی شده بودند. با این حال، این فناوریها در بازیهای مدرن عملاً جایگاه بسیار محدودی دارند و بیشتر بازیهای امروزی برای افزایش مستقیم نرخ فریم به ترکیب توان دو کارت گرافیک متکی نیستند.
چگونه کارت گرافیک دوم میتواند به بهبود تجربه بازی کمک کند؟
یکی از راهکارهای قابل بررسی، استفاده از کارت گرافیک دوم برای پردازش بخشی از مراحل تولید فریم است. در این روش، به جای ترکیب توان دو کارت گرافیک برای رندر کردن همزمان بازی، وظایف پردازشی میان دو GPU تقسیم میشود تا هر کدام بخش مشخصی از فرایند تولید فریم را بر عهده بگیرند.
برای درک بهتر این روش، ابتدا باید دو مفهوم اصلی را از یکدیگر جدا کنیم:
- رندرکردن (Rendering): فرایندی است که طی آن کارت گرافیک اطلاعات بازی را پردازش میکند و فریمهای واقعی تصویر را میسازد.
- تولید فریم (Frame Generation): روشی است که در آن نرمافزار یا فناوری گرافیکی با استفاده از اطلاعات فریمهای موجود، فریمهای اضافی تولید میکند تا حرکت در بازی روانتر به نظر برسد.
در یک سیستم معمولی، کارت گرافیک اصلی هم بازی را رندر میکند و هم ممکن است وظایف مربوط به تولید فریم را انجام دهد. اما در یک سیستم دوکارته، میتوان کاری کرد که کارت اصلی وظیفه رندرکردن بازی را بر عهده داشته باشد و کارت دوم پردازشهای مربوط به تولید فریم را انجام دهد.
یکی از ابزارهایی که برای این منظور مورد استفاده قرار میگیرد، نرمافزار Lossless Scaling است. این نرمافزار قابلیتی به نام LSFG دارد که برای تولید فریمهای اضافی به کار میرود. در صورت پشتیبانی نرمافزار و تنظیم صحیح سیستم، میتوان کارت اصلی را برای رندرکردن بازی و کارت دوم را برای پردازشهای مربوط به LSFG در نظر گرفت.
هدف این روش آن است که بخشی از بار پردازشی از روی کارت اصلی برداشته شود تا منابع بیشتری برای اجرای خود بازی در اختیار آن قرار بگیرد. با این حال، این تقسیم وظایف بدون هزینه نیست؛ زیرا دادههای تصویر باید میان مراحل مختلف پردازش منتقل شوند و این انتقال میتواند سربار ارتباطی و تأخیر ایجاد کند. بنابراین، نتیجه نهایی به توان کارت دوم، نحوه پیکربندی نرمافزار، پهنای باند ارتباطی و شرایط اجرای بازی بستگی دارد.
نمونه عملی: ترکیب Radeon RX 9070 XT و Radeon RX 550
به عنوان نمونه، سیستمی را مورد بررسی قرار میدهیم که از کارت گرافیک AMD Radeon RX 9070 XT برای رندرکردن بازی و از یک کارت ارزانتر AMD Radeon RX 550 برای انجام پردازشهای مربوط به تولید فریم در Lossless Scaling استفاده میکند.
در این پیکربندی، RX 9070 XT وظیفه اصلی اجرای بازی را بر عهده دارد و RX 550 برای انجام یک وظیفه مشخص، یعنی تولید فریمهای اضافی، به کار گرفته میشود. در این ترکیب، میتوان از NVIDIA GeForce RTX 5090 به عنوان کارت اصلی استفاده کرد و کارت دوم را جداگانه به پردازشهای مربوط به LSFG اختصاص داد.
نکته اساسی این است که در این روش، دو کارت گرافیک به یک پردازنده گرافیکی واحد تبدیل نمیشوند و توان پردازشی آنها نیز به صورت خودکار با هم جمع نمیشود. هر کارت وظیفه جداگانهای را انجام میدهد و میزان سود حاصل از این تقسیم وظایف باید در عمل سنجیده شود.
آیا کارتهای AMD برای تولید فریم در Lossless Scaling بهتر هستند؟
کارتهای گرافیک AMD در اجرای قابلیت تولید فریم با نرمافزار Lossless Scaling میتوانند عملکرد قابل توجهی داشته باشند. در یکی از آزمایشها، تأخیر این فرایند حدود 11 میلیثانیه اندازهگیری شده است؛ رقمی که با تأخیر فناوری DLSS 3 مقایسه میشود.
با این حال، مقایسه این دو فناوری به بررسی دقیق شرایط آزمایش نیاز دارد. Lossless Scaling و DLSS از روشهای متفاوتی برای تولید فریم استفاده میکنند و عملکرد آنها بسته به بازی، تنظیمات و سختافزار مورد استفاده میتواند متفاوت باشد. همچنین، تأخیر نهایی تنها به مدل کارت گرافیک بستگی ندارد و عواملی مانند نرخ فریم پایه، تنظیمات نرمافزاری، زمان پردازش و تولید فریم، مسیر انتقال تصویر و تأخیر نمایشگر نیز در آن نقش دارند.
در نتیجه، تأخیر 11 میلیثانیه را باید حاصل یک آزمایش مشخص در نظر گرفت، نه عملکردی تضمین شده برای تمام کارتهای گرافیک AMD یا همه بازیها. برای مقایسه دقیق با DLSS 3 نیز ضروری است که هر دو فناوری در شرایط یکسان و با روش اندازهگیری یکسان ارزیابی شوند.
محدودیت اول: آیا این روش برای کارتهای گرافیک جدید هم مفید است؟
استفاده از یک کارت گرافیک دوم برای تولید فریم ممکن است در برخی سیستمهای قدیمیتر یا محدود از نظر پردازشی جذاب باشد. اگر کارت اصلی برای اجرای بازی تحت فشار قرار بگیرد، انتقال بخشی از بار کاری به کارت دوم میتواند در شرایط خاص به بهبود عملکرد کمک کند.
با این حال، این نتیجه قطعی نیست. کارت دوم برای انجام وظیفه خود به زمان پردازشی نیاز دارد و انتقال داده میان دو کارت نیز میتواند سربار ایجاد کند. اگر هزینه ارتباط میان دو کارت بیشتر از سود حاصل از تقسیم وظایف باشد، عملکرد نهایی ممکن است بهتر نشود یا حتی افت کند.
در مقابل، کارتهای گرافیک قدرتمند جدید ممکن است بتوانند رندرکردن و تولید فریم را به تنهایی و با کارایی بالایی انجام دهند. برای مثال، در مورد RTX 5090 که به تنهایی نیز عملکرد فوقالعادهای دارد، صرفاً اضافه کردن یک کارت دوم، افزایش سرعت را تضمین نمیکند.
در نتیجه، همانطور که اشاره شد، این روش بیشتر یک راهکار تخصصی برای شرایط خاص است و نباید آن را یک روش رایج و دلیلی موجه برای خرید کارت گرافیک دوم دانست.
محدودیت دوم: خنکسازی و مصرف برق دو کارت گرافیک
یکی از مهمترین مشکلات استفاده همزمان از دو کارت گرافیک، مدیریت دما و مصرف برق است. حتی خنک نگهداشتن یک کارت گرافیک پرقدرت در بعضی کیسها دشوار است؛ بنابراین، نصب کارت دوم میتواند شرایط را پیچیدهتر کند.
بسیاری از کارتهای گرافیک امروزی به اندازه چند اسلات ضخامت دارند. اگر دو کارت بزرگ در اسلاتهای نزدیک به هم نصب شوند، ممکن است کارت پایینی مسیر ورود هوای خنک به فنهای کارت بالایی را مسدود کند. در نتیجه، دمای کارتها افزایش مییابد و سیستم خنک کننده برای کنترل دما باید با شدت بیشتری کار کند. این وضعیت میتواند صدای فنها را افزایش دهد یا در شرایط نامناسب باعث کاهش فرکانس کاری کارتها شود.
برای کاهش این مشکلات، میتوان از کابل رایزر PCIe برای جابهجا کردن یکی از کارتها یا از سیستم خنک کننده مایع اختصاصی استفاده کرد. البته این راهکارها نیز هزینه و پیچیدگی بیشتری به سیستم اضافه میکنند. خنکسازی مایع ممکن است به بلوکهای خنک کننده اختصاصی، رادیاتور، پمپ، مخزن و لولهکشی نیاز داشته باشد.
از نظر مصرف برق نیز باید مجموع نیاز کارتها و سایر قطعات را در نظر گرفت. برای بعضی سیستمهای پرمصرف، منبع تغذیهای با توان 1000 وات یا بیشتر ممکن است مناسب باشد؛ اما این عدد یک پیشنهاد عمومی و برای همه نیست. توان مورد نیاز به مدل دقیق کارتها، پردازنده، سایر قطعات و مصرف لحظهای سیستم بستگی دارد. بنابراین، منبع تغذیه باید براساس مشخصات واقعی سیستم و توصیه مونتاژ کننده سیستم انتخاب شود.
در نهایت، هزینه مادربرد مناسب، منبع تغذیه قدرتمند، تجهیزات خنک کننده و فضای موردنیاز ممکن است به اندازهای افزایش یابد که خرید یک کامپیوتر جدید، از نظر اقتصادی و عملی گزینه منطقیتری باشد!
آیا استفاده از دو کارت گرافیک برای بازی توصیه میشود؟
اگر هدف اصلی افزایش نرخ فریم در بازیها باشد، نصب دو کارت گرافیک معمولاً بهترین راهکار نیست. برخلاف تصور رایج، ویندوز به طور خودکار توان دو کارت را با هم جمع نمیکند تا آنها مانند یک کارت واحد عمل کنند.
در یک سیستم مجهز به کارتهای AMD و NVIDIA، هر دو کارت میتوانند شناسایی شوند و نمایشگرهای جداگانهای را کنترل کنند. همچنین، میتوان نرمافزارهای مدیریتی مربوط به هر دو شرکت، مانند AMD Software: Adrenalin Edition و برنامه NVIDIA، را در یک سیستم نصب کرد؛ البته به شرط آنکه درایورها و پیکربندی سیستم با یکدیگر سازگار باشند.
با این حال، بیشتر بازیها برای رندرکردن تصاویر خود از یک کارت گرافیک اصلی استفاده میکنند. کارت دوم، مگر آنکه بازی یا نرمافزار مشخصی از آن استفاده کند، معمولاً در رندرکردن بازی مشارکت نخواهد داشت. حتی فعال بودن هر دو کارت نیز به معنای افزایش نرخ فریم نیست.
بنابراین، باید میان دو سناریو تفاوت قائل شد:
- ترکیب مستقیم توان دو کارت برای رندرکردن بازی: این روش در بازیهای مدرن به صورت عمومی پشتیبانی نمیشود و نباید روی آن حساب کرد.
- تقسیم وظایف میان دو کارت: این روش در شرایط مشخص، مانند واگذاری برخی پردازشهای تولید فریم به کارت دوم، میتواند قابل بررسی باشد؛ اما نتیجه به نرمافزار، سختافزار و تنظیمات سیستم بستگی دارد.
همچنین، استفاده از پردازنده AMD در کنار کارت گرافیک NVIDIA یا برعکس، موضوع متفاوتی است. این ترکیب در کامپیوترهای امروزی رایج است و برای دستیابی به عملکرد مناسب در بازیها، نیازی نیست پردازنده و کارت گرافیک حتماً از یک شرکت باشند.
چه زمانی استفاده از دو کارت گرافیک منطقی است؟
اگرچه استفاده از دو کارت گرافیک برای بازیهای معمولی اغلب توجیه چندانی ندارد، اما در بعضی کاربردهای حرفهای میتواند مفید باشد. عامل تعیین کننده در این شرایط، پشتیبانی نرمافزار از چند GPU و امکان تقسیم مؤثر بار کاری میان آنهاست.
1. آموزش هوش مصنوعی و اجرای مدلهای زبانی محلی
در برخی کارهای مرتبط با هوش مصنوعی، مانند آموزش مدلها یا اجرای مدلهای زبانی بزرگ به صورت محلی، میتوان از چند کارت گرافیک استفاده کرد. چارچوبهای نرمافزاری سازگار با چند GPU ممکن است بتوانند دادهها یا بخشهایی از محاسبات را میان کارتها تقسیم کنند.
با این حال، این کار به سازگاری نرمافزار، ظرفیت حافظه گرافیکی، پهنای باند ارتباطی و معماری کارتها بستگی دارد. همچنین، حافظه VRAM دو کارت همیشه به صورت خودکار با یکدیگر جمع نمیشود؛ بنابراین، نصب دو کارت 16 گیگابایتی لزوماً به معنای در اختیار داشتن یک حافظه گرافیکی یکپارچه 32 گیگابایتی نیست.
3. رندر سهبعدی و نرمافزارهایی مانند Blender
در نرمافزارهای رندر سهبعدی، اگر موتور رندر از چند GPU پشتیبانی کند، ممکن است بتوان چند کارت را برای انجام همزمان محاسبات به کار گرفت. در این شرایط، بسته به نوع پروژه و نحوه تقسیم بار کاری، زمان رندر میتواند کاهش یابد.
با این حال، میزان افزایش سرعت به نرمافزار، موتور رندر، نوع صحنه، ظرفیت حافظه کارتها و سازگاری آنها بستگی دارد. حتی در کاربردهای حرفهای نیز اضافه کردن کارت دوم تضمین نمیکند که سرعت دقیقاً دو برابر شود.
3. ماشینهای مجازی و اختصاص کارت گرافیک به سیستمعامل دیگر
یکی دیگر از کاربردهای چند GPU، اختصاص دادن کارتهای گرافیک جداگانه به سیستمعاملهای مختلف یا ماشینهای مجازی است. برای مثال، ممکن است یک کارت برای سیستمعامل اصلی استفاده شود و کارت دیگر از طریق فناوری GPU passthrough در اختیار یک ماشین مجازی قرار بگیرد.
این روش میتواند برای تست نرمافزارها، اجرای محیطهای کاری مجزا یا استفاده از شتابدهی گرافیکی در ماشین مجازی مفید باشد. با این حال، پشتیبانی از آن به سیستمعامل، نرمافزار مجازیسازی، مادربرد، قابلیت IOMMU و سازگاری سختافزار و درایورها بستگی دارد.
نقش مادربرد، خطوط PCIe و نمایشگر در یک سیستم دوکارته
یکی از نکات مهم در انتخاب قطعات، تعداد و نحوه توزیع خطوط PCI Express یا PCIe است. این خطوط مسیر ارتباطی میان کارت گرافیک و سایر بخشهای سیستم را فراهم میکنند. پهنای باند در دسترس هر کارت میتواند بر عملکرد آن تأثیر بگذارد، به ویژه در بارهای کاری سنگین که به انتقال حجم زیادی از داده نیاز دارند.
با این حال، تعداد خطوط PCIe تنها عامل تعیین کننده نیست. نسل PCIe، نحوه اتصال اسلاتها به پردازنده یا چیپست، نوع نرمافزار و حجم انتقال داده نیز اهمیت دارند. به همین دلیل، وجود دو اسلات PCIe x16 لزوماً به این معنا نیست که هر دو کارت با 16 خط کامل کار خواهند کرد؛ ممکن است خطوط ارتباطی میان اسلاتها تقسیم شوند.
از نظر نمایشگر نیز میتوان هر کارت را به یک یا چند مانیتور متصل کرد. اگر از نمایشگرهای دارای فناوری نرخ تازهسازی متغیر استفاده میکنید، باید سازگاری مانیتور با فناوری مورد نظر، مانند NVIDIA G-SYNC یا AMD FreeSync، را بررسی کنید. پشتیبانی از این فناوریها به مدل نمایشگر، نوع اتصال، کارت گرافیک و شرایط نرمافزاری بستگی دارد. بنابراین، وجود دو کارت از دو برند مختلف به تنهایی تضمین نمیکند که همه قابلیتهای نمایشگر در هر دو مسیر یکسان عمل کنند.
آیا دو کامپیوتر جداگانه انتخاب بهتری نیست؟
برای بسیاری از کاربران، استفاده از دو کامپیوتر مستقل و جدا از هم میتواند راهکار سادهتر و مطمئنتری باشد. برای مثال، میتوان یک سیستم مجهز به AMD Radeon RX 9070 XT را برای بازی و یک سیستم دیگر مجهز به NVIDIA GeForce RTX 5090 را برای کارهای حرفهای، پردازشهای سنگین یا کاربردهای تخصصی در نظر گرفت.
مزیت این روش آن است که هر سیستم منبع تغذیه، فضای داخلی و سیستم خنک کننده مستقل خود را دارد. در نتیجه، محدودیتهای مربوط به فاصله کارتها، انسداد مسیر جریان هوا و تقسیم توان منبع تغذیه کاهش مییابد. علاوه بر این، میتوان از هر سیستم برای یک وظیفه مشخص استفاده کرد و در صورت نیاز، هر کدام را جداگانه ارتقا داد.
البته، دو سیستم مستقل نیز هزینه بیشتری از نظر خرید قطعات، مصرف برق، فضای مورد نیاز و نگهداری دارد. بنابراین، انتخاب میان یک سیستم دوکارته و دو سیستم مجزا باید براساس نوع استفاده، بودجه و نیاز واقعی به اجرای همزمان وظایف انجام شود.
جمعبندی: آیا نصب دو کارت گرافیک ارزش دارد؟
همانطور که توضیح داده شده است، امکان استفاده همزمان از کارتهای گرافیک AMD و NVIDIA در یک کامپیوتر وجود دارد؛ اما این امکان را نباید با جمع شدن قدرت گرافیکی دو کارت اشتباه گرفت. دو کارت میتوانند وظایف متفاوتی را بر عهده بگیرند، نمایشگرهای جداگانه را کنترل کنند یا در نرمافزارهای حرفهای سازگار با چند GPU به کار گرفته شوند. با این حال، برای اجرای معمولی بازیها، اضافه کردن کارت دوم عموماً به افزایش مستقیم نرخ فریم منجر نمیشود.
استفاده از کارت دوم برای تولید فریم با Lossless Scaling نمونهای از کاربردهای تخصصی این روش است. چنین پیکربندیای ممکن است در بعضی شرایط مفید باشد، به خصوص اگر کارت اصلی محدودیت پردازشی داشته باشد؛ اما نتیجه آن به مدل کارتها، نحوه انتقال داده، تنظیمات نرمافزار و میزان تأخیر بستگی دارد و باید به صورت عملی تست شود تا میزان ثمربخش بودن آن مشخص گردد.
از سوی دیگر، هزینههای مربوط به مادربرد، منبع تغذیه، خنکسازی و فضای فیزیکی ممکن است مزیت این روش را کاهش دهند. برای آموزش هوش مصنوعی، رندر سهبعدی و بعضی کاربردهای ماشین مجازی، استفاده از چند GPU میتواند انتخاب مناسبی باشد؛ البته، به شرط آنکه نرمافزار مورد استفاده از این قابلیت پشتیبانی کند.
در نهایت، اینکه بتوان دو کارت گرافیک را در یک سیستم نصب کرد، لزوماً به این معنا نیست که انجام این کار بهترین انتخاب است. برای بازی و استفاده روزمره، معمولاً یک کارت گرافیک قدرتمند و متناسب با نیاز کاربر انتخاب منطقیتری است. اگر هدف، انجام چند وظیفه سنگین به صورت همزمان یا بهرهگیری از چند GPU در کاربردهای حرفهای باشد، بهتر است پیش از خرید، سازگاری نرمافزار، نیاز واقعی به توان پردازشی بیشتر و هزینه کامل پیادهسازی بررسی شود.






اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد