فیلم ماتریکس یکی از مهمترین و اثرگذارترین فیلمهای علمی تخیلی در دهههای اخیر بوده است که مفهوم واقعی یا غیرواقعی بودن جهان را با داستانی عمیق و جذاب، به چالش میکشد. اما اگر خود شما روزی بفهمید که تمام مدت در ماتریکس زندگی میکردهاید واکنشتان چه خواهد بود؟ آیا اصولا چنین چیزی ممکن است؟ جالب است بدانید که دانشمندان مدت هاست مشغول بحث و تحقیق روی این فرضیه هستند و به نتایج جالب و شگفت انگیزی دست پیدا کردهاند. در این مقاله از دیجی رو به جدیدترین یافتههای محققان فیزیک و فلسفه در مورد واقعی بودن جهان و فرضیه شبیه سازی خواهیم پرداخت.
ماتریکس از تخیل سینمایی تا نظریه فیزیکی
در سال 1999 یعنی دقیقا بیست سال پیش، فیلم علمی تخیلی ماتریکس روی پرده سینماها رفت، “نئو” قهرمان فیلم که یک هکر زیرزمینی است افرادی را میبیند که از قوانین فیزیک تبعیت نمیکنند، از دیوارها عبور میکنند و ناگهان غیب میشوند. این مشاهدات، نئو را به آگاهی جدیدی میرساند و متوجه میشود دنیایی که در آن زندگی میکند یک دنیای ساختگی و شبیه سازی شده است. این اتفاق زمانی رخ میدهد که نئو با یک انتخاب سرنوشت ساز مواجه میشود: این که قرص آبی را بخورد و برای همیشه در ماتریکس به زندگی آرام خود ادامه دهد و یا قرص قرمز را انتخاب کند و حقیقت را در مورد ماتریکس بفهمد و یا به تعبیر شاعرانه فیلم و اشاره به داستان “آلیس در سرزمین عجایب” دریابد که سوراخ خرگوش چقدر عمیق است.
فیزیکدانها نیز اکنون چنین انتخابی پیش روی ما قرار دادهاند، اگر آنها بتوانند تشعشعات فضایی را مطالعه و بررسی کنند می توانند بفهمند که ما در ماتریکس زندگی میکنیم یا خیر. جالب است بدانید که فیزیکدانها در این مورد تنها نیستند و برخی از فلاسفه معاصر نیز معتقدند که ما در جهانی ساخته شده توسط هوش مصنوعی زندگی میکنیم. این مساله، مدتهاست که موضوع بحث فیزیکدانان و فلاسفه بوده است و برخی از آنها معتقدند احتمال این که جهان ما ساختگی و شبیه سازی شده باشد بیشتر از آن است که به شکل واقعی و ارگانیک به وجود آمده باشد. اما اگر این فرضیه درست باشد قوانین فیزیکی که اجازه میدهند ما واقعیت جهان را مشاهده و اندازه گیری کنیم چه ارتباطی با قوانین جهان برتری که ما در آن شبیه سازی شدهایم خواهد داشت؟ این شبیه سازان را میتوان خدایانی در نظر گرفت که توانایی تغییر دادن واقعیت را دارند. پس آیا وقت آن رسیده است که قرص قرمز را انتخاب کنیم یا این که بهتر است به زندگی آرام خود در ماتریکس ادامه دهیم؟
جهان شبیه سازی شده
اولین بحث جدی در مورد حقیقت جهان در سال 2001 مطرح شد زمانی که دانشمندان در تلاش بودند تا منابع لازم برای شبیه سازی جهان را تخمین بزنند و در این تخمین با یافتههایی روبرو شدند که غیرممکن به نظر میرسید. در این بررسی، ست لوید مهندس مکانیک کوانتوم در دانشگاه MIT تعداد کامپیوترهایی را که برای شبیه سازی جهان و تمام وقایع آن از لحظه انفجار بزرگ تاکنون لازم بود تخمین زده و به نتیجه رسیده بود که انرژی لازم برای انجام کامل این شبیه سازی، بیش از آن مقداری است که در حال حاضر در جهان ما وجود دارد. او بیان کرد: “چنین کامپیوتری باید از جهان ما بزرگتر باشد و زمان نیز باید با سرعتی کمتر حرکت کند. پس ساخت چنین کامپیوتری ممکن نخواهد بود.”
اما کمی بعد، برخی دیگر دریافتند که ساخت یک نسخه نه چندان کامل از جهان نیز میتواند برای ساکنان آن قانع کننده باشد بدون آن که به انرژی نامحدودی نیاز داشته باشد. در واقع با حذف جزئیات میکروسکوپی و اتمی هم میتوان جهانی شبیه سازی شده و کامل داشت چون طبق نظریه کوانتوم تا زمانی که به این جزئیات توجه نداشته باشیم آنها وجود نخواهند داشت. از نظر تئوری ما هرگز متوجه این عدم وجود نخواهیم شد چون شبیه سازها با توجه به مشاهده ما، آنها را بازسازی خواهند کرد (مانند چیزی که در بازی های رایانه ای رخ می دهد). این فرضیه توانست شبیه سازی جهان را به کاری قابل دسترس تبدیل کند که حتی انجام آن توسط انسانها هم امکانپذیر خواهد بود.
ابرکامپیوترهای امروزی توانستهاند نسخههایی اولیه از جهان ما را شبیه سازی کنند که شامل کهکشانها و مدلهای ستارگان است اما با در نظر گرفتن پیشرفت سریع تکنولوژی میتوان حدس زد که در آینده نه چندان دور شبیه سازی کامل جهان نیز امکان پذیر خواهد بود. حتی ممکن است روزی برسد که هر انسانی بتواند در گوشی هوشمند خود یک جهان شبیه سازی شده داشته باشد. تصور کردن چنین پیشرفتی چندان دور از ذهن نیست و به وجود آمدن ماتریکس از آن چیزی که فکر میکنید نزدیکتر است. “سیلاس بین” فیزیکدان هستهای در دانشگاه واشنگتن سیاتل میگوید: “شاید تا یک قرن آینده بتوانیم انسانها را نیز به جهانهای شبیه سازی شده خود اضافه کنیم.” بین شبیه سازیهایی را طراحی کرده است که در آن چگونگی تشکیل ذرات پروتون و نوترون و ساخت اتم در جهان ما قابل مشاهده هستند.
اخلاقیات و وضع قوانین ممکن است ما را از ساخت چنین جهانهای مصنوعی برحذر دارد اما نسل آینده شاید نظر متفاوتی داشته باشد و بازی کردن نقش “خدا” در این جهانها را وسوسه کننده و جذاب بداند. حال این سوال پیش می آید که آیا عقل و منطق وجود چنین جهانهایی را میپذیرد؟ نیک بوستروم فیلسوف دانشگاه آکسفورد در سال 2003 به این نتیجه رسید که احتمال این که ما در یک ماتریکس شبیه سازی شده زندگی کنیم بسیار بیشتر از آن است که توسط ساختارهای ارگانیسمی زنده بر اساس کربن به وجود آمده باشیم. اما از آن جایی که تشخیص تفاوت بین این دو نوع جهان برای ما ممکن نیست هنوز چشم ما به حقیقت ماتریکس باز نشده است.
کشف حقیقت
اما حقیقت همیشه مخفی نمیماند و تئوری ماتریکس هم در سال 2007 به چیزی قابل لمس تبدیل شد. جان دی بارو پروفسور علوم ریاضی در دانشگاه کمبریج بیان کرد که نقص در شبیه سازی واقعیت باعث بروز خطاهای قابل اندازه گیری خواهد شد همان طور که سیستم عامل کامپیوتر شما باید به روزرسانی شود تا بدون خطا و ایراد عمل کند. با در نظر گرفتن این فرضیه میتوان گفت که در یک دنیای واقعی نباید خطایی وجود داشته باشد و همه چیز در آن ثابت است مثل سرعت نور یا ثابت ساختار ریز که قدرت نیروی الکترومغناطیس را مشخص میکند. اما واقعیت چیز دیگری است. سال گذشته بین و همکارانش آزمایشی در باب تئوری شبیه سازی مطرح کردند. بیشتر فیزیکدانان فرض را بر این میگیرند که فضا به طور یکپارچه و بینهایت امتداد یافته است اما فیزیکدانانی که مدل اولیه جهان را شبیه سازی کردند نمیتوانستند چنین فضایی را به وجود آورند و در عوض یک فضای مشبک و توری مانند را شبیه سازی کردند که ترکیبی از پیکسلهای مجزا است، چیزی مانند آن چه که در یک صفحه تلویزیون مشاهده می شود.
این تیم تحقیقاتی در محاسبات خود به این نتیجه رسید که حرکت و انرژی هریک از اجزا در شبیه سازی، به فاصله بین نقاط هر بخش بستگی ارد و هرچه پیکسل یا بخش مورد نظر، کوچکتر باشد این انرژی هم بیشتر خواهد بود. این به معنای آن است که اگر دنیای ما، شبیه سازی شده باشد ما بیشترین انرژی را در سریعترین ذرات مشاهده خواهیم کرد. اخترشناسان مشاهده کردهاند که تشعشعات کیهانی (ذرات با سرعت بالا که از کهکشانهای دور فرستاده میشوند) همیشه با مقدار انرژی مشخصی به زمین میرسند که برابر با 10 به توان 20 ولت است.
این شبیه سازی یک اثر قابل مشاهده دیگر هم داشت که مورد توجه اخترشناسان قرار گرفت و آن به بحث پیوستگی فضا مربوط میشود. اگر فضا پیوسته باشد در این صورت هیچ شبکه و خط راهنمایی وجود نخواهد داشت که جهت تشعشعات کیهانی را مشخص کند و این تشعشعات در هر جهتی حرکت خواهد کرد. اگر ما در یک ماتریکس گسسته زندگی کنیم چنین توزیع پیوستهای را مشاهده نخواهیم کرد. بنابراین اگر فیزیکدانان بتوانند یک توزیع نامتوازن از این تشعشعات را مشاهده کنند میتوان گفت که جهان ما واقعی است و شبیه سازی نشده است.
اخترشناسان برای جمع آوری دادههای لازم به مشاهده تشعشعات کیهانی متعددی نیاز دارند و اگر بتوانند مشاهدات کافی انجام دهند میتوانند واقعی یا غیرواقعی بودن جهان را به اثبات برسانند. بین معتقد است: “دانستن این که ما در دنیایی شبیه سازی شده زندگی میکنیم یا خیر، تاثیری روی زندگی من نخواهد داشت و باور من را که جهان بر اثر انفجار بزرگ به وجود آمده است تغییر نخواهد داد.” شبیه سازان قدرتمند ما ممکن است علاقهای به تعامل با مخلوقات خود نداشته باشند و یا ممکن است برای سرگرمی هم که شده بخواهند در قوانین فیزیکی دنیای شبیه سازی شده دست ببرند. در این حالت شاید بهترین استراتژی برای ما این باشد که سرگرمی خوبی برای خالقان خود باشیم تا در نسل بعدی مجددا ما را به حیات بازگردانند!
عواقب عجیب تئوری ماتریکس به اینجا ختم نمیشود. شبیه سازان ما حتی ممکن است خودشان را هم شبیه سازی کنند و مجموعهای از دنیاهای سلسله مراتبی با قوانین فیزیکی متفاوت به وجود آورند. بین میگوید: “اگر ما شبیه سازی شده باشیم در این صورت چیزهایی که تاکنون اندازه گیری کردهایم قوانین واقعی طبیعت نبودهاند بلکه مجموعهای از قوانین ساختگی هستند که توسط شبیه سازان بر جهان ما وضع شدهاند. چنین چیزی حقیقتا موجب افسردگی دانشمندان خواهد بود.” آزمایش تشعشعات کیهانی میتواند مشخص کند که جهان ما واقعی است یا یک ماتریکس شبیه سازی شده است که قوانین موجود در آن قابل انعطاف هستند و یا حتی میتوان آنها را زیر پا گذاشت.
اما اگر فهمیدن حقیقت به معنای پذیرفتن این باشد که هرگز نتوانیم از واقعی بودن چیزی مطمئن باشیم آن موقع انتخاب شما چه خواهد بود؟ راه برگشتی وجود ندارد، آیا قرص آبی را انتخاب میکنید یا قرص قرمز؟





۱۱۹ دیدگاه
۲۰ از ۳۱ گفتوگو
سلام اگر دنیا شبیه سازی شده پس مگر انسان ها خانه و چیز های دیگر را ساختن بعدشم اگر شبیه سازی باشیم ما که بازی را شبیه سازی کردیم از روی واقعیت خودمان کردیم ولی بقبل انسان ها فقط خداوند بوده و حتا دربارش جنگ شده که بعضی ها بت میپرستیدند اما بعضی ها خدا را میپرستیدند حالا باز هم بت است نه فقط خدا هست
زمینِ تخت؛ دروغ بزرگ ناسا؛ دنیایه بعد از دیواره های قطب جنوب همون دنیای بعد از ماتریکسه….
این دنیا واقعیه چون ما توسط کسی کنترل نمیشیم و هر صد دقه حرکاتی رو انجام میدیم:|
من که تئوری ماتریکسو رد میکنم
به نظر من این فقط یه تئوریه و زیاد بهش اعتقاد ندارم ولی ذهنم درگیر شد:|
من ی آدم مذهبی ام طوری ک وقتی نماز رو یادم بره عذاب وجدان میگیرم و نه مشروب میخورم نه سیگار و ن خیلی کارای بد دیگه.اما . اما امروز ب پوچی رسیدم به دوراهی سخت یبار از خواب ک داشتم بیدار میشدم رو پرده پنجره اتاقم اعدا ۱ ۶ ۷ ۴ رو اونم به صورت عمودی و منظم زیر هم دیدم.ناگفته نماند من چشمم رو عمل کردم ک چشم چپم یه خط خیلی ظریف دیده میشه ولی رو بیناییم تاثیر نداره.و من فکر میکنم زندگیم از قبل طراحی شدست. شما به من بگین چطور ممکنه منی ک اصلا زبان انگلیسی بلد نیستم خواب ببینم ک خواننده ام و با تسلط کامل دارم شعر میخونم و خیلی مثالهای دیگه خلاصه حرفم اینه ما بارها و بارها زندگی میکنیم و هربار زندگیمون ریست میشه تا چیزی از قبل ندونیم و این خاطره هایی ک تو خواب میبینیم مثلا خلبانیم یا سوپراستار یا ورزشکار و … بجور باگ هستش.اما دوراهی سخت اینه ک هنوز باور دارم خدایی هست چون نشونه هاش رو میبینم.
این تاریخ و اتفاقاتی که در طول ان افتاده انسان هایی که متولد شدند و از بین رفتند این قوانین فیزیک این امکانات و پیشرفت ها و این حجم از اطلاعات موجود نمیتونه چیزی غیر از یک کدگذاری حرفه ای باشه که توسط تعداد محدود نفرات صورت گرفته. همچنین که ابعاد دیگری از حیات در هر گوشه از این چیزی که ما بهش جهان هستی میگیم این رو ثابت میکنه .منطقی ترین فرضیه ممکن ماتریکس و پذیرفتن اونه ولی ما انسان ها جرئت پذیرفتن چنین فرضیه ای رو نداریم و عاشق ثبوت ..پایداری امنیت و اطمینانیم به همین علت هیچ گاه قرار نیس چشمانمون رو باز کنیم و حقیقت رو بپذیریم زیرا دروغ تلخ را ترجیح میدهیم. این طوری ست که مغز ما و ساختارهاش رو طراحی کردند ولی افراد متفاوت نیز پیدا میشوند از میان ما که جرئت تغییر را دارن زیرا ما چیزی داریم که خارق العاده تر از این ازمایش و بازی هاست. مغز.تمامی فیلم ها و سریال ها گرچه شاید تخیلی به نظر برسند ولی تمام کلمات دیالوگ های انها پیام ها و کد ها برای رساندن پیام به ما برای تغییر است . فیلم شیوع که کرونا بود و فیلم فلش فوروارد که بیهوشی جهانی رو با ازمایش شتاب دهنده ذرات نشون میداد و هم اکنون این ازمایش با عمق 25کیلومتری در زیر زمین در حال انجامه…
میخوام با یه چیز وحشتناک اشناتون کنم ماتریکس یه موجود کاملا واقعیه و ما رو به خواب عمیق فرو برده و ما الان در خواب هستیم و باید اگاهیمون رو بالا ببریم تا بتونیم باهاش بجنگیم و از این خواب بیدار شیم
من قرص قرمز چون میخوام حقیقت بدونم
همش تخیلی بیش نیست
اگر این دنیا برنامه ریزی شده باشه پس ما هم قوه ی اختیار نداریم ولی ما هم قوه اختیار داریم استدلال 2 بر فرض محال که این دنیا برنامه ریزی شده باشه ما وقتی میمیریم دیگر بر نمیگردیم اما کلا درون بازی ها و همین فیلم ماتریکس انسان دوباره در همین زمین زنده میشوند استدلال 3 مغز انسان به انداره ی 180 میلیارد ابر کامپیوتر توان دارد این به کنار ولی همین 180 میلیارد ابر کامپیوتر به زور میتونه درسی یا علمی را یاد بگیرد پس هیچ کس و هیچ چیز نمیتواند این دنیا را به این دقیقی خلق کرده باشد غیر از خدا استدلال 4 در ماتریکس همیشه انسان ها یک حواب پیش بینی شده میبینند اما وقتی ما میخوابیم خواب ما پیش بینی شده نیست5
سلام بچه ها ما اکثر چیز هایی ک بهشون رسیدیم رو کشف کردیم خودمون نساختیمش ینی همش چیزهایی ک از قبل بوده رو گرفتیم دست و رفتیم جلو
همون جوری ک میدونین چندین بار زمین دوست داشتنیمون ریست شده علم متوقف شده و دوباره شروع شده مثل مصر اتلانتیس و… حتمن ب چیزای زیادی دسترسی پیدا کرده بودن ک علمشون متوقف شده و دوباره شروع کردن این خودش میتونه تو فکر فرو ببره چون ما چیزای زیادی از خودمون نداریم میتونه کار خود ماتریکس باشه چون همیشه همه چیز رو بهمون گفتن
نیکولا تسلا میگه راز جهان هستی توی اعداد ۳۶۹ هستش حتمن یه دلیل داشته گفته ۳۶۹ میتونه مثه یه شاه کد باشه که بهش اشاره کرده ،
و همینطور ریاضی زبان کهکشان و جهان هستیه ، dna انسان یه جور کد گذاره و کلی چیزای دیگه که بهتر از من میدونید ،
بنظر من این دنیا یه بازی و توهمه …
جالب لست
به نظرم جهان ماتریکسی میتونه پایه علمی داشته باشع ، تمام هر چیزی که وجود دارد و داشته و خواهد داشت مجموعه ای از کد ها و عدد ها در یک سیستم بسته مانند یک جهان کامپیوتری است
به هیچ وجه نمیتوان خارج از این کد ها رو فهمید چون هر چیزی که وجود دارد در قالب این جهان ماتریکسی است
این نظریه مشابه فرضیه جهان هولوگرافی است…!
که اساس علمی داره.
بنظر من ک انسان نمیتونه از یسری کد بوجود اومده باشه. بعضی چیزا خیل ی قابل پیش بینیه مثل جاذبه. اگه چیزی در حال افتادن از روی میز باشه میفهمی ک بعدش از روی میز میوفته روی زمین. این قابل پیشبینیه. اما بنظرم احساسات انسان اینطور نیست رفتار ماهم همینطور. بنظرم افکار نا انسان ها هم بر اساس یسری کد هم نیستن. این ممکنه فراتر از یه دنیای کامپیوتری باشه.
من در نظر یکی از دوستان خوندم که از خدایان نام برده بودن ک زیر نظر خدای یکتا کار میکنن از طرفی این هم درسته هم غلط. دلیل غلط بودنش اینه ک بنظرت خدا با ی کامپیوتر و هوش مصنوعی بزرگ دنیای ما و انسان رو خلق کرده؟
و شاید دلیل درستش اینه که شما میتونید بارها در قران بخونید ک نوشته مثلا ما فلان چیز رو خلق کردیم و بار ها از کلمه ما استفاده شده.
اگه ب خدا و قران اعتقاد داشته باشید میدونید ک خدا دنیا رو از عدم خلق کرده. یعنی تمام دنیا رو. هم عرش الهی و هم دنیای ما و دیگر دنیا ها.
پس باید ماتریکس رو به کل رد کنیم. کلی دلیل دور و برمون هست اگه دقت کنیم
تضاد هست ونیست عشق احساسات هیجانات همه همه مبین طریقی برای به کمال رسیدن است فرق انسان آدم خوار با انسان فهیم که برای همنوع ارزش قائل است نمیتواند دیالوگ باشد زیرا شعور برتر و با معرفت بدنبال رشد معرفت و عشق در جهان هستی میباشد شک نکنید انتهای مسیر تبلور عشق به تمام هستی است و…
هرچیزی که تغییر نکنه واقعیه . مثل فیزیک . این ماتریکس دنیای ماس ولی خدایان با کسانی که فوضولی میکنن رفتار درستی نخواهند داشت همونطور که با کسانی که بی خیال زندگی میکنن و یادشون رفته که چرا اینجا هستن که اگه بفهمیم اگاهی ما ازاد و جاودان خواهیم شد اگر نفهمیم فرصت داریم ولی با نابودی زمین ماهم نابود خواهیم شد و خدایان که زیر مجموعه خداوند یکتا هستند بدی را با بدی جواب خواهند داد و کسی که فضولی کنه تا ابد جاودان زجر عمیقی خواهد شد که یه ثانیه هم تحمل اون رو نداریم درود بر خدابان
جای تامل داره
به نظر من این فرضیه به واقعیت جهان ما نزدیکتره